شب غریبی است. تابوت مادری برای وداع آمده، اما جگرگوشه‌اش نتوانسته برای آخرین بار او را در آغوش بکشد.

به گزارش جماران، زهرا میرغضنفری که سال ها شاگردی شهید زهرا حداد عادل را کرده است، برایش نوشته:

 

پرتکرارترین قابی که از خانم حداد در خاطرات همه ثبت شده، تصویر حضورش در جمع دانش‌آموزهاست. هرگاه به هر سمتی که چند ردیف از دخترها صف کشیده بودند خیره می‌شدی، قطر نگاهت را که تا مرکز دایره می‌کشیدی، به حضور خانم حداد ختم می‌شد. انگار این عادت هنوز هم پابرجاست؛ حتی اگر سهم بچه‌ها از بودن معلمشان، تنها یک تابوت مزین به پرچم ایران باشد. برای آخرین بار هم دورتادور خانم حداد را دخترهایش گرفته‌اند و با دلتنگی‌هایشان حصار کشیده‌اند. کوچک‌ترها میدان‌دار شده‌اند؛ انگار بیش از همه، آن‌ها حسرت این نبودن را به دوش می‌کشند، کمتر از بقیه او را دیده‌اند و بیشتر از بقیه امید به امتداد دیدارش بسته بودند.

یکی از دخترها صورتش را روی تابوت گذاشته و لابه‌لای اشک‌هایش یکباره زبان باز می‌کند: «خانم حداد! به دخترت چه بگوییم؟» راست می‌گوید. شب غریبی است. تابوت مادری برای وداع آمده، اما جگرگوشه‌اش نتوانسته برای آخرین بار او را در آغوش بکشد.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.