امروز اما، جنسِ میدان عوض شده است؛ خط مقدم، خیابان ها هستند و پرچم، لباس رزم مردم خیابان است. گویی همانهایی که روزی برای دفاع از حریمِ وطن پشتِ خاکریزها میجنگیدند، اکنون هر یک در قامت سربازی گمنام و پرچم بدست، دفاع میهنی را در قالب حضور، استمرار و تاب آوری به نمایش گذاشته اند
دکتر مهدیه صباغ پور، مدرس دانشگاه و پژوهشگر در یادداشتی که برای جماران ارسال کرد، نوشت:
در ایامِ هشت سال جنگ تحمیلی، واکنشِ هر شهروند، آینهی تمامنمایِ باورهای درونیاش بود. عدهای برای اعزام به جبهه صف میبستند، برخی شناسنامهها را دستکاری میکردند تا با نادیده گرفتنِ قانونِ سن، خود را به معرکه برسانند؛ عدهای دیگر، سنگرِ خانواده را گرم نگه میداشتند؛ و در مقابل، همانطور که همیشه بوده، بودند کسانی که در سکوت، اسیرِ سندرمِ «ببینیم آخر چه میشود» ترجیح میدادند هزینهی کنشگری را نپردازند.
امروز اما، جنسِ میدان عوض شده است؛ خط مقدم، خیابان ها هستند و پرچم، لباس رزم مردم خیابان است. گویی همانهایی که روزی برای دفاع از حریمِ وطن پشتِ خاکریزها میجنگیدند، اکنون هر یک در قامت سربازی گمنام و پرچم بدست، دفاع میهنی را در قالب حضور، استمرار و تاب آوری به نمایش گذاشته اند؛
پرچم، چیست جز معنایی انتزاعی؛ چند رنگِ پراکنده بر تنِ تکهای پارچه؟ اما در این روزگار که وطن در میانِ درد است، و خونِ کودک، پیر و جوان بر پایِ خاکش ریخته، دیگر انبوهی از مفاهیمِ عمیق میهنی همزمان با پرچمهای در حالِ اهتزاز، در باد می رقصند؛ پرچم را که می بینی گویی «وطن» را در آغوش گرفتهای.
با خود به روزهای پیش از طوفانها فکر میکنم؛ و می پرسم «قبل از این، چه کسی میتوانست با این همه غرور، پرچمِ ایران را برافرازد؟» پرچم، برای بسیاری از ما یا صرفا نماد تزیینی فضای شهری بود یا غریبهای در پستوهایِ تاریک خانه هایمان.
و حالا ما در نقطه ای استثنایی و غیر قابل تکرار از تاریخ وطن ایستاده ایم که باید ایران را به مثابه یک خانواده، زیر یک پرچم بازتعریف کرد؛ پرچمی به وسعت همه ایران و ایرانیان. امروز صدای ایرانی منتقد، ایرانی معتقد و ایرانی از هر طیفی باهر گفتمانی باید شنیده شود تا همگان به وطن احساس تعلق کنند، امروز، بیش از همیشه، ایران به شنیدنِ متقابل صداها و به گشودنِ راههایی برای آشتی و همدلی نیاز دارد؛ چرا که هیچ وطنی، بدونِ بازگشتِ دلهای مردمانش، دوباره قد نمیکشد.
و چه افسوس برای آنان که از این قافلهی همدلی جا ماندند؛ آنان که چشم بر حقیقتِ عریان بستند تا مبادا دلشان بلرزد و گرمایِ این همسرنوشتی را احساس کنند. غافل از آنکه مفهوم وطن، از هر جریان فکری، از هر انتقادی و از هر هیاهویی بزرگ تر و غیر قابل انکارتر است. وطن، در کنارِ هم ایستادنِ مردمانش معنا میشود.