دیدگاه های متعددی در مورد انتفاضه مطرح است، اما آنچه که با قطعیت بیشتری می توان ادعا کرد این است که خودجوشی و‌‎ ‎‌مردمی بودن انتفاضه اولین مشخصه آن و اسلامیت وجه غالب آن بود و هراس‌‎ ‎‌اسرائیلی ها هم از همین مشخصه هاست. ‌

به گزارش خبرنگار جماران، شنبه بود، صهیونیست ها در خواب راحت، صدای انفجارهای پیاپی پریشان احوالشان کرد. همیشه زده بودند و در رفته بودند اما این بار قصه عوض شده بود. حماس ضرب شستی نشان داد و کاری کرد کارستان. اسمش را هم گذاشت "طوفان الاقصی". همین تهاجم مظلومانه ما را بر آن داشت تا مروری داشته باشیم بر سرزمین فلسطین که جایگاه پیامبران الهی است. ‌‌در مقاله اول، مروری داشتیم بر اوضاع و احوال بیت المقدس پیش از ظهور اسلام، مقاله دوم توضیح کوتاهی بود درباره بیت المقدس بعد از بعثت رسول اکرم(ص)، مقاله سوم به بیت المقدس در قرن بیستم اختصاص داشت. پیمان کمپ دیوید را در مقاله چهارم جای دادیم و شکل گیری حماس، موضوع مقاله پنجم بود. در ششمین مطلب به حمله های رژیم صهیونیستی به فلسطینی ها در لبنان پرداختیم. هفتمین مقاله را به شکل گیری انتفاضه اختصاص دادیم و در این مقاله سعی بر آن است که آن را با انقلاب اسلامی ایران مقایسه کنیم:

 

مقایسه انتفاضه با انقلاب اسلامی ایران و ویژگیهای آن‌

‌‌حرکت انتفاضه از جهاتی شبیه انقلاب اسلامی ایران است. از جمله اینکه وابسته به هیچ‌‎ ‎‌گروه و سازمان خاصی نیست. یکی از مشخصه های انقلاب اسلامی ایران این بود که تا‌‎ ‎‌پیش از وقوع انقلاب، سازمان های اسلامی و غیر اسلامی و ملی گوناگون و افرادی از‌‎ ‎‌طیف های فکری مختلف به طور انفرادی، علیه رژیم شاه مبارزه می کردند و هر کدام آینده‌‎ ‎‌انقلاب را از آن خود می دانستند. وقتی در هفدهم دی ماه 56 در اعتراض به مقاله‌‎ ‎‌توهین آمیز روزنامه اطلاعات به امام خمینی عده ای از مردم قم به شهادت رسیدند و‌‎ ‎‌مراسم بزرگداشت هفتم ها و چهلم های زنجیره ای در تهران، تبریز و سایر شهرها برگزار‌‎ ‎‌شد و هر کدام از این مراسم منجر به درگیری و شهادت عده ای و ادامۀ چهلم ها می شد.‌‎ ‎‌در نیمه دوم سال 57 قیام مردم ایران سراسری شد و همه گروه های سیاسی،‌‎ ‎‌مارکسیستی، ملی و گروه های مذهبی با گرایش های گوناگون دنباله رو قیام شدند چون‌‎ ‎‌هیچ کس انتظار وقوع یک قیام وسیع مردمی و بدون دخالت هیچ تشکیلاتی را نداشت.‌

‌‎

همه گروه ها در صفوف مردم وارد شدند، عکس ها و تصاویر از شخصیت های گوناگونی‌‎ ‎‌برافراشته می شد. اما در آن هنگام آنچه که برای عموم مطرح بود و عامل وحدت همه‌‎ ‎‌گروه ها و مردم در قیام شده بود، هدف مشترک یعنی شاه و سرنگونی او بود و شعارها و‌‎ ‎‌خواسته ها نشانۀ گرایش غالب نهضت به اسلام بود؛ زیرا اسلام مذهب اکثریت مردم‌‎ ‎‌ایران را تشکیل می داد. حرکت انتفاضه نیز دقیقاً از چنین مشابهتی برخوردار است.‌

دیدگاه های متعددی در مورد انتفاضه مطرح است،  اما آنچه که با قطعیت بیشتری می توان ادعا کرد این است که خودجوشی و‌‎ ‎‌مردمی بودن انتفاضه اولین مشخصه آن و اسلامیت وجه غالب آن است و هراس‌‎ ‎‌اسرائیلی ها هم از همین مشخصه هاست. ‌

دستگیری شیخ احمد یاسین و حبس کردن وی در ماه های اولیه انتفاضه، ناشی از‌‎ ‎‌همین تصور بود. تبعید و اخراج 415 تن فلسطینی از سرزمین های اشغالی که در آذرماه‌‎ ‎‌1371 (1992) با هدف خاموش کردن انتفاضه انجام شد. و این افراد که عموماً مسلمان‌‎ ‎‌معتقد و طرفدار حماس هستند که از یکسو نشانگر وجه اسلامی انتفاضه است و از‌‎ ‎‌سوی دیگر نشانه مردمی بودن انتفاضه و عدم وابستگی تام به هیچ حزب و گروهی حتی‌‎ ‎‌حماس است؛ زیرا صهیونیست ها افراد فوق را به عنوان سرشاخه های قیام اخراج کردند.‌‎ ‎‌اما انتفاضه باز نایستاد و طی چند روز پس از آن بیش از سیصد تن از فلسطینیان ساکن‌‎ ‎‌سرزمین های اشغالی در نبرد با نیروهای اسرائیلی کشته و مجروح شدند. این امر نشان‌‎ ‎‌می دهد که قیام تشکیلاتی نیست و قیادت و رهبری آن به درون همه خانه ها راه یافته‌‎ ‎‌است.‌

نحوه آغاز ناگهانی قیام و تداوم آن تاکنون، نشان داده است که اگر هم افراد یا‌‎ ‎‌گروه های خاصی در راه اندازی قیام مردمی نقش داشته اند اما این امر خدشه ای به‌‎ ‎‌خودجوشی قیام وارد نمی کند. انتفاضه، رهبری سیاسی متمرکزی ندارد و هیچ سازمان‌‎ ‎‌خاصی عصب مرکزی آن را تشکیل نمی دهد؛ همه سازمان ها دنباله رو و حامی قیام‌‎ ‎‌هستند و هر کدام به نحوی می کوشند برای آن برنامه ریزی کنند.‌

هر کدام از سازمان های فلسطینی به نحوی سخن می گویند که گویی رهبری انتفاضه در‌ ‎‌دست آنهاست اما باید توجه داشت که غالب این سازمان ها در خارج از فلسطین و در‌‎ ‎‌کشورهای تونس، سوریه، اردن و... مستقر هستند، مردم ساکن فلسطین سخن آنها را‌‎ ‎‌می شنوند و در راستای هدف مشترک یعنی آزادی سرزمین های اشغالی عمل می کنند. اما‌‎ ‎‌چنان نیست که اگر همه این سازمان ها کنار کشیدند، انتفاضه خاموش شود. شباهت دیگر‌‎ ‎‌انتفاضه با انقلاب اسلامی ایران‌‎‌ که برای نخستین بار در تاریخ مبارزات فلسطین‌‎ ‎‌مشاهده می شود، استفاده از پایگاه مسجد و نماز جمعه برای تظاهرات است. مبارزات‌‎ ‎‌فلسطین همواره متکی به عملیات چریکی و سلاح و سازمان بوده است اما این بار با‌‎ ‎‌مشت و سنگ و چوب در برابر گلوله. زنان و کودکان فلسطینی هم در این مبارزه به طور‌‎ ‎‌چشمگیری فعالند. این بار مبارزه، انقلاب سنگ ها یا قیام جوانان و نوجوانان سنگ به‌‎ ‎‌دست نامیده شده است. شهادت طلبی و از جان گذشتگی، ویژگی بسیار مهم دیگری در‌‎ ‎‌حرکت انتفاضه است، سلاحی که هیچ مانندی یا بدلی و برابری ندارد.‌

‌‌نکته قابل توجه دیگر این است که انتفاضه عکس العمل مردمی بود در برابر شکست‌‎ ‎‌طرح های مختلف مبارزه اعم از ناسیونالیسم که اوج آن در زمان جمال عبدالناصر بود و‌‎ ‎‌به شکست تز قومیت عرب و ملی گرایی در سال های اخیر انجامیده است تا کمونیسم و‌‎ ‎‌چپگرایی که با فروپاشی شوروی ضربه قاطعی خورد. جنبش فلسطین در برخورد با‌‎ ‎‌بن بست در همه خطوط و راه ها سرانجام به این نتیجه رسید که اسلام راه حل است،‌‎ ‎‌راهی که فلسفه های سیاسی نتوانستند به پویند و غالباً به شکست، تسلیم و سازش‌‎ ‎‌کشیده شدند، امروز در اسلام جستجو می شود و این راه که همان ایدۀ «بازگشت به‌‎ ‎‌خویشتن» است نه در فلسطین که یک موج بیداری اسلامی در همه کشورهای اسلامی و‌‎ ‎‌دنیای عرب است که در گذشته جنبه فکری و فرهنگی داشت و با پیروزی انقلاب‌ ‌‎اسلامی ایران در سال 57 به رهبری امام خمینی به عنوان یک عالم و مرجع روحانی و‌‎ ‎‌دینی، جنبه سیاسی و عملی یافته است. مبارزات فلسطین که تاکنون دو بعد سیاسی و‌‎ ‎‌نظامی داشت و توأم با اندیشه ناسیونالیستی بود اکنون دارای بعد اعتقادی با وجهه‌‎ ‎‌اسلامی شده است و به گفته دکتر فتحی شقاقی، دبیر کل شهید جهاد اسلامی‌‎ ‎‌فلسطین، پیروزی انقلاب اسلامی، اعتماد به ایدئولوژی و دین را به مسلمانان سراسر‌‎ ‎‌جهان باز گرداند و ثابت کرد که اسلام نیرویی شکست ناپذیر است؛ و اسلام نیروی قیام و‌‎ ‎‌جوشش را در مردم فلسطین زنده کرد.‎‌ با حرکت مردمی انتفاضه در فلسطین حتی آنان‌‎ ‎‌که هنوز تحت تأثیر ناسیونالیسم عربی هستند به اسلام به چشم یک منبع انرژی و وسیلۀ‌‎ ‎‌اتحاد میان همه اعراب برای نجات فلسطین می نگرند و برخی هم صادقانه به تجدید نظر‌‎ ‎‌در اندیشه های خویش پرداخته اند.‌

یکی دیگر از انگیزه های روی آوردن برخی از نیروهای فلسطینی به اسلام این است‌‎ ‎‌که آنان احساس کردند مسأله فلسطین مسأله اشغال خاک برای اسکان یهود نیست و‌‎ ‎‌علاوه بر اهداف سیاسی و اقتصادی استعمار در منطقه خاورمیانه، موضوع فلسطین در‌‎ ‎‌محتوایش جنگ صلیبی جدید غرب علیه امت اسلامی و انتقام گیری از شکست‌‎ ‎‌مسیحیان و غربیها در جنگهای صلیبی 1095 تا 1249 م . و نیز فتح قسطنطنیه در‌ ‎‌1453 م . توسط امپراتوری عثمانی است که طی آن غرب تحقیر شد.‌‎‌

‌‎

این اندیشه جدیدی بود که پس از بن بستهای مبارزاتی نهضت فلسطین شکل گرفت و‌‎ ‎‌به عبارت صحیح تر قوت یافت. به این ترتیب می توان گفت انتفاضه قرابت ها و شباهت های‌‎ ‎‌زیادی به انقلاب اسلامی ایران بویژه از جهت اسلام گرایی دارد و امام خمینی یکی از‌‎ ‎‌الگوهای شناخته شده و مورد احترام در نزد مردم فلسطین است که نظریات وی را مورد‌‎ ‎‌توجه قرار می داده اند. به همین دلیل، مجموعۀ دیدگاه ها و نظریات امام خمینی به عنوان‌‎ ‎‌یک شخصیت و الگوی مؤثر در مبارزات فلسطین که مسلمانان فلسطینی او را یک احیاگر‌‎ ‎‌نهضت اسلامی می شناسند، شایسته است مورد توجه و تدقیق قرار گیرد.‌

 

برشی از کتاب فلسطین از دیدگاه امام خمینی(س)؛ ص 233-236

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.