اندیشکده بروکینگز در گزارشی تحلیلی هشدار میدهد که جنگ جاری در خلیج فارس، فراتر از افزایش قیمت انرژی، میتواند بحران دیرینه آب در خاورمیانه را تشدید کند؛ بحرانی که با وابستگی شدید کشورهای منطقه به آبشیرینکنها، تغییرات اقلیمی، کاهش منابع زیرزمینی و ضعف مدیریت آب، اکنون به یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل شده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اندیشکده بروکینگز نوشت:
برای بیشتر جهان، بزرگترین تأثیر درگیری جاری در منطقه خلیج فارس، افزایش قیمت انرژی بوده است. با این حال، برای مردمان خاورمیانه، پایدارترین تأثیر ممکن است شامل بدتر شدن بحران طولانی مدت آب در منطقه باشد. درگیری فعلی، آسیبپذیریها در زیرساختهای آب منطقه را در زمانی که تغییرات اقلیمی، کاهش آبهای زیرزمینی و شیوههای مدیریتی ناپایدار، ناامنی آب را بدتر میکنند، برجسته کرده است.
وابستگی به آب شیرینکن
مشکلات آب خاورمیانه در مراحل اولیه درگیری فعلی، زمانی که یک پهپاد مشکوک به ایرانی به یک کارخانه آب شیرینکن در بحرین، که بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی این کشور جزیرهای را تأمین میکند، آسیب رساند، به شدت آشکار شد. این حمله پس از آن صورت گرفت که ایران اعلام کرد حمله ایالات متحده یا اسرائیل به یکی از کارخانههای آب شیرینکن خود بوده است و در تهدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر بمباران هر یک از تقریباً ۷۵ تأسیسات آب شیرینکن ایران، تکرار شد.
این تهدیدها، اگرچه تاکنون تو خالی بودهاند، اما نشاندهنده یک آسیبپذیری واقعی هستند: خلیج فارس وابستهترین منطقه به آب شیرینکن در جهان است. با توجه به اینکه بسیاری از کشورها و شهرهای خلیج فارس تنها یک یا دو کارخانه آب شیرینکن در مقیاس بزرگ دارند، از کار انداختن یکی از آنها، حتی به طور موقت، میتواند دسترسی به آب آشامیدنی را برای مدت طولانی قطع کند.
علاوه بر این، آسیبپذیری تأسیسات آب شیرینکن خلیج فارس محدود به حملات موشکی و پهپادی نیست: دولت ایالات متحده اخیراً خطرات رو به رشد زیرساختهای آب ناشی از حملات سایبری مرتبط با ایران را برجسته کرده است. حتی در صورت عدم وجود حملات، این درگیری به بخش آب منطقه آسیب خواهد رساند: آب شیرینکن یک فرآیند بسیار انرژیبر است که جایگزین واقعبینانهای برای اکثر کشورهای خلیج فارس وجود ندارد، به این معنی که کشورهایی که به آنها وابسته هستند، باید هزینههای انرژی به شدت افزایش یافته را برای تولید آب آشامیدنی متحمل شوند.
کار با آب خالی
با این حال، آسیبپذیری زیرساختهای آب خلیج فارس در برابر حمله تنها بخشی از مشکل است. حتی در زمان صلح، تقریباً کل منطقه خاورمیانه با کمبود و تغییرپذیری فزاینده آب مواجه است. تغییرات اقلیمی که در حال حاضر یکی از خشکترین مناطق جهان است، میانگین دما را افزایش میدهد و بارندگی و جریان ورودی به رودخانههای اصلی منطقه را غیرقابل پیشبینیتر میکند. سیاستهای ناپایدار مدیریت آب توسط دولتها، مانند تشویق به استفاده زیاد از آبهای زیرزمینی برای گسترش زمینهای کشاورزی آبیاری شده، این چالش را پیچیدهتر میکند.
بحران تأمین آب در منطقه به حدی شدید است که بانک جهانی تخمین میزند کمبود آب که با تغییرات اقلیمی تشدید شده است، تا سال ۲۰۵۰ برای خاورمیانه ۶ تا ۱۴ درصد از تولید ناخالص داخلی آن هزینه خواهد داشت. اگرچه برخی از کشورها تلاش کردهاند تا با تشویق به استفاده پایدارتر از آب از طریق افزایش قیمت آب و اتخاذ مقررات سختگیرانهتر، به این مسائل رسیدگی کنند، اما این آسیب تا حد زیادی وارد شده است: پس از تخلیه، سفرههای آب زیرزمینی با توجه به بارندگی کم منطقه، بسیار کند شارژ میشوند. اقدامات برای کاهش مصرف آب از طریق افزایش قیمت آب اغلب با مخالفت شدید سیاسی روبرو میشود. علاوه بر این، بخشهای بزرگی از خاورمیانه، از جمله یمن، لبنان و سوریه، فاقد نهادهای کارآمد یا منابع مالی برای مقابله با بحران تأمین آب خود هستند.
ارتباط با ایران
کمبود آب و آسیبپذیری آن چالش ویژهای برای ایران است. حتی قبل از شروع درگیری فعلی، شهرهای بزرگ ایران با احتمال اختلال شدید در تأمین آب لولهکشی روبرو بودند و مخازن تقریباً خالی بودند. خشکسالی آنقدر شدید است که رئیس جمهور ایران سال گذشته گفت که این کشور ممکن است مجبور شود پایتخت خود را از تهران به منطقهای امنتر از نظر آب منتقل کند.
جدا از تغییرات اقلیمی که باعث خشکسالیهای شدیدتری میشود و کل منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد، منابع بحران آب ایران عمیقاً در شیوههای ناپایدار مدیریت آب ریشه دارد. این چالشها شامل ساخت بیش از حد سدّها است که جریان آبهای سطحی را مختل کرده است و استخراج آبهای زیرزمینی که آب را از سفرههای زیرزمینی بسیار سریعتر از آنچه که میتواند دوباره پر شود، خارج میکند. این شیوهها تا حدی برای این اتخاذ شده بودند که ایران بتواند در مواجهه با تحریمهای اعمال شده توسط ایالات متحده و سایر کشورها، خودکفایی در تولید مواد غذایی را حفظ کند. با این حال، اکنون، این شیوهها شرایط سخت جوامع روستایی ایران را تشدید میکنند.
دستور کار سیاستگذاری پس از جنگ
شدت بحران آب که هم ایران و هم همسایگانش را تحت تأثیر قرار داده است، فرصتی را برای بازسازی آیندهای پایدارتر برای خاورمیانه پس از پایان درگیری فعلی فراهم میکند. این واقعیت که بسیاری از کشورهای خاورمیانه با چالشهای مشابه مرتبط با آب، از جمله استخراج آبهای زیرزمینی، وابستگی زیاد به کارخانههای نمکزدایی آسیبپذیر و بارندگیهای متغیر فزاینده، مواجه هستند، مدیریت پایدار آب را به یک تمرکز فوری، هرچند دشوار، برای همکاریهای منطقهای تبدیل میکند.
این ایده کاملاً جدیدی نیست. شورای همکاری خلیج فارس، یکی از نهادهای اصلی بینالمللی منطقه، در گذشته همکاری در زمینه آب را مورد توجه قرار داده است. اما سازمانهای منطقهای میتوانند کارهای بسیار بیشتری انجام دهند، مانند تأمین مالی مشترک تحقیقات در مورد فناوریهای نمکزدایی کمهزینهتر و کممصرفتر، محصولات اصلاحشده ژنتیکی که در برابر کمبود آب مقاومتر هستند و تقویت تلاشها برای انعقاد توافقنامههای بینالمللی در مورد آبراهها و سفرههای آب مشترک. بالاترین اولویت باید انعقاد توافقنامههای جدید برای مدیریت برداشت آبهای زیرزمینی از سفرههای آب فرامرزی، مانند سیستم سفره آب نئوژن مشترک بین عربستان سعودی، عراق و کویت باشد که اغلب بیش از حد مورد بهرهبرداری قرار میگیرند.
کشورهای خارج از منطقه، از جمله ایالات متحده، نیز میتوانند در تبدیل آب به کانون توجه برای بازسازی و ایجاد صلح پس از جنگ نقش داشته باشند. به عنوان مثال، ایالات متحده میتواند تلاشهای قبلی خود را برای تمرکز کمکهای توسعهای خود بر امنیت آب، همانطور که در استراتژی جهانی آب ایالات متحده که در حال حاضر رو به زوال است، گنجانده شده است، احیا کند.
شایان ذکر است که چین نیز تلاشهای زیادی برای تقویت امنیت آب دارد و شریک اقتصادی و تجاری فزایندهای در سراسر خاورمیانه است. در داخل کشور، پکن اصلاحات بلندپروازانهای در سیاست آب و سرمایهگذاری در کشاورزی با صرفهجویی در مصرف آب آغاز کرده است که درسهای مهمی برای سایر کشورهای در حال توسعه ارائه میدهد. البته، ایالات متحده و سایر کشورها ممکن است مشتاق نباشند که چین نقش بیشتری در خاورمیانه به طور کلی و به ویژه در بخش آب آن ایفا کند. اما در عین حال، دشوار است که خاورمیانه به تنهایی با چالشهای مربوط به آب خود روبرو شود.
بدون اقدام هماهنگ، چه توسط کشورهای منطقه و چه فراتر از آن، آب مدتها پس از پایان درگیری فعلی، همچنان خطرات بزرگی را برای صلح و رفاه در خاورمیانه ایجاد خواهد کرد. در واقع، چالش دستیابی به امنیت آب و همچنین انرژی، نقش زیادی در شکلدهی آینده منطقه خواهد داشت.