شورای آتلانتیک در گزارشی با بررسی پیامدهای تصمیم دیوان عالی آمریکا برای پایان دادن به وضعیت حفاظت موقت پناهجویان سوری نوشت که این حکم، اگرچه در واشنگتن صادر شده، اما آثار آن از دمشق و بیروت تا برلین، پاریس و دیگر پایتخت‌های میزبان آوارگان سوری احساس خواهد شد؛ تصمیمی که بیش از ۶ هزار سوری مقیم آمریکا را با خطر بازگشت به کشوری روبه‌رو می‌کند که هنوز با بحران انسانی، ناامنی، تخریب گسترده، مهمات عمل‌نکرده، خشونت‌های قومی و ناتوانی زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کند و به باور نویسنده، می‌تواند به سابقه‌ای جهانی برای فشار بر پناهجویان سوری در دیگر کشورها تبدیل شود.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، دیانا رایس، پژوهشگر ارشد پروژه سوریه در مرکز رفیق حریری و برنامه‌های خاورمیانه در یادداشتی برای شورای آتلانتیک درباره تصمیم آمریکا برای پایان دادن به وضعیت حفاظت موقت پناهجویان سوری و پیامدهای آن برای آینده آوارگان این کشور نوشت: تصمیم برای پایان دادن به «وضعیت حفاظت موقت» یا TPS برای پناهجویان سوری، در خیابان فرست، واشنگتن دی‌سی صادر شد، اما اثرات آن در دمشق، بیروت، استانبول، برلین، پاریس، آمستردام و بسیار فراتر از آن احساس خواهد شد.

 

Screenshot 2026-07-08 082512

 

در ۲۵ ژوئن، دیوان عالی آمریکا تصمیم دولت ترامپ برای خاتمه دادن به برنامه‌های TPS برای هزاران سوری و چندصد هزار هائیتیِ ساکن آمریکا را که تحت حمایت بشردوستانه زندگی می‌کردند، تأیید کرد. اکنون بیش از ۶ هزار پناهجوی سوری در ایالات متحده ناچارند با بازگشت به سوریه روبه‌رو شوند؛ سرزمینی که بسیاری از آنان دیگر آن را نمی‌شناسند. یکی از پناهجویان سوریِ متأثر از این تصمیم، که به دلیل وضعیت نامشخص حقوقی خواست نامش فاش نشود، به من گفت: «احساس می‌کنیم در محاصره قرار گرفته‌ایم. نمی‌توانی هیچ ویزای دیگری را پیگیری و پردازش کنی. همه‌چیز در حالت تعلیق است.»

سوریه همچنان کشوری شکننده است؛ کشوری که بیش از ۱۵.۶ میلیون نفر در آن به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند؛ وضعیتی که حاصل دهه‌ها حاکمیت اقتدارگرایانه رژیم اسد و سپس تشدید آن در نتیجه یک دهه و نیم درگیری است؛ جنگی که با برکناری بشار اسد، دیکتاتور سوریه، در دسامبر ۲۰۲۴ پایان یافت.

سوری‌هایی که در آمریکا تحت برنامه TPS زندگی می‌کنند، تنها بخش کوچکی از حدود ۱۲.۵ میلیون سوری‌ای را تشکیل می‌دهند که برآورد می‌شود در سراسر جهان آواره شده‌اند؛ رقمی معادل بیش از نیمی از جمعیت پیش از جنگ سوریه. اما تصمیم دیوان عالی برای این گروه بزرگ‌تر نیز پیامدهایی دارد. این تصمیم برای پناهجویان و آوارگان سوری در دیگر کشورهای مهم میزبان، از جمله آلمان، اتریش، فرانسه و کانادا، یک سابقه ایجاد می‌کند و به آن دولت‌ها این پیام را می‌دهد که اقدامات مشابه مجاز است؛ با وجود این واقعیت که سوریه هنوز به‌هیچ‌وجه آماده بازگشت دیاسپورا و مهاجران خود نیست.

 

بازگشت‌ها به سوریه

ده روز پس از سقوط حکومت اسد در دسامبر ۲۰۲۴، من در مرز سوریه و لبنان بودم. صدها سوری در صف ایستاده بودند، کارت‌های شناسایی سوری در دست داشتند و مشتاق بودند کشوری را ببینند که بسیاری از آنان بیش از یک دهه بود به آن بازنگشته بودند. برای برخی، بازگشت به سوریه انتخابی آسان بود. وخامت سریع شرایط سیاسی و اقتصادی در لبنان ــ که با افزایش درگیری‌ها میان اسرائیل و حزب‌الله در سپتامبر ۲۰۲۴ شتاب گرفت ــ باعث شده بود سوری‌ها به‌سختی بتوانند آینده‌ای برای خود در آن کشور متصور شوند. در سال پس از خروج اسد، بیش از ۴۳۷ هزار سوری در لبنان از طریق گذرگاه‌های رسمی و غیررسمی مرزی به وطن خود بازگشتند.

برای بسیاری دیگر در آن جمعیت، به‌ویژه مردانی که به نمایندگی از خانواده‌هایی که در لبنان جا گذاشته بودند سفر می‌کردند، این نخستین دیدار بخشی از فرآیند مشاهده و ارزیابی پیش از تصمیم‌گیری برای بازگشت دائمی بود؛ رویکردی که از آن با عنوان «صبر و مشاهده» یاد شده است. برای نمونه، در ترکیه، با وجود مخالفت سیاسی بیشتر احزاب ملی، به سوری‌ها اجازه داده شد برای سفر به سوریه بروند تا بتوانند درباره بازگشت یا عدم بازگشت، تصمیمی آگاهانه بگیرند.

در یک سال و نیم پس از آن، برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۱.۶ میلیون سوری از ترکیه، لبنان و دیگر کشورهای نزدیک به وطن خود بازگشته‌اند. علاوه بر این، ۲ میلیون نفر دیگر که پیش‌تر در داخل کشور آواره شده بودند، به خانه‌های اصلی خود بازگشته‌اند. در پس این آمارها، تصمیم‌های عظیمی قرار دارد که هر سوری و اعضای خانواده‌اش درباره مزایا و معایب بازگشت به کشوری در حال گذار عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفته‌اند. بیشتر آنان منتظر بودند آمریکا تحریم‌ها و designation سوریه به‌عنوان دولت حامی تروریسم را بردارد تا راه برای احیای اقتصادی هموار شود و مقام‌های انتقالی بتوانند خدمات اولیه‌ای مانند آب و برق را احیا کنند.

در سپتامبر ۲۰۲۵، با چندین سوری در آلمان دیدار کردم. بیشتر آنان پس از بیش از هشت سال زندگی در آلمان، شهروندی آلمان را دریافت کرده بودند و همچنان با تصمیم بازگشت به سوریه درگیر بودند. برخی می‌خواستند از روند انتقالی دولت جدید حمایت کنند، اما دلایل آنان اغلب شخصی‌تر بود؛ برای نمونه، بازپس‌گیری املاک یا مراقبت از والدین سالمند. کسانی که در آلمان مانده بودند، آماده نبودند زندگی‌ای را که برای ساختنش هزینه‌های بسیاری داده بودند، رها کنند.

 

کشوری در برزخ

سوریه هنوز برای بازگشت امن نیست. هم سوریه و هم هائیتی همچنان در وب‌سایت وزارت خارجه آمریکا دارای هشدار «سطح ۴: سفر نکنید» هستند؛ بالاترین سطح هشدار که معمولاً برای مناطق درگیر جنگ فعال صادر می‌شود. آژانس پناهندگان سازمان ملل در دسامبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که سوریه هنوز برای بازگشت امن نیست و همچنان تأکید کرده است که بازگشت‌ها باید «داوطلبانه، آگاهانه و در شرایط امن و کرامت‌مندانه» انجام شوند. در ژوئن ۲۰۲۵، شورای اروپا نیز تأیید کرد که شرایط هنوز برای بازگشت گسترده آماده نیست، هرچند از پناهجویانی که «داوطلبانه مایل به بازگشت هستند» حمایت کرد.

واقعیت میدانی به‌طور گسترده در گزارش‌های منظم بشردوستانه، نشست‌های توجیهی سازمان ملل و ارزیابی‌های اقتصادی و توسعه‌ای بانک جهانی ثبت شده است. تنها بازسازی فیزیکی سوریه برآورد می‌شود نزدیک به ۱۰ برابر تولید ناخالص داخلی پیش‌بینی‌شده این کشور هزینه داشته باشد. سوریه همچنین همچنان یکی از آلوده‌ترین کشورهای جهان به مهمات عمل‌نکرده یا UXO است؛ با برآوردهایی که نشان می‌دهد ۱۵.۴ میلیون نفر در معرض خطر مرگ و جراحت ناشی از این مهمات قرار دارند. در واقع، مهمات عمل‌نکرده و مین‌های زمینی اصلی‌ترین عامل مرگ کودکان در سوریه هستند؛ با برآوردهایی که از باقی ماندن بیش از ۳۲۰ هزار مهمات عمل‌نکرده در سراسر کشور حکایت دارد.

گذار سیاسی سوریه نیز به موج‌هایی از خشونت در سراسر کشور منجر شده است. کمیسیون مستقل بین‌المللی تحقیق سازمان ملل، کشته شدن بیش از ۱۷۰۰ نفر از اعضای اقلیت دروزی در جنوب سوریه را در ژوئیه ۲۰۲۵ به دست عناصر خودسر نیروهای دولتی سوریه ثبت کرده است. پیش‌تر در همان سال، بر اساس گزارش‌های مستقل، بیش از ۱۴۰۰ علوی سوری ساکن شهرهای ساحلی در امتداد دریای مدیترانه کشته شدند.

درگیری‌های جاری مرتبط با لبنان، ایران و خاورمیانه گسترده‌تر نیز شرایط امنیتی پرمخاطره و بی‌ثباتی را برای سوری‌هایی که در فکر بازگشت به کشور هستند، ایجاد کرده است. تشدید درگیری‌ها در لبنان، به‌ویژه، به آوارگی بیش از ۲۰۰ هزار پناهجوی سوری و شهروند لبنانی انجامیده که برای فرار از خشونت در جنوب لبنان از مرز وارد سوریه شده‌اند؛ مسئله‌ای که فشار بیشتری بر توان سوریه برای پذیرش بازگشت گسترده شهروندانش وارد کرده است. این تحولات همچنان باعث مکث و تردید سوری‌هایی می‌شود که به بازگشت دائمی به کشور فکر می‌کنند و نشان می‌دهد سوری‌ها نه در مسیر یک راه‌حل پایدار، بلکه میان چندین بحران گرفتار شده‌اند.

این شرایط همچنان به‌عنوان مانعی برای بازگشت سوری‌های ساکن آمریکا و دیگر کشورها عمل می‌کند. بسیاری از دوستان و همکاران من که از طریق برنامه TPS وارد شدند، بی‌وقفه تلاش کردند تا خود را جا بیندازند؛ انگلیسی آموختند، فرزندانشان را در مدارس آمریکا بزرگ کردند، به جوامع و محله‌های خود کمک کردند و در سکوت، چشم‌انتظار کشوری باثبات ماندند که شاید بتوانند روزی به آن بازگردند.

همان‌طور که یک سوری دیگر که از این تصمیم متأثر شده به من گفت: «آنچه ما از ابتدا خواسته‌ایم زمان است؛ زمان برای اینکه مردم بفهمند چه مسیرهایی پیش رویشان وجود دارد. مسئله این است که کشور هنوز در مسیر بهبود قرار دارد و شرایط برای بازگشت کامل آماده نیست.»

بنابراین، تصمیم دیوان عالی در این مرحله از گذار سوریه پیامدهایی عمیق دارد و سوری‌ها را به بازگشت‌هایی که بر اساس حقوق بین‌الملل باید «داوطلبانه، امن، کرامت‌مندانه و منظم» باشد، تشویق نمی‌کند.

 

ایجاد یک سابقه جهانی

حکم آمریکا در خلأ صادر نشده است. تنها چند روز پس از سقوط اسد، کشورهایی که میزبان پناهجویان سوری بودند، صدور بیانیه‌هایی برای تعلیق درخواست‌های پناهندگی را آغاز کردند و در برخی موارد، به سمت اخراج سوری‌ها رفتند. در دانمارک، پس از توقف موقت پرونده‌های پناهندگی در دسامبر ۲۰۲۴، این تصمیم چند ماه بعد لغو شد. بلژیک، سوئد، ایتالیا و بریتانیا نیز همین مسیر را دنبال کردند، اما چند ماه بعد این تصمیم‌ها را لغو کردند. با این حال، انگیزه و جهت‌گیری کلی یکسان بود: دولت‌ها در سراسر جهان، سقوط رژیم اسد را به‌منزله مجوزی برای بازگرداندن سوری‌ها به خانه تفسیر کردند؛ بی‌اعتنا به شرایط میدانی.

اما خود سوری‌ها احساس متفاوتی دارند. در بلژیک، تنها ۷ درصد از سوری‌هایی که در نظرسنجی شرکت کردند، اعلام کردند آماده بازگشت هستند. در آلمان، بیش از ۶۶ درصد سوری‌ها در دسامبر ۲۰۲۴ اعلام کردند که مایل‌اند بمانند. در آوریل امسال، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در کنار احمد الشرع، رئیس‌جمهور موقت سوریه، ظاهر شد و اعلام کرد هر دو امیدوارند ۸۰ درصد سوری‌های مقیم آلمان به کشورشان بازگردند. اما تنها بخش کوچکی از این تعداد خارج شده‌اند: ۴ هزار نفر از حدود یک میلیون سوریِ ساکن آلمان؛ یعنی یک نفر از هر ۲۵۰ نفر.

تصمیم دولت ترامپ ــ که اکنون از سوی دیوان عالی آمریکا تأیید شده است ــ برای لغو وضعیت قانونی هزاران سوری، به دیگر کشورهای میزبان پوشش سیاسی می‌دهد تا اقدامات قطعی مشابهی انجام دهند. این ابزارهای حقوقی، چالشی مستقیم علیه اصل «عدم بازگرداندن اجباری» یا نان‌رفولمان به شمار می‌روند؛ اصلی که بازگرداندن پناهجویان به مکان‌هایی را که در آن‌ها با آسیب جدی روبه‌رو می‌شوند، ممنوع می‌کند.

می‌توان استدلال کرد سوری‌هایی که در کشورهایی مانند آمریکا و آلمان زندگی می‌کنند، صرف‌نظر از شرایط میدانی در سوریه، مایل‌اند بمانند. و این در بسیاری موارد درست است. من می‌توانم از نمونه‌های بی‌شماری از سوری‌هایی سخن بگویم که از طریق کار، شخصیت و فرزندانشان، کمک‌های مثبتی به جامعه آمریکا کرده‌اند. بسیاری از آنان وضعیت پناهندگی دریافت کرده‌اند یا به‌عنوان شهروندان آمریکا تابعیت گرفته‌اند.

بیشتر سوری‌هایی که اخیراً بازگشته‌اند، در کشورهای همسایه مانند لبنان و ترکیه زندگی می‌کردند؛ جایی که بازگشت برای آنان ریسک کمتری نسبت به سوری‌های مقیم آمریکا و آلمان دارد؛ کسانی که به تعبیر یک کارشناس از دانشگاه آکسفورد، برای بازگشت باید «حمایت‌های قانونی‌ای را که به‌سختی به دست آورده‌اند، واگذار کنند». اما همان‌طور که می‌بینیم، این حمایت‌های قانونی به‌سرعت در حال فرسایش است.

گزارشی از مؤسسه سیاست مهاجرت، پیچیدگی‌های بازگشت پناهجویان به کشورهایی شکننده و در حال بازیابی را نشان می‌دهد. این گزارش استدلال می‌کند که «لغوهای کلی و فراگیر» حمایت پناهندگی برای افراد اهل کشورهای پسادرگیری مانند سوریه، باید با دقت بررسی و سنجیده شود؛ ترجیحاً همراه با یک دوره گذار ــ هم برای کشور پذیرنده بازگشت و هم برای اقتصادها و جوامع کشورهای میزبان ــ تا به افراد اجازه داده شود پیش از بازگشت دائمی، از کشور خود بازدید کنند.

 

پس از این چه خواهد شد؟

مسئله آوارگی و جابه‌جایی به‌سادگی ناپدید نخواهد شد. با بحران‌های جاری در سراسر خاورمیانه، که با پیامدهای اجتناب‌ناپذیر تغییرات اقلیمی، بی‌ثباتی اقتصادی و جمعیت جوانی که به‌سرعت در حال رشد است تشدید می‌شود، فشار بر نظام پناهندگی تنها افزایش خواهد یافت. ما دیده‌ایم وقتی نظام‌های آماده‌نشده ــ چه در کشورهای ثروتمند و چه در کشورهای فقیر ــ پناهجویان و آوارگان را در مقیاسی بی‌سابقه جذب می‌کنند، چه اتفاقی رخ می‌دهد.

تصمیم آمریکا پیامدهایی برای نظم جهانی خواهد داشت. در مرکز این پیامدها، مفاهیم انتزاعی قرار ندارند؛ انسان‌ها قرار دارند. آنان همسایگان خوبی در آمریکا هستند که با حسن نیت، تحت حمایت قانونی، در این کشور زندگی ساختند و منتظر سوریه‌ای ماندند که بتوانند به آن بازگردند.

آن سوریه هنوز وجود ندارد، و این حکم نیز این واقعیت را تغییر نمی‌دهد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.