دو دهه تلاش چین برای کاهش وابستگی به نفت وارداتی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، برقی‌سازی حمل‌ونقل، تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین و انباشت ذخایر عظیم نفتی، اکنون در میانه جنگ ایران به آزمونی واقعی رسیده است. در حالی که بسیاری از اقتصادهای آسیایی با جهش قیمت و نگرانی از کمبود انرژی روبه‌رو شده‌اند، پکن توانسته بخش مهمی از آثار اختلال در خاورمیانه را مهار کند؛ تجربه‌ای که می‌تواند الگوی سیاست انرژی دیگر کشورهای منطقه را نیز تغییر دهد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «فایننشال تایمز» در گزارشی به راهبرد انرژی چین در مواجهه با شوک‌های ژئوپلیتیکی پرداخت و با تمرکز بر پیامدهای جنگ ایران نوشت: به مدت دو دهه، سیاست‌گذاران چین دغدغه کاهش وابستگی این کشور به نفت و گاز وارداتی و آسیب‌پذیری ناشی از آن در برابر محاصره دریایی، در هرگونه درگیری احتمالی با ایالات متحده، را داشته‌اند. در سال ۲۰۰۳، هو جین‌تائو، رئیس‌جمهور وقت چین، این آسیب‌پذیری را «معمای مالاکا» توصیف کرد و هشدار داد که برخی قدرت‌های بزرگ قصد کنترل این تنگه را دارند. گزارش شده است که او گفته بود: «اغراق نیست اگر بگوییم هر کس تنگه مالاکا را کنترل کند، گلوگاه مسیر انرژی به چین را نیز در اختیار خواهد داشت.»

از آن زمان، استراتژی نظامی چین بر مدرن‌سازی و گسترش نیروی دریایی برای محافظت از مسیرهای تأمین انرژی متمرکز شده است.

در بخش انرژی، چین تولید داخلی را افزایش داده، بهره‌وری بیشتر را تشویق کرده، به سوخت‌های جایگزین روی آورده، استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی را گسترش داده، واردات خود را متنوع کرده و ذخایر استراتژیک عظیمی انباشته است. در نهایت، آمادگی‌های چین برای درگیری احتمالی بر سر تایوان و تنگه مالاکا، این کشور را در برابر جنگ در خاورمیانه بسیار کمتر آسیب‌پذیر کرده است. این کشور تا حد زیادی از جهش قیمت‌ها و جیره‌بندی‌هایی که سایر کشورهای آسیایی را تحت تأثیر قرار داده، مصون مانده است.

سیاست‌گذاران چین احتمالاً به این نتیجه خواهند رسید که رویکردشان کارآمدی خود را ثابت کرده است و این امر آنها را تشویق می‌کند تا بر استراتژی خود پافشاری کنند. سایر کشورهای آسیا و دیگر نقاط جهان نیز احتمالاً عناصری از این راهبرد را الگوبرداری خواهند کرد؛ روندی که می‌تواند بازارهای انرژی را شکل دهد.

 

این عناصر عبارتند از:

 

  • تولید داخلی: پکن منابع طبیعی چین را غنی از زغال‌سنگ، فقیر از نظر نفت و فاقد گاز کافی می‌داند. این کشور ۱۰ درصد زغال‌سنگ، ۴۰ درصد گاز و بیش از ۷۰ درصد نفت مورد نیاز خود را وارد می‌کند. برای کاهش نیاز به واردات، چین تولید بیشتر گاز از سیچوان در جنوب‌غربی و سین‌کیانگ، شاآنشی و مغولستان داخلی در شمال را تشویق کرده و در عین حال به اکتشاف نفت در دریای بوهای و به حداقل رساندن استفاده از فرآورده‌های نفتی پرداخته است. انرژی‌های تجدیدپذیر مانند برق‌آبی، بادی و خورشیدی با بیشترین سرعت ممکن توسعه یافته‌اند، در حالی که این کشور از زغال‌سنگ به‌عنوان «سنگ تراز» برای تضمین امنیت انرژی استفاده می‌کند.

 

  • برقی‌سازی: چین خودروهای الکتریکی و سایر وسایل نقلیه با انرژی نو را سریع‌تر از هر کشور دیگری به کار گرفته است. این وسایل در حال حاضر جایگزین حدود یک میلیون بشکه بنزین و گازوئیل در روز شده‌اند. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، با برقی شدن بخش بیشتری از ناوگان حمل‌ونقل، این حجم تا سال ۲۰۳۵ چهار برابر شده و به بیش از ۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. پانزدهمین برنامه پنج‌ساله دولت بر این فرض استوار است که مصرف نفت پیش از پایان دهه به اوج خود می‌رسد. تقاضا برای بنزین و گازوئیل ممکن است همین حالا نیز به اوج رسیده باشد.

 

  • تنوع‌بخشی: چین انتظار دارد در آینده قابل پیش‌بینی همچنان به واردات وابسته باشد؛ بنابراین دولت تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین را تشویق کرده و در عین حال، روابط دوستانه با طیف گسترده‌ای از صادرکنندگان را گسترش داده است. پیش از جنگ، چین نزدیک به ۶۰ درصد نفت خام خود را از خاورمیانه وارد می‌کرد، اما این سهم بسیار کمتر از ژاپن، با بیش از ۹۰ درصد، و اکثر کشورهای دیگر منطقه بود. چین ۵۴ درصد گاز وارداتی خود را از طریق دریا به دست می‌آورد، اما تنها ۱۷ درصد آن از خاورمیانه تأمین می‌شد و بخش عمده باقی‌مانده از روسیه و استرالیا می‌آمد. نزدیک به نیمی از واردات گاز نیز از طریق خطوط لوله و به‌صورت زمینی از روسیه و آسیای مرکزی انجام می‌شد که آنها را در برابر محاصره دریایی مصون می‌ساخت. چین تلاش کرده است «دایره دوستان خود» را در حوزه انرژی گسترش دهد و روابط خود را با عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عراق و قطر و همچنین ایران تقویت کند. در نتیجه، نفتکش‌هایی که با پرچم چین حرکت می‌کنند یا مقصدشان چین است، عمدتاً اجازه عبور از مناطق محاصره‌شده خلیج فارس و دریای سرخ را یافته‌اند.

 

  • ذخیره‌سازی: چین یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت خام جهان را انباشته کرده است. اندازه دقیق این ذخایر یک راز دولتی است. اما پیش از جنگ، چین روزانه یک میلیون بشکه بیش از مقداری که توسط پالایشگاه‌هایش فرآوری می‌شد، وارد می‌کرد که بخش عمده‌ای از این مازاد به ذخایر تجاری و استراتژیک افزوده می‌شد. مجموع ذخایر بیش از یک میلیارد بشکه برآورد شده بود که برای جایگزینی کامل واردات به مدت بیش از ۱۰۰ روز کافی است. ژاپن و کره جنوبی نیز پیش از جنگ ذخایر عظیمی داشتند، اما در اکثر کشورهای دیگر منطقه، ذخایر بسیار کمتر و در برخی موارد تقریباً ناچیز بود. چین برای حفظ عرضه سوخت داخلی از این ذخایر استفاده کرده است. واردات نفت خام در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۱.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، اما عرضه سوخت به‌طور کلی باثبات باقی مانده است. سایر کشورهای آسیایی اکنون در حال برنامه‌ریزی برای افزایش چشمگیر ظرفیت ذخیره‌سازی هستند تا از مشکلات عرضه در آینده جلوگیری کنند. جنگ ایران ارزش زنجیره‌های تأمین متنوع و ذخایر استراتژیک را آشکار کرده است؛ درس‌هایی که چین در دو دهه گذشته به کار بسته و اکنون بقیه منطقه با درد و رنج آن را آموخته‌اند.
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.