وبسایت آمریکایی «میداستاچ» در گزارشی اختصاصی، با انتشار تصاویر و ویدئوهای پیشتر منتشرنشده و روایت نظامیان، پیمانکاران و خانوادههای نیروهای آمریکایی، از خسارات گسترده حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای ایالات متحده در عربستان، اردن، کویت، امارات و بحرین پرده برداشت. این گزارش علاوه بر تخریب تأسیسات نظامی و آسیبدیدن هواپیماهای آمریکایی، روایتهایی از تلفات انسانی، نارسایی سامانههای دفاعی، کمبود تجهیزات، ضعف مدیریت بحران و پیامدهای روانی جنگ برای نظامیان و خانوادههای آنان ارائه میکند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، وبسایت آمریکایی «میداستاچ» (MeidasTouch) در گزارشی اختصاصی، با استناد به تصاویر و ویدئوهای منتشرنشده و شهادت نظامیان، پیمانکاران غیرنظامی و خانوادههای نیروهای آمریکایی، به بررسی ابعاد خسارات حملات ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه، آسیبهای واردشده به هواپیماها و تأسیسات دفاعی، شرایط دشوار زندگی نیروهای مستقر، ضعف در آمادگی و مدیریت عملیات، مشکلات تخلیه خانوادهها و انتقادهای گسترده از عملکرد فرماندهان نظامی و دولت آمریکا پرداخت و نوشت:
زمانی که ایالات متحده در اواخر فوریه وارد جنگ با ایران شد، افکار عمومی آمریکا اطلاعات اندکی درباره وضعیت نیروهای نظامی این کشور در سراسر خاورمیانه دریافت میکرد. هیچ خبرنگاری بهعنوان خبرنگار همراه در میان نیروهای نظامی حضور نداشت، جزئیات مربوط به تلفات بهکندی منتشر میشد و تصاویر خسارات واردشده به پایگاههای آمریکایی تقریباً در دسترس نبود.

«این یک مأموریت معمولی نیست»
بسیاری از افرادی که تجربیات خود را بازگو کردهاند، پیش از این نیز جنگ را تجربه کرده بودند. شماری از آنان سابقه اعزام به مناطق جنگی را داشتند، اما همگی بر یک نکته تأکید میکردند: هیچیک از تجربیات گذشته آنان با آنچه در این جنگ شاهد بودند، قابل مقایسه نبود.
چندین منبع گفتند: «این یک مأموریت معمولی نیست.»
آنان از سطحی از سوءمدیریت سخن گفتند که پیش از این هرگز تجربه نکرده بودند.
یکی از نظامیان آمریکایی توضیح داد که در اواسط فوریه برای خدمت فراخوانده شد و به او دستور دادند فوراً برای انجام مأموریتی موقت اعزام شود؛ مأموریتی که قرار بود تنها سه هفته ادامه داشته باشد.
اما پس از رسیدن به محل مأموریت، به او اطلاع دادند که احتمالاً باید نزدیک به سه ماه در منطقه باقی بماند. در نهایت، مدت حضور او به بیش از هفت ماه رسید.

چندین نظامی گفتند که هیچ اطلاع قبلی از آغاز عملیات «خشم حماسی» (Operation Epic Fury)، کارزار نظامی آمریکا علیه ایران، نداشتند؛ حتی با وجود آنکه برخی از آنان مستقیماً در این عملیات مشارکت داشتند.
آنان نیز مانند بیشتر شهروندان آمریکایی، از طریق اخبار متوجه آغاز درگیریها شدند.
یکی از نظامیان گفت: «ما اهدافی بیدفاع و کاملاً در معرض حمله هستیم.»
برخلاف جنگهای گذشته، تهدیدها تقریباً بهطور کامل از آسمان ناشی میشدند؛ پهپادها، راکتها و موشکهای بالستیکی که از سوی دشمنی شلیک میشدند که نیروهای آمریکایی قادر به مشاهده آن نبودند.
یکی از نظامیان، پهپادهای ایرانی را که پایگاه محل استقرار او را هدف قرار میدادند، اینگونه توصیف کرد: «شبها نمیتوانید آنها را ببینید. هیچ چراغی ندارند و با استفاده از مختصات جغرافیایی و سامانه جیپیاس هدایت میشوند. صدایشان دقیقاً شبیه یک هواپیمای کوچک سسنا است. اگر در ارتفاع حدود ۴۰۰ پایی پرواز کنند، شبیه یک شاهین بزرگ به نظر میرسند. ما هیچ وسیله دفاعی در برابر این پهپادها نداشتیم.»

عربستان سعودی؛ خسارات گسترده در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان
تصاویر ارائهشده از سوی نظامیان آمریکایی و پیمانکاران غیرنظامی، خسارات گستردهای را نشان میدهد که از ماه مارس تا ژوئیه به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی وارد شده است.
در این تصاویر، تأسیسات غذاخوری و فضاهای کاری تخریبشده و همچنین خوابگاههای آسیبدیدهای دیده میشوند که نظامیان آمریکایی هنگام وقوع حملات در آنها سکونت داشتند.
یکی از تصاویر، پناهگاههایی را نشان میدهد که ارتش برای حفاظت از نیروها در برابر حملات موشکی و پهپادی فراهم کرده بود، اما درهای آنها هنوز نصب نشده بود.
تصاویر دیگری نیز هواپیماهایی را نشان میدهند که پس از اصابت موشکها، در محوطه توقف هواپیماها در آتش میسوختند.

در یکی از عکسها، یک فروند هواپیمای شناسایی و هشدار زودهنگام «ئی-۳ سنتری آواکس» (E-3 Sentry AWACS) متعلق به نیروی هوایی آمریکا، با شماره بدنه ۸۱-۰۰۵، دیده میشود که در جریان حملهای آسیب دیده است.
به گفته منابع، در این حمله بین ۱۰ تا ۱۲ نظامی آمریکایی زخمی شدند.
بر اساس روایت این منابع، همان حمله به چندین هواپیمای دیگر نیز آسیب رساند که از جمله آنها دو فروند هواپیمای سوخترسان «کیسی-۱۳۵» (KC-135) بودند.
یکی از منابع همچنین تصویری ارائه کرده است که به گفته او، لاشه یک فروند هواپیمای ترابری «سی-۱۷» (C-17) را نشان میدهد که بهطور کامل نابود شده است.
این منبع میگوید که بقایای هواپیما روی هم انباشته شدهاند تا عملیات پاکسازی سریعتر انجام شود و اطلاعات مربوط به این خسارت کمتر در معرض اطلاع عمومی قرار گیرد.
ویدئوهای بهدستآمده توسط میداستاچ نشان میدهند که موشکهای رهگیر آمریکایی در آسمان پایگاه با پهپادها و موشکهای بالستیک ایرانی درگیر میشوند.
در یکی از این ویدئوها، سامانههای رهگیر موفق به متوقف کردن یک موشک بالستیک نمیشوند و این موشک در ادامه به پایگاه اصابت میکند.

اردن؛ «تعجب کردیم که چرا شمار کشتهها بیشتر نبود»
در پایگاه هوایی موفقالسلطی در اردن، نظامیان آمریکایی از حدود سه ماه حملات تقریباً مداوم سخن گفتهاند که از ماه مارس آغاز شد.
به گفته آنان، شدت و تعداد حملات بهاندازهای بود که سامانههای هشدار اغلب نمیتوانستند همگام با حملات عمل کنند.
در یکی از روایتها آمده است: «آنها چنان پیدرپی هدف حمله قرار میگرفتند که سامانههای هشدار توان همراهی با سرعت حملات را نداشتند.»
منابع گزارش میگویند در جریان این حملات، چندین هواپیمای نیروی هوایی آمریکا آسیب دیدند؛ از جمله جنگندههای اف-۱۵ و اف-۳۵، پهپادهای «امکیو-۹ ریپر» (MQ-9 Reaper) و بالگردها.
تأسیسات فرماندهی و کنترل و زیرساختهای حیاتی پایگاه نیز متحمل خسارت شدند.
در یکی از تصاویر، گودال ناشی از اصابت یک موشک بالستیک دیده میشود که به گفته منابع، از سامانههای رهگیر عبور کرده و در نزدیکی پناهگاههای نظامی فرود آمده است. در این حادثه چندین نفر زخمی شدند.

اما تکاندهندهترین روایت به حملهای مربوط میشود که در فاصله شب ۱۷ ژوئیه تا بامداد ۱۸ ژوئیه رخ داد.
به گفته منابع، موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی از سامانههای دفاعی پایگاه عبور کردند و به آسایشگاههای نظامیان آمریکایی اصابت کردند.
در این حمله سه نظامی آمریکایی کشته شدند و بنا بر گزارشها، چهار نفر دیگر نیز از محل تخلیه شدند.
چندین منبع به میداستاچ گفتهاند که صدای درخواست کمک نظامیان را از میان شعلههای آتش میشنیدند، اما به دلیل ناکافی بودن امکانات امدادرسانی اضطراری و نبود آمادگی لازم، نتوانستند خود را به آنان برسانند.
منابع همچنین گفتهاند که هنگام وقوع این حمله مرگبار، پایگاه بیش از ظرفیت معمول خود نیرو در اختیار داشت و افرادی که در محل حضور داشتند، از اینکه شمار کشتهشدگان بیشتر نشده بود، تعجب کردند.
به گفته آنان، نظامیانی جان باختند که نتوانستند بهموقع خود را به پناهگاهها برسانند.
با ادامه حملات، شرایط زندگی در پایگاه نیز رو به وخامت گذاشت.

نیروها بارها با کمبود اقلام ضروری، بهویژه وسایل بهداشت فردی، مواجه شدند و فروشگاه پایگاه نیز در دورههای حملات شدید اغلب تعطیل بود.
مناطق مسکونی پایگاه دو بار بر اثر انفجار تخریب شدند.
در روزهای پایانی مأموریت، آشیانهای که تجهیزات و وسایل آماده ارسال نظامیان به خانه در آن نگهداری میشد، مستقیماً هدف حمله قرار گرفت و تجهیزات و وسایل شخصی آنان نابود شد.
سپس در ماه ژوئیه، به نظامیان اطلاع داده شد که سرانجام قرار است به خانه بازگردند.
آنان در ترمینال منتظر پرواز خود نشسته بودند که ناگهان دستور رسید باید در محل باقی بمانند.
بسیاری از نیروها پیش از آن، وسایل خواب و اقلام بهداشتی خود را دور انداخته بودند و دیگر امکان جایگزین کردن آنها را نداشتند.
یکی از منابع گفت: «این اتفاق واقعاً روحیه نیروها را از بین برد.»

کویت؛ اردوگاهی که تقریباً رها شد
در کویت، منابع گفتهاند که پس از حملات اولیه، شماری از نظامیان آمریکایی در بیابان پراکنده شدند و تا زمانی که امکان بازگشت به کشورشان فراهم شود، به مدت سه ماه در یک ون زندگی کردند.
تصاویر ثبتشده در ماه سپتامبر از اردوگاه «بوهرینگ» (Camp Buehring)، چند ماه پس از آخرین حمله، پایگاهی را نشان میدهد که به گفته منابع، تقریباً بهطور کامل از سوی ارتش آمریکا رها شده است.
چندین منبع گفتهاند که ورود افراد به بخشهایی از این اردوگاه در ساعات شب ممنوع است.
امارات متحده عربی؛ نظامیانی که ناچار شدند خودشان سنگر حفر کنند
در امارات متحده عربی، نظامیان آمریکایی گفتهاند که هیچ هشدار قبلی درباره آغاز قریبالوقوع درگیریهای نظامی آمریکا دریافت نکرده بودند و پس از شروع جنگ نیز پناهگاه یا تجهیزات حفاظتی مناسبی در اختیار نداشتند.
بر اساس روایت آنان، تمام اطلاعاتی که درباره تحولات جنگ در اختیار داشتند، از اخبار به دست میآمد.
ارتباطات نیز نامنظم و با اختلال همراه بود و تنها گروههای کوچک امنیتی سلاح در اختیار داشتند.
برخی نظامیان به هتلها پناه بردند و مجبور شدند غذای خود را شخصاً تهیه کنند؛ از جمله با سفارش غذا از بیرون.
گروهی دیگر نیز که هیچ وسیله حفاظتی دیگری در اختیار نداشتند، ناچار شدند با دست خود سنگرهای انفرادی حفر کنند.
آنان فرماندهی و مدیریت عملیات را «بیجهت و فاقد هدایت روشن» توصیف کردند؛ فرماندهانی که با آغاز جنگی غافلگیر شدند که هیچکس آنان را برای آن آماده نکرده بود، آن هم در مأموریتی که قرار بود دورهای آرام و بدون درگیری باشد.
بحرین؛ خانوادههایی که در میانه جنگ رها شدند
برخی از دردناکترین روایتها به بحرین مربوط میشود؛ کشوری که مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در آن قرار دارد.
تصاویر بهدستآمده توسط میداستاچ، خسارات واردشده به مقر ناوگان پنجم را پس از اصابت پهپادها یا موشکهای ایرانی نشان میدهند.
با این حال، بخش عمده روایتها بر وضعیت خانوادههای نظامیان آمریکایی متمرکز است.
به گفته منابع، فرماندهان محلی پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵، برنامههایی برای تخلیه خانوادهها آماده کرده بودند و هواپیماها در فرودگاه بحرین منتظر صدور دستور بودند.
اما خانوادهها میگویند پنتاگون اجازه اجرای عملیات تخلیه را نداد و به آنان گفته شد که این اقدام «وضعیت را در داخل کشور بد جلوه خواهد داد».
پس از آن، فرودگاه هدف حمله قرار گرفت و تعطیل شد.
خانوادهها ناچار شدند شخصاً راهی برای خروج از کشور پیدا کنند.
به گفته منابع، برخی از آنان دهها هزار دلار برای انتقال خانوادههایشان به مکانی امن هزینه کردند و حیوانات خانگی، اثاثیه منزل و همسرانی را پشت سر گذاشتند که نمیدانستند آیا بار دیگر آنها را خواهند دید یا نه.
منابع همچنین میگویند شماری از فرماندهان ارشد، تحت عنوان یک رزمایش آموزشی، از منطقه خارج شدند و برخی توانستند خانوادههای خود را از خطر آگاه کنند.
در مقابل، خانوادههای دیگر بیش از یک هفته در بحرین باقی ماندند؛ آن هم در شرایطی که این کشور هدف حمله قرار داشت.
در جریان موج اولیه حملات، شماری از خانوادهها ساعتها در پارکینگ یک مرکز خرید پناه گرفتند و بخشی از حفاظت از آنان بر عهده دیگر نظامیان آمریکایی و نیروهای بحرینی بود.
به گفته منابع، برخی کودکان چنان دچار آسیب روانی شده بودند که برای چند روز قادر به غذا خوردن نبودند.
منابع همچنین میگویند که برخی ساختمانهای مسکونی به این دلیل هدف قرار گرفتند که ایران میدانست نظامیان آمریکایی در آنها زندگی میکنند.
به گفته آنان، تعدادی از نیروهای در حال خدمت نیز به ساختمانهای مسکونی و هتلهایی منتقل شدند که تنها چند ساعت بعد هدف حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفتند.
«از ما بهعنوان مهرههایی در جنگ استفاده کردند»
همسر یکی از نظامیان آمریکایی که در ماه مارس همراه فرزندانش در بحرین زندگی میکرد، روایت زیر را در اختیار میداستاچ قرار داده است: «از ما بهعنوان مهرههایی در این جنگ استفاده کردند. فرصتهای زیادی وجود داشت که پیش از وخیم شدن اوضاع ما را از کشور خارج کنند. هواپیماها آماده بودند و منتظر صدور دستور میماندند، اما مقامهایی که اختیار تصمیمگیری داشتند، دستور تخلیه خانوادهها را صادر نکردند. سپس فرودگاه بحرین آسیب دید و ما گرفتار شدیم.
ما درست در زیر مسیر اصلی عبور موشکها و بسیار نزدیک به نقطهای زندگی میکردیم که موشکهای رهگیر پاتریوت با موشکهای مهاجم برخورد میکردند.
با هر موشکی که رهگیری میشد یا به زمین اصابت میکرد، خانه ما میلرزید و تکان میخورد. بقایای موشکها در تالابی که خانه ما در کنار آن قرار داشت، سقوط میکردند.»
به گفته این فرد، ساختمان مجاور خانه آنان هدف اصابت قرار گرفت و ساختمان محل سکونت خودشان نیز بر اثر موج انفجار آسیب دید؛ بهگونهای که چندین صفحه سقف کاذب فرو ریخت.
این خانواده اکنون به ایالات متحده بازگشتهاند، اما به گفته همسر این نظامی، آثار و پیامدهای آن تجربه همچنان باقی مانده است.
او گفت: «هر بار که رعدوبرق میشود، بچهها میپرسند آیا مطمئن هستیم که صدای موشک نیست؟
اگر کمی بیش از اندازه مراقبشان باشیم، به این موضوع مشکوک میشوند که اتفاق بدی در حال رخ دادن است؛ اینکه شاید موشکها قرار است به خانه جدیدمان در آمریکا هم برسند.
معصومیت کودکان من از آنها گرفته شد.»
او افزود: «مردم حالا میگویند بچههای ما بیشتر از یک نظامی معمولیِ در حال خدمت، جنگ دیدهاند.
این حرف برای کماهمیت جلوه دادن خدمات هیچ نظامیای نیست؛ بلکه برای نشان دادن این است که خانوادهها تا چه اندازه در معرض جنگ قرار گرفتند، با چه خطر واقعی و بزرگی روبهرو بودند و اینکه تمام این اتفاقات تا چه اندازه غیرضروری بود.»
این فرد از نیروهای حاضر در محل قدردانی کرد و گفت: «تمام کسانی که در میدان حضور داشتند، واقعاً فوقالعاده بودند.»
اما مسئولیت اصلی را متوجه واشنگتن دانست و گفت عمیقترین زخمها، «زخمهای روانی ناشی از استفاده شدن بهعنوان مهرهای در صفحه شطرنج است؛ در حالی که پیت هگست تصور میکند در نسخهای از بازی ویدئویی کال آو دیوتی حضور دارد که پیامدهای آن واقعی نیست.»
این خانواده اکنون در تلاش است زندگی تازهای در آمریکا آغاز کند، در حالی که تقریباً تمام داراییهایشان همچنان در خاورمیانه باقی مانده و تاریخ مشخص و قابلاعتمادی برای رسیدن آنها وجود ندارد.
همسر این نظامی گفت: «خطری که آنها با استفاده از خانوادهها بهعنوان مهرههای یک بازی ایجاد کردند، نابخشودنی است.
من واقعاً معتقدم خانوادهها نادیده گرفته شدند و دولت باید در قبال این موضوع پاسخگو باشد.»
«بهعنوان یک شهروند آمریکایی، احساس کردم کاملاً رها شدهام»
همسر یکی از پیمانکاران آمریکایی که بخشی از تصاویر و ویدئوهای بحرین را در اختیار میداستاچ قرار داده است، گفت که او و همسرش هنگام آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، در نزدیکی پایگاه نظامی آمریکا زندگی میکردند.
او گفت: «هیچ هشدار قبلی، هیچ تخلیه سازمانیافته و مطلقاً هیچ کمکی وجود نداشت.
تنها توصیهای که دریافت کردیم این بود که از سفارتخانهها فاصله بگیریم و در هتلها اقامت نکنیم.
حریم هوایی بسته شده بود و مردم گزینههای بسیار محدودی داشتند.
پیام اصلی عملاً این بود: اگر میتوانید بروید، به هر شکلی که میتوانید بروید. خودتان باید از پس شرایط بربیایید.»
او گفت شاهد بوده که ایران ساختمانهای مسکونی نزدیک محل زندگیاش، از جمله ساختمانی تقریباً در مجاورت خانهاش را هدف قرار داده است.
چند روز بعد، او بدون هیچ کمک سازمانیافتهای و با پرداخت هزینه شخصی، از طریق عربستان سعودی از منطقه خارج شد.
او گفت: «دولت آمریکا مطلقاً هیچ کاری برای کمک به خروج من یا تضمین امنیت من انجام نداد.
بهعنوان یک شهروند آمریکایی، احساس کردم دولت خودم کاملاً مرا رها کرده است.»
او همچنین از احساس گناهی سخن گفت که هنگام عبور از مرز تجربه کرده بود.
این زن گفت: «در واقع، عمیقاً احساس شرمندگی میکردم که گذرنامه آمریکاییام را نشان بدهم؛ زیرا مردم محلی بحرین مجبور بودند در کشورشان بمانند و پیامدهای این وضعیت را تحمل کنند، در حالی که من از امتیاز امکان خروج برخوردار بودم.»
میداستاچ همچنین روایتهای مشابهی از دیگر شهروندان آمریکایی دریافت کرده است که هنگام آغاز جنگ برای سفر در منطقه حضور داشتند و میگویند ناچار شدند شخصاً راهی برای خروج پیدا کنند؛ در برخی موارد نیز هزاران دلار برای خرید بلیت بازگشت به خانه پرداختند.
«هیچکس قرار نبود به کمک ما بیاید»
نظامیان و خانوادههایی که حاضر به بیان تجربیات خود شدهاند، میگویند دلیل اصلی تصمیمشان برای سخن گفتن، نبود شفافیت درباره آنچه رخ داده است، بوده است.
آنان به نبود خبرنگاران همراه نیروهای نظامی اشاره کردهاند؛ خبرنگارانی که حضورشان در جنگهای پیشین آمریکا امری معمول بوده است.
همسران نظامیان در آمریکا گفتهاند که اغلب اطلاعات بیشتری نسبت به نیروهای حاضر در میدان در اختیار داشتند؛ زیرا میتوانستند اخبار را دنبال کنند.
به برخی از آنان بارها اطمینان داده شده بود که تجهیزات و اقلام موردنیاز پایگاهها دوباره تأمین شده است.
برخی دیگر نیز تنها چند ساعت پیش از بازگشت عزیزانشان به خانه، از این موضوع مطلع شدند.
روایتهای نظامیان آمریکایی تصویری از فروپاشی روحیه نیروها ارائه میدهد.
آنان گفتهاند که نمیدانند برای چه هدفی میجنگند.
بسیاری نیز اعلام کردهاند که به دولت کنونی آمریکا اعتقادی ندارند.
این نظامیان از احساس رهاشدگی سخن گفتهاند؛ احساسی مبنی بر اینکه «هیچکس قرار نیست به کمک ما بیاید» و آنان باید بهتنهایی با شرایط مقابله کنند.
به گفته آنان، متحدان نظامی آمریکا در بحرین، کویت و امارات، حفاظت و حمایت بیشتری از نیروهای آمریکایی و خانوادههایشان فراهم کردهاند تا آنچه دولت خود آمریکا ارائه کرده است.
یکی از نظامیان گفت: «این ادعا که ارتش به سلامت روان نیروهایش اهمیت میدهد، چرند محض است.»
نظامی دیگری اظهار داشت: «انسان فقط برای مدت محدودی میتواند در چنین محیط پراسترسی زندگی کند، بدون اینکه از نظر روانی تحت تأثیر قرار بگیرد.»
نفر سوم گفت: «وقتی نظامی هستید، بخشی از حقوق خود را بهعنوان یک شهروند آمریکایی از دست میدهید؛ شما به قراردادتان متعهد هستید.
فقط باید این شرایط را تحمل کنید و امیدوار باشید زنده بمانید.»
برخی نظامیان نیز گفتهاند شایعاتی شنیدهاند مبنی بر اینکه ممکن است دستورهای اعزام و مدت مأموریت آنان به بیش از یک سال تمدید شود.
و یکی از آنان جملهای بیان کرد که باید هر شهروند آمریکایی را به تأملی جدی وادارد: «بعضی از ما دیگر برایمان اهمیتی ندارد که زنده بمانیم یا بمیریم.»