گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

آجرلو، فعال سیاسی اصولگرا: مذاکره روز چهل و یکم جنگ است/ قالیباف نگاه ملی دارد/ به دنبال معامله بزرگ با آمریکا نیستیم/ آمریکایی‌ها باید در کاغذ مذاکره به اندازه ناکامی‌هایشان و پیروزی‌های ما امتیاز بدهند

سعید آجرلو، فعال سیاسی اصولگرا، به خبرنگار جماران گفت: این مذاکره، مذاکره‌ای نیست که تفکیک بین عرصه‌های مختلف وجود داشته باشد؛ قرار است صدای خیابان و میدان ایران باشد. یعنی خیابان، میدان و دیپلماسی هر سه یک حقیقت هستند و از همدیگر جدا نیستند. به نظرم این هم در ترکیب و هم در رویکرد مشخص بود. اجماع خوبی در ایران وجود دارد و به نظر من تا الآن «اجماع تهران» از «اجماع واشنگتن» قوی‌تر بوده است.

پایگاه خبری جماران: یک فعال سیاسی اصولگرا با تأکید بر اینکه مذاکره روز چهل و یکم جنگ است، گفت: به نظر من ما الآن در موقعیت عادی‌سازی یا حتی معامله بزرگ با طرف مقابل نیستیم. ما در موقعیت جنگ هستیم و طرف مقابل اهدافی برای خودش در نظر گرفته که به نتیجه نرسیده است. آن اهداف شامل تغییر نظام، ونزوئلاسازی، آشوب داخلی و تجزیه سرزمینی بوده؛ به اینها نرسیده و ضربه‌هایی هم از نظر انرژی، تنگه هرمز، جنگ منطقه‌ای و سیاست داخلی خودش خورده و بنابراین مذاکره را این شکلی نگاه می‌کند که بتواند برای خودش دستاورد بسازد؛ یعنی مذاکره بخشی از روند دستاوردسازی او است.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با سعید آجرلو را در ادامه می‌خوانید:

 

تحلیل شما از روند شکل‌گیری و پیش رفتن مذاکرات ایران و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان چیست؟

واقعیت این است که ما باید کانسپت، بافت و متنی که مذاکرات درونش اتفاق افتاده را درست تحلیل کنیم. اول اینکه مذاکرات بخشی از جنگ است. یعنی ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که ادامه جنگ و یا به عبارتی «روز چهل و یکم جنگ» است و در واقع مذاکره به معنای پایان جنگ نیست؛ یک مرحله‌ای از جنگ است.

کما اینکه از جنگ 12 روزه تا جنگ داخلی دی‌ماه و جنگ رمضان، همه درون یک متن هستند؛ و مذاکراتی که بین آنها بود. همه اینها به ما نشان می‌دهد که درون متن جنگ هستیم و باید این را درست درک کنیم. اگر درست درک نکنیم، مذاکره را به عادی‌سازی تبدیل می‌کنیم یا اصطلاحا وارد متن «معامله بزرگ»؛ می شویم که نادرست است.

به نظر من ما الآن در موقعیت عادی‌سازی یا حتی معامله بزرگ با طرف مقابل نیستیم. ما در موقعیت جنگ هستیم و طرف مقابل اهدافی برای خودش در نظر گرفته که به نتیجه نرسیده است. آن اهداف شامل تغییر نظام، ونزوئلاسازی، آشوب داخلی و تجزیه سرزمینی بوده؛ به اینها نرسیده و ضربه‌هایی هم از نظر انرژی، تنگه هرمز، جنگ منطقه‌ای و سیاست داخلی خودش خورده و بنابراین مذاکره را این شکلی نگاه می‌کند که بتواند برای خودش دستاورد بسازد؛ یعنی مذاکره بخشی از روند دستاوردسازی او است.

ما هم با چنین ذهنیت و فرضی وارد مذاکره شدیم که مذاکره از نظر ما بخشی از جنگ و صورتی از جنگ است و برای همین اساسا جنس ا ین مذاکره با پمذاکرات دیگر خیلی فرق دارد. یعنی مذاکره‌ای که درون جنگ دارد اتفاق می‌افتد و طبیعتا این فهم در هیأت ایرانی وجود دارد و اصلا با این فهم حاضر شده است. در سمت آمریکایی هم حتما همین طور است؛ یعنی آنها هم همین شکلی به مذاکره نگاه می‌کنند.

بنابراین ما با فهم و درک درستی وارد این روند شدیم؛ که در مصاحبه دیشب دکتر قالیباف هم به صراحت اینها آمده بود.

 

عملکرد پاکستان را به عنوان میانجی مذاکرات چطور ارزیابی می‌کنید؟

من فکر می‌کنم پاکستان سوداهای جدیدی در منطقه و حتی جهان دارد . ترامپ را یک فرصتی برای خودش دیده برای اینکه به آن سوداها برسد. جنگ هند و پاکستان هم از این نظر مهم بود که آنها احساس اعتماد به نفس و غرور کردند و دارند یک پاکستان جدید را طرح می‌کنند.

پاکستان همیشه یک متحد سنتی برای عربستان و به چین نزدیک بود و در عین حال روابطی هم با گروه‌های بنیادگرا داشت؛ رابطه‌اش با آمریکا هم تنظیم شده بود. الآن برای خودش نقش فعال‌تر و عاملیت بیشتر درست کرده که بتواند بین آمریکا و چین رفت و آمد و بازی کند، روابط با عربستان را هم نگه دارد، اعتماد ایران را هم جلب کند و بتواند یک کشور مورد اعتماد برای منطقه و جهان باشد. نمی‌دانم در نهایت چقدر می‌تواند موفق باشد؛ خیلی بستگی به این مذاکرات دارد.

یعنی اگر این مذاکرات شکست بخورد و به جنگ برسد، نقش پاکستان هم ضربه خواهد خورد؛ و از این جهت خیلی وابستگی به آینده این جنگ و مذاکره دارد.

 

با توجه به اینکه برای اولین بار هیأت مذاکره کننده ایرانی به ریاست یکی از سران سه قوه تشکیل شده، عملکرد این هیأت و دیپلمات‌های ایران در دفاع از حقوق ملت ایران را چطور می‌بینید؟

واقعیت این است که هیأتی که به پاکستان رفت و مذاکره می‌کند، هیأت «سیاست داخلی» نیست. در واقع هیأت «اجماع ملی» است و یک تفاهم ملی در آن هست؛ که این خیلی مرتبط است با شرایط جنگ و میانه جنگ، روحیه آقای پزشکیان که اهل تفاهم ملی است، خیلی هم مرتبط به روحیه آقای قالیباف است که او هم همین نگاه ملی را دارد و بالأخره تصویری از ایران بعد از جنگ است. در ایران بعد از جنگ، همان طوری که اتحاد به وجود آمد و طیف‌های مختلف زیر پرچم ایران کنار هم ایستادند، هیأت دیپلماتیک ما هم باید شبیه جامعه همین ملی بودن و فراتر از جناحی بودن را نمایندگی کند. از این جهت به نظرم این هیأت این ویژگی را داشت.

ضمن اینکه این مذاکره، مذاکره‌ای نیست که تفکیک بین عرصه‌های مختلف وجود داشته باشد؛ قرار است صدای خیابان و میدان ایران باشد. یعنی خیابان، میدان و دیپلماسی هر سه یک حقیقت هستند و از همدیگر جدا نیستند. به نظرم این هم در ترکیب و هم در رویکرد مشخص بود. اجماع خوبی در ایران وجود دارد و به نظر من تا الآن «اجماع تهران» از «اجماع واشنگتن» قوی‌تر بوده است.

 

آیا ریاست آقای قالیباف بر این هیأت می‌تواند باعث انسجام بیشتر دیپلماسی و میدان شود؟

رویکرد آقای قالیباف در انتخاب تیم، نوع مذاکره و شیوه کار طوری بوده که هم ملاحظات و تعاملات سیاسی و هم تعاملات نهادی را در نظر گرفته و در واقع یک شخصیت بین قوه‌ای و شاید بشود گفت که ملی در این مذاکرات دارد؛ کما اینکه در جنگ هم داشت. طبیعتا نوع مذاکره‌اش هم طوری است که هم به میدان و هم به مسائل اقتصادی مسلط است، محدوده کار را می‌داند و نمی‌توانند با اینکه دوباره جنگ اتفاق می‌افتد تهدیدش کنند و او مجبور باشد که امتیاز بزرگ بدهد.

طبیعتا چون مذاکره را بخشی از روند جنگ می‌داند، بین این دو تفاوتی قائل نمی‌شود. در واقع از دستاوردهای ایران در کاغذ مذاکره درک دارد و حتما سطحی از دستاورد در ذهنش هست که برای ما توفیق است. به تعبیر دیگر، آمریکایی‌ها باید در کاغذ مذاکره به اندازه ناکامی‌هایشان و پیروزی‌های ما امتیاز بدهند. به نظر من این ترکیبی از یک نوع اصولگرایی و در عین حال عمل‌گرایی و واقع‌گرایی است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.