یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: تبعات جنگ مجدد علیه ایران، از منطقه فراتر خواهد رفت و میتواند حتی پایان حکمرانی جمهوریخواهان در کاخ سفید را رقم زند.
مرتضی مکی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به وجود شکاف عمیق بین خواستههای ایران و آمریکا، اظهار کرد: تداوم میانجیگریها بیان ایران و آمریکا، نشان میدهد از یک طرف جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافق اراده دارد و از سمت دیگر، آمریکا نیز ضرورت حصول توافق را درک میکند. با این وجود، آمریکا خواستههایی را مطرح میکند که گویی در طی ۸۰ روز گذشته، هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ یعنی این کشور همچنان همان خواستههایی را از ایران دارد که پیش از جنگ رمضان مطرح میکرد.
وی ادامه داد: آمریکا در حالی بر لزوم پذیرش غنیسازی صفر و تحویل اورانیوم غنیشده از سمت ایران تأکید دارد که حاضر نیست هیچ مابهازایی را در مقابل آن به ایران بدهد. این نشان میدهد علیرغم اینکه ترامپ به استیصال رسیده و نیازمند توافق برای خروج از این تله خودساخته است، همچنان تلاش میکند با توسل به دیپلماسی اجبار و تهدید، خواستههای خود را محقق کند، در حالیکه چنین چیزی از اساس ممکن نیست. ایران در طی جنگ رمضان، هزینههای سنگینی را پرداخته، اما توانسته کنترل خود بر تنگه هرمز را تثبیت کند که یک ابزار بسیار مهم برای احقاق حقوق ما محسوب میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به سفر وزیر کشور پاکستان به ایران، عنوان کرد: احتمالا وزیر کشور پاکستان، حامل پیامی از سمت آمریکاییها برای ایران است که البته نمیدانیم این پیام چیست و نمیتوانیم هم در مورد آن گمانهزنی مشخصی کنیم؛ یعنی محتوای این پیام هم میتواند حاکی از انعطاف در مواضع آمریکاییها باشد و هم میتواند نوعی اولتیماتوم به ایران و هشدار برای حمله مجدد باشد. در این شرایط عدم قطعیت و تعلیق، هر کدام از این دو سناریو احتمالی برابر و در حد ۵۰ درصد دارد.
مکی با بیان اینکه جنگ مجدد هزینههای بسیاری را برای آمریکا به همراه دارد، عنوان کرد: اگر آمریکاییها مطمئن بودند که میتوانند به صورت ضربتی جنگ بعدی را انجام دهند و در مدت کوتاهی خواستههای خود را محقق کنند، دست به این کار میزدند. اما با توجه به اینکه ایران در جنگ ۴۰ روزه نیز به وعده قبلی خود مبنی بر منطقهایسازی جنگ عمل کرد، اکنون آمریکا در نتیجهبخشی حمله مجدد به ایران تردید دارد.
وی با اشاره به ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر احتمال بهراهانداختن جنگی ویرانگر علیه ایران، بیان کرد: اینها تاکتیکهای جنگ روانی است تا آمریکا بتواند طرف مقابل خود را تحت فشار و تنگنا قرار دهد. جنگ ۴۰ روزه نشان داد که ایران تحت تأثیر ترفندهای مختلف جنگی آمریکا قرار نمیگیرد و علیرغم تحمل خسارات گوناگون، توان مقابله با متجاوز را دارد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در صورت جنگ مجدد، ایران دیگر ملاحظات جنگ ۴۰ روزه را نخواهد داشت؛ کما اینکه ما در جنگ ۱۲ روزه نیز برخی ملاحظات داشتیم که در جنگ رمضان آنها را کنار گذاشتیم. پاسخ ایران به تجاوز مجدد آمریکا، میتواند بسیاری از محاسبات منطقهای را دگرگون کند. عملکرد ایران در جنگ ۴۰ روزه، باعث شد عربستان، کویت و قطر و بسیاری از دیگر کشورهایی که تا اسفند پارسال خواهان حمله به ایران بودند، اکنون به دنبال جلوگیری از بروز جنگی دیگر باشند، زیرا فهمیدند با ضربه به زیرساختهای اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی، نمیتوانند موجودیت ایران را متزلزل کنند. اگر کشورهای منطقه مجددا در شکلگیری جنگ علیه ایران با آمریکا و اسرائیل همکاری کنند، قطعا ضرباتی را خواهند خورد که به مراتب سنگینتر از خساراتی است که به ما تحمیل میشود.
مکی با اشاره به سناریوهای ممکن در صورت بروز مجدد جنگ، اظهار کرد: آمریکاییها سعی خواهند کرد که آموختههای خود در جنگ ۴۰ روزه را بار دیگر به آزمون نگذارند و روشهای جدیدی را برای تحت فشار قراردادن جمهوری اسلامی از طریق نظامی به کار گیرند. یکی از سناریوهای احتمالی، حمله به خارک است به گونهای که حتی اگر نتوانند نیروی زمینی به این منطقه وارد کنند، حداقل مهمترین پایانه صادرات نفت ایران را از کار بیندازند.
وی اضافه کرد: سناریوی ممکن بعدی این است که به تأسیسات بندری و تجاری ایران حمله کنند تا از این طریق، برای خود دستاوردسازی کرده و به این شکل، برای شکلگیری دور بعدی مذاکرات، به ایران فشار بیاورند. نهایتا سناریوی سوم، تکرار حملات به شهرها و مراکز صنعتی مشابه جنگ ۴۰ روزه، اما در بازه زمانی کوتاهتری است تا تابآوری اجتماعی را در کشورمان کاهش دهند. قطعا در مقابل هر کدام از این حالات، جمهوری اسلامی نیز سناریوهایی را برای پاسخدهی دارد. تبعات جنگ مجدد علیه ایران، از منطقه فراتر خواهد رفت و میتواند حتی پایان حکمرانی جمهوریخواهان در کاخ سفید را رقم زند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین با اشاره به اینکه برخی معتقدند شیوه فعلی مذاکرات ایران و آمریکا که به شکل ارسال نامه انجام میشود، نمیتواند نتیجهای در پی داشته باشد، گفت: ما در پاکستان مذاکرات مستقیم را هم تجربه کردیم، اما به نتیجه نرسید. مشکل این جاست که اصلا آمریکا خواهان مذاکرات همراه با احترام متقابل نیست و عملا به دنبال مذاکره برای مذاکره است. دلیلی وجود ندارد تا ایران امتیاز مذاکره مستقیم را به آمریکا بدهد، زیرا این کشور در ابتدا اعلام کرد طرح ۱۰ مادهای ایران را پذیرفته، اما در پشت میز مذاکره، همان خواستههای ۱۵گانه قبلی خود را تکرار کرد. تا زمانی که آمریکا نپذیرد شرایط جهان و منطقه با ۸۰ روز پیش متفاوت شده و همچنان بر همان خواستههای پیش از جنگ خود تاکید کند، اساسا برگزاری مذاکره بیمعناست.