فارن‌پالیسی در گزارشی تحلیلی می‌نویسد جنگ ایران، فراتر از میدان درگیری در خلیج فارس، به آزمونی جدی برای روابط واشینگتن و دهلی‌نو تبدیل شد؛ از کشته شدن سه دریانورد هندی در حملات آمریکا و فشار سنگین بر اقتصاد انرژی‌محور هند گرفته تا احیای نقش دیپلماتیک پاکستان و فرسایش اعتماد راهبردی دهلی‌نو به واشینگتن، این بحران نشان داد شراکت آمریکا و هند، برخلاف ظاهر مستحکم خود، با شکاف‌هایی عمیق و پیامدهایی ماندگار روبه‌رو شده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فارن‌پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت: در ۱۲ ژوئن، اس. جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، تماس تلفنی گرفت تا «اعتراض شدید» خود را نسبت به کشته شدن سه دریانورد هندی در حملات ایالات متحده در خلیج عمان در تاریخ ۹ ژوئن اعلام کند. این ملوانان در نفتکش «ستبلو» با پرچم پالائو حضور داشتند که به گفته ایالات متحده، «محاصره جاری» بر کشتیرانی مرتبط با ایران را «نقض کرده بود».

با امضای توافق صلح میان ایالات متحده و ایران در هفته جاری، به نظر می‌رسد که شکاف‌های دیپلماتیک میان واشنگتن و دهلی‌نو فراتر از جنگ ایران باقی خواهد ماند. پاسخ علنی روبیو به جایشانکار به‌طور قابل‌توجهی انعطاف‌ناپذیر بود. روبیو با تأکید بر اینکه نیروهای ایالات متحده «به اتخاذ تمام اقدامات لازم برای اجرای امنیت دریایی و مقابله با تهدیدات خصمانه در منطقه ادامه خواهند داد»، نه عذرخواهی کرد و نه ابراز تأسف. او هیچ تعهدی برای تعدیل قوانین درگیری نداد و به هند، که یک شریک استراتژیک ایالات متحده است، اطمینان نداد که چنین حادثه‌ای در آینده تکرار نخواهد شد.

این اصطکاک دیپلماتیک در حالی رخ داد که نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، به‌طور علنی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به خاطر تبریک گفتن به مودی برای تبدیل شدن به باسابقه‌ترین نخست‌وزیر هند تشکر کرد و دو طرف در حال نهایی کردن تدارکات برای دیدار دوجانبه میان رهبران در حاشیه اجلاس گروه هفت در فرانسه در این هفته بودند. وقتی از ترامپ پس از دیدار با مودی در روز چهارشنبه درباره مرگ ملوانان هندی سؤال شد، او پاسخ داد: «ما همه آن مردم را دوست داریم.» او از مودی تمجید کرد اما هیچ اعلامیه اساسی درباره روابط دوجانبه ارائه نکرد و از پاسخ به سؤالی درباره گفتگوی امنیتی چهارجانبه یا «کواد» طفره رفت. به نظر می‌رسد چنین ناهماهنگی‌ای، روابط هند و ایالات متحده را در حال حاضر تعریف می‌کند.

در زیر ظواهر یک شراکت مستحکم، اعتماد استراتژیک میان دهلی‌نو و واشنگتن دچار گسست شده است. سفر روبیو به هند در ماه مه نشان داد که در حالی که واشنگتن بی‌تفاوتی نشان می‌دهد، دهلی‌نو در محیطی حرکت می‌کند که در آن استقلال استراتژیک خود را تحت فشار شریک غربی مهم خود می‌بیند. دو عامل اصلی، وخامت این روابط را از زمان آغاز جنگ ایران برجسته می‌کند که با پایان جنگ نیز از بین نخواهد رفت.

نخست، بحران اقتصادی بی‌ثبات‌کننده‌ای است که این درگیری در داخل هند ایجاد کرد. دوم، هزینه سیاسی است که مودی اکنون پس از شرط‌بندی بر روی شهرت خود در شراکت با دولت ترامپ با آن مواجه است.

ناسازگاری در اهداف استراتژیک دو کشور وجود دارد که ممکن است پس از دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ نیز ادامه یابد. در هند، پیامدهای اقتصادی جنگ ایران فوری و ساختاری بوده است. این کشور نزدیک به ۸۹ درصد از مصرف نفت داخلی خود را وارد می‌کند که آن را در برابر اختلالات در عرضه جهانی به‌طور منحصربه‌فردی آسیب‌پذیر می‌سازد. هنگامی که قیمت نفت خام جهش یافت، این امر باعث تورم بالای داخلی شد و قدرت خرید مردم هند را تضعیف کرد.

اختلالات در تنگه هرمز همچنین هند را با کسری شدید در واردات کود و گاز پخت‌وپز مواجه کرد. این شوک انرژی و عرضه با کاهش حواله‌های ارزی از سوی مهاجران هندی که در خاورمیانه کار می‌کردند، تشدید شد؛ جایی که بی‌ثباتی، اقتصادهای محلی را نیز مختل کرده است. با کاهش این جریان‌های ورودی، بخش‌های صادراتی هند به دلیل افزایش حق بیمه حمل‌ونقل دریایی و اختلال در زنجیره‌های تأمین با انقباض مواجه شدند. دو سال پیش، مقامات هندی به اینکه این کشور به‌زودی به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل می‌شود، می‌بالیدند؛ اکنون، این کشور به جایگاه ششم سقوط کرده است.

 

این بحران، روپیه هند را به بدترین ارز آسیا تبدیل کرد و باعث خروج قابل‌توجه سرمایه شد. سرمایه‌گذاران خارجی حجم بی‌سابقه‌ای از سرمایه خود را از بازارهای سهام و بدهی هند خارج کرده و به دنبال دارایی‌های امن‌تر در مکان‌هایی مانند تایوان و کره جنوبی هستند. این رکود اقتصادی در کنار کسری بودجه فزاینده رخ داده و توانایی دولت برای انجام هزینه‌های سرمایه‌ای عمومی یا ارائه کمک به بخش‌های آسیب‌دیده را محدود کرده است. ساختار اقتصادی که هند امیدوار بود قدرت ملی‌اش را از طریق آن به نمایش بگذارد، اکنون در برابر شوک‌های ناشی از تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه دولت ترامپ بسیار آسیب‌پذیر شده است.

جنگ در ایران همچنین مسئولیت‌های سیاسی سنگینی برای مودی ایجاد کرده است، کسی که اقتدارش بر پایه نمایش قدرت هند استوار است. حملاتی که منجر به کشته شدن ملوانان هندی شد، هزینه انسانی این درگیری را مستقیماً به افکار عمومی منتقل کرد. پیش از این تلفات اخیر، حادثه‌ای رخ داد که در آن ایالات متحده یک کشتی ایرانی را در سواحل هند هدف اژدر قرار داد و مستقیماً این ایده را که هند به عنوان یک تأمین‌کننده امنیت خالص در منطقه اقیانوس هند عمل می‌کند، به چالش کشید. ناتوانی هند در محافظت از شهروندانش یا تأمین امنیت منطقه دریایی نزدیک خود، شکافی را میان لفاظی‌های راهبردی و توانمندی‌های واقعی این کشور آشکار کرد. این موضوع منجر به یک عقب‌نشینی آشکار داخلی برای مودی شده است که برند سیاسی خود را بر پایه ادعای قدرت جهانی نوظهور بودن هند بنا کرده است.

البته جنبه دیگر این بحران، تغییر موازنه قدرت در آسیای جنوبی است. مودی نزدیک به یک دهه سیاست انزوای دیپلماتیک پاکستان را دنبال کرده و این کشور را به عنوان حامی دولتی تروریسم و یک بازیگر منطقه‌ای بی‌اهمیت معرفی کرده است. اما دولت ترامپ با استفاده از کانال‌های پاکستان برای مذاکره با ایران، به این کشور اعتبار بخشید و آن را برای راهبرد خروج ایالات متحده به یک مهره ضروری تبدیل کرد. اسلام‌آباد به عنوان یک کانال پشتیبان حیاتی و محرمانه برای پیشنهادهای ایالات متحده در زمانی که مذاکرات مستقیم از نظر سیاسی غیرممکن بود، عمل کرد. و در ۱۴ ژوئن، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، اولین کسی بود که توافق صلح اولیه را اعلام کرد. برای هند، این یک چرخش قابل‌توجه در منطقه محسوب می‌شود، چرا که رقیب اصلی‌اش موفق شده است یک عملیات نظامی ایالات متحده را به فرصتی برای یک چرخش دیپلماتیک تبدیل کند.

برای درک اینکه دهلی‌نو چگونه با این رابطه دگرگون‌شده با واشنگتن برخورد می‌کند، باید نگاه دقیقی به سفر اخیر روبیو به هند داشت. این سفر، شکاف فزاینده میان ظاهرسازی‌های هر دو طرف و ماهیت تعاملاتشان را برجسته کرد. هند سفر روبیو را تلاشی برای تثبیت روابط پس از تنش‌های عمیق تلقی کرد، در حالی که ایالات متحده هرگونه تصوری مبنی بر نیاز به چنین بازسازی روابطی را رد کرد. روبیو در حضورهای عمومی خود در هند اصرار داشت که روابط دوجانبه باثبات باقی مانده است، به جای آنکه به شکاف‌های آشکار ناشی از سیاست‌های اخیر ایالات متحده اذعان کند. او از مودی برای سفر به کاخ سفید دعوت کرد. در همین حال، مقامات هندی با نوعی دیپلماسی تدافعی پاسخ دادند که بدون ایجاد یک گسست دیپلماتیک، نشان‌دهنده نوعی نارضایتی بود. گزارش‌های رسمی هند به‌طور معناداری دعوت عمومی روبیو از مودی را نادیده گرفتند. هنگامی که روبیو هدف بلندپروازانه‌ای را اعلام کرد که هند را ملزم به خرید ۵۰۰ میلیارد دلار کالای آمریکایی در پنج سال آینده می‌کرد، دهلی‌نو سکوتی حساب‌شده اختیار کرد. (در صورت اجرا، این دستور خرید کلان، مازاد تجاری تاریخی هند با ایالات متحده را به یک کسری تجاری ساختاری تبدیل خواهد کرد.)

دستاوردهای اساسی سفر روبیو محدود بود؛ این سفر تنها به یک توافق رسمی در مورد همکاری در زمینه مواد معدنی حیاتی منجر شد که چارچوب‌های موجود تحت «کواد» هند-اقیانوس آرام و همچنین ابتکار «پاکس سیلیکا» واشنگتن را تکرار می‌کرد. پیوند هند-اقیانوس آرام از هم گسسته است، زیرا منطق استراتژیکی که زیربنای این مشارکت بود، فرسایش یافته است. این تغییر بدین معناست که منطقه دیگر توسط یک چارچوب استراتژیک واحد اداره نمی‌شود، بلکه تحت تأثیر منافع ملی گسسته قرار دارد.

رویکرد ترامپ به «کواد» به‌طور فزاینده‌ای از یک چشم‌انداز کلان برای اتحادی علیه چین، به سمت یک مدل معاملاتی‌تر تغییر جهت داده است. این گروه در طول سفر روبیو، میزبان نشست وزرای خارجه بود و از برگزاری اجلاس سران صرف‌نظر کرد.

در نشانه دیگری از کاهش اهمیت هند-اقیانوس آرام، در ۱۶ ژوئن، وزارت دفاع ایالات متحده نام «فرماندهی اقیانوس آرام» را برای فرماندهی رزمی خود در منطقه بازگرداند، که پیش‌تر «فرماندهی هند-اقیانوس آرام» نامیده می‌شد. با این حال، شتاب بوروکراتیک و نظامی میان ایالات متحده و هند، که با «ابتکار فناوری‌های حیاتی و نوظهور» (iCET) و همکاری‌های عمیق دفاعی لنگر انداخته، بسیار عظیم‌تر از آن است که کاملاً متوقف شود. آن‌ها تمرینات نظامی مشترک انجام می‌دهند، بر روی ابتکاراتی مانند «همکاری نظارت دریایی هند-اقیانوس آرام» کار می‌کنند و اطلاعات مربوط به آگاهی از حوزه دریایی در منطقه اقیانوس هند را به اشتراک می‌گذارند. هند همچنین همچنان خریدار پلتفرم‌های دفاعی ایالات متحده است. اما اگر شکاف اعتماد باقی بماند، این حوزه‌ها احتمالاً محدود خواهند شد.

iCET و همکاری‌های صنایع دفاعی با سرعتی کندتر پیش خواهند رفت که محدود به محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده و موانع انتقال فناوری است. دولت ترامپ صنایع داخلی را در اولویت قرار داده و شرایط سخت‌گیرانه‌تری برای اشتراک‌گذاری فناوری اعمال خواهد کرد و هند نیاز خواهد داشت که تأمین‌کنندگان خود را متنوع کرده یا توانمندی‌های بومی توسعه دهد.

چرخش ایالات متحده به سمت حمایت‌گرایی و آسیب‌پذیری فزاینده هند، این کشور را وادار کرده است تا در سیاست خارجی خود، به‌ویژه در قبال چین، تعدیلاتی انجام دهد. دهلی نو شروع به ارائه امتیازات قابل توجهی به پکن کرده و موضع پیشین خود مبنی بر تقابل قاطع را تغییر داده است. برای نمونه، دولت مودی به فیلم‌سازان داخلی دستور داده است که تولید فیلم‌های مرتبط با درگیری مرگبار دره گالوان در سال ۲۰۲۰ را که در آن ۲۰ سرباز هندی کشته شدند، متوقف کنند. رئیس ستاد دفاعی هند که در حال ترک سمت خود است، اخیراً به پکن برای ارائه پشتیبانی عملیاتی بی‌درنگ به پاکستان در جریان درگیری نظامی سال گذشته‌اش با هند، چراغ سبز نشان داد. این اقدامات را می‌توان تدابیری موقت برای دستیابی به یک تنش‌زدایی فوری با چین دانست، اما آن‌ها در حال ایجاد یک وضعیت عادی جدید در روابط دوجانبه هستند. این همسویی ممکن است به اندازه‌ای نهادینه شود که دولت آینده ایالات متحده بازگشت به تعامل با هند به عنوان یک وزنه تعادل استراتژیک کارآمد در برابر چین را دشوار بیابد.

ایالات متحده زمانی قابل‌اعتمادترین شریک استراتژیک هند بود، اما آن اعتماد فرسایش یافته است—حتی اگر واشنگتن خلاف آن را وانمود کند. رهبری هند امیدوار است که رابطه را کاربردی نگه دارد و دوره دوم ترامپ را با حداقل آسیب پشت سر بگذارد، اما این فرض متکی بر ثباتی است که امروزه در روابط بین‌الملل وجود ندارد. یک استراتژی واقع‌بینانه‌تر، محدودیت‌های صریحی را برای همکاری تعیین می‌کند تا زمانی که ایالات متحده تقابل به مثل واقعی را احیا کرده و به منافع اصلی هند احترام بگذارد.

اگر اختلال کنونی نه یک ناهنجاری مرتبط با یک دوره ریاست‌جمهوری خاص، بلکه یک تغییر ساختاری دائمی در رفتار ایالات متحده باشد که ناشی از محدودیت‌های سیاسی داخلی است، چه؟ در بلندمدت، سیاست‌گذاران هندی باید بپذیرند که شرایط مادی زیربنای مشارکت با ایالات متحده به‌طور بنیادی تغییر کرده است. سیگنال‌های دیپلماتیک مؤدبانه و مدیریت بی‌سروصدای رسانه‌های داخلی نمی‌تواند این واقعیت را پنهان کند که توهم یک مشارکت تزلزل‌ناپذیر، هند را در موقعیت آسیب‌پذیرتری در یک نظام بین‌المللی بی‌ثبات قرار داده است. در نهایت، تاب‌آوری هند نه به انتظار برای پایان یک دوره ریاست‌جمهوری در ایالات متحده، بلکه به تقویت توان داخلی و تنوع‌بخشی به گزینه‌های خود در جهانی که در حال گسست است، بستگی خواهد داشت.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.