دریای سرخ دیگر تنها یک مسیر عبور کشتیها میان آسیا و اروپا نیست؛ این آبراه راهبردی به میدان رقابت فشرده قدرتهای جهانی و منطقهای تبدیل شده است. از حضور نظامی آمریکا و چین در جیبوتی تا نقشآفرینی امارات، عربستان، اسرائیل، ترکیه و ایران در بنادر، پایگاهها و مسیرهای تجاری، معادلات جدیدی در حال شکلگیری است که میتواند آینده امنیت انرژی، تجارت جهانی و توازن قدرت در خاورمیانه و شاخ آفریقا را دگرگون کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مرکز تحلیل ژئوپلیتیک GIS Reports در گزارشی با عنوان «مبارزه برای کنترل دریای سرخ»، نوشت: بنادر و مسیرهای تجاری دریای سرخ به عرصه اصلی رقابت ژئوپلیتیکی بین قدرتهای جهانی و منطقهای تبدیل شدهاند و بنادر، پایگاههای نظامی و مسیرهای تجاری، اتحادها را تغییر شکل میدهند.
طبق گزارش مرکز اطلاعات ژئوپلیتیک (GIS)، وضعیت فعلی به نتیجه جنگ آمریکا و ایران بستگی دارد و بیثباتی در تنگه هرمز اهمیت استراتژیک کریدور دریای سرخ را افزایش میدهد و انگیزه قدرتهای خارجی را برای تحکیم نفوذ خود در آنجا افزایش میدهد.
گزارش دو سناریوی اصلی برای آینده منطقه ارائه داد: سناریوی اول، رقابت محدود بین قدرتهای جهانی و سناریوی دوم، رویارویی مسلحانه است. سناریوی اول، ادامه وضعیت رقابت محدود بین قدرتهای جهانی و منطقهای را که ناشی از تمایل کشورها برای کاهش خطرات ژئوپلیتیکی است، ترجیح میدهد.
رقابت ژئوپلیتیکی
پیوندها و روابط به منبع اصلی نفوذ ژئواکونومیک تبدیل شدهاند، مانند ابتکار کمربند و جاده چین یا کریدور اقتصادی برنامهریزیشده بین هند، خاورمیانه و اروپا. دریای سرخ که کانال سوئز را به تنگه بابالمندب متصل میکند، نمونه بارزی از این پدیده است.
بازیگران منطقهای و جهانی به دنبال گسترش نفوذ خود از طریق بنادر، پایگاههای نظامی، کابلهای زیر دریا، راهآهن، خطوط برق و مراکز لجستیکی هستند. با این حال، هیچ قدرت واحدی بر منطقه تسلط ندارد.
در عوض کشورهای حوزه خلیج فارس، قدرتهای جهانی و کشورهای ساحلی آفریقا و همچنین بازیگران غیردولتی از طریق اتحادهای متغیر و اغلب ناپایدار، برای نفوذ رقابت میکنند.
دریای سرخ تقریباً ۲۲۵۰ کیلومتر از کانال سوئز تا تنگه باب المندب امتداد دارد که در باریکترین نقطه حدود ۳۰ کیلومتر عرض دارد. کشورهای هممرز با دریای سرخ عبارتند از یمن، جیبوتی، مصر، اریتره، اردن، عربستان سعودی و سودان.
تقریباً ۱۲ درصد از تجارت جهانی از طریق کریدور دریای سرخ و حدود ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی از طریق کانال سوئز عبور میکند. تغییر مسیر کشتیها در اطراف دماغه امید نیک تقریباً ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان حمل و نقل بین آسیا و اروپا میافزاید.
حوزههای نفوذ چین و آمریکا
ایالات متحده و چین رقبای استراتژیک در منطقه محسوب میشوند و جیبوتی، که در ورودی جنوبی دریای سرخ واقع شده است، میزبان تنها پایگاه نظامی ایالات متحده در آفریقا در کمپ لمونیر است و در ۱۰ کیلومتری آن، پایگاه ارتش چین در جیبوتی، اولین پایگاه نظامی چین در خارج از کشور، قرار دارد.
حضور چین به ویژه در سرمایهگذاری در بخشهای حمل و نقل و ارتباطات چشمگیر است. دریای سرخ بخش کلیدی طرح جاده ابریشم است، زیرا حدود یک سوم تجارت دریایی بین شرق و غرب از آن عبور میکند و یک کریدور حیاتی برای امنیت انرژی چین است.
پکن در زیرساختهای سراسر منطقه، از جمله کشورهای آفریقایی، سرمایهگذاری کرده است. به ویژه مصر، مقصد قابل توجهی برای تأمین مالی چین بوده است و سرمایهگذاریهای تجمعی آن در منطقه اقتصادی و تجاری سوئز، قطب کلیدی ابتکار جاده ابریشم دریایی، تا پایان سال ۲۰۲۵ از ۵ میلیارد دلار فراتر خواهد رفت.
جیبوتی نقش محوری در استراتژی منطقهای پکن ایفا میکند. جیبوتی علاوه بر اینکه بستری برای نمایش قدرت نظامی چین است، ستون اصلی ابتکار جاده ابریشم دریایی و جاده ابریشم دیجیتال از طریق سیستم کابل زیردریایی «صلح» بین پاکستان و شرق آفریقا نیز میباشد.
چین اعتباردهنده اصلی اریتره است که پروژههای زیرساختی حیاتی را تأمین مالی کرده و همچنین با تأمین مالی راهآهن، پالایشگاههای نفت و گسترش ظرفیت بندر سودان، نفوذ خود را در سودان گسترش داده است.
در مقابل حضور آمریکا در کشورهای آفریقایی در امتداد دریای سرخ تا حد زیادی ریشه در عملیات ضد تروریسم و ضد دزدی دریایی دارد که در دو دهه اول قرن بیست و یکم به یک اولویت استراتژیک اصلی تبدیل شد.
حضور اتحادیه اروپا در منطقه نیز محدود است، اگرچه تقویت روابط بین اتحادیه اروپا، خلیج فارس و شاخ آفریقا همچنان یک هدف استراتژیک مهم است و در سال ۲۰۲۲ اتحادیه اروپا شمال غربی اقیانوس هند را به عنوان منطقهای با اهمیت دریایی تعیین کرد.
اتحادیه اروپا همچنین از مأموریتهای امنیتی مانند عملیات آتلانتا، فرماندهی عملیات مشترک اتحادیه اروپا در سومالی و عملیات اخیر آسپیدس که با هدف محافظت از کشتیرانی بینالمللی در برابر حملات انصارالله در سالهای اخیر انجام شد، حمایت کرده است.
ترکیه همچنین حضور خود را در شاخ آفریقا تقویت کرده است، جایی که تلاش میکند نفوذ خود را بر اساس همکاری نظامی، از جمله «دیپلماسی پهپاد»، منافع اقتصادی و دیپلماسی فرهنگی گسترش دهد.
رقابتهای قدیمی و وفاداریهای نوظهور
دریای سرخ به مکانی حیاتی برای رقابت و همکاری بین کشورهای خلیج فارس و کشورهای همسایه تبدیل شده است. ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و رژیم اسرائیل همکاری خود را با کشورهای آفریقایی هممرز با دریای سرخ تشدید کردهاند، در زیرساختها و فناوری سرمایهگذاری کردهاند و مشارکتهای امنیتی ایجاد کردهاند.
بر اساس گزارش مرکز تحقیقات اروپایی، بندر ایلات برای رژیم اسرائیل از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است، چرا که تنها راه دسترسی مستقیم آن به اقیانوس هند و تضمینکننده استقلال آن از کانال سوئز است.
از سال ۱۹۷۹، ایران با شعارهای ضد امپریالیستی خود، به دنبال گسترش نفوذ خود در برخی از کشورهای آفریقایی بوده و متحد اصلی عمر البشیر در سودان بود و از او حمایت نظامی و مالی میکرد. روابط با مصر نیز پس از به قدرت رسیدن محمد مرسی در سال ۲۰۱۲ تعمیق یافت.
طبق توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰، که ابتکاری به رهبری ایالات متحده با هدف تغییر شکل پویایی منطقهای بود، رژیم اسرائیل روابط خود را با چندین کشور از جمله امارات متحده عربی، مراکش و سودان عادیسازی کرد.
در دسامبر ۲۰۲۵، رژیم اسرائیل پس از اعلام تمایل منطقه جداییطلب سومالیلند برای پیوستن به توافقنامه ابراهیم، آن را به رسمیت شناخت. این توافقنامه فضایی غیررسمی برای همکاری بین کشورهایی که متعهد به مقابله با ایران و نیروهای مقاومت، از جمله انصارالله و تأمین امنیت تجاری در دریای سرخ هستند، فراهم کرده است.
امارات متحده عربی به عنوان یک بازیگر کلیدی در پویایی ژئوپلیتیکی دریای سرخ ظهور کرده است. در سال ۲۰۱۵، این کشور یک پایگاه نظامی در بندر عصب در اریتره تأسیس کرد که نشاندهنده گسترش قابل توجه نفوذ استراتژیک آن است. علاوه بر این، این کشور شبکه گستردهای را با محوریت مسیرهای تجاری و مراکز لجستیکی ایجاد کرده است.
ابوظبی – طبق گزارش مرکز تحقیقات اطلاعاتی اروپا – حضور پررنگی در اتیوپی، سودان و سومالیلند دارد و شرکت اماراتی DP World Logistics عنصر محوری در این استراتژی است، زیرا عملیات اصلی را در بندر بربره در سومالیلند رهبری میکند.
روابط امارات و اتیوپی، به ویژه همکاریهای نظامی، سرمایهگذاری، توافقنامههای دسترسی به بندر و ترتیبات مهاجرتی، به عامل مهمی در ژئوپلیتیک دریای سرخ تبدیل شده است. شایان ذکر است که امارات و عربستان سعودی میانجی توافق صلح ۲۰۱۸ بین اتیوپی و اریتره بودند.
همکاری اسرائیل و امارات
به گفته مرکز تحقیقات اروپایی، رقابت و تنشها بین ایران و رژیم اسرائیل و بین قطر و امارات متحده عربی منجر به ظهور یک مشارکت قوی بین اسرائیل و امارات در منطقه دریای سرخ شده است که بر اساس منافع مشترک ژئواقتصادی و امنیتی بنا شده است.
چشمانداز سیاسی و امنیتی منطقه دریای سرخ همچنین به تحولات در کشورهای کلیدی آفریقایی هممرز با آن، از جمله جیبوتی، مصر، اریتره، اتیوپی، سومالی و سودان، بستگی خواهد داشت.
مصر همچنان از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا حدود ۴۰ درصد از تجارت اتحادیه اروپا با آسیا از طریق کانال سوئز انجام میشود. اگرچه اتیوپی پس از استقلال اریتره دسترسی مستقیم خود به دریا را از دست داد، اما نزدیکی آن به ساحل و جاهطلبیهای منطقهای فزایندهاش، آن را به بازیگری محوری در ژئوپلیتیک منطقه دریای سرخ تبدیل کرده است.
کشورهای آفریقایی، همانند کشورهای شبه جزیره عربستان، در حال تجربه وضعیت عدم قطعیت سیاسی عمیقی هستند، جایی که نتایج آن همزمان بر توازن ژئوپلیتیک منطقهای تأثیر میگذارد و از آن تأثیر میپذیرد.
در یک فضای شکننده پس از جنگ در اتیوپی، که به دنبال دسترسی مجدد به دریای سرخ است و در بحبوحه تنشهای فدرالیسم قومی، خود را برای انتخابات عمومی در ماه ژوئن آماده میکند، سومالی همچنان مسیر دشوار خود را به سوی ثبات ادامه میدهد، زیرا رقابتهای منطقهای که بر احزاب داخلی تأثیر میگذارند، به دلیل روابط برخی از قبایل با قدرتهای خارجی تشدید میشوند، در حالی که سایر بازیگران با حمایت کشورهایی مانند امارات متحده عربی، اختلافات بر سر سومالیلند را عمیقتر میکنند.
جنگ جاری سودان را که تقریباً یک سوم خط ساحلی دریای سرخ آفریقا را در بر میگیرد، بیثباتتر میکند و متحدان نیروهای مسلح سودان، یعنی روسیه و مصر، را بر آن داشته تا حضور نظامی خود را تقویت کنند. سودان همچنین به عرصهای برای تنش بین عربستان سعودی، که از نیروهای مسلح سودان حمایت میکند، و امارات متحده عربی، که از نیروهای پشتیبانی سریع حمایت میکند، تبدیل شده است.
دو سناریو
تحولات عمده در نظام بینالملل از سال ۱۹۴۵ همواره با ظهور نقاط حساس ژئوپلیتیکی جدید همراه بوده است. به گفته مرکز اروپایی، دریای سرخ این الگو را منعکس میکند؛ پس از آنکه صرفاً یک منطقه اتصال بین مناطق اقتصادی و سیستمهای امنیتی بود، به عرصهای مرکزی برای رقابت ژئوپلیتیکی و اقتصادی تبدیل شده است.
وضعیت فعلی به نتیجه درگیری در ایران و وضعیت امنیتی در تنگه هرمز بستگی دارد. طبق گزارش اروپایی، ادامه بیثباتی در این تنگه، اهمیت استراتژیک این آبراه دریای سرخ را افزایش میدهد و انگیزه قدرتهای خارجی را برای تحکیم نفوذ خود در آنجا افزایش میدهد.
این گزارش استدلال کرد که تضعیف ایران به نفع چین نخواهد بود، زیرا پکن از وضعیتی سود میبرد که در آن رقبایش در تنگه هرمز و دریای سرخ برای امنیت داخلی رقابت میکنند، در حالی که منافع چین نسبتاً محافظت شده باقی میماند.
با این حال، با توجه به دخالت عمیق ژئوپلیتیکی و اقتصادی چین در منطقه، سناریوی بیثباتی مداوم در نهایت آسیبپذیریهای آن را نیز آشکار خواهد کرد، طبق گزارش مرکز اطلاعات ژئوپلیتیکی، که دو سناریو را به شرح زیر ترسیم کرده است:
به احتمال زیاد: یک رقابت کنترلشده بین قدرتهای جهانی و منطقهای
محتملترین سناریو این است که چندپارگی ادامه یابد و به تدریج جای خود را به رقابتی بدهد که تحت سلطه سست یک اتحاد سلسله مراتبی نوظهور اداره میشود.
این سناریو با یک محیط جهانی گستردهتر و بیثباتتر، رژیمهای تجاری منطقهای فزاینده و تلاشهای گسترده کشورها برای کاهش مواجهه با خطرات ژئوپلیتیکی تقویت میشود.
ثبات در اتیوپی شرط لازم، هرچند نه کافی، برای دستیابی به این سناریوی رقابت مدیریتشده است که میتواند اتحاد سهجانبهای بین اتیوپی، اسرائیل و امارات متحده عربی ایجاد کند.
احتمال کمتر: درگیری مسلحانه
با این حال، احتمال تبدیل شدن اوضاع به یک درگیری مسلحانه آشکار را نمیتوان رد کرد. دریای سرخ همچنان یکی از نظامیترین آبراههای جهان است و هرگونه محاسبه اشتباه میتواند به راحتی منجر به درگیری شود.
یک درگیری طولانی مدت بین دو یا چند کشور حوزه دریای سرخ باعث اختلال قابل توجه در تجارت بین المللی خواهد شد و شرکت های کشتیرانی را مجبور می کند مسیر جایگزین و طولانی تر را در اطراف دماغه امید نیک انتخاب کنند.
این امر همچنین منجر به تکرار اثرات اختلال در تنگه هرمز، به ویژه افزایش قیمت انرژی، خواهد شد.
علاوه بر این، این جنگ روابط بین بلوکهای رقیب را تقویت خواهد کرد. برای اروپا، صرف نظر از پیامدهای اقتصادی، این سناریو میتواند فشار مهاجرت از شاخ آفریقا را افزایش دهد.