راز زیمت، رئیس برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی: وضعیت «نه جنگ، نه توافق» محتملترین سناریوی روابط ایران و آمریکا است/ توافقی پایدار میان ایران و آمریکا در آینده نزدیک بعید است
به گزارش جماران، راز زیمت، رئیس برنامه ایران و محور شیعی در مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی (INSS)، در تحلیلی نوشت:
تبادل اخیر حملات میان ایالات متحده و ایران بار دیگر نشان داد که یادداشت تفاهمی که ماه گذشته میان دو کشور امضا شد، تا چه اندازه دارای کاستیهای بنیادین بوده است. اگرچه این تفاهم بهعنوان توافقی برای تثبیت شرایط پس از ماهها تقابل معرفی شد، اما در عمل بیش از آنکه «یادداشت تفاهم» باشد، به «یادداشت سوءتفاهم» شباهت داشت؛ زیرا تقریباً همه موضوعات اصلی آن بهگونهای تنظیم شدهاند که قابلیت تفسیرهای متفاوت را دارند.
بحران اخیر درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تنها یکی از نمونههای این اختلاف تفسیری است. ایران معتقد است عبور کشتیها از کریدور دریایی عمان، مغایر با مفاد یادداشت تفاهم است؛ زیرا به باور تهران، این سند حق تنظیم ترتیبات عبور و مرور در تنگه هرمز را برای ایران، با هماهنگی طرفهای ذیربط، به رسمیت شناخته و در نتیجه عبور کشتیها باید از مسیر دریایی ایران و نه کریدور عمان انجام شود. در مقابل، آمریکا این برداشت را بهطور کامل رد کرده و بر حق کشتیها برای عبور از هر مسیر دریایی دلخواه تأکید دارد.
اختلافات تنها به تنگه هرمز محدود نمیشود؛ تقریباً همه بندهای مهم یادداشت تفاهم، از موضوع هستهای گرفته تا کاهش فشارهای اقتصادی، با عباراتی مبهم تنظیم شدهاند.
این ابهامها لزوماً نباید به بحران منجر شوند، اما تنها در صورتی که میان دو طرف اعتماد اولیه یا سازوکاری مورد توافق برای حل اختلافات وجود داشته باشد. در شرایط کنونی، هیچیک از این دو عامل وجود ندارد. در تهران این باور شکل گرفته که واشنگتن صرفاً برای خرید زمان تا برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر وارد مذاکرات شده و پس از آن قصد ازسرگیری عملیات نظامی را دارد. در مقابل، در واشنگتن نیز این ارزیابی تقویت شده است که ایران از مذاکرات برای بازسازی توان نظامی خود استفاده میکند.
سازوکار نظارتی پیشبینیشده در یادداشت تفاهم نیز هنوز تشکیل نشده و در نتیجه هیچ نهادی برای حل اختلافات یا نظارت بر اجرای تفاهمها وجود ندارد.
در پس اختلافات فنی، شکافی عمیقتر نهفته است. از نگاه ایران، مذاکرات باید دستاوردهای جنگ، بهویژه تغییر وضعیت تنگه هرمز، را در قالب یک توافق رسمی تثبیت کند. برای رهبران ایران، این موضوع نهتنها یک مزیت اقتصادی است که برخلاف رفع تحریمها به تغییر رویکرد دولتهای آمریکا وابسته نیست، بلکه نمادی از شکلگیری نظم جدید منطقهای و پذیرش جایگاه ارتقایافته ایران به شمار میرود.
در مقابل، ایالات متحده تلاش میکند از طریق دیپلماسی به اهدافی دست یابد که در عرصه فشارهای نظامی و اقتصادی موفق به تحقق آنها نشده است؛ از جمله بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیشین و محدود کردن توان هستهای ایران.
در چنین شرایطی، دستیابی به یک توافق دائمی میان دو کشور در آینده نزدیک دشوار به نظر میرسد و حتی توافقی موقت و جزئی نیز هدفی بلندپروازانه محسوب میشود؛ زیرا مستلزم تصمیمگیری درباره موضوعات پیچیدهای همچون نحوه مدیریت ذخایر اورانیوم غنیشده، ترتیبات بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مزایای اقتصادی ایران، تنظیم عبور و مرور در تنگه هرمز و حتی موضوع لبنان است. به اعتقاد وی، تردیدهای جدی درباره آمادگی یا تمایل هر دو طرف برای حرکت به سمت چنین توافقی وجود دارد.
با این حال، بازگشت به جنگ تمامعیار نیز گزینه مطلوب هیچیک از دو طرف نیست. هر دو ترجیح میدهند از جنگی دیگر که ممکن است به اهداف مورد نظرشان نرسد، اجتناب کنند؛ هرچند این به معنای منتفی بودن ازسرگیری درگیریها نیست، بهویژه اگر تنشهای جاری ادامه یافته و تشدید شود.
محتملترین سناریو در مقطع کنونی، ادامه وضعیت موجود است؛ نه جنگی فراگیر و نه یک توافق پایدار دیپلماتیک. هرچند وضعیت موجود در کوتاهمدت ممکن است نسبت به یک توافق ناقص یا جنگی دیگر مطلوبتر به نظر برسد، اما راهحلی پایدار محسوب نمیشود و تنها وقفهای موقت است. هرچه زمان بیشتری بدون توافق و بدون نظارت مؤثر سپری شود، احتمال وخامت ناگهانی اوضاع افزایش پیدا میکند. از همین رو، احساس آرامشی که وضعیت کنونی ایجاد کرده، میتواند بیش از آنکه واقعی باشد، گمراهکننده باشد.