در حالیکه بنیامین نتانیاهو بار دیگر خواستار اقدام نظامی علیه ایران شده، این گزارش هشدار میدهد که هرگونه حمله آمریکا نهتنها منطقه را به آشوبی مهارناپذیر خواهد کشاند، بلکه میتواند واشنگتن را وارد جنگی پرهزینه و بیپایان کند؛ جنگی که بهگفته نویسنده، دیپلماسی را قربانی روایتهای مبتنی بر ترس خواهد کرد.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، میدلایستآی نوشت: ایالات متحده در آستانه تصمیمی فاجعهبار قرار دارد؛ تصمیمی که میتواند خاورمیانه را دگرگون کند، جان میلیونها نفر را به خطر اندازد و آمریکا را درگیر جنگی طولانی و پرهزینه دیگر کند که پایانی روشن برای آن متصور نیست.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بار دیگر کارزار خود را برای تحت فشار قرار دادن ایالات متحده بهمنظور اقدام نظامی مستقیم علیه ایران تشدید کرده است.
این راهبرد تازهای نیست.
نتانیاهو طی دههها استدلال کرده است که ایران تهدیدی قریبالوقوع و موجودیتی است که تنها از طریق زور میتوان با آن مقابله کرد. بارها و بارها این هشدارها بهعنوان فوری، اجتنابناپذیر و مطلق مطرح شدهاند. بارها و بارها نیز «روز قیامت» وعدهدادهشده محقق نشده است. آنچه بارها محقق شده، هرجومرج منطقهای پس از مداخلات نظامی بوده که بهعنوان سریع، قاطع و ضروری معرفی شدهاند.
حمله آمریکا به ایران یک ضربه محدود نخواهد بود. پاکیزه نخواهد بود. و مهارشدنی نیز نخواهد بود.
بیثباتی منطقهای
در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده به عراق حمله کرد با این ادعا که صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارد. این ادعاها نادرست از آب درآمد. این جنگ به کشته شدن صدها هزار نفر، آوارگی میلیونها نفر، تحمیل هزینهای معادل تریلیونها دلار و بیثباتی بلندمدت منطقه انجامید ــ در حالی که در نهایت جایگاه منطقهای ایران را تقویت کرد.
در سال ۱۹۶۴، گزارشهای تحریفشده درباره حمله به ناوشکنهای آمریکایی در خلیج تونکین برای توجیه ورود آمریکا به جنگ ویتنام مورد استفاده قرار گرفت؛ جنگی که نزدیک به ۶۰ هزار آمریکایی و سه میلیون ویتنامی را به کام مرگ کشاند.
در سال ۲۰۱۱، مداخله ناتو در لیبی که بهعنوان محدود و «انساندوستانه» توصیف میشد، به فروپاشی دولت لیبی و بیثباتی مداوم منطقهای انجامید.
هر یک از این درگیریها بهعنوان فوری معرفی شد. هر یک اجتنابناپذیر جلوه داده شد. و هر یک به درسی ماندگار درباره هزینههای جنگ زودهنگام تبدیل شد.
روز چهارشنبه، نتانیاهو ــ که از سوی دیوان کیفری بینالمللی به ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت متهم شده و بهطور مشخص به استفاده از گرسنگی بهعنوان روش جنگی در غزه، همچنین قتل، آزار و دیگر اعمال غیرانسانی اشاره شده است و انتظار میرود از سوی دیوان بینالمللی دادگستری نیز به نسلکشی متهم شود ــ بار دیگر فرصتی یافت تا در کاخ سفید طبل جنگ را به صدا درآورد.
او نزدیک به سه دهه است هشدار میدهد که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای قرار دارد؛ از اظهارات علنی در اواسط دهه ۱۹۹۰ گرفته تا تکرار آن در برابر کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۵ و تکرار مداوم آن تا امروز. مهلت همواره «چند ماه دیگر» عنوان شده است. راهحل پیشنهادی نیز همواره استفاده از نیروی نظامی بوده است.
ایران عراق یا ونزوئلا نیست. این کشوری با نزدیک به ۹۰ میلیون نفر جمعیت، توانمندیهای نظامی پیشرفته و ائتلافهای منطقهای در لبنان، عراق و یمن است.
هرگونه حمله آمریکا محدود یا مهارشدنی نخواهد بود. دهها هزار انسان بیگناه کشته خواهند شد و چندین برابر این تعداد بهشدت مجروح خواهند شد. نیروهای آمریکایی مستقر در سراسر منطقه با اقدامات تلافیجویانه روبهرو خواهند شد.
بازارهای جهانی انرژی دچار تلاطم خواهند شد، زیرا تنگه هرمز ــ که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند ــ به کانون درگیری تبدیل خواهد شد. پیامدهای اقتصادی فوری و جهانی خواهد بود ــ تورم، نوسانات بازار و سختیهایی فراتر از میدان نبرد را در پی خواهد داشت.
تقابل دائمی
مهمتر از همه، جنگ هدف اعلامشده خود را تضعیف خواهد کرد. حملات نظامی دانش هستهای را از میان نمیبرد. حمله به ایران احتمالاً به پایان بازرسیها، تسریع روند تسلیحاتی شدن و گرفتار شدن منطقه در تقابلی دائمی خواهد انجامید. سیاست خارجی آمریکا باید بر اساس منافع ایالات متحده، حقوق بینالملل و درسهای سختآموخته تاریخ هدایت شود ــ نه بر مبنای روایتهای مبتنی بر ترس یا فشارهای خارجی.
در مقابل، دیپلماسی نتایج ملموسی نشان داده است.
برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ بهطور چشمگیری ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را کاهش داد، زمان گریز هستهای را افزایش داد و برنامه هستهای ایران را تحت گستردهترین رژیم بازرسی که تاکنون مذاکره شده قرار داد.
جنگ، راستیآزمایی را با عدم قطعیت و خویشتنداری را با تشدید تنش جایگزین خواهد کرد.
متحدان حق دارند برای منافع امنیتی خود دفاع کنند. آنها حق ندارند تعیین کنند که چه زمانی آمریکاییها بجنگند و جان بدهند. سیاست خارجی آمریکا باید بر اساس منافع ملی، حقوق بینالملل و درسهای تاریخ هدایت شود ــ نه روایتهای مبتنی بر هراس یا فشارهای بیرونی.
بشریت امروز به صلح نیاز دارد، نه جنگ. و اگر ارادهای صادقانه برای حفاظت از انسانها وجود دارد، جهان باید بهطور کامل از سلاحهای کشتار جمعی پاک باشد. ایالات متحده آمریکا باید به صداهای خرد در خاورمیانه گوش دهد که نسبت به پیامدهای فاجعهبار هرگونه حمله به ایران هشدار دادهاند.
و قطعاً نباید به صداهای عاملان نسلکشی گوش فرا دهد.