در نشست نقد و بررسی کتاب «من ابن‌بطوطه هستم» تضاد میان سفرِ آزادانه و آوارگیِ اجباری به‌عنوان هسته مرکزی مجموعه داستانِ خسرو عباسی خودلان بررسی شد و نویسنده تأکید کرد که دغدغه اصلی‌اش روایت جهان‌شمولِ «انسان در گذر» بوده است، نه ثبت یک جغرافیای خاص.

به گزارش جماران به نقل از ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «من ابن‌بطوطه هستم» نوشته خسرو عباسی خودلان، عصر سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت‌ (۱۴۰۵) هم‌زمان با چهارمین روز از هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با حضور مجید قیصری و نویسنده کتاب در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

مجید قیصری در آغاز این نشست، با اشاره به انتخاب نام کتاب گفت: نویسنده در کارهای قبلی‌اش خیلی مستقیم وارد موضوع جنگ شده بود، اما پیشانی‌نوشت این اثر سؤالی ایجاد می‌کند؛ چون نامش از زمره نام داستان‌ها نیست. باید دید چه نسبتی میان سفرنامه‌نویسی در دوره زندگی ابن‌بطوطه و انسان امروز برقرار است.

وی مضمون اصلی این مجموعه داستان را جنگ و مهاجرت دانست و افزود: در داستان اول، زنی ماجرایی را در قطار روایت می‌کند که از دختری، پدری و پسر بچه‌ای حرف می‌زند. او خیلی وارد جزئیات نمی‌شود، ولی خواننده دقیقاً ردِ طبقاتِ نبردها و جنگ‌هایی را که در افغانستان رخ داده و ذهن یک مهاجر را در متروی تهران درگیر کرده، حس می‌کند.

قیصری با اشاره به ویژگی‌های ساختاری اثر ادامه داد: یک‌دستی نسبی در کل مجموعه حس می‌شود. یکی از نشانه‌های موفقیت یک مجموعه داستان این است که بتوان یک نخ مشترک بین شخصیت‌ها و فضاها پیدا کرد و آن‌ها را به هم ربط داد. در «من ابن‌بطوطه هستم» این اتفاق رخ داده است. یک تنِ مشترک زیر پوست تمام این داستان‌ها نبض می‌زند، با اینکه جغرافیا، تاریخ، زاویه دید، لحن و زبان همه چیز تغییر می‌کند. مضمون مشترک در این مجموعه، با اینکه جغرافیا عوض می‌شود، زبان تغییر می‌کند و فضاها از ژاپن و اصفهان دوره صفوی تا تهران متغیر است، مثل تار و پود در بطن اثر تنیده شده است.

وی سپس به تفاوت جوهری سفر و مهاجرت پرداخت: آنچه ابن‌بطوطه انجام می‌دهد، سفر به اختیار است. اما آنچه جنگ باعث می‌شود، مهاجرت از سر اجبار است. شخصیت‌های این کتاب به اجبار مهاجرت کرده‌اند. در داستانی، زنی به ایران آمده و زندگی را در محل خودش پشت سر گذاشته است. این‌ها به اجبار آواره شده‌اند. این جغرافیا دیگر به آن‌ها حق انتخابی نمی‌دهد. مهاجرت چیزی است میان اختیار و اجبار، اما سفر به یک انتخاب آزادانه ارجاع می‌دهد.

قیصری همچنین بر اهمیت قابلیت ترجمه اثر تأکید کرد و گفت: بسیاری از مضمون‌های این کتاب جهانی است و احتمالاً خیلی ایرانی نیست؛ اما یک صحنه در همان داستان فرانسوی هست که زن و مردی در خیابان می‌خواهند همدیگر را بغل کنند ولی حیا مانعشان می‌شود. این رفتار کاملاً ایرانی است. این نوع رفتارهاست که به متن هویت می‌دهد، نه صرفاً به کار بردن تعبیرات و اصطلاحات خاص. وقتی متنی ترجمه می‌شود، همین رفتارها و حساسیت‌هاست که خاستگاه فرهنگی‌اش را نشان می‌دهد.

خسرو عباسی خودلان نیز در این نشست، ریشه دغدغه‌های خود را این‌گونه توضیح داد: جنگ قطعاً نسل من و خود من را رها نخواهد کرد. کودکی ما در جنگ گذشت. در شهرهایی دور از مرزها زندگی می‌کردیم و شاید امکان حضور مستقیم در جبهه‌ها را نداشتیم، ولی تبعاتش ذهن ما را مشغول کرده بود.

وی با اشاره به روند شکل‌گیری مجموعه گفت: من در این مجموعه داستان، به مرور متوجه یک خط‌وربط شدم. بعضی از این داستان‌ها برای اواسط دهه نود است و بعضی دیگر این اواخر نوشته شده و بعد به آن‌ها اضافه شده است. داستان‌های دیگری هم داشتم، اما چون با محتوا و مضمون این مجموعه فاصله داشت، در کتاب نیاوردم. اینکه این داستان‌ها به هم ربط پیدا می‌کنند، ناخودآگاهش در ذهنم وجود داشت، ولی دغدغه اصلی‌ام انسان در سفر، گذر، آوارگی و مهاجرت بود و این پایه شکل‌گیری مجموعه شد. به مرور این خط‌وربط‌ها شکل گرفت و ارتباط داستان‌ها با همدیگر به وجود آمد.

عباسی خودلان همچنین به رویکرد خود در شخصیت‌پردازی و فضا اشاره کرد و ادامه داد: جزئیات را عامدانه کم کردم تا مسئله جهان‌شمولی به نام هجرت را برای مخاطبان جهانی روایت کنم. آن‌قدر وارد جزئیات نشدم که بگویم فقط اینجا ایران است یا این شخصیت با مختصات فرهنگی خاصی تعریف می‌شود. حتی شخصیت‌های خارج از خاورمیانه هم وقتی وارد این جغرافیا می‌شوند، درگیر یک مسئله انسانی می‌گردند. نکته‌ای که برایم اهمیت داشت این بود که اگر یک سفر درونی رخ می‌دهد، با یک سفر بیرونی موازی می‌شود. انسان در هر جغرافیایی که باشد، درگیر یک سری موقعیت‌های دراماتیک انسانی است که جغرافیا و فرهنگ روی آن تأثیر می‌گذارند.

وی در بخش دیگری از سخنانش به بحث فرم در داستان کوتاه ایرانی پرداخت و افزود: این روزها سریال به یک رسانه بسیار پرقدرت تبدیل شده و سینما دیگر آن جایگاه سابق را ندارد. در فرم روایت سریال می‌توانی جزئیات زندگی را به‌درستی پرداخت کنی. در بسیاری از کارهایی که امروز می‌خوانیم، کمتر به این جزئیات پرداخته می‌شود. مثلاً در یکی از داستان‌های این مجموعه، شش تا هشت شخصیت وجود دارد، اما شما هیچ شناختی از گذشته و فضایشان پیدا نمی‌کنید. انگار در یک جهان ذهنی هستیم که راوی می‌شناسد؛ اما وقتی یک اثر داستانی بلند می‌نویسی، مجال داری شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را کامل بپردازی و خواننده را به پاسخ سؤالاتش برسانی.

قیصری اضافه کرد: یکی از ویژگی‌های خوب این متن که نظر داوران جایزه جلال آل‌احمد را هم جلب کرد، معاصر بودنش بود. ما خیلی متن‌ها را می‌خوانیم که در تاریخ گذشته سیر می‌کنند و مسئله امروز ما نیستند؛ اما بحث مهاجرت و جنگ یک بحث زنده است و نویسنده‌ای که در این آب و خاک زندگی می‌کند، نمی‌تواند از آن فاصله بگیرد. من مطمئنم که نویسنده بدون تأمل آگاهانه این کار را کرده است. اگر نویسنده به خودش دستور دهد که بنشیند روی فلان موضوع تحقیق کند و دغدغه‌اش را بریزد روی کاغذ، کار درنمی‌آید. آن وقت اثر، کارِ کوششی است، نه جوششی.

عباسی خودلان در پایان درباره تأثیر جوایز ادبی بر فروش کتاب‌ها گفت: این چرخه، چرخه معیوبی است. در همه جای دنیا یک سری اتفاقات در کنار اثر قرار می‌گیرد تا آن را پرمخاطب کند؛ مثل ارتباط با سینما، تورهای کتاب‌خوانی و بحث‌های رسانه‌ای؛ اما جایگاه ادبیات داستانی معاصر در ساختار رسانه‌ای ما ویژه نیست. از سوی دیگر، جامعه ما درگیر بحران‌های مختلفی است که بخشی از آن معیشتی است. شاید مردم خودشان را در آینه آثار کمتر پیدا می‌کنند. گاهی نویسنده ما کار روشنفکری و سیاسی را هم انجام می‌دهد، همه کار را غیر از آن کاری که وظیفه‌اش است. وظیفه‌اش این است که داستانی بنویسد که همه علاقه‌مند شوند و مهم‌تر از همه با پرداخت هزینه شخصی بخرند و بخوانند.

مجید قیصری نیز در بخش پایانی سخنان خود به چالش‌های کلان‌تر ادبیات اشاره کرد:: یک تفاوت اساسی بین آثار ادبی و آثار پرفروش وجود دارد. بحث دیگر، بحث مرجعیت است. شما در جاهای دیگر جهان یک منتقد دارید که اگر اثری را تأیید کند، اعتماد ایجاد می‌شود. ما اینجا منتقد نداریم که نگاه کارشناسی‌اش مورد اعتماد عموم باشد. در عوض، یک بازیگر یا سلبریتی می‌آید و پشت یک نام می‌ایستد و مرجعیت پیدا می‌کند. وقتی مرجعیت واقعی از دست برود، اثر نیز درخشش خود را از دست می‌دهد و مورد اقبال واقع نمی‌شود.

هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیست‌وششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار می‌شود.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.