اندیشکده واشنگتن نوشت: حوثیها با به تأخیر انداختن ورود خود به جنگ فعلی، در موقعیتی هستند که میتوانند بیشترین فشار را بر اقتصاد جهانی وارد کنند. بستن نسبی تنگه هرمز توسط ایران و حملات به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، هزینههای انرژی را افزایش داده، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و به فشارهای تورمی در سراسر جهان دامن زده است. بستن باب المندب، فشار اقتصادی را در زمانی که بازارها کمترین تحمل را دارند، افزایش میدهد و ایالات متحده را برای پایان دادن به درگیری بیشتر ترغیب میکند.
در حالی که تنشها در «جنگ رمضان» روی به گسترش است، حوثیهای یمن با ورود تدریجی و هدفمند به درگیری، در حال فعالسازی یکی از حساسترین گلوگاههای تجارت جهانی هستند. تحلیل اندیشکده واشنگتن نشان میدهد این گروه با تکیه بر تجربه اختلال در دریای سرخ و تهدید تنگه بابالمندب، میتواند فشار مضاعفی بر بازار انرژی، زنجیره تأمین و معادلات جنگی وارد کند؛ فشاری که در صورت تشدید، تبعاتی فراتر از منطقه خواهد داشت.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اندیشکده واشنگتن نوشت:
حوثیها در ۲۸ مارس با شلیک موشک به جنوب اسرائیل وارد جنگ ایران شدند. این اقدام ظاهراً با روند تشدید درگیری اخیر مرتبط بود. یک روز قبل از حمله، یحیی سریع، سخنگوی حوثیها، برای اولین بار شرایطی را که باعث اقدام نظامی این گروه میشود، تشریح کرد: (۱) ادامه تشدید تنش علیه ایران و «محور جهاد و مقاومت»، (۲) پیوستن اتحادهای بیشتر به جنگ در کنار ایالات متحده و اسرائیل (احتمالاً منظور کشورهای عربی خلیج فارس است) و (۳) استفاده از دریای سرخ برای انجام عملیات خصمانه.
پس از حملات، سریع این اقدام را به عنوان پاسخی به تشدید تنش مداوم ایالات متحده و اسرائیل، به ویژه هدف قرار دادن اخیر زیرساختهای ایران، توضیح داد. او خاطرنشان کرد که حملات حوثیها تا زمانی که «تجاوز علیه همه جبهههای مقاومت متوقف شود» ادامه خواهد یافت. در واقع، با توجه به تهدیدهای اخیر رئیس جمهور ترامپ مبنی بر تشدید اقدام نظامی - چه با هدف نابودی زیرساختهای حیاتی ایران (مانند نیروگاههای برق و آب شیرینکن)، تصرف تأسیسات صادرات نفت در جزیره خارک با نیروهای زمینی، بازگشایی تنگه هرمز با زور و یا نابودی ذخایر باقیمانده اورانیوم غنیشده با خلوص بالا ایران - حوثیها نشان میدهند که محور تهران نیز گزینههای تشدید تنش را دارد.
این گزینهها قابل توجه هستند. مهمترین نقطه فشار حوثیها تنگه باب المندب است. این گروه سابقه اثباتشدهای در خفه کردن این گلوگاه حیاتی دریای سرخ دارد که تا قبل از سال ۲۰۲۴، سالانه ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی از آن عبور میکرد. در طول جنگ غزه، کمپین دریای سرخ حوثیها، شرکتهای کشتیرانی را مجبور کرد تا محمولهها را از طریق دماغه امید نیک منحرف کنند و تقریباً دو هفته به زمان حمل و نقل افزود. نه مأموریت نظامی به رهبری ایالات متحده(عملیات نگهبان رفاه) و نه تلاش دفاعی به رهبری اروپا(عملیات کماندار پوزیدون) نتوانستند ترافیک تجاری را احیا کنند. یک عملیات نظامی فشرده پنجاه و دو روزه ایالات متحده(عملیات راف رایدر) توانست حملات حوثیها به کشتیهای آمریکایی را با هزینهای بیش از یک میلیارد دلار متوقف کند، اما سایر حملات تا آتشبس غزه در اکتبر گذشته ادامه یافت.
حوثیها با به تأخیر انداختن ورود خود به جنگ فعلی، در موقعیتی هستند که میتوانند بیشترین فشار را بر اقتصاد جهانی وارد کنند. بستن نسبی تنگه هرمز توسط ایران و حملات به زیرساختهای انرژی خلیج فارس، هزینههای انرژی را افزایش داده، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و به فشارهای تورمی در سراسر جهان دامن زده است. بستن باب المندب، فشار اقتصادی را در زمانی که بازارها کمترین تحمل را دارند، افزایش میدهد و ایالات متحده را برای پایان دادن به درگیری بیشتر ترغیب میکند.
این تنگه هنوز تقریباً ۵ درصد از تجارت نفت دریایی را حمل میکند و تحلیلگران تخمین میزنند که اختلال در آن میتواند ۲۰ دلار در هر بشکه به قیمت نفت اضافه کند. حملات حوثیها همچنین میتواند استراتژی جنگی عربستان سعودی در استفاده از خط لوله شرق-غرب برای دور زدن هرمز و صادرات نفت بیشتر(تقریباً پنج میلیون بشکه در روز) از طریق بندر ینبع در دریای سرخ را مختل کند. این گروه حتی میتواند تصمیم بگیرد که مستقیماً به زیرساختهای حیاتی در داخل عربستان سعودی و امارات متحده عربی حمله کند.
نکته قابل توجه این است که اقدامات نظامی حوثیها تاکنون با دقت تنظیم شده است. شلیک به اسرائیل پایینترین پله در نردبان تشدید تنش است - این به حامیان و متحدان حوثی نشان میدهد که این گروه از جنگ دست نکشیده است و در عین حال احتمالاً از کشاندن ایالات متحده به میدان جلوگیری میکند. همچنین از خطر تفاهم احتمالی با عربستان سعودی برای پایان دادن به جنگ داخلی یمن با شرایط مطلوب حوثیها جلوگیری میکند - چیزی که این گروه سالها است روی آن کار میکند. حوثیها از قبل محاسبه کرده بودند که اسرائیل در نهایت دوباره به آنها حمله خواهد کرد، بنابراین، حمله در حال حاضر خطرات نظامی آنها را به طور قابل توجهی افزایش نمیدهد؛ اگرچه مطمئناً اسرائیل را به تسریع جدول زمانی دعوت میکند.
با این حال، اکنون که حوثیها وارد درگیری شدهاند، احتمال بالا رفتن آنها از نردبان تشدید تنش زیاد است؛ به خصوص اگر درگیری همچنان گسترش یابد. این مسیر خطرات قابل توجهی برای این گروه دارد، از جمله از سرگیری احتمالی جنگ داخلی متوقف شده یمن در صورتی که دشمنان داخلی حوثیها فرصتی برای پیشرفت ببینند. با این حال، به نظر میرسد رهبری این گروه، صرف نظر از سختیهای اضافی برای مردم یمن، آماده است تا این ریسک را بپذیرد.