امام خمینی (س) در بیست و ششم شهریور ۶۷ یعنی حدود دو ماه پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پیامی خطاب به فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صادر کردند.
به گزارش خبرنگار جماران، جنگ تحمیلی هشت ساله به پایان رسیده بود و قطعنامه 598 نیز پذیرفته. کشور از شرایط جنگی به شرایط صلح رسیده بود. امام خمینی (س) که سال ها رابطه ای معنوی با فرماندهان و رزمندگان داشتند در پیامی به تجلیل از آنان پرداختند و به آنها اطمینان دادند که تا جان در بدن دارند از دعای خیر برایشان دریغ نخواهند کرد. در این پیام که در بیست و ششم شهریور ماه سال 1404 خطاب به فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صادر شد، چنین آمده است:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم
فرزندان عزیزم، فرماندهان و مسئولین محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
در پایان قریب هشت سال دفاع مقدسی که منتهی به استقلال و تمامیت ارضی کشور و شکست طرح های توسعهطلبانۀ دشمنان انقلاب اسلامیمان گردید، نمی دانم با چه بیانی احساسات و علاقۀ خویش را به شما سربازان گمنام و سرداران دلاوری که توفان خشم این امت حزباللّه از سینۀ صحنۀ کارزار شما جوشیده است بیان نمایم. در نزد موحدین و سالکان طریقت سخن از اجر و پاداش دنیایی، اسائۀ ادب به منزلت و مقام آنان است؛ و دنیا با همۀ زرق و برقها و اعتباراتش به مراتب کوچکتر از آن است که بخواهد پاداش و ترفیع مجاهدان فیسبیلاللّه گردد. و مجاهد فیسبیلاللّه بزرگتر از آن است که گوهر زیبای عمل خود را به عیار زخارف دنیا محک بزند. اما من که وظیفهام دعاگویی و سپاس و تشکر از همۀ سپاهیان و بسیجیان و ارتشیان است، باید به همۀ نیروهای مسلح کشور و به شما اطمینان بدهم که تا من زنده هستم و تا رَمق در جسم و جان دارم از حمایت و دعای خیر برای شما دریغ نخواهم کرد؛ و شما را از بهترین عزیزان و همراهان خود میدانم؛ و همان گونه که در ایام جنگ در کنار شما بوده ام، و شاید یکایک شما محبت و ارادتم را به خود احساس کرده اید، بعد از این نیز چنین خواهم بود. شما آیینۀ مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ در صحنۀ نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید. شما یادگاران و همسنـگران و فرماندهان و مسئولان بیداردلانی بوده اید که امروز در قرارگاهِ محضر حق مأوا گزیده اند. و از آنجا که من بین خودم و شما فاصله ای نمی بینم و سخن دل شما و همۀ عاشقان انقلاب اسلامی را پیش از اینکه به کاغذ و قلم کشیده شود درک می نمایم، تصور می کنم که شما به خاطر آن غرور مقدس و آن روح پرحماسه ای که سال ها در میدان های نبرد و در هنگامۀ آتش و خون و از دل صخره های صعب مشکلات در فضای سرد و گرم حوادث آبدیده شده است و همۀ ذرات وجودتان با شجاعت و بیقراری عجین گردیده، از سکون و آرامش رنج ببرید و دل تان در همان حال و هوای خیمۀ جنگ بتپد، و چه بسا از خود بپرسید که در شرایط صلح چه نیازی به وجودِ ما است که این هم از برکات معنویت و تحول در کشور ما است که پس از هشت سال دفاع مقدس خود احساس خستگی نمی کنید. ولی من به طور جِدّ و اکید می گویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که بحق از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یکایک شما نیازمند است، چه صلح باشد و چه جنگ. من باز تأکید می کنم که ما در سیاست خود برای رسیدن به صلح در چهارچوب قطعنامۀ شورای امنیت جدی هستیم، و هرگز پیشقدم در تضعیف آن نخواهیم بود؛ ولی آثار کارشکنی را در سیاست و رفتار نظامی عراق مشاهده می کنیم، که بعید به نظر نمی رسد که دست بعضی از قدرت ها و ابرقدرت ها در این قضایا پنهان باشد و چه بسا صدامیان بخواهند بخت سیاه و تیرهگون خود را مجدداً آزمایش کنند.
در هر حال، ما باید آماده و مهیا باشیم. روزهای حساس و تعیینکنندهای در پیش داریم؛ و انقلاب اسلامی هنوز سال ها و ماه های تعیین کنندۀ دیگر در پیش خواهد داشت؛ که واجب است پیشکسوتان جهاد و شهادت در همۀ صحنهها حاضر و آماده باشند، و از کیْد و مکر جهانخواران و امریکا و شوروی غافل نمانند؛ و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح، باید بزرگترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیۀ آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد، چرا که در هنگامۀ نبرد مجال پرداختن به همۀ جهات قوّت ها و ضعف ها و طرح ها و برنامه ها، و در حقیقت ترسیم استراتژی دفاع همه جانبه، نبوده است. ولی در شرایط عادی باید با سعۀ صدر و به دور از حب و بغض ها به این مسائل پرداخت؛ و از همۀ اندوخته ها و تجربه ها و استعدادها و طرح ها استفاده نمود؛ و در جذب هرچه بیشتر نیروهای مؤمن به انقلاب همت گماشت، و تجارب را به دیگران منتقل ساخت؛ و در تجهیز کلیۀ آحاد و افراد این کشور، بر اساس اصول و فرمول خاصِ دفاعِ همه جانبه، و تا رسیدن به تشکل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیستمیلیونی، کوشش نمود. و در کنار این مسئولیت بزرگ و پیروی از خطوط کلی سیاست نظامی کشور، باید همان محافل انس و نورانیت و برادری و وحدتی که در میدان های نبرد و در جبهه بوده است و همان ارتباط معنوی که میان شما و روحانیون عزیز برقرار بوده به مجامع داخلی و به همۀ محیط های سیاسی و اجتماعی و نظامی کشانده شود، تا انقلاب اسلامی ما از خطر آفت ها و تفرقه ها و بیتفاوتی ها محافظت گردد. و مبادا که این سرمایه های عظیمی که محصول سال ها تجربه و تلاش در عُسرت ها و فراز و نشیب ها بوده است، در مسیر زندگی روزمره به فراموشی سپرده شود.
من به شما دعا می کنم و عزت و سعادت دنیا و آخرتتان را از پیشگاه مقدس حق مسئلت دارم. انشاءاللّه در لوای عنایت پروردگار و در ظل توجه حضرت بقیةاللّه ـ أرواحنا فداه ـ پایدار و سرفراز باشید. والسلام علیکم و رحمةاللّه.
26 شهریور ماه 1367
روح اللّه الموسوی الخمینی»