«الجزیره» در تحلیلی به بررسی دلایل اقتصادی و ژئوپلیتیکی مقاومت چین در برابر تحریمهای آمریکا علیه ایران پرداخته و نوشته است که پکن، نه از سر همسویی ایدئولوژیک با تهران، بلکه برای حفظ امنیت انرژی، مهار نفوذ واشنگتن در خاورمیانه و دفاع از منافع راهبردی خود، حاضر به همراهی با سیاست فشار آمریکا نیست؛ هرچند همزمان از تبدیل روابط با ایران به یک اتحاد نظامی پرهیز میکند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، یانگ شیائوتونگ، پژوهشگر مرکز هورایزن اینسایتس در این یادداشت استدلال میکند که حمایت اقتصادی چین از ایران، نه از همبستگی ایدئولوژیک، بلکه از توان پکن برای بیاثر کردن تحریمهای آمریکا و ضرورت دفاع از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور ناشی میشود.
استقبال گرم از مسعود پزشکیان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، تنها یک هفته پس از اعلام تحریمهای جدید واشنگتن، نشان داد که آمریکا در جلب همراهی بینالمللی برای منزوی کردن ایران با مشکل جدی روبهروست. درخواست اعضای این سازمان برای ایجاد بانکی مستقل از نظامهای مالی کشورهایی که اقتصاد را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل میکنند نیز بازتاب همین مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی واشنگتن است.
چین؛ خریدار اصلی نفت ایران
چین با خرید حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، مهمترین عامل ادامه حیات اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب میشود. این تجارت از طریق «ناوگانهای تاریک» که منشأ ایرانی محمولهها را پنهان میکنند و پالایشگاههای خصوصی کوچک موسوم به «قوری» انجام میشود.
پکن نیز در برابر اولتیماتوم واشنگتن اعلام کرده است که برای حفاظت از حقوق و منافع خود، هر اقدام ضروری را انجام خواهد داد.
از نگاه نویسنده، تجربه چندین جنگ تجاری با آمریکا، تحمل چین در برابر فشارهای اقتصادی را افزایش داده و تمایل پکن برای پذیرش دستورهای واشنگتن را کاهش داده است.
چرا تحریمهای ثانویه آمریکا علیه چین کارایی محدودی دارند؟
ساختار تجارت چین و ایران نیز اجرای تحریمهای ثانویه آمریکا را دشوار میکند. بسیاری از بانکها و شرکتهای چینی فعال در ایران، ارتباط محدودی با اقتصاد آمریکا دارند و معاملات خود را با یوان یا از طریق تهاتر انجام میدهند؛ بنابراین، کمتر در معرض صلاحیت مالی واشنگتن قرار میگیرند.
شرکتهایی که همچنان از دلار استفاده میکنند نیز پشت شبکهای از شرکتهای صوری پنهان میشوند و با تحریم هر کدام از این شرکتها، نهادی تازه بهسرعت جایگزین آن میشود.
به همین دلیل، اجرای تحریمها برای آمریکا عملاً به مقابلهای بیپایان با مجموعهای از شرکتهای جایگزینشونده تبدیل شده است.
گزینه پرهزینه واشنگتن برای فشار بر پکن
واشنگتن از نظر نظری میتواند بانکها و شرکتهای بزرگ چین را، حتی اگر مستقیماً با ایران همکاری نداشته باشند، هدف قرار دهد تا از این طریق پکن را وادار کند نهادهای کوچکتر را مهار کند. بااینحال، چنین اقدامی احتمالاً واکنش متقابل چین را در پی خواهد داشت.
نویسنده معتقد است آمریکا در شرایطی که اقتصادش زیر فشار جنگ ایران قرار دارد و انتخابات میاندورهای نیز نزدیک است، تمایلی به آغاز یک رویارویی اقتصادی گسترده دیگر با چین نخواهد داشت.
در نتیجه، تهدیدهای واشنگتن از دید پکن از اعتبار کافی برخوردار نیست.
چرا چین نمیخواهد ایران شکست بخورد؟
چین افزون بر توانایی دور زدن تحریمها، دلایل راهبردی مهمی نیز برای جلوگیری از شکست ایران دارد. شکست تهران میتواند کشورهای خاورمیانه را بار دیگر بهطور کامل زیر چتر امنیتی آمریکا بازگرداند و نفوذ رو به گسترش چین در منطقه را تضعیف کند.
چنین تغییری همچنین میتواند همکاری کشورهای منطقه با پکن در حوزههایی مانند نسل پنجم ارتباطات، هوش مصنوعی و صنایع دفاعی را دشوارتر کند.
افزون بر این، چین حدود ۴۰ درصد نفت وارداتی خود را از کشورهای خلیج فارس تأمین میکند و سهم ایران از کل واردات نفتی این کشور نیز حدود ۱۰ درصد است. اگر منطقه بیش از پیش تحت نفوذ واشنگتن قرار گیرد، بخش مهمی از شریان انرژی چین عملاً در دست اصلیترین رقیب راهبردی آن قرار خواهد گرفت.
پیامدهای شکست ایران برای موقعیت جهانی چین
به اعتقاد نویسنده، پیروزی آمریکا بر ایران ممکن است واشنگتن را به تلاش برای تغییر حکومت در دیگر کشورهای نزدیک به پکن نیز تشویق کند و حفاظت از منافع خارجی چین را دشوارتر سازد. نویسنده در این زمینه به پاناما اشاره میکند که تحت فشار آمریکا، دو بندر تحت بهرهبرداری شرکتهای چینی را توقیف کرد.
بنابراین، پکن نمیخواهد ایران شکست بخورد؛ زیرا پیامدهای چنین شکستی میتواند بسیار فراتر از روابط دوجانبه ایران و چین باشد و موقعیت جهانی پکن را محدود کند.
چین خواهان پیروزی کامل ایران هم نیست
بااینحال، چین خواهان پیروزی کامل یا سلطه منطقهای ایران نیز نیست. تقویت بیش از حد تهران میتواند روابط پکن با کشورهای عربی خلیج فارس را تخریب کند و تلاشهای چندساله چین برای برقراری توازن میان دو سوی خلیج فارس را بیاثر سازد. به همین دلیل، حمایت چین از ایران حسابشده و محدود باقی مانده است.
مسعود پزشکیان هنوز برای سفر رسمی به پکن دعوت نشده و در اجلاس سازمان همکاری شانگهای نیز، برخلاف رهبران روسیه و هند، دیدار رسمی با رهبر چین نداشت؛ اگرچه رایزنیهایی در سطح وزیران خارجه انجام شد.
پیام پکن این است که روابط با ایران اهمیت دارد، اما چین قصد ندارد این رابطه را به یک اتحاد نزدیک تبدیل کند.
موازنه میان تهران و واشنگتن
این احتیاط، به اهمیت روابط چین و آمریکا نیز مربوط است.
پکن با وجود رقابت راهبردی با واشنگتن، بازتنظیم روابط دو کشور را در اولویت قرار داده است. سفر ترامپ به پکن در ماه مه و سفر برنامهریزیشده شی جینپینگ به واشنگتن، نشاندهنده تلاش دو طرف برای ایجاد رابطهای مبتنی بر «ثبات راهبردی»، مهار رقابت و جلوگیری از جنگ است.
در چنین چارچوبی، حمایت نظامی گسترده از ایران میتواند به منافع چین آسیب بزند. ازاینرو، پکن از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده و تعهد داده است که برای ایران سلاح ارسال نکند.
ترامپ نیز در ماه ژوئن از «بیطرفی کامل» چین قدردانی کرد.
سیاست چین؛ جلوگیری از شکست ایران، بدون ورود به اتحاد نظامی
نتیجه استدلال مقاله این است که سیاست چین بر یک توازن دقیق استوار شده است.
پکن از شکست ایران جلوگیری میکند، زیرا سقوط یا تسلیم تهران میتواند نفوذ آمریکا بر خاورمیانه و منابع انرژی چین را افزایش دهد؛ اما در عین حال، آنقدر نیز از ایران حمایت نمیکند که روابطش با کشورهای خلیج فارس و آمریکا به خطر بیفتد.
بنابراین، چین تحریمهای اقتصادی واشنگتن علیه ایران را نخواهد پذیرفت، اما همزمان از تبدیل رابطه خود با تهران به یک اتحاد نظامی خودداری خواهد کرد.
از دید نویسنده، آمریکا با ادامه سیاست فشار نمیتواند این محاسبه راهبردی چین را تغییر دهد و تنها راه خروج از این بنبست، کنار گذاشتن رویکرد هژمونیک و بازگشت به مذاکره است.