نیویورکتایمز در گزارشی به بررسی نقش تازه چین در بازار جهانی انرژی پرداخت و نوشت که پکن با تکیه بر ذخایر عظیم نفت، ظرفیت گسترده پالایشی، توسعه خودروهای برقی و کنترل صادرات سوخت، توانسته آسیبپذیری خود در برابر اختلال عرضه را کاهش دهد و از سمت تقاضا بر قیمت جهانی نفت و امنیت انرژی دیگر کشورها اثر بگذارد؛ روندی که جنگ ایران آن را بیش از پیش آشکار کرده و میتواند موازنه سنتی قدرت میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ نفت را تغییر دهد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، ربکا اف. الیوت، خبرنگار حوزه انرژی جهانی نیویورکتایمز، و کیت بردشر، رئیس دفتر این روزنامه در پکن که از سال ۲۰۰۲ تحولات بخش انرژی چین را پوشش میدهد، در این گزارش بررسی کردهاند که چگونه چین توانسته آسیبپذیری تاریخی خود در برابر قطع واردات نفت را به منبعی تازه از قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند.
به نوشته آنان، یکی از مهمترین و غیرمنتظرهترین درسهای جنگ ایران این بود که چین، با انباشت ذخایر عظیم نفت، ایجاد ظرفیت پالایشی مازاد و سرمایهگذاری گسترده در خودروهای برقی، زغالسنگ و دیگر منابع جایگزین، توانسته وابستگی خود به جریان مستمر نفت وارداتی را تا حد زیادی مدیریت کند.
این تحول میتواند موازنه سنتی قدرت در بازار جهانی انرژی را تغییر دهد؛ بازاری که در آن تاکنون تولیدکنندگانی مانند عربستان سعودی و آمریکا، نه واردکنندگانی مانند چین، بیشترین نفوذ را در تعیین جهت قیمتها و عرضه جهانی نفت در اختیار داشتند.
کاهش ۲۳ درصدی خرید نفت چین
چین در شش ماه نخست جنگ، خرید نفت خود را در مقایسه با دوره مشابه سال قبل ۲۳ درصد کاهش داد. کشورهای دیگری که به نفت خاورمیانه وابسته بودند، چنین انعطافی نداشتند و ناچار شدند یا مصرف خود را کاهش دهند یا نفت را با قیمتهای بسیار بالاتری خریداری کنند.
همین کاهش غیرمنتظره تقاضای چین یکی از دلایل اصلی آن بود که محدودیت شدید کشتیرانی در تنگه هرمز نتوانست قیمت نفت را به اندازهای که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی کرده بودند، افزایش دهد.
گلدمن ساکس برآورد میکند که در اواخر ماه اوت، قیمت هر بشکه نفت حدود ۱۰ دلار کمتر از سطحی بود که در صورت حفظ خرید نفت چین در میزان پیش از جنگ، انتظار میرفت.
انرژی بهعنوان ابزار سیاست خارجی پکن
این توانایی به چین امکان داده است از انرژی نهفقط بهعنوان یک کالای اقتصادی، بلکه بهعنوان ابزاری در سیاست خارجی خود استفاده کند.
پکن در ماههای نخست جنگ، صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت را بهشدت محدود کرد؛ اقدامی که هم با هدف حفظ ذخایر داخلی انجام شد و هم، به نوشته نیویورکتایمز، برای اعمال فشار بر کشورهایی بود که با سیاست خارجی چین اختلاف داشتند. بخش عمده صادرات محدودی که همچنان ادامه داشت، به شرکای نزدیک پکن مانند ویتنام و تایلند اختصاص یافت.
در مقابل، کشورهایی مانند استرالیا و فیلیپین که با چین بر سر مناقشات دریای چین جنوبی اختلاف دارند، از این صادرات محروم شدند.
این رویکرد مشابه سیاستی است که پکن پیشتر در زمینه محدودکردن صادرات عناصر کمیاب ــ که برای صنایع پیشرفته و دفاعی اهمیت حیاتی دارند ــ به کار گرفته بود.
چین در اوایل ژوئیه صادرات گستردهتر سوخت را از سر گرفت، اما کارشناسان هشدار میدهند که پکن همچنان این امکان را در اختیار دارد که در صورت لزوم، بار دیگر محدودیتهای صادراتی را برقرار کند.
آخرین محمولههای نفت ایران که پیش از آغاز محاصره آمریکا ارسال شده بودند نیز ظاهراً اکنون به پالایشگاههای مستقل کوچک چین رسیدهاند.
توقف دوباره صادرات گازوئیل چین میتواند قیمت جهانی سوخت را بیش از پیش افزایش دهد؛ آن هم در شرایطی که قیمت گازوئیل در آمریکا به رکورد ۶٫۴۰ دلار برای هر گالن رسیده است.
قدرت چین از سمت تقاضا
قدرت چین در بازار نفت با قدرت تولیدکنندگان بزرگ نفت تفاوت اساسی دارد.
کشورهایی مانند عربستان سعودی یا دیگر اعضای اوپک با افزایش یا کاهش تولید، بر بازار اثر میگذارند، اما چین عمدتاً از سمت تقاضا اعمال نفوذ میکند.
زمانی که چین نفت ذخیره میکند، افزایش خرید این کشور میتواند قیمتها را بالا ببرد و زمانی که خرید خود را کاهش میدهد و از ذخایر موجود استفاده میکند، فشار قیمتی در بازار کاهش پیدا میکند.
اندازه عظیم بازار چین و همچنین کنترل گسترده دولت بر شرکتها و الگوی مصرف انرژی نیز به پکن قدرتی میدهد که دولتهای دموکراتیک معمولاً در اختیار ندارند.
چین هنوز کنترل بازار جهانی نفت را از اوپک نگرفته است، اما به نیرویی تبدیل شده که اوپک ناچار است آن را در محاسبات خود لحاظ کند؛ بهویژه در شرایطی که شکافهایی میان اعضای این سازمان پدید آمده است.
چرا واردات نفت چین کاهش یافت؟
کاهش واردات نفت چین دو علت اصلی داشته است.
نخست، پکن روند ذخیرهسازی گسترده نفت را متوقف کرده و استفاده از بخشی از ذخایر موجود را آغاز کرده است.
دوم، پالایشگاههای چینی تولید بنزین، گازوئیل و سایر فرآوردههای نفتی را کاهش دادهاند.
این تغییر همچنین با روندی ساختاری در کاهش رشد تقاضای داخلی نفت در چین مرتبط است.
شرکت سینوپک برآورد میکند که مصرف نفت چین احتمالاً در سال ۲۰۲۵، زودتر از آنچه پیشتر انتظار میرفت، به اوج خود رسیده است.
خودروهای برقی و کاهش مصرف نفت
خودروهای برقی اکنون حدود ۱۴ درصد کل خودروهای سواری موجود در جادههای چین را تشکیل میدهند. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که گسترش خودروهای برقی باعث شده است چین در سهماهه دوم سال، روزانه حدود ۱٫۵ میلیون بشکه نفت کمتر از حالتی مصرف کند که تمام خودروها، کامیونها و اتوبوسهای این کشور بنزینی یا دیزلی بودند.
این تحول بهتنهایی بیش از یک درصد از تقاضای جهانی نفت را کاهش داده است.
شبکه گسترده قطارهای سریعالسیر چین نیز نیاز به سوختهای فسیلی در حملونقل را کاهش داده و انعطاف انرژی این کشور را افزایش داده است.
همچنین چین توانایی گستردهای برای استفاده از زغالسنگ بهجای نفت در تولید برخی مواد شیمیایی دارد؛ عاملی که وابستگی این کشور به واردات نفت را باز هم کاهش میدهد.
ذخایر راهبردی نفت؛ پاسخی به یک آسیبپذیری قدیمی
چین نسبتاً دیر به اهمیت ذخایر راهبردی نفت پی برد. این کشور پس از آنکه در سال ۱۹۹۳ به واردکننده خالص نفت تبدیل شد، بهتدریج ایجاد ذخایر دولتی را آغاز کرد.
در سال ۲۰۰۱، ژو رونگجی، نخستوزیر وقت چین، خواستار مجموعهای از سیاستها شامل صرفهجویی در مصرف انرژی، جایگزینی نفت، توسعه منابع داخلی، استفاده از منابع خارجی و ایجاد نظام ذخیرهسازی راهبردی شد.
یکی از انگیزههای اصلی برای این سیاست، نگرانی از این احتمال بود که نیروی دریایی آمریکا یا هند بتواند در شرایط بحرانی مسیر انتقال نفت خاورمیانه به چین را در تنگه مالاکا مسدود کند.
ذخایر چین؛ یکسوم موجودی شناختهشده نفت جهان
شی جینپینگ نیز این راهبرد را ادامه داد و ذخایر نفت چین اکنون حدود یکسوم کل موجودی شناختهشده نفت جهان را تشکیل میدهد.
کاهش نرخ بهره در پی بحران بخش مسکن چین از سال ۲۰۲۱ نیز روند انباشت نفت را برای دولت و شرکتهای دولتی ارزانتر کرده است.
در محیطی با نرخ بهره پایین، هزینه فرصت نگهداری نفت در مقایسه با نگهداری پول نقد کاهش پیدا میکند و همین عامل به پکن امکان داده است ذخایر انرژی خود را با هزینه مالی کمتری افزایش دهد.
پیامدهای امنیتی قدرت انرژی چین
این تحول تنها پیامد اقتصادی ندارد، بلکه ابعاد امنیتی مهمی نیز پیدا کرده است.
چین علاوه بر جایگاه برتر خود در تولید پنلهای خورشیدی، باتری و خودروهای برقی، اکنون در سراسر منظومه انرژی نیز به موقعیتی کمرقیب دست یافته است.
مقامهای پیشین آمریکایی هشدار میدهند که اگر رهبران چین احساس کنند در برابر قطع واردات نفت آسیبپذیری کمتری دارند، تهدید تحریم یا محاصره انرژی نیز ممکن است دیگر نتواند به همان اندازه گذشته بر محاسبات پکن اثر بگذارد.
این موضوع بهویژه در سناریوهایی مانند محاصره یا حمله احتمالی به تایوان اهمیت پیدا میکند.
به بیان دیگر، اگر چین اطمینان داشته باشد که میتواند برای مدت طولانیتری بدون جریان عادی واردات نفت دوام بیاورد، یکی از ابزارهای سنتی فشار اقتصادی غرب بر پکن نیز ممکن است اثر بازدارندگی کمتری داشته باشد.
پرسش اصلی؛ چین چقدر نفت خواهد خرید؟
پرسش تعیینکننده اکنون این است که چین در ماههای آینده و در شرایطی که قیمت نفت حدود ۱۰۳ دلار برای هر بشکه است، چه میزان نفت خریداری خواهد کرد و چه مقدار از نفت واردشده را پس از پالایش، بهصورت گازوئیل و سایر فرآوردهها دوباره صادر خواهد کرد.
واردات نفت چین در ماه اوت نسبت به ژوئیه ۶ درصد افزایش یافت، اما همچنان بهطور قابلتوجهی پایینتر از سطح پیش از جنگ باقی ماند.
این رفتار میتواند نقشی مهم در تعیین مسیر قیمت جهانی نفت در ماههای آینده داشته باشد.
چین؛ عربستانِ سمت تقاضای بازار نفت
نتیجه اصلی گزارش نیویورکتایمز این است که چین در سمت تقاضای بازار نفت، به قدرتی تبدیل شده که نقش آن تا حدی قابل مقایسه با جایگاه عربستان سعودی در سمت عرضه است.
همانگونه که ریاض طی چند دهه با افزایش یا کاهش تولید نفت توانسته است بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد و از این ظرفیت برای افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی خود استفاده کند، پکن نیز اکنون قادر است از طریق افزایش یا کاهش خرید نفت، استفاده از ذخایر راهبردی و کنترل صادرات سوخت، بر قیمتهای جهانی و امنیت انرژی کشورهای دیگر تأثیر بگذارد.
در نتیجه، آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ ممکن است برای جلب همکاری چین در مدیریت و تنظیم بازار انرژی، ناچار شوند در سایر پروندههای سیاسی یا اقتصادی امتیازهایی به پکن پیشنهاد کنند.