فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی با بررسی شیوع همزمان هانتاویروس و ابولا مینویسد که بحران تازه در کنگو و اوگاندا، شکاف عمیق نابرابری در نظام جهانی سلامت را آشکار کرده است. در حالیکه مرگ سه مسافر اروپایی در یک کشتی تفریحی لوکس با پوشش گسترده رسانهای و واکنش سریع نظامی ـ پزشکی همراه شد، همهگیری مرگبار ابولا در مرکز آفریقا بیش از یک ماه از دید نظامهای جهانی پایش بیماری پنهان ماند. این گزارش تأکید میکند که کاهش بودجههای سلامت، خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت، شکست عدالت واکسنی و بنبست در توافقنامه جهانی همهگیری، جهان را نسبت به دوران آغاز کووید-۱۹ آسیبپذیرتر کرده است.
سرویس بینالمل جماران: پس از هفتهها پوشش گسترده جهانی درباره کشتی تفریحی لوکسی که در کانون شیوع مرگبار هانتاویروس قرار داشت، اکنون روشن شده است که همزمان، شیوعی بسیار بزرگتر و حتی مرگبارتر، بیش از یک ماه در مرکز آفریقا شناسایینشده باقی مانده بود. در ۱۵ مه، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آفریقا از همهگیری ویروس ابولا خبر داد؛ همهگیریای که تا آن زمان صدها نفر را در جمهوری دموکراتیک کنگو مبتلا کرده بود و از مرزها نیز عبور کرده و به کامپالا، پایتخت و بزرگترین شهر اوگاندا، رسیده بود.
هر دو شیوع، فاجعهبار هستند و هر دو باید زودتر شناسایی میشدند. اما نابرابریای که در قلب این ماجرا قرار دارد، کاملاً آشکار است: مرگ سه مسافر اروپایی در یک سفر تفریحی گرانقیمت به جنوبگان، با پوشش گسترده و لحظهبهلحظه رسانهها همراه شد. ارتش بریتانیا حتی برای یک مورد مشکوک، یک تیم تخصصی را با چتر نجات اعزام کرد. در همین حال، در مونگبوالو، منطقه بهداشتی کنگو که کانون شیوع ابولا بود، دستکم شش نفر هر روز جان میباختند؛ بیآنکه نظامهای جهانی پایش بیماری آنها را ببینند، در حالی که شیوع بیماری گسترش مییافت و اکنون نیز همچنان از کنترل خارج مانده است.
نابرابریای که این وضعیت آشکار میکند، در قلب یک اختلال عمیق در حکمرانی جهانی قرار دارد؛ اختلالی که همه ما را در برابر همهگیریها بسیار آسیبپذیرتر میکند. بر اساس گزارش کمیسیون لنست، احتمال وقوع یک همهگیری دیگر بهشدت کووید-۱۹ در دهه پیش رو، یک به چهار است؛ مسئلهای که اکنون ذهن وزیران بهداشت گردهمآمده در ژنو برای مجمع جهانی بهداشت را به خود مشغول کرده است.
با این حال، با وجود سنگینی تهدیدها و پیشرفتهای علمی چشمگیری که فقط در چند سال اخیر برای مقابله با آنها حاصل شده، تصمیمهای ژئوپلیتیکی کنونی، جهان را نسبت به زمستان ۲۰۱۹، زمانی که کووید-۱۹ آغاز شد، بهطور قابل توجهی در برابر همهگیریها آسیبپذیرتر کرده است.
ایالات متحده کانون این آشفتگی جهانی است. خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بر این ایده استوار بود که این کشور میتواند چندجانبهگرایی را با توافقهای دوجانبه جایگزین کند.
پس از آنکه دولت ترامپ آژانس توسعه بینالمللی آمریکا را برچید ــ با این فرض که این پول تأثیر چندانی نداشته و رویکردی بهرهکشانهتر میتواند اطلاعات بهتری در اختیار آمریکا بگذارد و امنیت سلامت بیشتری برای آن ایجاد کند ــ راهبرد جهانی سلامت جدید با شعار «اول آمریکا» هدف خود را جلوگیری از شیوعهای خطرناک و همهگیریها از طریق اولویت دادن به «امنتر، قویتر و مرفهتر کردن آمریکا» تعریف کرد.
اما تا اینجا، شیوع ابولا در کنگو در حال اثبات نادرستی این فرضهاست.
بنبست در حکمرانی جهانی سلامت؛ از کاهش بودجههای آمریکا تا شکست عدالت واکسنی
دولت ترامپ میلیونها دلار کمک مالی به پروژههای مرتبط با شیوع بیماری و پایش سلامت در کنگو را متوقف کرد. این دولت همچنین صدها میلیون دلار از بودجه مربوط به کارکنان سلامت در حوزههای مالاریا، اچآیوی، سل و سلامت مادران را کاهش داد؛ کارکنانی که در شیوعهای گذشته، عملاً بهعنوان یک شبکه غیررسمی پایش بیماری عمل کرده بودند.
کنگو یکی از نخستین کشورهایی بود که با توافقهای جدید سلامت جهانی ترامپ با عنوان «اول آمریکا» موافقت کرد؛ اما نتیجه آن، بهجای تقویت تبادل اطلاعات و پاسخگویی سریعتر، این بوده که ایالات متحده خود را بیرون از میدان یافته است؛ ناتوان از هماهنگی با سازمان جهانی بهداشت و در وضعیتی که اطلاعات را چندان زودتر از زمان انتشار تیترهای خبری دریافت نمیکند.
با این حال، اگرچه اقدامات دولت ترامپ شاید برجستهترین نشانه ژئوپلیتیک نابرابری باشد، این ژئوپلیتیک پیشتر نیز در حال وارد کردن آسیب و آشفتگی به بسیاری از دولتها بود.
برای نمونه، وزیرانی که برای مجمع جهانی بهداشت در ژنو گرد هم آمده بودند، امیدوار بودند بتوانند توافقنامه جدید همهگیری سازمان جهانی بهداشت را جشن بگیرند؛ توافقی که امضاکنندگان را ملزم میکرد نظامهای پایش چندبخشی و زیرساختهای تازهای برای تأمین مالی، زنجیرههای تأمین و به اشتراکگذاری نمونههای ویروسی، آزمایشها، واکسنها و داروهایی که با استفاده از آن نمونهها ساخته میشوند، ایجاد کنند. اما این معاهده تا زمانی که درباره به اشتراکگذاری فناوریهای همهگیری توافق حاصل نشود، معلق مانده است.
در جریان همهگیری کووید-۱۹، تلاش جهانی برای تحقق عدالت واکسنی شکست خورد؛ زیرا کشورهای پردرآمد دوزهای واکسن را احتکار کردند و پیش از آنکه بسیاری از کارکنان خط مقدم سلامت در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط حتی نخستین دوز خود را دریافت کنند، به جمعیتهای خود دوزهای یادآور تزریق کردند. این وضعیت، همهگیری را برای سراسر جهان طولانیتر کرد، انتقال ویروس را تداوم بخشید و در شکلگیری سویههایی مانند دلتا و اومیکرون نقش داشت؛ زیرا میزان بالایی از ویروس در جمعیتهایی که واکسیناسیون کافی نشده بودند، در گردش باقی ماند.
قرار بود توافقنامه همهگیری دستکم تا حدی به اصلاح این نابرابری کمک کند؛ اما حتی پس از آنکه ایالات متحده با خروج از سازمان جهانی بهداشت میز مذاکره را ترک کرد، دولتهای اروپایی همچنان منافع شرکتهای دارویی را در اولویت قرار دادند و از ایجاد یک نظام معنادار و الزامآور برای به اشتراکگذاری فناوری، دانش فنی و کالاهای ضروری در همهگیری آینده خودداری کردند. به همین دلیل، مجمع جهانی بهداشت امسال به بنبست خورده و مسیر پیش رو نامشخص است.
فراتر از مجمع جهانی بهداشت، گروه بیست میتوانست محلی برای رسیدگی به راههای اصلیای باشد که از طریق آنها نابرابری، جهان را در برابر همهگیریهای امروز آسیبپذیرتر و برای همهگیریهای فردا ناآمادهتر میکند؛ اما در حال حاضر نمیتواند این کار را بهطور مؤثر انجام دهد. زمانی که همهگیری کووید-۱۹ آغاز شد، گروه بیست بهسرعت به سکوی سیاسی اصلی برای پاسخ جهانی تبدیل شد. هرچند پاسخ جهانی بههیچوجه بینقص نبود، وزیران گروه بیست تقریباً بلافاصله پس از آنکه سازمان جهانی بهداشت در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۰ وضعیت اضطراری بهداشت عمومی اعلام کرد، هماهنگی با یکدیگر را آغاز کردند.
تا مارس ۲۰۲۰، سران کشورهای گروه بیست در نشستی فوقالعاده که به دعوت ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، برگزار شد، گرد هم آمدند. گروه بیست بازپرداخت بدهی فقیرترین کشورهای جهان را تعلیق کرد تا به آنها اجازه دهد بهطور مناسب به بحران پاسخ دهند. وزیران دارایی و بهداشت نیز کارگروهی ایجاد کردند که صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را به اقدامات جدیتر واداشت و زمینه تولد صندوق جدید آمادگی در برابر همهگیری را فراهم کرد؛ صندوقی که در سال ۲۰۲۲ شکل گرفت.
در سال ۲۰۲۵، آفریقای جنوبی بهعنوان رئیس گروه بیست، دستورکاری را طراحی کرد که محور آن «همبستگی، برابری، پایداری» بود و ایدههای بلندپروازانهای را برای غلبه بر شکافهایی مطرح میکرد که موجب تشدید همهگیریها میشوند؛ از جمله شکاف در دسترسی به دارو و واکسن. این دستورکار همچنین رسیدگی به تهدیدهای کلیدی همهگیریزا ناشی از تغییرات اقلیمی را دربرمیگرفت. اما این بار، به گفته جاوید عبدالمُنعم، رئیس پزشکان بدون مرز، زمینه ژئوپلیتیکی از سوی کشورهای قدرتمند «به سلاحی برای تضعیف» اقدام معنادار تبدیل شد.
کشورهای خلیج فارس مانع پیشرفت در موضوع اقلیم شدند و اتحادیه اروپا نیز مانع به اشتراکگذاری فناوریها شد. ترامپ به شکلی بسیار علنی در اجلاس سران شرکت نکرد؛ اقدامی که توهینی بزرگ به آفریقای جنوبی تلقی شد. رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، نیز در این نشست حضور نیافت. با این حال، ترامپ یک مشاور سیاسی را به اجلاس فرستاد؛ فردی که با آرژانتین همراه شد تا مانع اجماع بر سر هرگونه بیانیه شود، زیرا آن بیانیه شامل اشارههایی به برابری و سازمان جهانی بهداشت میشد.
نابرابری، بدهی و بنبست سیاسی در آمادگی جهانی برای همهگیریها
چندین کشور همچنین مانع اقدام در زمینه بدهی شدند؛ بدهیای که فضای مالی لازم برای مقابله با همهگیریها را محدود میکند و عملاً ظرفیت کشورها برای واکنش به بحرانهای سلامت را کاهش میدهد. برای نمونه، در جریان همهگیری کووید-۱۹، در حالی که کشورهای پردرآمد بهطور میانگین ۸ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف مقابله با همهگیری کردند، کشورهای کمدرآمد، به دلیل بدهی و ظرفیت محدود مالیاتگیری، تنها ۲ درصد از تولید ناخالص داخلیِ بسیار پایینتر خود را برای مقابله با بحران هزینه کردند.
مشکل، کمبود راهحلهای بالقوه نیست، بلکه کمبود اراده سیاسی است. در سال ۲۰۲۴، مقررات بینالمللی بهداشتِ اصلاحشده، سطح هشدار تازهای در اختیار سازمان جهانی بهداشت قرار داد که میتواند آن را اعلام کند: «وضعیت اضطراری همهگیری». اما پس از اعلام چنین وضعیتی، هنوز ابزارهای قدرتمند و مؤثری برای اقدام در دسترس نیست.
چنین ابزارهایی میتوانند وجود داشته باشند. گزارشی تازه از «شورای جهانی نابرابری، ایدز و همهگیریها» که نویسنده نیز یکی از نویسندگان آن بوده، پیشنهاد کرده است که اعلام وضعیت اضطراری همهگیری میتواند باعث فعال شدن یک سازوکار تأمین مالی فوری و گسترده شود؛ شاید یک سازوکار مستقر در جنوب جهانی، مانند «بانک توسعه جدید» که توسط برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تأسیس شده است، و یک سازوکار دیگر مستقر در صندوق بینالمللی پول. این سازوکار میتواند از «حق برداشت ویژه» بهعنوان سرمایه استفاده کند؛ همانگونه که در جریان کووید-۱۹ رخ داد، هرچند در آن زمان این اقدام بسیار دیرهنگام و بسیار پراکنده انجام شد.
این گزارش همچنین، بر پایه ایدهای به رهبری جوزف استیگلیتز، پیشنهاد کرده است که نظامی بدون اتکا به ثبت اختراع و مبتنی بر جایزه برای فناوریهای مرتبط با همهگیری ایجاد شود؛ نظامی که نوآوری را تشویق کند، بدون آنکه انحصارهای جهانیای شکل بگیرد که در نتیجه آن، ویروسها امکان گسترش پیدا کنند، در حالی که کارخانهها در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین بیکار و بلااستفاده باقی بمانند.
نابرابری، یکی از محرکهای اصلی همهگیریهای امروز است، اما در حال حاضر هیچ عرصه سیاسی جدیای وجود ندارد که بتوان در آن به این مسئله پرداخت. مجمع جهانی بهداشت بر سر چگونگی اجرایی کردن توافقنامه همهگیری و همچنین بر سر اینکه آیا باید به آرژانتین اجازه خروج از سازمان جهانی بهداشت داده شود یا نه، به بنبست رسیده است. گروه بیست نیز تحت ریاست آمریکا، مسیر سلامت خود را بهطور کامل حذف کرده است. کشورهای بریکس ایده ایجاد صندوق همهگیری مخصوص خود را در بانک توسعه جدید بررسی کردند؛ اما هرچند چنین صندوقی میتوانست عادلانهتر باشد، هنوز شکل نگرفته و خود این گروه نیز با شکافهای عمیق سیاسی روبهروست. در سطح منطقهای، کارهای مهمی در آفریقا و درون اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا در جریان است، اما هنگام مواجهه با یک شیوع جهانی، دشوار است که بتوان دید این اقدامات چگونه میتوانند فراتر از مجموع اجزای پراکنده خود اثرگذار باشند.
پیشنهادهای متعددی برای اصلاح معماری حکمرانی جهانی سلامت مطرح شده است؛ از سوی سازمان جهانی بهداشت، رهبران آفریقایی، بنیادهای خیریه و اندیشکدهها. اما هیچیک از این پیشنهادها، قطعه بزرگِ گمشده را تأمین نمیکند: ایجاد یک عرصه مشترک که در آن مذاکره سیاسی واقعی و در سطح بالا میان دولتهای قدرتمند درباره عوامل نابرابریسازِ محرک همهگیریها انجام شود. تا زمانی که چنین سازوکاری شکل نگیرد، ویروسها همچنان پیروز خواهند شد؛ فارغ از اینکه مأموریتهای سازمانهای بینالمللی تا چه اندازه با یکدیگر هماهنگ شوند و جریانهای تأمین مالی تا چه حد عقلانیسازی شوند.