اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی» (CSIS) در تحلیلی تأکید میکند: با وجود تلاش دمشق برای دوری از درگیری مستقیم، تداوم جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند سه ستون اصلی بازسازی سوریه—تعادل دیپلماتیک، تثبیت داخلی و احیای اقتصادی—را با چالش جدی مواجه کرده و این کشور را بار دیگر به کانون بیثباتی منطقه بازگرداند.
سرویس بینالملل جماران: ساعاتی پس از آنکه جتهای آمریکایی و اسرائیلی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ بمباران ایران را آغاز کردند، سوریها صدای انفجار مهیبی را در دمشق شنیدند. با توجه به خصومت دولت جدید سوریه با ایران، حضور طولانی مدت نیروهای آمریکایی در سوریه و حملات ایران به زیرساختهای کلیدی در چندین کشور عربی، بسیاری از این بیم داشتند که سوریه به هدف تبدیل شده باشد. اما انفجاری که در دمشق شنیده شد، آغاز یک جبهه جدید نبود. این صدای رهگیری یک موشک ایرانی به سمت اسرائیل بود. در واقع، اولین هفته کامل جنگ، پایینترین سطح خشونت در سوریه را از زمان سقوط رژیم اسد شاهد بود.
در حال حاضر، تأثیر مستقیم جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بر سوریه محدود بوده است. دولت موقت سخت تلاش کرده است تا از درگیری دور بماند و در کوتاه مدت، تا حد زیادی موفق شده است. با این حال، این درگیری بیسروصدا در حال آزمایش پایههای استراتژی بهبود سوریه است. اگر جنگ ادامه یابد، فشارهایی ایجاد خواهد کرد که تهدیدی برای از مسیر خارج کردن بهبود شکننده سوریه است.
استراتژی بهبود
از زمان به قدرت رسیدن الجولانی، رئیس جمهور موقت، ۱۵ ماه پیش، یک استراتژی سه جانبه برای بهبودی سوریه دنبال کرده است: تعادل دیپلماتیک، تثبیت ارضی و بهبود اقتصادی مبتنی بر سرمایهگذاری.
از نظر دیپلماتیک، الجولانی سیاست عدم رویارویی با همسایگان سوریه را اتخاذ کرده است. در حالی که اسرائیل اشغال جنوب سوریه را گسترش داده، نیروهای سوری را کشته و قلب دمشق را بمباران کرده، دولت سوریه مسئولیت حمله موشکی به اسرائیل از سوریه را رد کرده است. و با وجود اینکه حزب الله و شبه نظامیان تحت حمایت ایران در عراق از رژیم اسد در طول جنگ داخلی سوریه حمایت میکردند، الجولانی تا حد زیادی از رویارویی مستقیم با آنها اجتناب کرده است. مذاکرات با لبنان و عراق پیشرفت ملموسی داشته است. این سیاست خویشتنداری مانع از آن شده که سوریه بار دیگر به یک درگیری جدید کشیده شود یا به عرصه رقابت نیابتی بینالمللی تبدیل شود.
از نظر داخلی، الجولانی به طور پیوسته کنترل دولت را گسترش داده است. از همه مهمتر، او در ژانویه ۲۰۲۶ قراردادی برای ادغام نیروهای تحت رهبری کُردها با ارتش سوریه منعقد کرد. او همچنین همکاری سوریه با ائتلاف ضد داعش را رسمیت بخشیده و همکاری مؤثری را ایجاد کرده است. اگرچه دمشق هنوز کنترل استان سویدا در جنوب سوریه را ندارد، اما برای تثبیت مجدد اقتدار در سراسر کشور، شتاب گرفته است.
از نظر اقتصادی، دولت به جای تکیه بر کمکهای بازسازی بینالمللی در مقیاس بزرگ، که بعید است تحقق یابد، بر جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی تمرکز کرده است. الجولانی همچنین برای ادغام سوریه در بازارهای منطقهای تلاش کرده و قراردادهای سرمایهگذاری بزرگی را از کشورهای عربی خلیج فارس به دست آورده است.
چالشهای جنگ با ایران
جنگ با ایران اکنون هر یک از ارکان این استراتژی را تهدید میکند. اول، دو خطر امنیتی را در امتداد مرز سوریه افزایش داده است. اولین مورد، احتمال رویارویی با حزبالله است. اندکی پس از شلیک موشک توسط حزبالله به اسرائیل، الجولانی نیروهای سوری را برای تقویت مرز لبنان اعزام کرد. نگرانی او نه تنها تشدید نظامی، بلکه پیامدهای گستردهتر عملیات اسرائیل در لبنان نیز هست: هجوم پناهندگان لبنانی به سوریه، عبور جنگجویان حزبالله از مرز برای فرار از حملات اسرائیل و اختلال اقتصادی در صورت بسته شدن مرز. در ۹ مارس، شارع در اقدامی نادر از تلاشهای دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله حمایت کرد و نشان داد که چقدر تهدید ناشی از آن را جدی میداند، در عین حال بار دیگر به اسرائیل نشان داد که سوریه تهدیدی محسوب نمیشود. روز بعد، بنا به گزارشها، حزبالله به مواضع ارتش سوریه گلوله شلیک کرد. بیثباتی در امتداد مرز لبنان، چندین شهر مهم سوریه، از جمله دمشق، حمص و طرطوس را تهدید میکند.
دومین تهدید بالقوه متوجه شرق سوریه است. شبهنظامیان تحت حمایت ایران در عراق به تدریج مشارکت خود را در این درگیری افزایش دادهاند. اگر درگیری در عراق گسترش یابد، میتواند آتشبس شکننده در شمال شرقی سوریه را تضعیف کند، ادغام نیروهای کُرد در ارتش سوریه را مختل کند و فرصتهای جدیدی برای تجدید حیات داعش ایجاد کند.
حتی بدون درگیری مستقیم، جنگ در حال تحت فشار قرار دادن بهبود اقتصادی شکننده سوریه است. از زمان حملات اولیه در ۲۸ فوریه، سوریه بیشتر حریم هوایی خود را بسته، ارتباط با منطقه را محدود و سفرهای تجاری را مختل کرده است. قطع گاز طبیعی، دولت را مجبور به افزایش سهمیهبندی برق کرده است. در همین حال، درگیری در لبنان باعث بازگشت ناگهانی بیش از ۷۸۰۰۰ پناهنده سوری از لبنان شد و فشار بیشتری را بر عرضه ناکافی مسکن و خدمات عمومی تحت فشار سوریه وارد کرد. این شوکها در حال حاضر قابل مدیریت هستند، اما نشان میدهند که روند بهبود سوریه چقدر در برابر بیثباتی منطقهای آسیبپذیر است.
بزرگترین تهدید برای بهبود اوضاع سوریه ممکن است در مسیر بلندمدت جنگ نهفته باشد. به نظر میرسد که این درگیری به طور فزایندهای به سمت بنبست میرود - بنبستی که به احتمال زیاد با دورهای مکرر درگیری بین ایران و اسرائیل مشخص میشود. برای الجولانی، این بدترین نتیجه ممکن خواهد بود. استراتژی بهبود او به منطقهای نسبتاً پایدار بستگی دارد که سرمایهگذاری و ادغام اقتصادی را تشویق کند.
استراتژی الجولانی همچنین فرض میکند که کشورهای عربی خلیج فارس منابع سیاسی و مالی را به تثبیت منطقه شام اختصاص خواهند داد. اما اگر جنگ، ایران را تضعیف و در عین حال رادیکالتر کند، دولتهای خلیج فارس احتمالاً به جای آن، هزینههای دفاعی و بهبود اقتصادی خود را در اولویت قرار خواهند داد. اگر این اتفاق بیفتد، سوریه میتواند مانند گذشته خود را در قلب ژئوپلیتیکی خاورمیانه اما در حاشیه اولویتهای منطقهای بیابد، درست زمانی که روند دشوار بازسازی را آغاز میکند.