جنگ با ایران، از نگاه «بلومبرگ»، به بحرانی فراتر از خاورمیانه برای ارتش آمریکا تبدیل شده است. مصرف گسترده موشکهای تهاجمی و رهگیرهای پدافندی، نهتنها گزینههای واشنگتن برای ادامه یا تشدید نبرد را محدود کرده، بلکه توان آمریکا برای بازدارندگی همزمان چین، روسیه و کره شمالی و پشتیبانی از متحدانش را نیز با پرسشهای جدی روبهرو ساخته است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «بلومبرگ» در گزارشی به پیامدهای جنگ با ایران بر ذخایر تسلیحاتی و توان بازدارندگی آمریکا پرداخت و نوشت: دونالد ترامپ، که پیشتر وزیر دفاع «عاشق جنگ» خود را تحسین میکرد، اکنون در کمپ دیوید، پیت هگست را به دلیل پنهانکاری درباره اتمام ذخایر مهمات ارتش آمریکا بازخواست میکند. جنگی که با فرمان مستقیم ترامپ علیه ایران آغاز شد، به باتلاقی غیرقابلپیروزی بدل گشته و مقصر اصلی آن شخص فرمانده کل قواست. پیش از آغاز حملات مشترک واشنگتن و اسرائیل در ماه فوریه، دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، صراحتاً نسبت به کمبود تسلیحات در یک نبرد فرسایشی هشدار داده بود، اما ترامپ سناریوهای خطرناک بسته شدن تنگه هرمز و اتمام مهمات را نادیده گرفت.
اکنون آمارها تکاندهنده است؛ ایالات متحده تقریباً تمام ذخایر موشکهای تهاجمی نقطهزن خود، اعم از سامانههای موشکی تاکتیکی، موشکهای تهاجمی دقیق و کروزهای تاماهاک را مصرف کرده است. در بخش پدافندی نیز، برآوردهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی نشان میدهد که آمریکا حدود دو سوم از موشکهای رهگیر پاتریوت و نیمی از سامانههای تاد را از دست داده است. پنتاگون با سراسیمگی به شرکتهایی نظیر لاکهید مارتین و ریتیون متوسل شده، اما بازسازی کامل این زرادخانهها سالها زمان میبرد.
بنبست تشدید تنش
فوریترین پیامد این قحطی تسلیحاتی، محدود شدن گزینههای نظامی برای تشدید حملات است؛ تا جایی که همین کمبودها دلیل اصلی لغو حمله گسترده برنامهریزیشده در ماه جاری بود. در صورت شکست مذاکرات پنهانی با ایران، در غیاب موشکهای دوربرد، جنگندههای آمریکایی ناچارند به اهداف نزدیکتر شوند و دقیقاً در تیررس پدافند هوایی قرار گیرند. این تغییر اجباری تاکتیک، خطر سرنگونی جنگندهها و افزایش آمار تلفات نیروهای آمریکایی را که تاکنون به ۱۸ کشته و صدها مجروح رسیده، بالا میبرد.
در حوزه دفاعی نیز تشدید تنش با واکنش تلافیجویانه متقابل علیه پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و متحدانی نظیر اردن و امارات همراه خواهد شد. با کاهش ذخایر رهگیرها، واشنگتن ناگزیر است در تصمیمی تلخ انتخاب کند که کدام اهداف را پوشش داده و کدام مناطق را بیدفاع رها سازد؛ معاوضهای شوم که نتایج ناگوار آن در شبیهسازیهای جنگی مرکز امنیت آمریکای جدید بهوضوح اثبات شده است.
سقوط هژمونی جهانی
در سطح کلان استراتژیک، این بحران جایگاه ایالات متحده را بهعنوان قدرت بازدارنده متزلزل ساخته است. ارتشی که باید چین را از حمله به تایوان و فیلیپین منصرف کند، کره شمالی را بازدارد و از ساختار ناتو در برابر روسیه محافظت نماید، اکنون با فقدان مهمات روبهرو است. این ورشکستگی مستقیماً به اوکراین ضربه زده است؛ کیف که امیدوار بود با بودجه اروپایی تسلیحات آمریکایی بخرد، اکنون صرفاً با انبارهای خالی واشنگتن مواجه شده است. پکن، پیونگیانگ و مسکو با دقت نظارهگر افول نظامی قدرتی هستند که روزگاری ابرقدرت بلامنازع جهان خوانده میشد.
هرچند ترامپ گزارشهای بحران مهمات و خشم از هگست را اخبار جعلی میخواند و مدعی است همهچیز فوقالعاده است، اما واقعیت میدانی کاملاً فاجعهبار است. کوری شیک، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، تأکید میکند که ترامپ روش جدیدی برای جنگیدن کشف نکرده، بلکه صرفاً راههای نوینی برای شکست خوردن یافته است. تخلیه زرادخانهها تنها یکی از شاخصهای این فاجعه استراتژیک جهانی است.