پایگاه خبری جماران: جنگ اخیر آمریکا با ایران به شصتمین روز خود نزدیک شده و این در حالی است که مطابق قوانین آمریکا، در صورتی که رئیسجمهور این کشور جنگی را بدون مجوز کنگره آغاز کند، باید یا ظرف ۶۰ روز آن را به اتمام برساند یا برای ادامه آن، مجوز کنگره را اخذ کند.
به علاوه، ۶ ماه دیگر نیز موعد انتخابات میاندورهای کنگره است و تنزل شدید جایگاه ترامپ و حزب جمهوریخواه در نزد افکار عمومی به دلیل جنگ با ایران، باعث نگرانی این حزب بابت احتمال از دست دادن نتیجه انتخابات شده است.
در کنار این موارد، تنها یک ماه تا برگزاری جام جهانی فوتبال در آمریکا باقی مانده و بسیاری بر این باورند که چنانچه در این زمان آمریکا درگیر یک جنگ باشد، میتواند بر موقعیتش به عنوان میزبان بازیهای جام جهانی، تأثیر منفی بگذارد.
مجموع این موارد، باعث شده که برخی از تحلیلگران نسبت به احتمال پایان جنگ ابراز امیدواری کنند، اما بسیاری دیگر از ناظران و کارشناسان، نظر دیگری دارند.
در همین زمینه، کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با بیان اینکه بعید به نظر می رسد که پایان مهلت ۶۰ روزه مهلت ترامپ مطابق با قانون اختیارات جنگی، موضوع چندان حادّی برای او باشد، اظهار کرد: معمولا روسای جمهور با توسل به یک سری تکنیکها و شگردهای حقوقی، میتوانند از سدّ موانع کنگره در ارتباط با اعمال قانون اختیارات جنگی بگذرند، یا نظر مثبت کنگره را جلب و یا تحرکات آن را خنثی کنند؛ بهویژه در این دوره که اکثریت هر دو مجلس کنگره آمریکا، در دست حزب جمهوریخواه و همسو با ترامپ است.
وی افزود: پس از پایان این ۶۰ روزه، همچنان سه راه قانونی برای ادامه جنگ تجاوزکارانه علیه ایران وجود دارد؛ نخست اینکه کنگره میتواند به کشور طرف منازعه با آمریکا، اعلان جنگ دهد. راه دوم اینکه کنگره میتواند با تصویب قانونی، اجازه ادامه جنگ را صادر کند. نهایتا راه سوم نیز این است که کنگره با فرض اینکه آمریکا هدف حمله قرار گرفته، پایان جنگ را غیرممکن قلمداد کند و به رئیسجمهور آمریکا، مجوز ادامه جنگ را بدهد، زیرا در قانون اختیارات جنگی، این اجازه به رئیسجمهور داده شده که در شرایط جنگی، فرصتی 30 روزه برای پایاندادن به جنگ داشته باشد تا جان سربازان آمریکایی به خطر نیفتد، داشته باشد. بنابراین، شاید نتوان خیلی نسبت به پایان مهلت ۶۰ روزه ترامپ و الزام رئیس جمهور به توقف جنگ امیدوار بود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: از سوی دیگر، تا کنون چندین بار دموکراتهای کنگره سعی کردند به منظور توقف جنگ، قانونی را به تصویب برسانند، اما هر بار شکست خوردند. بر خلاف تصوری که برخی در ایران دارند، برای تصویب قوانینی از این دست، به ۶۰ رأی در سنا نیاز است، نه فقط ۵۱ رأی. یعنی حتی اگر چند نفر از جمهوریخواهان نیز با دموکراتها برای توقف جنگ ملحق شوند، باز هم تا تعداد کل موافقین در سنا به ۶۰ نفر نرسد، نمیتوان چنین محدودیتهایی را برای رئیسجمهور تصویب کرد.
احمدی همچنین با اشاره به اینکه برخی امیدوارند فشار انتخابات میاندورهای باعث تصمیم ترامپ به پایان جنگ با ایران شود، بیان کرد: اگرچه ملاحظاتی در این خصوص وجود دارد و ادامهیافتن جنگ میتواند موقعیت جمهوریخواهان در این انتخابات را به خطر بیاندازد، اما از طرف دیگر، اگر ترامپ اکنون جنگ را متوقف کند، به عنوان یک فرد شکستخورده و کسی که به اهدافش در جنگ نرسیده، در اذهان عمومی مردم آمریکا تلقی خواهد شد. به علاوه، او متهم خواهد شد که که یک جنگ بیهوده بیحاصل را آغاز کرده است. این موضوع شاید اثرات سوء بیشتری برای موقعیت حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای داشته باشد. لذا به نظر نمیرسد ترامپ صرفا به خاطر انتخابات میاندورهای، تصمیم به پایان جنگ بگیرد.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، طبیعتا به طریق اولی، مسأله جام جهانی اهمیتی در محاسبات ترامپ ندارد، خصوصا که اگر جنگ مجددا هم از سر گرفته شود، در خاورمیانه جریان خواهد داشت، نه در قلمروی آمریکا؛ و تأثیر آن بر جامعه ایالات متحده، عمدتا در حدّ افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی خواهد بود. لذا بعید است اهمیت جام جهانی در حدی باشد که ترامپ بخواهد به خاطر آن، جنگ را نیمهکاره رها و به این ترتیب، خدشهای بزرگ به کارنامه ریاستجمهوری خود وارد کند.
این دیپلمات سابق همچنین با اشاره به گسیل نیروهای نظامی بیشتر به سمت ایران، عنوان کرد: احتمالا ترامپ قصد دارد به این طریق، فشارها بر ایران برای امتیازدهی در میز مذاکره را افزایش دهد و همچنین به این شکل بتواند با قاطعیت بیشتری محاصره دریایی ایران را ادامه دهد. لذا نمیتوان گفت هدف ترامپ از اعزام مجدد نیرو به خاورمیانه، الزاما حمله مجدد به ایران است، زیرا قبلا یک بار از این طریق برای رسیدن به اهدافش اقدام کرد و نتیجه ای نگرفت. مگر اینکه این بار بخواهد جنگ متفاوتی را انجام دهد و بر خلاف جنگ ۴۰ روزه، این بار زیرساختهای حیاتی بیشتری را در ایران هدف قرار دهد.
احمدی اضافه کرد: من به شخصه، سناریوی اول، یعنی اعمال فشار بر ایران را محتملتر میدانم و فکر میکنم ترامپ حدودا تا یک الی دو ماه آینده، همین وضعیت تعلیق را حفظ خواهد کرد تا ببیند تأثیر محاصره اقتصادی بر اقتصاد ایران تا چه حد خواهد بود و آیا این وضعیت باعث امتیازدهی ایران در مذاکرات خواهد شد یا خیر. بنابراین، من آغاز جنگ مجدد تا حداقل یک ماه آینده را بعید میدانم. اکنون پادشاه انگلیس به آمریکا سفر کرده و در اواسط ماه می هم ترامپ برنامه سفر به چین را دارد. ضمن اینکه طرح جدیدی که ایران برای مذاکره ارائه داده نیز مدتی تحت بررسی خواهد بود. لذا من فکر میکنم، تا یکی، دو ماه آینده ترامپ به نتیجه قطعی برای از سرگیری مجدد جنگ با ایران نرسد. البته همه اینها تحلیلهایی است که ما بر اساس اصول منطقی مطرح میکنیم، اما ترامپ نشان داده اقداماتش منطقی نیست و هر لحظه ممکن است دست به یک اقدام عجیب بزند.
وی با اشاره به اینکه ارائه یک پیشنهاد جدید از سمت ایران به آمریکا، اظهار کرد: ظاهرا این متن در گام اول شامل خاتمه قطعی جنگ و ارائه تضمینها از سوی آمریکا، در گام دوم مذاکره در مورد نحوه اداره و مدیریت تنگه هرمز و نهایتا پرداختن به مسأله هستهای در مرحله آخر است. البته ما از جزئیات این طرح آگاه نیستیم و نمیدانیم منظور از مدیریت تنگه هرمز دقیقا چیست؛ اگر منظور این باشد که این تنگه به شرط اعمال مدیریت ایران و با دریافت عوارض از کشتیهای عبوری باز شود، بعید است ترامپ قبول کند. حتی اگر منظور بازگرداندن شرایط تنگه هرمز به قبل از جنگ اخیر باشد، باز هم ممکن است ترامپ با آن موافقت نکند، زیرا در این صورت وضعیت قبل از جنگ 40 روزه اعاده خواهد شد و این سوال در داخل آمریکا مطرح خواهد شد که پس دستاورد ترامپ چیست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: بنابراین، ممکن است ترامپ نپذیرد که بحث تنگه هرمز و محاصره اقتصادی و مسائل هستهای، به عنوان موضوعات مجزا بررسی شوند. کما اینکه روبیو، وزیر خارجه آمریکا که البته از جناح جنگطلب محسوب میشود، نظری منفی در مورد این طرح داده است. اگر این طرح پذیرفته شود، دور جدیدی از مذاکرات آغاز خواهد شد و در غیر این صورت، ممکن است اوضاع وخیمتر شود، البته این وخامت ممکن است فعلا در حدّ تشدید محاصره دریایی باشد و همان طور که گفتم، بعید است تا قبل از یکی دو ماه آینده، ترامپ دست به اقدام مجدد نظامی علیه ایران بزند. اکنون نحوه برخورد دولت پاکستان نیز به شکلی است که گویا تا یکی دو هفته آینده، مذاکرهای برگزار نخواهد شد.