با بنبست ظاهری مذاکرات و افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، سایه یک رویارویی جدید میان واشنگتن و تهران پررنگتر از همیشه شده است؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند به جنگی گسترده و چند هفتهای بدل شود. در چنین شرایطی، پیش از هر تصمیمی برای اقدام نظامی، پرسشهای بنیادینی درباره اهداف، پیامدها، واکنش ایران، نقش بازیگران منطقهای و حتی افکار عمومی آمریکا مطرح است؛ پرسشهایی که دولت ترامپ ناگزیر است پیش از هرگونه حمله احتمالی به آنها پاسخ دهد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، آنلانتیک نوشت: با توجه به اینکه مذاکرات ظاهراً به جایی نمیرسد، یک درگیری جدید با ایران هر روز محتملتر به نظر میرسد، اگر نگوییم اجتنابناپذیر است. ایالات متحده بیشترین توان هوایی خود در خاورمیانه را از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ گرد آورده است. یک عملیات نظامی آمریکا در ایران احتمالاً کارزاری گسترده و چند هفتهای خواهد بود که بیش از آنکه شبیه عملیات اوایل ژانویه برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رهبر قدرتمند ونزوئلا از قدرت باشد، به یک جنگ تمامعیار شباهت خواهد داشت.
در حال حاضر هیچ روشنیای درباره اینکه آیا ایالات متحده حمله خواهد کرد یا نه، چه اهدافی را در ایران هدف قرار خواهد داد، یا چه پیامدهایی در پی خواهد داشت، وجود ندارد. در نبود پاسخها، طرح پرسشهای درست اهمیت بیشتری پیدا میکند. در ادامه شش پرسشی آمده است که سیاستگذاران آمریکایی باید مطرح کنند:
۱. هدف یک کارزار نظامی چیست؟
کاخ سفید هنوز مشخص نکرده است که دولت امیدوار است در یک کارزار نظامی به چه چیزی دست یابد. سه گزینه محتمل وجود دارد:
۱) دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، معتقد است یک حمله دست او را در مذاکرات هستهای و خلع سلاح تقویت خواهد کرد.
۲) دولت در پی آن است که رهبری ایران را بهطور قابلتوجهی تضعیف یا حذف کند، که احتمالاً شامل رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله علی خامنهای، نیز میشود.
۳) حملات نظامی عمدتاً نمادین خواهد بود؛ در راستای تحقق وعده رئیسجمهور آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی و در پاسخ به هشدار «خط قرمز» او به حکومت درباره استفاده از نیروی مرگبار علیه تظاهرکنندگان.
اگر اینها اهداف دولت باشند، موانع قابلتوجهی برای دستیابی به آنها وجود دارد. صرفنظر از اینکه ایران تا چه اندازه ضعیف شده باشد، بسیار بعید است که رهبران در مسائل کلیدی، از جمله برنامه موشکی ایران، تسلیم شوند؛ چرا که به نظر میرسد حاکمیت به این جمعبندی رسیده است که برچیدن توانمندیهایش پرریسکتر از تحمل یک حمله نظامی است. از منظر ایدئولوژیک، آیتالله خامنهای، احتمالاً ترجیح میدهد به شهادت برسد تا اینکه در برابر ایالات متحده تسلیم شود.
اگر هدف تغییر حکومت یا حذف رأس هرم رهبری باشد، این موضوع چالش آشکار حمایت از یک جانشین را مطرح میکند. سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در کنگره در ۲۸ ژانویه نشان داد که او معتقد است جانشین رهبری ایران بهاحتمال زیاد از درون حاکمیت خواهد آمد، اما در ایران چهرهای معادل «دلسی رودریگز» وجود ندارد.
۲. ایران در پاسخ چه خواهد کرد؟
خطر محاسبه نادرست ایران در تعیین واکنش خود به دور تازهای از حملات بالا است. در آستانه این درگیری احتمالی، ایران بارها تهدید کرده است که جنگی منطقهای علیه ایالات متحده و اسرائیل به راه خواهد انداخت. اما در گذشته، ایران عمدتاً واکنشهای نظامی خود به حملات خارجی را بهگونهای تنظیم کرده که (از نگاه خود) متناسب با حمله اولیه باشد. بنابراین، اگر ایران اینگونه برداشت کند که حملات آمریکا عمدتاً نمادین است، ممکن است واکنش خود را نیز بر همان اساس تنظیم کند.
در عین حال، ایران با معمایی پیچیده روبهروست که فراتر از این درگیری خاص است. تهران نمیتواند در یک جنگ طولانی با ایالات متحده (یا اسرائیل) پیروز شود، اما در درون حاکمیت این برداشت رو به افزایش است که نیروهای نظامی باید برای بازگرداندن سطحی از بازدارندگی در برابر حملات آینده، به آمریکا تلفات وارد کنند.
متغیر ناشناخته دیگری نیز وجود دارد که باید در نظر گرفته شود: متحدان منطقهای ایران. هرچند این گروهها تا حد زیادی در واکنشهای گذشته ایران به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل حضور نداشتهاند، ایران باید بهسرعت تصمیم بگیرد که آیا به دنبال یک مسیر خروج فوری از بحران است یا آنگونه که حاکمیت میبیند، تلاش کند بازدارندگی در برابر حملات آینده را احیاء کند. در غیر این صورت، از منظر ایران، ایالات متحده و اسرائیل صرفاً هر زمان که صلاح بدانند به هدف قرار دادن ایران ادامه خواهند داد.
۳. آیا ترامپ این بار با پیامدهایی روبهرو خواهد شد؟
بخشی از منطق ترامپ برای بررسی حملهای دیگر به ایران این است که او احتمالاً به این جمعبندی رسیده که دخالت ایالات متحده در جنگ دوازدهروزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ یا عملیات علیه مادورو در ماه گذشته، پیامد واقعی نظامی یا سیاسی در پی نداشته است. شاید — بسته به دامنه یک کارزار — این روند ادامه یابد. با این حال، دولت ترامپ ممکن است تعریف دامنه یک کارزار جدید علیه ایران را در مقایسه با عملیاتهای محدود پیشین در ایران و ونزوئلا دشوارتر بیابد. اگر ایران تلاش کند پاسخ متقابل بدهد، ترامپ ممکن است ناچار شود اهداف و مسیر یک درگیری را گسترش دهد. در آن صورت، تکرار الگوی اقدام قاطع و مسیرهای خروج به همان اندازه قاطعانه، این بار دشوارتر خواهد بود.
۴. آیا پیش از درگیری، مسیر خروج دیپلماتیک عملی وجود دارد؟
احتمالاً نه. گزارش شده است که ایران دو هفته فرصت دارد تا پیشرفت ملموسی در جهت خطوط قرمز ایالات متحده نشان دهد، اما ممکن است درگیری جدید آنقدر صبر نکند. مهمتر از آن، به نظر نمیرسد ایران قادر به ارائه امتیازات لازم برای دستیابی به یک توافق معنادار باشد. تاکنون ایران بر محدود کردن گفتوگوها صرفاً به برنامه هستهای خود اصرار داشته و به نظر میرسد همچنان به «حق غنیسازی» پایبند است، هرچند در حال حاضر اورانیوم غنیسازی نمیکند. ایران همچنین با پیوستن وزرای خارجه منطقه به مذاکرات مخالفت کرد و حتی پیش از آغاز گفتوگوها، ناچار شد از برخی امتیازات مورد انتظار خود (بهطور مشخص ارسال اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده به خارج) عقبنشینی کند.
بهطور کلیتر، ایران در تلاش است نسخهای جدید از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام ۲.۰) را مذاکره کند، در حالی که آنچه دولت ترامپ میخواهد احتمالاً بیشتر به یک توافق تسلیم ایران شباهت دارد. همپوشانی چندانی میان این دو وجود ندارد و معجزهای کوتاهمدت نیز در افق دیده نمیشود. یک اروپایی که ارتباطات منظمی با دولت ایران دارد، اخیراً به من گفت برخی جناحها در ایران معتقدند اگر کشور بتواند از یک حمله دیگر جان سالم به در ببرد و در مقابل خسارتی به ایالات متحده وارد کند، این امر ممکن است به بهبود موقعیت مذاکرهای آینده ایران کمک کند. این نیز میتواند یک برداشت نادرست دیگر باشد.
۵. واکنش افکار عمومی ایران به یک کارزار نظامی چه خواهد بود؟
پس از تحولات و ناآرامیهای ماه ژانویه، نهادهای مسئول امنیتی بار دیگر کنترل اوضاع را در دست گرفتهاند. از این رو، برخی تحلیلگران معتقدند فضای داخلی کشور در حال حاضر متفاوت از مقاطع پیشین است. با این حال، پیشبینی واکنش افکار عمومی ایران به هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا همچنان دشوار است.
بر اساس گزارشها، در جریان جنگ دوازدهروزه حدود ۹۰۰ نفر جان باختند که شماری از آنها غیرنظامی بودند. بخشی از افرادی که در خارج از کشور درباره گزینه نظامی سخن میگویند، بیشتر به حملات محدود و هدفمند اشاره دارند، نه کارزاری گسترده و چند هفتهای که میتواند به افزایش تلفات غیرنظامی منجر شود.
برخی تحلیلها نیز مطرح میکند که هدف قرار دادن نهادهای امنیتی ممکن است واکنشهای داخلی را تحت تأثیر قرار دهد؛ با این حال تجربه جنگ دوازدهروزه نشان داد که فراخوانهای خارجی برای اعتراض یا اقدام داخلی، الزاماً با واکنش گسترده مواجه نمیشود.
۶. متحدان منطقهای آمریکا چه نقشی ایفا خواهند کرد؟
در بخش عمدهای از ماه گذشته، شرکای عرب و ترک ایالات متحده از دولت ترامپ خواستهاند تنشها را کاهش دهد و از درگیری با ایران اجتناب کند. بسیاری از این شرکا میزبان نیروهای آمریکایی در خاک خود هستند و پیشتر هدف اقدامات تهاجمی ایران قرار گرفتهاند. با محتملتر شدن درگیری، رصد گامهای بعدی آنها شاخص مهمی خواهد بود. در سال ۲۰۱۹، در جریان کارزار «فشار حداکثری» آمریکا، ایران با موفقیت امارات متحده عربی (UAE) و عربستان سعودی را هدف قرار داد و موجب تغییرات قابلتوجهی در سیاستهای آنها نسبت به ایران شد. روابط ایران و کشورهای خلیج فارس اکنون قطعاً قویتر است و امارات و عربستان سعودی پیشتر بهصورت علنی اعلام کردهاند که ایالات متحده نمیتواند از حریم هوایی آنها برای حمله استفاده کند. با این حال، شرکای خلیج فارس آمریکا بهوضوح بر ترامپ تأثیر دارند و ایرانیان نیز از این موضوع آگاهاند. اگر ایران نتواند این بار بهسرعت تنشها را کاهش دهد، آیا به کشورهای خلیج فارس حمله خواهد کرد؟
در سوی دیگر منطقه، احتمالاً میتوان فرض کرد که اسرائیل بهنحوی در این کارزار مشارکت خواهد داشت. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، درباره تهدیدی که برنامه موشکی ایران برای اسرائیل ایجاد میکند صریح بوده است. یکی از شاخصهایی که میتواند بر مدت زمان یک درگیری تأثیر بگذارد، این است که آیا اسرائیل به میزان کافی رهگیرهای پدافند هوایی در اختیار دارد یا نه.
نکته پایانی: افکار عمومی آمریکاییها نیز احتمالاً در چگونگی پیشرفت این درگیری نقش خواهد داشت. سرمقالههایی که ترامپ را ترغیب میکنند شبیه باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، عمل نکند، احتمالاً بر محاسبات او تأثیر میگذارند. در سوی دیگر این موضوع، ۷۰ درصد آمریکاییها با مداخله نظامی در ایران مخالفاند. ترامپ معمولاً نسبت به نظرسنجیهای داخلی آمریکا حساس است و همواره با شعار پایان دادن به «جنگهای احمقانه بیپایان» کارزار انتخاباتی خود را پیش برده است.
ترامپ در قبال ایران به اقدامات نیمبند رضایت نخواهد داد—این موضوع روشن است. یک ماه پس از آنکه در اعتراضات سراسری هزاران نفر از مردم کشته شدند، رئیسجمهور آمریکا گزینههای سیاستی خود را عملاً به یک توافق هستهای جدید یا اقدام نظامی محدود کرده است. با افزایش احتمال گزینه دوم، امید میرود دولت آمریکا برای این پرسشها و بسیاری پرسشهای دیگری که مطرح خواهد شد، پاسخهایی در اختیار داشته باشد.
درباره نویسنده:
نیت سوانسون پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکاکرافتِ شورای آتلانتیک است. سوانسون نزدیک به بیست سال بهعنوان مقام حرفهای وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و تمرکز اصلی او بر ایران بوده است. از سال ۲۰۱۵، او بهعنوان مشاور ارشد سیاست ایران در دولتهای پیاپی خدمت کرده و اخیراً نیز مدیر امور ایران در شورای امنیت ملی بوده است.
جماران: ترجمه و انتشار گزارش و تحلیل های خارجی در مود ایران، به معنای رد یا تائید آنها نیست؛ بلکه در جهت اطلاع مخاطبان از افکار و آراء مطرح در محافل رسانه ای-علمی-سیاسی جهان صورت می گیرد.