علی‌اصغر زرگر کارشناس مسائل منطقه و استاد دانشگاه، با بیان اینکه آمریکایی‌ها از اهداف خود در قبال ایران کوتاه نیامده‌اند، گفت: با توجه به اینکه آمریکا از طریق جنگ گسترده به اهداف خود نرسیده است، احتمالاً علاوه بر تشدید تحریم‌ها، سیاست حملات نظامی محدود در حوزه خلیج فارس و حوالی تنگه هرمز را ادامه خواهد داد و اجازه بازسازی سامانه‌های ایران در این منطقه را نخواهد داد.

به گزارش جماران، علی‌اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه و استاد دانشگاه درباره ارزیابی‌اش از حملات چند شب گذشته آمریکا به ایران و همچنین عملیات طرد اقتصادی علیه ایران گفت: آمریکایی‌ها درست است که به اهداف اصلی‌شان، مانند تغییر رژیم، تجزیه ایران یا تسلیم ایران، نرسیده‌اند، ولی همچنان یک‌سری کارت‌ها را به عنوان یک ابرقدرت در اختیار دارند و می‌خواهند به مرور به اهداف اصلی‌شان برسند. برای مثال، اینکه ایران دست از حمایت از گروه‌های نیابتی خود یا کسانی که در خارج از مرزها هستند، بردارد، مسئله هسته‌ای را به طور کلی تعطیل کند و در مجموع منافع آمریکا را در منطقه مورد هدف قرار ندهد. اینها اهدافی است که آمریکایی‌ها دنبال می‌کنند.

وی ادامه داد: بنابراین، از چند جهت این اهداف را پیگیری می‌کنند. از نظر نظامی، نیروهای نظامی ما پاسخ دادند و آمریکایی‌ها دیدند که از طریق نظامی نمی‌توانند به اهداف خود برسند؛ بنابراین به سمت تشدید تحریم‌های اقتصادی و حصر دریایی رفتند. اکنون بنادر خلیج فارس و صادرات و واردات ما، چه نفت و پتروشیمی و چه تجارت، با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده و تحریم‌های بانکی نیز تشدید شده است.

 

 آمریکا با سیاست «چمن‌زنی» اجازه بازسازی سامانه‌های ایران در خلیج فارس را نمی‌دهد

این استاد دانشگاه تصریح کرد: در مجموع، آنها یک سیاست، «چمن‌زنی» نیز دارند؛ به این صورت که هر زمان متوجه شوند ایران سیستم‌های راداری خود را در حوزه خلیج فارس تقویت یا بازسازی می‌کند، تلاش می‌کنند آنها را تخریب کنند تا ایران نتواند بر حوزه خلیج فارس و خصوصاً تنگه هرمز کنترل داشته باشد. آمریکایی‌ها به این ترتیب می‌توانند به خیال خودشان از مسیرهای جنوبی که باز کرده‌اند، نفت و تجارت را عبور دهند و از افزایش قیمت نفت در جهان یا کمبود عرضه که موجب افزایش قیمت می‌شود، جلوگیری کنند.

زرگر گفت: بنابراین، سیاست‌های آمریکا این‌گونه نیست که در رابطه با اهداف خود کوتاه آمده باشد؛ بلکه به طرق مختلف اهدافش را پیگیری می‌کند. جنگ گسترده را انجام دادند و دیدند که به اهدافشان نرسیدند. از چند جهت این اهداف را پیگیری می‌کنند و بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که احتمالاً در آینده، علاوه بر تحریم‌ها، دوباره همان سیاست حملات نظامی محدود را در حوزه خلیج فارس و در حوالی تنگه هرمز اجرا کنند؛ همچنین سیاست «چمن‌زنی» خود را ادامه دهند و اجازه ندهند سامانه‌های ایران در حوزه خلیج فارس بازسازی شود تا کنترل کامل‌تری بر تنگه هرمز و رفت‌وآمد کشتی‌ها داشته باشند.

وی ادامه داد: این سیاستی است که به نظر می‌آید آمریکایی‌ها به این صورت اجرا می‌کنند. حالا باید دید پاسخی که ایران می‌دهد، واقعاً به اندازه کافی دردناک هست که آمریکایی‌ها را از حملات بعدی منصرف کند یا اینکه مثلاً در زمانی که انتخابات آمریکا در آینده نزدیک در جریان است، احتمال دارد آمریکا را به این نتیجه برساند که شاید اعلام کنند ما دیگر به اهداف کوتاه‌مدت خود رسیده‌ایم و شاید کنار بکشند یا بگویند که از نظر نظامی دیگر فعلاً کاری با ایران نداریم و فقط مسائل اقتصادی را پیش می‌بریم.

این تحلیلگر مسائل منطقه گفت: نکته بعدی که شاید در این مورد بتوان گفت این است که آمریکایی‌ها از نظر اقتصادی و نظامی، ایران را در یک تنگنا قرار داده‌اند که نتواند آن‌گونه که باید و شاید از گروه‌های تحت نفوذ خود در لبنان، عراق و دیگر نقاط پشتیبانی کند. بنابراین، فرصتی هم به اسرائیلی‌ها می‌دهند که اهداف خودشان را در لبنان پیش ببرند.

زرگر تاکید کرد: در واقع، با فشار مضاعفی که از نظر اقتصادی و نظامی و سرگرم نمودن ایران در این بخش ایجاد کرده‌اند، در مجموع یک فرصت طلایی هم به اسرائیلی‌ها می‌دهند که اهداف ناپاک خودشان را در لبنان و حتی نسبت به فلسطینی‌ها پیش ببرند. لذا اگر اسرائیلی‌ها هم موفق شوند آن‌گونه که خودشان می‌خواهند در لبنان و فلسطین و نسبت به مسئله فلسطین پیش بروند، آن زمان است که شاید مجدداً این دو قدرت خبیث منطقه، مجدداً با ایران هم وارد یک نبرد نظامی شوند.

 وی در بخش دیگری از صحبت هایش درباره ادعای برخی رسانه ها مبنی بر اینکه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در تلاش‌اند تا شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هفته آینده قطعنامه‌ای را تصویب کند که به‌طور رسمی پرونده ایران را به دلیل نقض تعهدات خود در زمینه عدم اشاعه هسته‌ای به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد، گفت: باید دید پرونده ایران را از چه منظری می‌خواهند ارائه دهند. اگر پرونده هسته‌ای است، پرونده هسته‌ای که مدت‌هاست در جریان است و بعد هم در زمان جنگ، در واقع، یک حالت خاموشی دارد و هنوز مشخص نیست که تکلیف مسئله هسته‌ای ایران چه می‌شود.

این تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: اما اگر حالا از نظر اینکه ایران تنگه هرمز را بسته و مانع تجارت آزاد در این منطقه شده، یا اینکه ترکیبی از مسائل هسته‌ای و در واقع اخلال در تجارت بین‌الملل باشد،  اگر به شورای امنیت هم واگذار شود، روس‌ها و چینی‌ها احتمالاً هرگونه قطعنامه‌ای را که بر ضد ایران باشد یا بخواهند اجماعی را در این مورد به وجود بیاورند، وتو خواهند کرد. در این شکی نیست؛ خصوصاً روس‌ها که تحت سیطره دشمنی آمریکا با غرب هم هستند.

زرگر تاکید کرد: بنابراین، یک جنگ فرسایشی را به روسیه هم تحمیل کرده‌اند و به نظر نمی‌آید که مثلاً روسیه بیاید با کشورهای غربی هماهنگ شود و در شورای امنیت، قطعنامه‌ای را علیه ایران، خصوصاً با یک اجماعی که منجر به حمله نظامی یا مثلاً حصر بیشتر دریایی و مسائل تحریمی شود، صادر کند و اجازه نمی‌دهد که چنین چیزی تصویب شود.

 

آمریکا می‌خواهد ایران کنترل کامل‌تری بر تنگه هرمز نداشته باشد

وی  همچنین درباره سرانجام مذاکرات ایران و عمان گفت: قبل از هر چیز باید گفت که عمان کشوری نیست که به‌عنوان یک بازیگر صحنه بین‌المللی، اختیار تامی از خود داشته باشد. ارتش عمان تحت سیطره افسران انگلیسی است. از سوی دیگر، کشوری با جمعیت حدود سه میلیون نفر و اقتصاد کوچک است و پایگاه‌های آمریکایی هم در آنجا وجود دارد. بنابراین، عمان کشوری نیست که بتواند مستقلاً تصمیم بگیرد وارد توافقی با ایران شود و سپس آن را به‌صورت مستقل اجرا کند.

این استاد دانشگاه گفت: پشت سر هرگونه تصمیم و مذاکراتی، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها حضور دارند. از سوی دیگر، عمان عضو شورای همکاری خلیج فارس است که شش کشور را دربرمی‌گیرد. بنابراین، این‌گونه نیست که این کشور مستقلاً بتواند با ایران مذاکره کند و توافقی را به‌صورت مستقل اجرایی کند.

زرگر تاکید کرد: از این منظر، تهدیدات آمریکا هم بیشتر جنبه ظاهری و صوری دارد. البته همین تهدیدات نشان می‌دهد که به عمان در واقع پیام می‌دهند که «شما مستقلاً تصمیم‌گیرنده نیستید» و بنابراین، هرگونه توافقی هم که انجام دهید، قابلیت اجرای مستقل نخواهد داشت؛ به‌ویژه در حوزه تنگه هرمز.

وی گفت: از سوی دیگر، می‌بینید که آمریکایی‌ها در قسمت‌های جنوبی، راه و دالانی را باز کرده‌اند. درست است که شاید به میزانی که ترامپ اکنون ادعا می‌کند، نفت از این مسیر خارج نمی‌شود، اما در عین حال، کشتی‌ها و تانکرهای کوچک‌تر نفت را منتقل می‌کنند و سپس محموله‌ها را به تانکرهای بزرگ‌تر منتقل می‌کنند و از آنجا صادرات انجام می‌شود.

این استاد دانشگاه گفت: بنابراین، نظر من در مجموع این است که اصولاً اگر توافقی هم با عنوان مذاکرات انجام شده باشد، بیشتر نقش یک واسطه میان آمریکا و ایران را دارد. به این معنا که گفته‌اند به‌صورت صوری توافقی شکل بگیرد که مثلاً یک خط میانی، نه در قسمت شمالی و نه در قسمت جنوبی، برای تردد نفتکش‌ها تعیین شود؛ به‌گونه‌ای که ورود کشتی‌ها از قسمت ایران و خروج آنها از بخش عمان باشد.

زرگر  ادامه داد: چون این مسیر در خط میانی قرار دارد، مسئله پرداخت عوارض و موارد مشابه هم مطرح نمی‌شود. می‌گویند اینجا یک منطقه بی‌طرف است که نه متعلق به عمان است و نه متعلق به ایران و بنابراین، تجارت دریایی می‌تواند بدون پرداخت عوارض و به‌صورت آزادانه انجام شود.

وی گفت: بر این اساس، اینکه چنین توافقی شده باشد یا نشده باشد، به نظر من بیشتر یک مسئله صوری است. به نظر می‌رسد این توافق می‌تواند بهانه‌ای ایجاد کند تا گفته شود حالا که میان دو کشور توافقی صورت گرفته است، اگر احتمالاً گشایشی نیز میان ایران و آمریکا ایجاد شود، تنگه هرمز هم دیگر به این صورت، در برابر تجارت بین‌المللی و رفت‌وآمد نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری بسته نباشد.

این تحلیل‌گر مسائل منطقه تصریح  کرد: به نظر می‌رسد مذاکرات هم در همین حدود انجام شده است. حالا اگر وزیر امور خارجه عمان هم حدود دو هفته پیش به ایران آمده باشد، معمولاً فکر نمی‌کنم حتماً صرفاً به‌خاطر تنگه هرمز بوده باشد؛ بلکه احتمالاً یک‌سری پیام‌ها را از آمریکا آورده یا از جانب ایران پیام‌هایی را منتقل کرده است، به‌عنوان یک واسطه و میانجی.

زرگر گفت: بنابراین، به نظر من همه این مسائل به این بستگی دارد که در چه شرایطی، مثلاً ترامپ می‌تواند اعلام کند که «ما دیگر پیروز جنگ شده‌ایم» و بنابراین، مسائل نظامی برطرف شده است. در چنین شرایطی، با دادن یک‌سری امتیازات به ایران، احتمالاً مسئله تنگه هرمز نیز شاید در آینده نزدیک شاید باز شود.

 

دیپلماسی راه‌حل غیرممکن‌ها و راهی برای ممکن‌سازی غیرممکن‌هاست

وی درباره اظهارات معاون رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده بود که همه گزینه‌ها، از جمله مذاکره و دیپلماسی، روی میز است؛ یعنی هم محاصره، هم جنگ نظامی و هم دیپلماسی روی میز است. در پاسخ به این سوال که با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم، آیا امکان دارد دوباره به میز مذاکره باز گردیم، گفت: در مقاطعی طرفین به این نتیجه می‌رسند که، چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی، شاید دیپلماسی به‌قول معروف راه‌حل غیرممکن‌ها و راهی برای ممکن‌سازی غیرممکن‌ها باشد. بنابراین، این امکان همیشه وجود دارد که آمریکا به این نتیجه برسد که با توجه به هزینه‌هایی که متحمل می‌شود، ادامه یک جنگ فراگیر برایش امکان‌پذیر نیست یا هزینه بالایی دارد.

این استاد دانشگاه گفت: از سوی دیگر، قیمت بالای نفت نیز مطرح است. قیمت نفت که از حدود ۷۲ یا ۷۳ دلار به حدود ۹۲ تا ۹۷ دلار رسیده، در حال ایجاد فشار بر اقتصاد جهانی است. بنابراین، کشورهای غربی ممکن است به این نتیجه برسند که اگرچه می‌توانند با تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت، فشار مجددی بر ایران وارد کنند و وضعیت اقتصادی ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهند، اما همین مسئله شاید موجب شود ایران نیز به این نتیجه برسد که اگر راه‌حل دیپلماسی را انتخاب کند، بهتر است؛ چراکه در این صورت، محاصره دریایی برطرف می‌شود و تجارت نیز راحت‌تر انجام خواهد شد.

زرگر تصریح کرد: بنابراین، عوامل مختلفی وجود دارد که نشان می‌دهد طرفین در مجموع منافعی دارند که بر اساس آن به سمت دیپلماسی حرکت کنند. اینکه چه امتیازاتی می‌خواهند و چه امتیازاتی حاضرند به طرف مقابل بدهند، بیشتر به این بستگی دارد که فشارها بر کدام طرف بیشتر باشد.

وی خاطرنشان کرد: از این نظر، آقای ونس نیز به نظر من نقش «پلیس خوب» را ایفا می‌کند. در آمریکا، برخلاف وزیر امور خارجه و شخص ترامپ که به نظر می‌رسد منافعشان بیشتر در دروغ‌گویی و تبلیغات شدید علیه ایران است، ونس موضع معقول‌تری دارد. از سوی دیگر، او واسطه دیپلماسی و گفت‌وگو نیز بوده؛ چه در ژنو و چه پیش از آن در پاکستان. بنابراین، این امکان وجود دارد که این نوع دوگانگی در مواضع آمریکا، به‌نوعی باب دیپلماسی را باز کند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.