آنچه امروز میان تهران و ابوظبی جریان دارد، به تدریج از یک اختلاف سنتی منطقه‌ای عبور کرده و به سطحی از رقابت امنیتی و ژئوپلیتیکی رسیده است که ابعاد آن کل معادلات خلیج فارس را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که روابط جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی را دیگر نمی‌توان صرفاً در چارچوب اختلافات مرزی یا رقابت‌های اقتصادی تحلیل کرد.

 آنچه امروز میان تهران و ابوظبی جریان دارد، به تدریج از یک اختلاف سنتی منطقه‌ای عبور کرده و به سطحی از رقابت امنیتی و ژئوپلیتیکی رسیده است که ابعاد آن کل معادلات خلیج فارس را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

برخی اسناد محرمانه و روایت‌های موجود درباره جلسات شورای همکاری خلیج فارس نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، امارات طی دهه‌های گذشته تاکنون نه تنها مواضعی نرم‌تر نسبت به ایران نداشته، بلکه در بسیاری از موارد از اصلی‌ترین محرکان سیاست‌های ضدایرانی در این شورا بوده است. این مسئله نشان می‌دهد که ریشه اختلافات تهران و ابوظبی صرفاً به پرونده جزایر سه‌گانه محدود نمی‌شود، بلکه نوعی رقابت تاریخی، ذهنیت امنیتی و حتی احساس رهایی از هژمونی سنتی ایران در منطقه نیز در شکل‌گیری این رفتارها نقش داشته است.

 کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس که زمانی برای حل اختلافات داخلی خود به تهران متکی بودند، اکنون تلاش می‌کنند با اتکا به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، موازنه‌ای جدید علیه ایران ایجاد کنند. سیاست؛ همان هنری که کشورها در آن حافظه تاریخی را با عقده‌های جغرافیایی مخلوط می‌کنند و بعد اسمش را «منافع ملی» می‌گذارند.

در این میان، امارات پس از کاهش تدریجی اطمینان خود به چتر امنیتی آمریکا، مسیر نزدیکی همه‌جانبه به اسرائیل را انتخاب کرد. پیوستن به پیمان ابراهیم تنها یک اقدام دیپلماتیک نبود، بلکه آغاز ورود ابوظبی به یک همکاری گسترده امنیتی و اطلاعاتی با تل‌آویو محسوب می‌شد. تفاوت روابط امارات با اسرائیل نسبت به کشورهایی مانند مصر در همین نقطه آشکار می‌شود؛ قاهره روابطی محدود و کنترل‌شده با اسرائیل برقرار کرد، اما امارات عملاً همکاری در حوزه‌های اطلاعاتی، امنیت سایبری، اقتصاد، فناوری و حتی عملیات منطقه‌ای را در دستور کار قرار داد.

اتهاماتی که درباره ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی و همکاری‌های امنیتی امارات با اسرائیل مطرح می‌شود،  مستندات دقیق و قابل راستی‌آزمایی دارد، اما نشان‌دهنده سطح بی‌اعتمادی عمیقی است که در نگاه راهبردی ایران نسبت به ابوظبی شکل گرفته است. در این چارچوب، امارات نه تنها به عنوان یک شریک اقتصادی، بلکه به عنوان بستری برای نفوذ امنیتی اسرائیل در منطقه دیده می‌شود. همین مسئله باعث شده است که هرگونه تحرک ابوظبی در خلیج فارس یا دریای عمان، در تهران با حساسیت مضاعف دنبال شود.

در سطح منطقه‌ای نیز سیاست خارجی امارات طی سال‌های اخیر ماهیتی مداخله‌گرانه پیدا کرده است. از یمن تا سودان و از شاخ آفریقا تا شرق مدیترانه، ابوظبی تلاش کرده با تکیه بر ثروت نفتی و شبکه‌های اقتصادی خود، نقش یک بازیگر فراتر از اندازه جغرافیایی‌اش ایفا کند. حمایت از برخی جریان‌های نظامی در سودان، اختلافات با عربستان بر سر جنوب یمن و جزیره سقطری، رقابت پنهان با قطر و حتی تنش‌های قدیمی با عمان، همگی نشان می‌دهد که امارات در پی تثبیت موقعیت خود به عنوان یک قدرت مستقل منطقه‌ای است؛ کشوری کوچک با جاه‌طلبی‌هایی بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت اجتماعی و جمعیتی‌اش.

در کنار این مسائل، ساختار داخلی امارات نیز از پیچیدگی‌های قابل توجهی برخوردار است. اتحاد هفت شیخ‌نشین از ابتدا بر مبنای نوعی توازن قدرت شکل گرفت، اما تمرکز طولانی‌مدت قدرت در خاندان آل‌نهیان و حاکمیت ابوظبی، همواره زمینه‌ساز نارضایتی‌های پنهان در میان سایر امارت‌ها بوده است. اگرچه ثروت نفتی ابوظبی تاکنون توانسته این شکاف‌ها را مدیریت کند، اما اختلافات زیرپوستی میان خاندان‌های حاکم همچنان وجود دارد و در شرایط بحرانی می‌تواند خود را آشکارتر نشان دهد.

 دولت‌های نفتی معمولاً تا زمانی باثبات به نظر می‌رسند که پول، مثل مُسکن، دردهای سیاسی را بی‌حس نگه دارد.

از سوی دیگر، رشد اقتصادی امارات نیز همواره محل بحث بوده است. دبی و ابوظبی طی سال‌های اخیر خود را به عنوان مراکز مالی و تجاری منطقه معرفی کرده‌اند، اما منتقدان معتقدند بخش مهمی از این رشد مبتنی بر پول های کثیف مواد مخدر، رشوه، سرمایه‌های خارجی، اقتصاد خدماتی وابسته، پول‌های سرگردان جهانی و حضور گسترده نیروی کار مهاجر بوده است.

 در این نگاه، اقتصاد امارات بیش از آنکه یک توسعه بومی و پایدار باشد، به ویترینی از سرمایه‌داری جهانی تبدیل شده که ثبات آن به شدت به شرایط بین‌المللی و امنیت منطقه وابسته است.

در نهایت، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازتعریف مناسبات امنیتی در خلیج فارس است. اگر امارات بخواهد خاک خود را به بستری برای فعالیت‌های ضدایرانی تبدیل کند، طبیعی است که تهران نیز این مسئله را صرفاً یک اختلاف سیاسی تلقی نکند. در مقابل، اگر ابوظبی به این جمع‌بندی برسد که امنیت منطقه نه از مسیر ائتلاف‌های خارجی بلکه از طریق تفاهم منطقه‌ای تامین می‌شود، امکان کاهش تنش‌ها همچنان وجود خواهد داشت.

خلیج فارس در آستانه مرحله‌ای تازه از رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که در آن کشورها یا به سمت همکاری منطقه‌ای حرکت خواهند کرد یا درگیر چرخه‌ای فرسایشی از بی‌ثباتی، رقابت امنیتی و وابستگی بیشتر به قدرت‌های خارجی خواهند شد. انتخاب میان این دو مسیر، نه فقط آینده ایران و امارات، بلکه آینده کل منطقه را تعیین می‌کند. نه از مسیر ائتلاف‌های خارجی بلکه از طریق تفاهم منطقه‌ای تامین می‌شود، امکان کاهش تنش‌ها همچنان وجود خواهد داشت.

خلیج فارس در آستانه مرحله‌ای تازه از رقابت‌های ژئوپلیتیکی قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که در آن کشورها یا به سمت همکاری منطقه‌ای حرکت خواهند کرد یا درگیر چرخه‌ای فرسایشی از بی‌ثباتی، رقابت امنیتی و وابستگی بیشتر به قدرت‌های خارجی خواهند شد. انتخاب میان این دو مسیر، نه فقط آینده ایران و امارات، بلکه آینده کل منطقه را تعیین می‌کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.