" بخوان ..." واژه ای که دینمان به نامش آغاز شد اما چگونه است که این واژه، در نسل نو به شتاب دیگر ارتباطات راه خود را نیک نیافته چنان که گاه گمان می رود این واژه در فرهنگمان راه گم کرده است. پژوهشگری در گپ و گفتی دوستانه نیشتر کلام در سخن گرفته بود و می گفت : کتاب نمی خوانیم  اما به ژست های نازیبای همه چیز دانی گرفتار شده ایم ؛ حتی اگر زمان زیادی را در اینترنت و فضای مجازی هستیم این فضا را به جایگاهی برای رشد و آگاهی مان تبدیل نکرده ایم؛ غافل شده ایم که مملکتمان برآیند من و توست و اگر می خواهیم زندگی مان از آنچه که هست، بهتر شود؛ هیچ راهی نداریم جز اینکه کتاب بخوانیم.
پائیز است و پیاده راه فرهنگی رشت که نخستین هایی از فرهنگ کشور را در خود جای داده به صدای آکاردئون و سازهای نوازندگان خیابانی آگنده است و درست رو به روی طاق های شمسه نگار کتابخانه ملی رشت با قدمتی حدود یک قرن که جای پای استادانی چون محمدتقی بهار، دهخدا ، پورداوود، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد معین، سعید نفیسی و ... را بر پلکان های کهن و استوار خویش قدر دانسته است، " نصرت"  کتاب فروشی است که دهه ها زمان را تاب آورده و جای پای شاعرانی چون نصرت رحمانی و شاملو را به خود دیده و هجوم ناملایمات کتاب را به جان خریده است و همچنان چشم انداز پیش روی مخاطبان کتاب خویش می گشاید.
ناصر شهرابی زاده ۱۳۲۷ بیش از نیم قرن از زندگی خویش را با کتاب گذرانده و اینک به تکه ای از فرهنگ معاصر این سرزمین تبدیل شده و می گوید: متاسفم که بگویم روزگار بر کتاب خوش نمی گذرد.
شهرابی گفت و گو با خبرنگار ایرنا را کورسویی امید در راستای احیاء فرهنگ کتاب خوانی می داند و می افزاید: اگرچه برای وضعیت امروز کتاب خوانی در جامعه ام متاسفم اما خرسندم که در ارتباط با نسل نو کتابخوان، چنین دریافتم که گویا این نسل  به گذر از مجازی خواندن های بی ثمر رسیده و دانستم باز هم گویا مردمان این سرزمین به بوی تورق کتاب تشنه شده اند.
وی که نام مغازه قدیمی نصرت را برگرفته از نام پدرشان می داند می گوید: پدر برپا کننده کتابفروشی نصرت رشت است و من ادامه راه به دست گرفتم؛ هر چیز که گران می شود مردم ما برایش صف کشیدند نمی دانم چرا برای کتاب چنین نشد؟ گرانی کتاب ، کوچک شدن فضای خانه ها ، بی اعتمادی به چاپ های جدید و ... عواملی هستند که روز به روز از مخاطبان کتاب کاسته و امروز روزگار بر فروشندگان صرف این کالای فرهنگی سخت می گذرد؛ کتاب هایی هست که خود به یقین می دانم هیچ دست نخورده اما مخاطب بر نمی تابد و می گوید چاپ های پدرانمان بهتر است.
هفته پاسداشت کتاب نزدیک است و در روزهای آتی نمایشگاه بزرگ کتاب گیلان با حضور ۴۰۰ ناشر در محل برگزاری دائمی نمایشگاه های بین المللی گیلان گشایش می یابد اما شهرابی بر این اعتقاد است که نمایشگاه کتاب همانند همه جای جهان می بایستی تنها محلی برای معرفی و نمایش کتاب باشد و خریداران به کتاب فروشان معرفی شوند.

نمایشگاه کتاب ضربه به کتاب فروش نیست
معاون امور فرهنگی و رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان برپایی نمایشگاه کتاب گیلان را مطالبه مردم می داند و می گوید: با احترام به نظر کتابفروشان این موضوع که نمایشگاه کتاب به ضرر کتاب فروشان است ، قابل پذیرش نیست چرا که نمایشگاه اتفاق فرهنگی است که تنها شش روز در سال برپاست .


حسین ابراهیمیان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با بیان اینکه نمایشگاه نمی تواند پای مخاطب را از کتاب فروشی ها قطع کند ،توضیح می دهد : امکان فروش کتاب از طریق بن های نمایشگاه برای کتاب فروشی هایی که ثبت نام می کنند، مهیا شده و امکان فروش کتاب از این طریق در روزهای برپایی نمایشگاه در کتاب فروشی های یاد شده مهیاست.
وی تاکید کرد: اتفاق های فرهنگی به تنهایی رقم نمی خورد و همه عوامل همکار می بایست یاریگر باشند.

کتاب، اتاقی به وسعت چشم انداز
گفت و گو با ناصر شهرابی صاحب یکی از کتاب فروشی های  کهن رشت تمام نشده که او کتاب را اتاقی با  پنجره های متعدد می داند که هر پنجره چشم اندازی خاص دارد انتخاب با آدمیان است؛ گاه فردی یک پنجره می گشاید و گاه از چشم انداز ۱۰ پنجره بهره می گیرد و این چشم اندازها هستند که بر کیفیت زندگی بشر می افزایند و فرهنگ می سازند.


وی ادامه می دهد: با درک اهمیت کتابخوانی و تاثیر آن بر جامعه می بایستی در هجوم این ناملایمات علیه کتاب راهکارهایی برای پایداری شغل های در ارتباط با کتاب اندیشیده شود که یکی از این راهکارها تجدیدنظر در پرداخت مالیات ، دریافتی های شهرداری ، صنف و ...است.
شهرابی می گوید: کتاب خواندن صفر نیست اما کم شده و این نحوه گرایش کتاب با شمارگان ۵۰۰ و ۲۰۰ در شأن جامعه ای نیست که بخش بسیاری از آنان دانش آموخته ، دانش آموز و دانشجو هستند.
کتاب فروشی نصرت همیشه کتاب فروشی بوده، نه گل فروشی ، عروسک فروشی ، لوازم التحریر و نه دیگر اقلام جانبی و به سبب فضای کهنش همیشه حس خوبی داشته و به گفته یکی از مخاطبانش نسل ها از ابتدای خیابان اعلم الهدا گردن کشیده اند که ببینند نصرت بر سر در معرفی چه می آویزد.
اگرچه نصرت کهن جای پای مخاطبان و علاقمندان کمتری به خود می بیند اما شهرابی امیدوار است روزگار به گونه ای دیگر رقم بخورد و در گذار از مجازی های بیهوده و همیاری همیاران، بار دیگر بوی ورق های کتاب در شهر بپیچد.
گفت و گو تمام می شود و باران آغاز می شود و ساعت شهرداری رشت با قدمتی ۹۰ ساله ضربه هفتم را می نوازد ...

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.