سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری در گردهمایی روابط عمومیها و دستگاههای اجرایی با عنوان «راویان ایران» دو فراز قابل توجه داشت. البته نه از آن جهت که کسی پیش از آن به موضوع اشارهای نداشته و مثلا گفتاری بکر و تازه به شمار آید بلکه از آن جهت که پزشکیان در جایگاه رئیس جمهوری به این موضوعات پرداخته که اگر این سخنان بازتاب دهنده دیدگاه دولت و مسئولان کشور باشد از جهات مختلف میتواند موجب امیدهایی در جامعه شود و در کنار هم قرار گرفتن آن پاسخی به جریان رادیکال مخالف مذاکره و جنگ طلب است.
سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری در گردهمایی روابط عمومیها و دستگاههای اجرایی با عنوان «راویان ایران» دو فراز قابل توجه داشت. البته نه از آن جهت که کسی پیش از آن به موضوع اشارهای نداشته و مثلا گفتاری بکر و تازه به شمار آید بلکه از آن جهت که پزشکیان در جایگاه رئیس جمهوری به این موضوعات پرداخته که اگر این سخنان بازتاب دهنده دیدگاه دولت و مسئولان کشور باشد از جهات مختلف میتواند موجب امیدهایی در جامعه شود و در کنار هم قرار گرفتن آن پاسخی به جریان رادیکال مخالف مذاکره و جنگ طلب است.
۱
پزشکیان در بخشی از سخنانش در این گردهمایی گفت: «مراکز متعددی از جمله نیروگاهها، صنایع پتروشیمی و فولاد مبارکه هدف قرار گرفتهاند. نباید به دروغ ادعا کنیم که هیچ مشکلی نداریم و دشمن در حال نابودی است. همچنین مسئولان باید صادقانه با جامعه سخن بگویند و از ارائه تصویر کاذب مبنی بر شکوفایی مطلق ما در برابر نابودی طرف مقابل پرهیز کنند. ما نیز با چالشهای جدی مواجه هستیم.» اگر طی روزهای موشکباران و حملات و به خصوص در روزهای آتشبس در جمعهای مختلف مردمی حضور پیدا کرده باشید احتمالا این سرخوردگی را در بخشی از مردم به ویژه قشر آسیبپذیر دیده اید که احساس میکنند مسئولان و تصمیمگیران آن چه بر سر مردم آمده را درک نکرده اند و بخشی از این احساس هم ناشی از عملکرد رسانه های رسمی و نزدیک به همین تصمیم گیران است. رسانههایی که نه تنها کارشناسان بلکه نظرات مردمی اش هم به نظر گزینشی و صرفا تاییدکنندگان روایت خودشان است. طی این مدت بخش عمده این راویان تنها آنچه موفقیت در جنگ و نابودی طرف مقابل میدانستند بازتاب دادند؛ با این استدلال که این را حمایت از نظام و ارزشهای آن میدانند. در کنار این رسانه ها هم بخشی از مسئولان و چهره های رسانه ای با این استدلال که در دوران جنگ هستیم خود را موظف دانستند با چشم پوشی بر وضعیت جامعه و مردم، مراقب آن باشند نه کسی به عملکردها انتقاد کند و نه تصویری متفاوت از آن تصویر کامروایی ها که بخش اول آن را منتشر کردهاند، به میان آید. در چنین شرایطی که در یک سو مردمی هستند که با پوست و استخوان با مشکلات مواجه شده اند و به سختی روزگار میگذرانند و در سوی دیگر رسانه هایی هستند که چندان تمایلی به انجام رسالت خود و بیان واقعیتها ندارند و در کنارشان مسئولانی هم هستند که در بیان مشکلات مردم کمتر لب به سخن گشوده اند، خواسته رئیس جمهور برای بیان روایت صادقانه و تصاویر واقع بینانه جایگاه خاصی پیدا میکند، البته اگر گوش شنوایی باشد.
۲
پزشکیان در بخش دیگر سخنانش گفت: «این شعار که میگویند «گفتوگو نمیکنیم»، معنایی ندارد. اگر گفتوگو نکنیم، پس چه باید کرد؟ ما با عزت گفتوگو میکنیم. ما حق داریم، منطق داریم، دلیل داریم و قادریم از حقوق کشورمان با قدرت دفاع کنیم و با پشتیبانی مردم خود، از حقوق آنان دفاع خواهیم کرد... بههیچوجه در برابر هیچ قدرتی سر خم نخواهیم کرد. با عزت در مقابل بیگانگان میایستیم، گفتوگو میکنیم و از حقوق و حق مردم عزیزمان دفاع خواهیم کرد.» او پس از آن هم در حساب کاربری رئیس جمهوری در شبکه اجتماعی ایکس چنین متنی منتشر شد: «گفتوگو به معنای تسلیم نیست. جمهوری اسلامی ایران با عزت، اقتدار و حفظ حقوق ملت وارد گفتوگو میشود و به هیچ عنوان از حقوق قانونی مردم و کشور عقبنشینی نمیکند. ما با منطق و با تمام توان، تا پای جان، در خدمت مردم و حافظ منافع و عزت ایران خواهیم بود.»
این بخش از سخنان پزشکیان از آن دست سخنانی است که پیش از این هم بیان کرده است. البته هر بار هم جماعتی دست به نقد او زدند.
فقط یک نگاه سرسری به تاریخ و روابط بین الملل یا فقط قرار گرفتن در مدار یک منطق حداقلی درباره کنش و واکنشهای حوزه بین الملل، ما را با این گزاره رو به رو میکند که «پایان هر جنگی از مسیر دیپلماسی و میز مذاکره محقق میشود.» به عبارتی چه دست بالا را در جنگ داشته باشیم و چه چنین موقعیتی نداشته باشیم یا خدایی ناکرده در مسیر شکست باشیم، پایان جنگ بدون مذاکره رقم نمیخورد. پس منطق حکم می کند حکومتها شرایط را بسنجند، با ارزیابی درست و به موقع، مذاکره عزتمندانه را در پیش بگیرند تا حداقل آسیبها به کشورشان برسد و توافقی در راستای تأمین حداکثر منافع ملی ممکن شکل بگیرد. این موارد به ذهن اغلب ما در پاسخ به اینکه «چرا باید مذاکره کنیم؟» میرسد، اما سایت رجانیوز بار دیگر در ادامه بحثی که در مرداد ماه سال گذشته و پس از دیدار رئیس جمهوری با اصحاب رسانه به مناسبت روز خبرنگار داشت، نوشت: «در تکراری تلخ از یک مسیر شکستخورده، مسعود پزشکیان بار دیگر با طرح سؤال انحرافی «گفتوگو نکنیم؛ چه کنیم؟» به تریبون جریان غربگرا تبدیل شده است. این دقیقاً همان نسخهای است که پس از دفاع مقدس دوم و بمباران میز مذاکره توسط دشمن نیز از سوی او تکرار شد. اصرار بر گفتوگو با دشمنی که منطقی جز زور نمیفهمد ادامه همان مسیر گذشته است. این روند نشاندهنده شکلگیری یک دور باطل مذاکره و جنگ است. گویا تجربههای گذشته نیز نتوانسته این نگاه را تغییر دهد. به نظر میرسد حتی نهیب موشکها هم برای بیدار کردن ذهنهایی که به لالایی مذاکره دل بستهاند کافی نبوده است.»
مردادماه سال گذشته کیهان و چهره های همسو با آن و البته همین رجانیوز با چنین دست فرمانی به سخنان آن روزهای پزشکیان حمله کردند و مجموعهای از پاسخها هم به آنها از سوی کارشناسان داده شد که گویا قانع کننده نبود. دیدگاه آن زمان رجانیوز این بود که « پاسخ به {چه کار کنیم؟}، بسیج تمام امکانات کشور برای در هم کوبیدن دشمن و گرفتن تقاصی تاریخی است که تا ابد از فکر تجاوز دوباره به این خاک پشیمان شود.» حالا ما آینده این نظرات رجانیوز هستیم و متأسفانه با وجود اینکه تلاش بر مذاکره هم بود، دوباره جنگ شد؛ اگر آن جنگ قبلی ۱۲ روز بود، جنگ اخیر نزدیک به ۴۰ روز ادامه پیدا کرد.
براساس این دو مطلب رجانیوز به نظر میرسد تفکر یک جریان در کشور به دنبال جنگ طولانی مدت یا حتی آخرالزمانی است. بنا بر تجربه ما از رفتار کشورهای جهان، آن جنگی که ما برای تقاص تاریخی شروع کننده آن باشیم، جنگ جهانی سوم میشود و بنابر نامتقارن و نامتوازن بودن، جنگ آخرالزمانی میشود و به جز از دست رفتن منابع و ثروت کشور و داشتههایی که برایمان باقیمانده چیزی در پی نخواهد داشت.
۳
حالا چرا در کنار هم مطرح شدن این دو موضوع در سخنان پزشکیان اهمیت دارد؟ قبل از پاسخ به این سئوال در اینجا باید به این موضوع اشاره کرد که بحث بر سر توان نظامی ایران در حال حاضر یا میزان موفقیت ایران در عملیات ها علیه آمریکا و اسرائیل در جنگ اخیر نیست. بحث بر سر واقعیت اجتماعی و ضرورت ادامه جنگ یا پایان آن است. پزشکیان در این سخنان به «صداقت در روایت» و ضرورت تناسب پیام سیاسی که از سوی مسئولان و روابط عمومی های آنها مخابره می شود با وضعیت اجتماعی سخن گفت و به تلاشها برای پایان جنگ و مذاکره عزتمندانه اشاره کرد و بر این تأکید داشت که گفتوگو به معنی تسلیم نیست و از حق مردم ایران دفاع میکند. آنچه جریان تندرو جنگ طلب خواهان آن هستند یعنی «جنگ، جنگ» تا تحقق هدفی که مدنظرشان است، هر چه داشته باشد از یک عنصر خالی است و آن واقعیت اجتماعی است. حتی اگر در بعد نظامی ما توانایی لازم را داشته باشیم و دست برتر هم برای ما باشد خواسته و واکنش آنها به مواردی مانند مذاکره و گفت و گو بی توجه به وضعیت جامعه و آسیبهایی است که در هر دوره موشکباران و حملات بر کشورمان تحمیل شده است.
واقعیت اجتماعی این است که مردم خواهان آبادانی کشور و بهبود وضعیت معیشتیشان هستند. واقعیت اجتماعی کشور، داغ از دست دادنهایی است که به زمستان و بهار امسال گرد غم پاشید. واقعیت اجتماعی مردم نه فقط در ایران و برای ایران بلکه در همه جهان این است که جوامع از ایران و لبنان و غزه گرفته تا اوکراین و ... بتوانند در صلح و آرامش به سر برند. پس وقتی قرار است چنین نظراتی بیان شود آن هم در این روزهایی که با وجود آتش بس با محاصره اقتصادی روبهروییم و مردم آسیب پذیر خواسته شان گشایش است؛ و مسئولان هم بنا به سخنان خودشان در تلاشند سایه جنگ از سر کشور دور شود و مذاکراتی عزتمندانه داشته باشند، باید واقعبینی را در نظر گرفت و در جایگاه رقیب سیاسی که هدفش تخطئه رقیب است ظاهر نشد.
پس به برخی باید گفت: اگر جنگ برایتان سخت نگذشته و خواهان جهادید، جهاد سازندگی در پیش بگیرید و توانتان را برای جبران خسارات همین جنگ بگذارید.