نیروهای ایرانی به سکوهای پرتاب متحرک متکی هستند که میتوانند به سرعت بین مکانهای مختلف جابجا شوند، که این امر تخریب کامل آنها را به یک مأموریت بسیار دشوار تبدیل میکند.
به گزارش جماران، در حالی که شعلههای آتش بر فراز آبهای خلیج فارس زبانه میکشد و صدای انفجارها در پایگاههای نظامی منطقه طنینانداز میشود، به نظر میرسد جنگ جاری بین ایالات متحده و ایران وارد مرحلهای پیچیدهتر از صرفاً تبادل ضربات شده است.
پس از 5 ماه عملیات هوایی گسترده آمریکا، واشنگتن نتوانسته است یک معادله بازدارندگی قاطع را تحمیل کند، در حالی که تهران در میدان و از نظر سیاسی تأکید میکند که همچنان قادر به ادامه نبرد و وارد کردن خسارات به دشمنان خود است.
در همین حال، پیامدهای درگیری خود را بر بازارهای جهانی انرژی تحمیل کرده و رویارویی نظامی را به یک بحران استراتژیک تبدیل کرده است که فراتر از مرزهای میدان نبرد است.
گزارشها و تحلیلهای منتشر شده در روزنامههایی مانند پولیتیکو، دیلی تلگراف، نیویورک تایمز و مجله فارن پالیسی نشان میدهد که جنگ وارد مرحله فرسایش آزاد شده است، جایی که ملاحظات نظامی با محاسبات سیاسی و اقتصادی در هم تنیده شدهاند، در حالی که هیچ افق روشنی برای پایان دادن به آن وجود ندارد.
واشنگتن با یک معضل آشکار روبروست؛ یا گسترش شدید جنگ از طریق هدف قرار دادن طیف وسیعتری از اهداف یا حتی تفکر در مورد مداخله زمینی، یا ادامه چرخه ضربات متقابل بدون هیچ راه خروج واضحی.
موفقیت تاکتیکی و شکست استراتژیک
روزنامه پولیتیکو بر این باور است که تهدیدات جدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر بمباران بیشتر زیرساختهای ایران، از جمله پلها و نیروگاهها – در واکنش به هر کشتیای که در خلیج فارس هدف قرار میگیرد – نشاندهنده میزان ناامیدی در دولت ترامپ به دلیل امتناع تهران از تسلیم شدن است، نه اینکه حدود حملات هوایی آمریکا را پنهان کند.
این روزنامه به نقل از مقامات و کارشناسان نظامی گزارش داد که واشنگتن با یک معضل آشکار روبروست؛ یا گسترش شدید جنگ از طریق هدف قرار دادن طیف وسیعتری از اهداف یا حتی تفکر در مورد مداخله زمینی، یا ادامه چرخه ضربات متقابل بدون هیچ راه حل سیاسی یا نظامی واضحی.
این مجله به نقل از یک مقام سابق ارتش آمریکا -که خواست نامش فاش نشود- گفت: «هنگامی که ایالات متحده با تردید یا به تدریج از زور استفاده میکند، درگیری را طولانیتر و خطرات آن را افزایش میدهد.»
در جلسه استماع سنا در سهشنبه گذشته، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، اذعان کرد که «نیروی هوایی محدودیتهایی دارد و همیشه باید این محدودیتها را در هنگام تلاش برای دستیابی به پیروزی نظامی در نظر داشت»، اعترافی که -طبق این گزارش- نشاندهنده درک فزایندهای در میان نهاد نظامی آمریکا است که حملات هوایی به تنهایی برای پایان دادن به جنگ کافی نیست.
همچنین سناتور دموکرات برایان شاتز در همان جلسه -که وزیر جنگ پیت هگست نیز در آن شهادت داد- تأکید کرد که نیروی هوایی دارای محدودیتهای واضحی است و دو طرف را به وضعیت «بنبست تاکتیکی» رسانده است، چیزی که ژنرال کین نیز با اذعان به وجود محدودیتهایی برای آنچه حملات هوایی میتوانند به دست آورند، تأیید کرد.
علیرغم اعلام هگست مبنی بر اینکه حملات به ایران بزرگترین خسارت را در تاریخ خود وارد کرده است، او در عین حال اذعان کرد که تواناییهای ایران هنوز پا بر جاست و تأکید کرد که جنگ تاکنون حدود 37.5 میلیارد دلار هزینه داشته است، با درخواست دولت برای اختصاص 67 میلیارد دلار اضافی برای پوشش هزینههای عملیات نظامی.
دژهایی که در برابر بمباران مقاومت کردند
در همین راستا، روزنامه دیلی تلگراف بریتانیا از یک جهش کیفی در توانایی ایران برای پاسخگویی و توسعه سامانه موشکی خود تحت بمباران آمریکا پرده برداشت.
به گفته مقامات ایرانی که با این روزنامه صحبت کردهاند، زمان لازم برای آمادهسازی و راهاندازی مجدد سکوهای پرتاب موشک ایران پس از هدف قرار گرفتن، از حدود ۱۵ ساعت در ابتدای جنگ به کمتر از ۳۰ دقیقه در حال حاضر کاهش یافته است. این امر نتیجه درسگرفتن از حملات آمریکا و بهبود اقدامات استقرار و راهاندازی مجدد است.
این روزنامه به نقل از یک مقام ایرانی در تهران نوشت: «آمریکاییها خود دلیل اصلی توسعه موشکهای ما در روزهای اخیر هستند. این موضوع به درسگرفتن از هر پرتاب و سپس بهکارگیری آنچه آموختهایم در عملیات بعدی مربوط میشود.»
همچنین، سرتیپ ابوالفضل شکارچی، سخنگوی نیروهای مسلح ایران، تأکید کرد که عملیات ساخت پهپادها و موشکها «در قلب جنگ» ادامه یافته و محصولات مستقیماً از خطوط تولید به میدان نبرد منتقل شدهاند.
تلگراف در گزارش خود توضیح داد که ایران برای مقابله با بمباران آمریکا و اسرائیل که در مارس و آوریل هدف قرار گرفته بود، به «شهرهای موشکی» حفر شده در اعماق کوهها تکیه کرده است. این کشور از سوخت جامد استفاده میکند که زمان آمادهسازی برای پرتاب را کاهش میدهد، و همچنین از فناوریهای هدایت دقیق و مانورهای مرحله فرود برای عبور از پدافند هوایی بهره میبرد.
کارشناسان نقل شده توسط این روزنامه بر این باورند که این پیشرفتها ممکن است با حمایت فنی و اطلاعاتی چین و روسیه، چه از طریق تصاویر ماهوارهای مدرن و چه از طریق تخصصهای موشکی پیشرفته، حاصل شده باشد. این اتهامات بهطور رسمی از سوی مسکو و پکن تأیید نشده است.
یکی از برجستهترین عواملی که پایداری تواناییهای ایران را توضیح میدهد، به گفته تلگراف، شبکه «شهرهای موشکی» است که در داخل کوههای ایران ساخته شدهاند. این تأسیسات مستحکم شامل انبارهای موشک، سوخت و سکوهای پرتاب هستند و برای تحمل بمباران شدید هوایی طراحی شدهاند.
با وجود موفقیت ایالات متحده و اسرائیل در هدف قرار دادن برخی از ورودیهای آنها در ماههای گذشته، برآوردهای تحلیلگران نشان میدهد که ایران بخشهای بزرگی از آنها را دوباره بازگشایی کرده و استفاده از آنها را از سر گرفته است.
یکی از مقامات ایرانی میگوید که این سایتها «آنقدر عمیق هستند که حتی برخی از فرماندهان نظامی خود نیز از مکان آنها اطلاعی ندارند»، و اضافه میکند که آنها یک ذخیره استراتژیک را تشکیل میدهند که بهطور مداوم تقویت میشود.
همچنین، نیروهای ایرانی به سکوهای پرتاب متحرک متکی هستند که میتوانند به سرعت بین مکانهای مختلف جابجا شوند، که این امر تخریب کامل آنها را به یک مأموریت بسیار دشوار تبدیل میکند.
تحقیقات بصری، خسارتهای آمریکا را مستند میکند
در حالی که دولت آمریکا ادعا می کند که حملات هوایی به طور قابل توجهی تواناییهای نظامی ایران را تضعیف کرده است، تحقیقات بصری انجام شده توسط نیویورک تایمز تصویری پیچیدهتر از آنچه در میدان رخ میدهد را آشکار میسازد.
با تجزیه و تحلیل ویدئوها، تصاویر ماهوارهای و فیلمهای گرفته شده از داخل سایتهای هدف، تیم تحقیقات بصری این روزنامه به این نتیجه رسید که علیرغم ماهها بمباران شدید ایران همچنان توانایی انجام حملات دقیق علیه پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه را دارد.
شواهد بصری نشان میدهد که ۹ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه در دو هفته پس از فروپاشی آتشبس مورد حملات ایران قرار گرفتهاند و این حملات منجر به خساراتی از جمله به محل اقامت سربازان، آشیانههای پهپاد، سامانههای راداری و چندین تأسیسات عملیاتی شده است.
پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن در کانون توجه قرار گرفت، پس از آن که یکی از موشکهای ایرانی منجر به کشته شدن ۳ سرباز آمریکایی و زخمی شدن دیگران شد که یکی از مرگبارترین حملات از زمان آغاز درگیری کنونی است.
این روزنامه اشاره میکند که تصاویر ماهوارهای تخریب یک آشیانه هواپیما را قبل از حمله اخیر نشان داده است، در حالی که ویدئوهای منتشر شده انفجاری را در نزدیکی مجتمعهای مسکونی در داخل پایگاه مستند کردهاند، جایی که یکی از افراد حاضر مجبور شد در پناهگاهی پناه بگیرد در حالی که ترکشها در اطراف او فرود میآمدند.
همچنین رسانههای ایرانی تصاویر ماهوارهای منتشر کردند که آسیب یا تخریب حداقل ۲۰ ساختمان در داخل پایگاه را نشان میدهد، از جمله آشیانههای هواپیما و پناهگاههای پهپاد.
این حملات تنها به اردن محدود نمیشد، زیرا تحقیقات خساراتی را در پایگاه «برج ۲۲» در مرز اردن و سوریه مستند کرده است، جایی که یک ویدئو تخریب بال جنوبی ساختمان پاسگاه و تخریب کامل آن را نشان میدهد.
همچنین به فرودگاه بینالمللی ملک حسین در اردن، فرودگاه اربیل در عراق و یک تأسیسات دریایی در بحرین، و پایگاههای علی السالم و احمد الجابر در کویت خساراتی وارد شده است، جایی که یک سیستم راداری در دومی تنها ۶ ماه پس از تکمیل ساخت آن تخریب شد، علاوه بر تخریب انبارها، سامانههای راداری، چادرهای نظامی و تأسیسات عملیاتی.
این روزنامه خاطرنشان میکند که ارزیابی میزان خسارات به دلیل امتناع شرکتهای ماهوارهای آمریکایی از انتشار تصاویر با وضوح بالا از سایتهای نظامی، به دلیل ملاحظات امنیتی مربوط به حفاظت از نیروهای آمریکایی، با مشکلاتی مواجه شد که محققان را به تکیه بر تصاویر ایرانی وادار کرد که از طریق ویدئوها و تصاویر گرفته شده توسط آژانسهای فضایی اروپایی و آمریکایی تأیید شده بودند.
در یک اظهارنظر مختصر، وزارت جنگ آمریکا تنها گفت که از اظهارنظر در مورد تصاویر ماهوارهای «به دلایل مربوط به امنیت عملیاتی» خودداری میکند و اشاره کرد که تحقیقات در مورد حمله به پایگاه موفق السلطی همچنان ادامه دارد.
نفت… جبههای که ممکن است سرنوشت نبرد را تعیین کند
در موازات درگیری نظامی، کیث جانسون، نویسنده، در گزارشی تحلیلی که در مجله فارین پالیسی آمریکا منتشر شده، تاکید میکند که بزرگترین چالش پیش روی دولت ترامپ دیگر نظامی نیست و بیشتر اقتصادی شده است.
مشکل اصلی – بر اساس این گزارش – در ادامه ناآرامیها در تنگه هرمز، شاهراهی که بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، نهفته است؛ زیرا تردد کشتیرانی به پایینترین حد خود رسیده، در حالی که ایران همچنان به هدف قرار دادن کشتیهای تجاری و منافع دریایی در منطقه ادامه داده است.
این گزارش به نقل از آلن آیر، مقام سابق آمریکایی متخصص در امور ایران، بیان میکند که استراتژی فعلی واشنگتن بر افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی برای واداشتن ایران به تغییر محاسبات خود استوار است، اما او در توانایی این رویکرد برای دستیابی به اهدافش تردید دارد.
آیر با لحنی که حاکی از نارضایتی بود، گفت: «ما چه چیزی را میخواهیم به دست آوریم؟ ما میخواهیم فشار بر ایران را افزایش دهیم تا خطوط قرمز خود را تغییر دهد. و از نظر تاکتیکی، ما به دنبال تضعیف توانایی آن در اخلال در کشتیرانی در خلیج فارس، و منزوی کردن تنگه بابالمندب، همراه با ارسال سیگنالهایی مبنی بر آمادگی ما برای تشدید بیشتر اوضاع هستیم، همانطور که در حملات به یک مجموعه موشکی ایران در تبریز اتفاق افتاد.»
وی افزود: «بسیاری از آنچه در حال وقوع است، چیزی جز یک واکنش غریزی از سوی دونالد ترامپ نیست. او شبیه یک نوازنده پیانو است که فقط یک کلید را مینوازد، و این کلید قدرت نظامی است.»
آیر – که در حال حاضر در موسسه خاورمیانه در واشنگتن مشغول به کار است – معتقد است که کمپین نظامی جدید آمریکا به اهداف خود دست نیافته است. تردد دریایی در تنگه هرمز دوباره به پایینترین سطح خود رسیده و عبور تعداد بسیار محدودی از کشتیها، که بیشتر آنها نفتکش نیستند، به وضعیت عادی تبدیل شده است.
او در ادامه گفت که ایران طی دو روز گذشته سه کشتی مختلف را که قصد عبور از تنگه را داشتند، هدف قرار داده است، در حالی که تحلیلگران بازار انرژی پیشبینی میکنند که هرمز حداقل تا پایان سال، و شاید برای مدت طولانیتری، نیمهفلج باقی بماند.
آیر این صحنه را چنین توصیف کرد: «بیشتر شبیه مسابقهای بین دو ساعت است، آیا ایران تحت فشار اقتصادی تسلیم خواهد شد قبل از اینکه توانایی آمریکا برای تحمل هزینه به پایان برسد؟»
به نظر او، عامل زمان به نفع تهران است، به ویژه پس از اینکه ایران از دوره آتشبس برای صادرات بخشی از نفت خود و بازسازی وضعیت اقتصادی و نظامی خود بهره برد.
به نظر میرسد ایالات متحده در انتقال به مرحله گستردهتری از جنگ، به دلیل هزینههای انسانی، سیاسی و اقتصادی احتمالی آن، مردد است، در حالی که ایران همچنان به استراتژی مقاومت و فرسایش دشمن ادامه میدهد و به تدریج تواناییهای نظامی خود را تحت فشار نبردها توسعه میدهد.
بر اساس گزارش مجله آمریکایی، این تحولات مستقیماً بر بازارهای جهانی تأثیر گذاشته است، به طوری که قیمت نفت برنت دوباره به حدود 100 دلار در هر بشکه افزایش یافته است، در حالی که میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده از ۴ دلار در هر گالن فراتر رفته است، در میان نگرانیها از پیامدهای اقتصادی که ممکن است بر داخل آمریکا با نزدیک شدن به انتخابات تأثیر بگذارد.
این گزارش همچنین نسبت به کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به سطوحی که نگرانکننده توصیف شدهاند، هشدار میدهد، که این امر توانایی واشنگتن را برای جذب هرگونه شوک اضافی در بازارهای انرژی در صورت ادامه تشدید تنشها کاهش میدهد.
همزمان، احتمال گسترش حملات حوثیها در یمن در دریای سرخ، نگرانیهایی را از بسته شدن یک گذرگاه دریایی دیگر که دریچهای برای صادرات نفت خلیج فارس است، ایجاد میکند که ممکن است فشارها را بر اقتصاد جهانی مضاعف کند.
در مجموع، تصویری که چهار گزارش ارائه میدهند، یک تناقض چشمگیر را آشکار میکند: در حالی که واشنگتن تاکید میکند که آسیبهای جدی به تواناییهای نظامی ایران وارد کرده است، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تهران همچنان توانایی پرتاب موشک و پهپاد و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و ناوبری بینالمللی را دارد.
در مقابل، به نظر میرسد ایالات متحده در انتقال به مرحله گستردهتری از جنگ، به دلیل هزینههای انسانی، سیاسی و اقتصادی احتمالی آن، مردد است، در حالی که ایران همچنان به استراتژی مقاومت و فرسایش دشمن ادامه میدهد و به تدریج تواناییهای نظامی خود را تحت فشار نبردها توسعه میدهد.