مجله فارنافرز معتقد است جنگ اخیر ایران و آمریکا نشان داد که حتی قدرتهای ضعیفتر نیز اکنون میتوانند با استفاده از فناوریهای ارزانقیمت مانند پهپادها، موشکهای ضدکشتی، مینهای دریایی و سامانههای نظارتی ساحلی، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را مختل کنند و هزینههای عظیمی بر اقتصاد جهان تحمیل نمایند.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقاله «هرمز هشداری برای هند-پاسیفیک است؛ نبرد آینده بر سر آبراههای آسیا» نوشته لینکوک در مجله فارنافرز استدلال میکند که بحران تنگه هرمز فقط یک بحران خاورمیانهای نیست، بلکه نشانهای از آغاز دورهای جدید در رقابت ژئوپلیتیک جهانی بر سر کنترل آبراهها و گلوگاههای دریایی است.
نویسنده معتقد است جنگ اخیر ایران و آمریکا نشان داد که حتی قدرتهای ضعیفتر نیز اکنون میتوانند با استفاده از فناوریهای ارزانقیمت مانند پهپادها، موشکهای ضدکشتی، مینهای دریایی و سامانههای نظارتی ساحلی، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را مختل کنند و هزینههای عظیمی بر اقتصاد جهان تحمیل نمایند.
به گفته مقاله، ایران با تهدید و حمله به کشتیها در تنگه هرمز، عملاً صادرات انرژی خلیج فارس را مختل کرد و باعث جهش قیمت نفت و بیثباتی بازارهای جهانی شد. اما اهمیت واقعی ماجرا در این است که برای نخستینبار، هم ایران و هم آمریکا آمادگی خود را برای استفاده سیاسی و نظامی از یک آبراه بینالمللی نشان دادند؛ اقدامی که به باور نویسنده، میتواند الگویی برای بحرانهای مشابه در شرق آسیا و هند-پاسیفیک شود.
نویسنده توضیح میدهد که در گذشته نیز ایران در «جنگ نفتکشها» در دهه ۱۹۸۰ از مینگذاری و حمله به کشتیها استفاده کرده بود، اما تفاوت امروز در این است که فناوریهای جدید، توان اخلال را بسیار ارزانتر و گستردهتر کردهاند. دیگر لازم نیست کشوری نیروی دریایی عظیم داشته باشد؛ چند موشک ساحلی، پهپاد و مین میتواند کل اقتصاد جهانی را دچار شوک کند. حتی تهدید به اختلال نیز کافی است تا بیمه حملونقل، قیمت انرژی و بازارهای کالا به هم بریزد.
مقاله سپس هشدار میدهد که آسیای شرقی و هند-پاسیفیک بسیار آسیبپذیرتر از خلیج فارس هستند، زیرا آبراههای آن منطقه نهفقط مسیر انرژی، بلکه شریان اصلی تجارت جهانی، زنجیره تأمین صنعتی و انتقال نیمهرساناها هستند. نویسنده سه گلوگاه اصلی را مطرح میکند:
تنگه مالاکا
تنگه تایوان
تنگه لوزون
به گفته مقاله، تنگه مالاکا در باریکترین نقطه فقط حدود یکونیم مایل دریایی عرض دارد، اما تا ۴۰ درصد تجارت جهانی و حدود ۸۰ درصد واردات انرژی چین از آن عبور میکند. چین سالهاست این وابستگی را «معضل مالاکا» مینامد و اکنون بحران هرمز احتمالاً پکن را بیش از پیش به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین از طریق روسیه، آسیای مرکزی، میانمار و حتی مسیر قطبی سوق خواهد داد.
در بخش دیگری، نویسنده روی تنگه تایوان تمرکز میکند و آن را شاید خطرناکترین گلوگاه جهان مینامد. حدود ۲۰ درصد تجارت دریایی جهان از این منطقه عبور میکند و تایوان همچنان مهمترین تولیدکننده تراشههای پیشرفته دنیاست. مقاله هشدار میدهد که اگر چین روزی تنگه تایوان را محاصره کند، نهتنها تجارت جهانی، بلکه صنایع فناوری و حتی تولیدات نظامی غرب فلج خواهد شد. برآورد بلومبرگ که در مقاله نقل شده میگوید چنین بحرانی میتواند حدود ۵.۳ درصد تولید ناخالص جهانی را نابود کند.
نویسنده همچنین توضیح میدهد که بحران هرمز، اعتبار راهبرد نظامی چین موسوم به «ضد دسترسی/منع منطقهای» را تقویت کرده است؛ راهبردی که هدف آن دشوار کردن عملیات آمریکا در اطراف چین از طریق موشکها، سامانههای نظارتی، پهپادها و ناوگان دریایی است. به همین دلیل، آمریکا و فیلیپین نیز در تنگه لوزون در حال تمرین سناریوهای بستن یا محدود کردن دسترسی دریایی هستند و چین در پاسخ، رزمایشهای آتش واقعی برگزار کرده است.
یکی از نکات مهم مقاله این است که جنگ هرمز نشان داد قدرتهای بزرگ دیگر مثل گذشته نگران هزینههای اقتصادی جهانی نیستند. نویسنده میگوید حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و حتی تهدید ترامپ به محاصره کامل هرمز، نشان داد که واشنگتن حاضر است برای اهداف ژئوپلیتیک، فشار اقتصادی گسترده بر جهان و حتی متحدان خود را بپذیرد. این موضوع، نظم قدیمی تجارت آزاد دریایی را زیر سؤال میبرد.
در ادامه، مقاله به رقابت پنهان آمریکا و چین در آبراههای فرعی اندونزی اشاره میکند. اگر مالاکا مختل شود، کشتیها مجبور میشوند از مسیرهای جایگزین مانند تنگه سوندا یا لومبوک عبور کنند. نویسنده میگوید هم واشنگتن و هم پکن اکنون در حال آمادهسازی برای چنین سناریوهایی هستند. کشف یک وسیله زیرآبی بدون سرنشین منتسب به چین در تنگه لومبوک و مذاکرات محرمانه آمریکا با اندونزی برای دسترسی هوایی و دریایی، نشانه این رقابت فزاینده است.
جمعبندی مقاله این است که جهان وارد عصر جدیدی از «سلاحسازی آبراهها» شده است؛ عصری که در آن کنترل تنگهها و مسیرهای دریایی میتواند به اندازه جنگهای مستقیم اهمیت داشته باشد.
نویسنده هشدار میدهد اگر آمریکا و متحدانش نتوانند از اصل آزادی کشتیرانی و قوانین بینالمللی دفاع کنند، بحرانهایی مشابه هرمز ممکن است در سراسر هند-پاسیفیک تکرار شود؛ بحرانی که پیامد آن میتواند برای اقتصاد جهانی و نظم بینالمللی «فاجعهبار» باشد.