به گزارش خبرآنلاین از تبریز، برای واکاوی ریشه‌ها و دلایل گرایش جوانان ایرانی به این فرهنگ غیر بومی، با دکتر رسول زاده جامعه شناس و هیئت علمی دانشگاه شهید مدنی تبریز به گفت و گو پرداخته ایم که متن این گفت‌وگو در ادامه می آید...

جایگاه ولنتاین در فرهنگ ایرانی چیست ؟
به نظر می‌رسد با وجود اینکه فرهنگ اساطیری و تاریخی ایرانی سرشار از مضامین ، داستانها و روایات متعدد در زمینه عشق و علایق فردی است طوریکه این موضوع در ادبیات ، اشعار و ضرب المثل های ایرانی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است، اما ولنتاین به عنوان یک روز بخصوص برای عشق ورزی پدیده ای نوظهور و وارداتی است که نظیر خیلی از پدیده های دیگر فرهنگی مورد استقبال و خوش آمد اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان ایرانی واقع شده است. به عنوان یک امر اجتماعی ولنتاین را می توان یکی از عناصر جهان مدرن دانست که از اساطیر و الگوهای سنتی تقدس زدایی نموده و سعی می کند عالی ترین و بنیادی ترین درجات معرفت و رفتارهای انسانی را به درجات نازلتر و فردی شده مدرن تبدیل کند.


این رویداد خارجی با فرهنگ و اصالت ایرانی چه شباهت و تناقضهایی دارد؟
در اساطیر ایرانی همواره عشق یک مفهوم فرازمینی، غالبا دست نا یافتنی و خصلت انسانهای برجسته و پاک‌باخته بوده که هیچ عنصر و مانع زمینی یارای در افتادن با قدرت و جوشش عشق را نداشته و عشق نیز مانند کالایی کمیاب و نادر تنها انسانهای وارسته و خاص را درگیر خود می کرد.
در اساطیر ایرانی عشق به معنای کنده شدن از تمامی وابستگی های زمینی و هجران و سوز ناشی از غم هجران بوده است که در عشق مدرن چندان خبری از این مفاهیم نیست و به نظر می رسد عشق مدرن یک مساله عمومی و یک کالای انبوه است که همگان با تصور و درک مختلف می توانند خود را مالک بخشی از آن پندارند.
این خصلت زندگی مدرن می باشد، تکثر و تنوع توام با تقدس زدایی از هر چیزی که بخش جدایی ناپذیر اسطوره های فرهنگی ما ایرانیان را شکل می دهد. فردیت زدگی، دموکراتیزه شدن روابط عاشقی، اراده گرایی، نسبیت، بی سامانی روابط عاشقانه، فرامحلی بودن، جهانی بودن و زمینی بودن از ویژگی های عشق ولنتاینی است.


این رویداد چطور توسعه یافته است و چرا در سالهای اخیر به این گستردگی در بین جوانان رواج داشته است ؟
یکی از دلایل بسیار مهم گسترش چنین پدیده ای در سالهای اخیر گسترش وسایل ارتباط جمعی و امکان دسترسی جوانان به فضاهای مجازی است که امکان نفوذ فرهنگ غربی را در زمینه های مختلف بیش از پیش فراهم ساخته است. البته من با خوب و بد بودن قضیه کاری ندارم و قصد بررسی هنجاری و ارزشی ندارم اما اگر ولنتاین را نه یک پدیده نامیمون بلکه نامانوس بپنداریم که با برخی از عناصر فرهنگ ملی و مذهبی ما سازگاری چندانی ندارد، می توان از منظر جامعه شناختی آن را مورد بررسی قرار داد.


دخالت این رویداد وارداتی چقدر توانسته در ضعف فرهنگی و یا روابط اجتماعی بین جوانان تاثیرگذار باشد؟
امروزه فرهنگ جوانان ما یک فرهنگ سایبرنتیک است و به تعبیر گیدنز امروز با مساله از جا کندگی و جایگزینی رویه‌های فرهنگی جدید به جای فرهنگ سنتی مواجه هستیم که فناوری های ارتباطی نقش اصلی را در آن ایفا می‌کنند.
قدر مسلم آن است که در ولنتاین ، عدم حضور هویت، فرهنگ، تمدن و تجربه تاریخی ایرانی و یا حتی نمادهای آن بسیار خودنمایی می کند. نوع کادوها، تعاملات و انگیزه هایی که در کنش های ولنتاین دیده می‌شود، با ماهیت ایرانی و گاه حتی اخلاقی سنخیت چندانی ندارد و از آن‌جاکه آیینی وارداتی است در محتوا، شکل و نمادها، تناقض‌ها و ناسازگاری بسیاری با ارزش ها، ذائقه و هنجارهای فرهنگ ایرانی دارد .


دلیل گرایش جوانان به مواردی چون کریسمس و ولنتاین چیست ؟
یکی از دلایل گرایش جوانان به چنین پدیده هایی شاید در خلاهایی فرهنگی و بحران هویت جوانی قابل پیگیری باشد. جامعه ایرانی با تمدنی چند هزار ساله همواره مهد جشنها و مراسمات آیینی و ملی مختلفی بوده که متاسفانه به مرور زمان این جشنها از مناسبات ایرانی رخت بر بسته و جایگزین مناسبی برای آنها پیش بینی نشده است.
ادبیات و اشعار ملی ما سرشار از داستانها و حماسه های عشاق می باشد که امروز کمتر جوانی تمایل به مرور و مطالعه چنین ادبیاتی را دارند. لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، اصلی و کرم و... شاید فقط نمونه های کوچکی از ادبیات عاشقانه ای است که جوانان دیگر تقاربی با آنها احساس نمی کنند و بدیهی است جای این خلا را پدیده هایی مثل ولنتاین پر کند.


این درهم آمیختگی چه تاثیری در فرهنگ ایرانی دارد ؟
امروز جوانان ایرانی هویتی چندگانه و نامانوس را تجربه می کنند که هر تجربه جدیدی می تواند این هویت را در هم فرو ریزد.

 

48

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

  • کدخبر: 862812
  • منبع: khabaronline.ir
  • نسخه چاپی
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.