life

جی پلاس؛

از طرف دفتر تبلیغات اسلامی قم او (شهید غلامعلی مصطفایی) را برای رفتن و تبلیغ کردن در شمال کشور مامور کردند اما سر باز زد و...

جی پلاس:  مادر شهید غلامعلی مصطفایی از فرزند شهیدش اینگونه نقل کرده است:

 

غلامعلی از همان نوجوانی با همه فرق داشت. هنگام عید نوروز که می خواستم برایش لباس نو بخرم قبول نمی‌ کرد، چون مرتضی دوستش پول نداشت لباس بخرد، او هم گفت من هم نمی‌ خواهم. من برای دوستش یک دست پیراهن و شلوار خریدم تا غلامعلی راضی شد، لباس عید بخرد. 

 

پس از اخذ دیپلم به خدمت نظام رفت و چون سپاهی دانش بود داوطلبانه به دهکده «جزامی‌نشین کردستان» اعزام شد. هنگامی که خانواده‌ اش از این امر مطلع شدند از او خواستند که از این کار امتناع ورزد. اما او در جواب آنها گفت: «باید کسانی باشند که به این گونه افراد خدمت کنند.» 

 

باز هم بخوانید:

شهیدی که در غدیر آمد و در رمضان رفت

چه کسانی در ۲۳ فروردین در استان ایلام به شهادت رسیدند؟

 

بعدها نیز که روحانی شد. از طرف دفتر تبلیغات «قم» به او مأموریت دادند که به شمال برود و در آنجا کلاس های تبلیغی را برگزار کند؛ ولی چون علاقه شدیدی به محله فقیرنشین خود و شهرش «اهواز» داشت گرمای طاقت‌ فرسای خوزستان را به هوای مطبوع شمال ترجیح داد و به «اهواز» بازگشت. او هر روز با زبان روزه چهار تا پنج کلاس را اداره می کرد. 

 

در یکی از عملیات ها مورد اصابت گلوله قرار گرفت. گلوله از جلوی سینه‌ اش عبور کرده و جیب لباسش را که قرآن در آن بود پاره کرد. ایشان گفت: هنوز پذیرفتنی نشده‌ام این برای من یک آزمایش بود. 

 

بعد از این قضیه مجدداً به جبهه عزیمت و در 23 ماه مبارک رمضان با زبان روزه به شهادت رسید. 

 

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1505741
ارسال نظر