life

جی پلاس؛

آقا مهدی باکری به بانو کمک کرد تا هدیه های روز عروسی را کنار اتاق روی هم چیدند و بعد نگاهی به آنها کرد و گفت: ... .

 جی پلاس -منصوره جاسبی: هدیه هایی که به مناسبت عروسی بهمان داده بودند، کنار اتاق چیده بودیم. اول صبحی آقا مهدی (باکری) صدام زد و گفت: می خواهی با این هدیه ها چه کار کنی؟

گفتم: نظر شما چیه؟

لبخند معناداری زد و گفت: اگه نظر من رو بخوای که میگم ما که اینها رو لازم نداریم پس بهتره باهاشون یه کار خیر انجام بدیم.

 

باز هم بخوانید:

استخاره ای که شهادتش را رقم زد/ ماشینی که آمبولانس جبهه شد

مژده قرآن به شهید خبری چه بود؟

شهیدی که در غدیر آمد و در رمضان رفت

چه کسانی در ۲۳ فروردین در استان ایلام به شهادت رسیدند؟

چرا شهید مصطفایی حاضر نشد برای تبلیغ به شمال برود؟

قربانی ای که در عملیات رمضان پذیرفته شد

 

گفتم: مثلا چی کار؟

گفت: به جبهه کمک کنیم.

قبول کردم و فردا همه وسایل رو جمع کردم و بردم پیش یه لوازم خانگی فروشی و ده پانزده تا کلمن گرفتم برای جبهه.

لبخند رضایت تو چهره آقا مهدی موج می زد.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1506185
ارسال نظر