اخبار مرتبط

اعلام آمار برخی خدمات پستی ارایه شده به نامزدهای انتخاباتی

پاسخ حجت الاسلام و المسلمین سید سراج الدین موسوی؛

دولت در ابتدای راه قرار دارد و باید فرصت داشته باشد در چند ماه آینده نشان دهد تا چه حد مقید و پایبند به شعارها و برنامه‌هایی است که از قبل به مردم وعده داده است

به گزارش جماران؛ روزنامه آرمان نوشت:

زمان معرفی استانداران در دولت دوازدهم فرارسیده و با روشن شدن هفت استاندار، این مرحله مهم از عملکرد دولت، کلید خورده است. گرچه چندی پیش سخنگوی دولت گفت که نباید منتظر تغییرات بزرگی در استانداران باشیم و صرفا شاهد جابه‌جایی‌هایی خواهیم بود، اما باز هم استان‌هایی هستند که انتخاب استاندار برای آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از سوی دیگر روحانی باید مسأله اشتغال و معیشت مردم را به عنوان ضرورتی انکارناپذیر در نظر گیرد و در راستای حل مشکلات و مطالبات مردم به نحو مطلوبی اقدام کند. اصلاح‌طلبان نیز با تمام انتقاداتی که به دولت دارند همچنان حمایت خود را ادامه می‌دهند، گرچه در فعالیت‌های درون جریانی، زمزمه بازنگری در سازوکار شورای عالی سیاستگذاری به گوش می‌رسد. شورا و شهرداری تهران هم این روزها درصدد طراحی بهترین فرم رابطه دوسویه هستند که باید دید سرانجام چگونه عملکردی از خود به‌جا خواهند گذاشت. برای بررسی عملکرد دولت در چینش استانداران، وضعیت اصلاح‌طلبان و عملکرد شورا و شهرداری، مرتضی مبلغ، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با «آرمان» گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

آقای روحانی در انتخابات وعده‌های متعددی به مردم داد و بر لزوم محقق کردن مطالبات مردم در حوزه‌های مختلف تاکید کرد. به نظر شما مهم‌ترین مطالبات مردم بیشتر در چه زمینه‌هایی است؟

امروز مطالبات مردم نسبت به گذشته تغییر چندانی نکرده و هنوز هم در حوزه سیاست خارجی، توسعه سیاسی و فرهنگی، مطالباتی وجود دارد. آنچه اکنون جنبه فوریت دارد مسأله اشتغال است که خود آقای رئیس‌جمهور نیز بدان اشاره کرده است. در حال حاضر موضوع بیکاری یکی از ابرچالش‌هایی است که گریبانگیر کشور شده که برای حل آن باید شاهد توسعه کسب و کار و رونق اقتصادی باشیم. در این راستا باید جذب سرمایه داخلی و خارجی به طور گسترده اتفاق بیفتد تا بتوان بسترهای ایجاد اشتغال پایدار و مناسب را فراهم آورد. دولت همان‌طور که اعلام کرده و مطالبه مردم نیز هست باید به صورت سیستماتیک تلاش‌هایی را در این امور داشته باشد که مردم نیز بفهمند اتفاقاتی در حال رخ دادن است و گشایش‌های سازنده و موثری اتفاق می‌افتد. به موازات اینها باید سایر مسائل و مشکلات اقتصادی مثل مسائل بانک‌ها، آب و محیط زیست و... به طور جدی دنبال شود. از سوی دیگر در حوزه‌های سیاست خارجی و داخلی نیز باید به طور جدی گام‌های اساسی برداشته شود. این دولت باید استراتژی‌های مشخص و اولویت‌های دقیقی در هر کدام از این حوزه‌ها تعریف کند و براساس آن برنامه‌ریزی سیستماتیک کند. در حوزه سیاست داخلی دولت باید مشخص کند در مورد اقوام و اقلیت‌ها چه خواهد کرد و در مورد حقوق اساسی مردم، توسعه فرهنگی، احزاب و نهادهای مدنی، امنیت پایدار و رعایت اصول مختلف قانون اساسی چه سیاستی را اتخاذ می‌کند. دولت باید اینها را مشخص کند و با زمان‌بندی مدیران خود را مامور کند تا در این راستا گام‌های اساسی بردارند.

انتظار می‌رفت که در استانداری‌ها شاهد تغییرات گسترده‌ای باشیم، اما صرفا جابه‌جایی صورت گرفت، این مسائل را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در تغییرات و جابه‌جایی‌هایی که در میان استانداران رخ داده صرفا جابه‌جایی نبوده و 3 نفر از آنها جدید هستند، اما مسأله مهم این است که به هر حال استانداران نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای در تحقق سیاست‌های دولت و وعده‌های آقای روحانی در مناطق دارند و در واقع جایگاه استاندار به مثابه رئیس‌جمهور منطقه است. نوع اختیاراتی که استاندار دارد و نقش موثری که می‌تواند در پیشبرد مسائل و حل مسائل منطقه داشته باشد اهمیت ویژه‌ای دارد. از این رو گزینش استانداران در طول هفته‌های آینده یکی از فرازهای مهم تصمیم‌های دولت است. به‌نظر می‌رسد که اگر هر گونه قصور و غفلتی اتفاق بیفتد می‌تواند مشکلاتی جدی بر سر راه تحقق برنامه‌های دولت به‌وجود آورد. به‌خصوص که بارها اشاره شده که بسیاری از استانداران در دولت یازدهم در تحقق و پیشبرد برنامه‌ها و ایجاد رضایتمندی در مناطق چندان موفق نبودند و مدیرانی در طراز دولت و جامعه در این پست قرار نگرفتندکه بتوانند با ابتکار عمل، تدبیر و کارآمدی مسائل و مشکلات را دنبال کنند و درصدد حل و فصل آنها برآیند. بنابر‌این در این دوره علاوه بر اهمیت گزینش مدیران توانا و مجرب باید به گونه‌ای عمل شود که جبران کاستی‌ها و نواقص دوره گذشته نیز صورت گیرد. از این رو دولت و وزارت کشور با آزمونی مهم در هفته‌های پیش رو مواجهند که امیدواریم بتوانند استانداران توانا و کارآمدی را انتخاب کنند.

برخی مطرح می‌کنند که رئیس‌جمهور پس از پیروزی با حمایت اصلاح‌طلبان گرایش و تعلق خاطر خود را نسبت به جریان اصلاحات از دست داده و شعارهای انتخاباتی خود را فراموش کرده است. نظر شما چیست؟

من فکر می‌کنم هنوز زود است که بخواهیم در مورد این مسائل و تعابیر قضاوت کنیم. دولت در ابتدای راه قرار دارد و باید فرصت داشته باشد در چند ماه آینده نشان دهد تا چه حد مقید و پایبند به شعارها و برنامه‌هایی است که از قبل به مردم وعده داده است. بنابراین در این زمینه نمی‌توان به زودی قضاوت کرد و باید این موضوع را به آینده سپرد و امیدوار بود که دولت و آقای رئیس‌جمهور بتوانند شجاعانه و پیگیرانه آنچه به مردم وعده داده‌اند و جزو مطالبات جامعه است را محقق کنند. معتقدم چینش کابینه مقداری پایین‌تر از حد انتظار معقول بود که موجب شد چنین مسائلی در جامعه رواج یاید. از سوی دیگر به‌رغم اینکه در فضای جامعه فشارهای زیادی وجود داشت و لابی‌های زیادی که در آستانه اعلام کابینه مطرح بوده باید با لحاظ کردن اینها به قضاوت بپردازیم. البته ناگفته نماند که آقای رئیس‌جمهور و دولت به دنبال این هستند که آنچه را در طراز و شایسته جامعه است،‌ محقق کنند.

به نظر شما چرا برخی می‌خواهند بین اصلاح‌طلبان و آقای روحانی شکاف ایجاد کنند؟

این موضوع جزو بدیهیات است که نقش و شخصیت اصلاح‌طلبان و اعتماد عمیقی که جامعه به اصلاح‌طلبان دارد در پیروزی دولت بی‌بدیل بوده و هیچ مناقشه‌ای بر سر آن نیست. اصلاح‌طلبان به خاطر منافع ملی، مصالح عمومی و به‌خاطر وظیفه دینی و میهنی که بر عهده آنان است و برای پرهیز از تکرار شرایط قبل از 92 تلاش کردند و به صحنه آمدند و سهم‌خواهی هم نکردند و این سیاست راهبردی و اعلام شده آنها بوده که منافع جامعه محقق شود و خیر و صلاح جامعه تحقق یابد و پیش برود. در این راستا آقای رئیس‌جمهور و مجموعه دولت باید با تمام قوا و قدرت سعی کنند آنچه مطالبات بحق مردمی است و تعهداتی که به مردم دادند را محقق کنند و در این زمینه هیچ کوتاهی نکنند. اگر هم نسبت به برخی مدیران انتقادی وجود دارد یا بحث جناح‌بندی‌ها می‌شود، بدین خاطر است که برخی از جناح‌ها سیاست‌های آقای رئیس‌جمهور را بر نمی‌تابند و رقیب آقای روحانی و اصلاح‌طلبان هستند. طبیعی است زمانی که جریان رقیب این جریان را قبول ندارد، نمی‌تواند از ایفای مسئولیت‌های مربوطه به نحو احسن برآید. اگر انتقاداتی می‌شود که چرا برخی از جناح مقابل آقای رئیس‌جمهور در دولت هستند، بدین خاطر است که شاید آنها نتوانند از عهده وظایف مربوطه بر آیند بلکه ممکن است معکوس عمل کنند. اگر نقدی می‌شود تلقی و تصور منتقدان این است که آنها پیشینه لازم را برای ایفای نقش خود در دولت ندارند. مجموعه دولت باید با تمام توان بدون هیچ گونه غفلت و کوتاهی و مماشات به طور شجاعانه در راه تحقق وعده‌ها و باز کردن گره از مشکلات مردم تلاش کند تا جامعه ببیند که اینها صادقانه کار و تلاش می‌کنند.

جریان اصلاحات در چند انتخابات اخیر با شورای عالی سیاستگذاری پیروزی‌های بسیار خوبی به‌دست آورده اما گفته می‌شود که باید در این شورا نیز بازنگری صورت گیرد. ارزیابی شما چسیت؟

در هر 3 مرحله گذشته از سال 92 تا 96 که نوعی حرکت جبهه‌ای و اجتماعی در اردوگاه اصلاح‌طلبان شکل گرفته است، همواره این بحث مطرح بوده که باید نسبت به مرحله قبل تجدید نظر صورت گیرد، نقاط ضعف شناسایی شود و نقاط قوت نیز تقویت شود. کما اینکه پس از انتخابات مجلس دهم و خبرگان این حرکت رخ داد و بازنگری‌هایی اتفاق افتاد و تجدید‌نظرهایی هم صورت گرفت و در نتیجه شورای جدید تشکیل شد. اکنون نیز این مسأله مطرح است و بازنگری در شورای عالی سخن همه اصلاح‌طلبان است. چون این حرکت جبهه‌ای باید تعمیق یابد، سازوکارهای بهتری داشته و نقاط ضعفش برطرف شود. باید در حوزه ترکیب اعضا و حوزه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و ارتقای سطح مدیریت شرایط بهینه‌ای حاکم شود. در حال حاضر روی این موضوع مطالعاتی صورت گرفته و بررسی‌های لازم صورت خواهد گرفت. البته کل این حرکت باید به نحوی صورت پذیرد که در آن تحزب و تشکل تقویت گردد و احزاب تقویت شوند. گرچه احزاب اصیل و ریشه‌دار در مجموع از حرکت جبهه‌ای شورای عالی راضی بودند، اما این روند باید تقویت شود و سازوکار آن به گونه‌ای باشد که موجب تقویت و تاثیر بیشتر احزاب شود. از سوی دیگر برخی چهره‌های ملی که حزبی نیستند یا اگر هم حزبی هستند میزان تاثیرگذاری آنها فراتر از حزب است را نمی‌توان نادیده گرفت. بدین جهت اصلاح‌طلبان از این چهره‌ها بی‌نیاز نیستند و در این راستا یک اجماع نسبتا فراگیری بین اصلاح‌طلبان وجود دارد که باید همچنان از این شخصیت‌ها استفاده شود. اما اینکه این افراد چگونه و بر چه اساسی انتخاب شوند محل بحث است و در این راستا نظرات مختلفی مطرح است، اما در لزوم حضور این افراد هیچ گونه مناقشه‌ای وجود ندارد. مطلب دیگر اینکه نقش احزاب نیز باید به گونه‌ای شکل گیرد تا هرچه فعال‌تر عمل کنند. در شورای عالی که 24 حزب وجود دارد برخی از احزاب تمام قد فعالند و وقت می‌گذارند و در راستای پیشبرد اهداف شورای عالی قدم برمی‌دارند اما برخی احزاب فعالیت نسبی دارند و برخی نیز کاری نمی‌کنند. این در شرایطی است که همه این احزاب رای مساوی نسبت به یکدیگر دارند که این محل اشکال است. یکی از آسیب‌های شورای عالی در بخش احزاب این است که این سازوکار به نحوی شکل نگرفته که احزاب ملزم باشند فعال و با نقش موثر عمل کنند. باید در راستای تقویت تحزب و تشکل سازوکارها به گونه‌ای باشد که احزاب فعالانه و با انسجام بالا عمل کنند. بنابراین شورای عالی و سایر صاحبنظران در حال چاره‌اندیشی هستند که تداوم این کار به شکل بهینه‌تری جریان پیدا کند.

آقای دکتر عارف در جایی گفتند شورای عالی موجب تقویت احزاب شده، در حالی که بسیاری از احزاب از عدم توجه کافی شورای عالی به آنها گلایه‌مندند. این موضوع را چطور تحلیل می‌کنید؟

همان‌طور که گفته شد احزاب در شورای عالی متفاوت هستند. دسته‌ای از آنها بسیار فعالند و احزاب ریشه‌دار و همه‌جانبه‌ای هستند. در شورا چند حزب نقش پررنگ‌تری داشتند، اما برخی احزاب فقط در حد اسم بودند و فعالیت چندانی در شورا نداشتند. اگر به انتقادات وارده به شورای عالی توجه کنید می‌توان فهمید افرادی این نقدها را به سمت شورا روانه می‌کنند که کمترین نقش را در شورای عالی ایفا می‌کردند، در حالی که احزاب بزرگ و ریشه‌ای ما از شورای عالی انتقاد نکردند و از حرکت جبهه‌ای و جمعی اصلاح‌طلبان دفاع کردند و حتی به خاطر پیشبرد بهتر اهداف ملی و عمومی از منافع خود عبور کردند. شاید بیشترین انتقادات به لیستی بود که توسط شورای عالی برای شورای شهر بسته شده بود، اما عمدتا ریشه چنین چیزی که ما جای افراد توانمند و بسیار موثر را در این لیست خالی دیدیم به ماهیت حرکت جبهه‌ای بازمی‌گردد. اینکه احزاب و شخصیت‌های ملی گرد یکدیگر جمع شوند و هرکدام هم صاحب یک رای باشند طبیعی است. البته این کار با وجود تمام محاسنی که در بردارد که حرکتی واحد و مبتنی بر خرد جمعی است و صدای واحدی از جبهه اصلاحات به گوش می‌رسد، مضراتی نیز دارد. از این رو چون باید نظر همه تامین شود و این مهم بر مبنای رای‌گیری رخ می‌دهد و افراد با خواسته‌های مختلف حضور دارند، در این صورت طبیعی است که جای بسیاری از افراد ارزشمند نیز خالی می‌ماند. البته در مجموع لیست شورای عالی برای شورای شهر لیستی بود که ضمن خالی بودن جای افراد ارزشمند ترکیب معقول و مناسبی نیز داشت. چند کاری که این شورا بعد از روی کار آمدن داشتند مثل تعیین شهردار و اجماعی که داشتند و فرهیختگی و عقلانیتی که از خود نشان دادند، نشان می‌دهد که لیست شورای عالی قابل قبول بوده و تا این لحظه توانسته به اعتماد مردم پاسخ دهد. البته هر حرکت جبهه‌ای مشکلاتی نیز دارد که در کنار محاسنش باید به آنها توجه شود.

آقای نجفی در برنامه‌های خود بسیار بر مسأله استفاده از زنان و جوانان در شهرداری تاکید داشته، اما این موضوع در نحوه گزینش معاونان او دیده نمی‌شود. این تناقض را چگونه تبیین می‌کنید؟

معتقدم مقداری زود است که بخواهیم به قضاوت عملکرد آقای نجفی بپردازیم. گرچه طبیعی است زمانی که شخصیتی مثل آقای نجفی به شهرداری می‌رسد با توجه به شرایط جامعه و توقعاتی که از او وجود دارد و وعده‌هایی که خود داده، در انتصابات به گونه‌ای عمل کند که نشان دهد مطالبات مردم برای شهرداری اهمیت دارد نه اینکه به دلایل مختلف مجبور شود افرادی را سر کار بگذارد که ازشعارهای داده شده، فاصله دارند. از سوی دیگر شهرداری بسیار کار سختی است، آن هم پس از مسائل و معضلاتی که به‌وجود آمده و انواع و اقسام پیشنهادات و مطالباتی که مطرح می‌شود. البته کار هم بسیار ضروری است و شرایط خاص خود را دارد اما کسی نمی‌تواند از اصول مطرح شده عدول کند یا آن‌طور که باید و شاید عمل نکند. من فکر می‌کنم آقای نجفی درصدد خواهد بود تا با توجه به آنچه اعلام شده در استفاده از ظرفیت زن‌ها و مدیریت آنها و به‌خصوص استفاده از نیروهای شفاف و پاکدست و با پیشینه کاملا روشن به وعده‌های خود عمل کند. بدین جهت می‌توانیم این مقدار از عملکرد آقای نجفی را به این حساب بگذاریم که آقای نجفی می‌خواسته زود تصمیم‌گیری کند و از افرد شناخته شده و مطمئن‌تر استفاده کند تا کارها روی زمین نماند. باید امیدوار باشیم هر چه زودتر آنچه از آقای نجفی انتظار می‌رود در انتصاباتش محقق شود.

در روزهای گذشته طرحی تحت عنوان بازنگری در اختیارات شهردار مطرح شده، با توجه به اینکه در زمان شهردار قبل این اختیارات بسیار وسیع بود و شورا قادر به کاهش این اختیارات نبود، به نظر شما لزوم بازنگری در این اختیارات در شورای پنجم به چه میزان است؟

شورای پنجم از زمانی که انتخاب شدند و هنوز رسمیت نداشتند به این موضوع رسیده بودند که نوعی نابسامانی در مناسبات میان شورا و شهرداری و درون شورا به‌وجود آمده که بخشی از این مشکلات شکل گرفته در سال‌های گذشته به این عدم شفافیت و نابسامانی باز می‌گردد و در برخی از تفویض اختیارات نقش شورا کمرنگ‌ترشده است. شورا باید به عنوان وظیفه‌ای مهم در مناسبات خود با شهردار بازنگری کند، البته باید این کار پخته و عاقلانه باشد که شاهد حرکت واکنشی و احساسسی نباشیم. همان‌طور که خود اعضای شورا نیز اعلام کردند این کار باید به کمیسیون‌های تخصصی برود و تایید شود و شورا برای مناسبات درونی شورا و شهرداری شرایط روشن، شفاف معقول و منطقی را ترسیم کند و میزان اختیارات شهردار و میزان نظارت و کنترل شورا بر شهرداری نیز مشخص شود.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

اخبار مرتبط

اعلام آمار برخی خدمات پستی ارایه شده به نامزدهای انتخاباتی

پاسخ حجت الاسلام و المسلمین سید سراج الدین موسوی؛

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.