جنگ علیه ایران، از نگاه «آتلانتیک»، واشنگتن را همزمان در سه جبهه تحت فشار قرار داده است: بنبست مذاکرات، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و کاهش اعتماد متحدان عرب به توان آمریکا برای بازگرداندن موازنه در خلیج فارس. این نشریه مینویسد که ادامه اتکا به فشار اقتصادی، در شرایطی که مسیر نظامی نیز پرهزینهتر شده، میتواند موقعیت آمریکا را بیش از پیش محدود و ابتکار عمل را به تهران واگذار کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «آتلانتیک» در گزارشی به بنبست راهبردی آمریکا در جنگ با ایران، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و دشوارتر شدن بازگشایی تنگه هرمز پرداخت و نوشت: تمامی گزینههای نظامی و تهدیدات آخرالزمانی برای پایان دادن به جنگ به بنبست خورده و هرگونه پیشرفت در مذاکرات با تغییر مداوم شروط مسدود شده است. شکست کارزارهای بمباران محدود، کاخ سفید را ناچار به اتخاذ دکترین انفعال و نظارهگری کرده است؛ رویکردی که در آن دیپلماسی فعال و عملیات رزمی کنار گذاشته شده تا شاید تشدید تحریمهای مالی و محاصره بنادر توسط ناوگان دریایی در گذر زمان اهداف واشنگتن را محقق کند. در کاخ سفید، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، با استناد به دادههای اقتصادی، جهش سرسامآور تورم و سقوط درآمدهای نفتی، ادعا میکند که اقتصاد رقیب کاملاً ورشکسته است و حتی جایگاه استراتژیک تنگه هرمز طی دو سال آینده به دلیل انتقال هفتاد درصدی نفت از خطوط لوله زیرزمینی بیاثر خواهد شد.
با این حال، این محاسبات بر پایه همان اشتباهات محاسباتی ابتدای جنگ استوار است که تصور میکرد درگیری ظرف چند هفته پایان مییابد و شریانهای کشتیرانی هرگز بسته نخواهند شد. حکومت نشان داده که برای حفظ بقای ساختار قدرت، تابآوری حیرتانگیزی در برابر فشارهای اقتصادی دارد و تداوم این فرسایش، امیدها برای کاهش قیمت حاملهای انرژی تا پیش از انتخابات سرنوشتساز میاندورهای کنگره را کاملاً بر باد داده است.
جنگ مطالبات و غرامت
کانالهای دیپلماتیک عمان و پاکستان به بنبست قطعی رسیدهاند. توافقات اولیه برای بازگشایی آبراهه استراتژیک زمانی فروپاشید که شروط جدیدی از سوی حریف، شامل اخذ عوارض عبور از تنگه و پرداخت غرامتهای سنگین جنگی بابت خسارات نبرد پنجماهه مطرح شد. این مطالبات بلافاصله با واکنش خشمگینانه واشنگتن و طرح خواستههای متقابل برای پرداخت غرامت بابت تلفات نظامیان آمریکایی و قربانیان تظاهرات دهههای گذشته روبهرو شد و میز مذاکره را کاملاً به بنبست کشاند.
در این میان، متحدان عرب در حاشیه خلیج فارس به ناچار پذیرفتهاند که با کنترلهای جدید بر این گذرگاه دریایی کنار بیایند. همزمان، فشار ناشی از سقوط سنگین محبوبیت جمهوریخواهان در نظرسنجیها و بهای فزاینده سوخت، بحرانی جدی را برای رقابتهای انتخاباتی نوامبر رقم زده است. ساختار تصمیمگیری متزلزل کاخ سفید و تأثیرپذیری آنی از عناوین جنجالی تلویزیون و شبکههای اجتماعی، این خطر بزرگ را تقویت کرده که تنها یک واکنش شتابزده بتواند کل این استراتژی شکننده مبتنی بر صبر اقتصادی را متلاشی ساخته و به درگیری مجدد منتهی شود.
سقوط آزاد زرادخانهها
انگیزه اصلی توقف حملات گسترده، وضعیت بحرانی تسلیحات دفاعی است؛ ذخایر موشکهای رهگیر پیشرفته به مرز هشداردهنده بیست درصد سطح مورد نیاز پنتاگون سقوط کرده است. این بحران لجستیکی عمیق نهتنها توان واشنگتن را برای دفاع از پایگاهها و منافع حیاتی در آسیا و ارسال تسلیحات به اوکراین سلب کرده، بلکه امکان محافظت در برابر موشکهای بالستیک را از بین برده است. اصابت مستقیم یک پرتابه به آسایشگاه سربازان در اردن، آسیبپذیری مرگبار این سپر پدافندی را عریان ساخت.
شدت تهدیدات امنیتی به حدی رسید که پس از اجلاس ناتو در ترکیه، رئیسجمهور ناچار شد با یک کامیون خدمات کترینگ بهطور کاملاً مخفیانه وارد هواپیمایی کوچکتر شود و هواپیمای اصلی ریاستجمهوری صرفاً بهعنوان طعمه همراه خبرنگاران پرواز کند. اکنون ناتوانی سیستمهای دفاعی و تهی شدن زرادخانهها، ماشین جنگی واشنگتن را زمینگیر کرده و هرگونه ماجراجویی نظامی جدید را با خطر ویرانی پایگاهها و منافع منطقهای مواجه ساخته است.