با وجود تداوم صفهای سنگین فروش، رشد نرخ ارز و نااطمینانی ناشی از تحولات سیاسی و نظامی، سازمان بورس همچنان بر ادامه معاملات تاکید دارد؛ تصمیمی که منتقدان آن را بیتوجهی به صیانت از سرمایه سهامداران خرد میدانند.
در حالی که تنشهای نظامی، رشد نرخ ارز و صفهای سنگین فروش، بازار سرمایه را از شرایط عادی خارج کرده است، این پرسش بار دیگر مطرح شده که چرا سازمان بورس همچنان بر ادامه معاملات اصرار دارد. موافقان توقف معاملات معتقدند در شرایطی که بازار تحت تأثیر ریسکهای سیاسی و امنیتی قرار گرفته و امکان تحلیل متغیرهای اقتصادی از بین رفته است، وظیفه نهاد ناظر صیانت از سرمایه سهامداران، بهویژه سهامداران خرد، از طریق توقف موقت معاملات است؛ اما مخالفان، تعطیلی بورس را اقدامی مغایر با اصل نقدشوندگی بازار میدانند.
به گزارش جماران، در روزهایی که نرخ ارز روندی صعودی دارد و فعالان بازار انتظار داشتند گزارشهای فصلی رشد جدیای به شاخصها بدهد ، بسیاری از شرکتهای بورسی، بهویژه صادرکنندگان، تصور میکردند از این محل با چشمانداز بهتری مواجه شوند، اما واقعیت بازار چیز دیگری است. غلبه صفهای فروش و افت گسترده قیمت سهام نشان میدهد آنچه بر معاملات سایه انداخته، نه متغیرهای اقتصادی، بلکه نااطمینانی ناشی از شرایط سیاسی است؛ شرایطی که موجب شده بسیاری از سرمایهگذاران بدون توجه به ارزش ذاتی سهام، تنها به دنبال خروج از بازار باشند.
در چنین فضایی، برخی فعالان معتقدند بازار عملا توان کشف قیمت واقعی را از دست داده است. زمانی که رفتار معاملهگران بیش از هر عامل دیگری تحت تأثیر اخبار جنگ و تحولات سیاسی قرار دارد، ادامه معاملات لزوما به معنای کارکرد صحیح بازار نیست و سازمان بورس باید برای جلوگیری از تشدید زیان سهامداران خرد، از ابزار توقف موقت معاملات استفاده کند.
در سمت دیگر، یکی از مهمترین استدلالهای مخالفان تعطیلی بورس، حفظ نقدشوندگی بازار است. آنها میگویند سرمایهگذار باید در هر شرایطی امکان خرید و فروش دارایی خود را داشته باشد و توقف معاملات تنها فشار فروش را به روزهای بعد منتقل میکند. با این حال، منتقدان این دیدگاه میپرسند نقدشوندگی برای چه کسانی اهمیت بیشتری دارد؟ آنها معتقدند بخش قابل توجهی از ارزش معاملات بازار در اختیار نهادهای حقوقی و بازیگران بزرگ است و سهامداران خرد در شرایط بحرانی، بیش از آنکه از باز بودن بازار منتفع شوند، در معرض کاهش بیشتر ارزش داراییهای خود قرار میگیرند.
از نگاه این گروه، زمانی که عامل اصلی افت بازار، ریسکهای خارج از اقتصاد و نبود چشمانداز روشن نسبت به آینده است، اصرار بر باز ماندن بورس الزاما به معنای حمایت از سرمایهگذاران نیست. تا زمانی که فضای سیاسی و امنیتی به ثبات نرسیده و سیگنال مثبتی به بازار مخابره نشده است، انتظار بازگشت تعادل به معاملات چندان واقعبینانه نیست و ادامه صفهای فروش میتواند تنها به فرسایش بیشتر سرمایه سهامداران منجر شود.
در مقابل، مدافعان ادامه معاملات تأکید دارند که بورس باید حتی در شرایط بحرانی نیز نقش خود را در کشف قیمت ایفا کند و تعطیلی بازار میتواند به کاهش اعتماد سرمایهگذاران و ایجاد نگرانیهای بیشتر منجر شود. با این حال، منتقدان معتقدند شرایط کنونی با نوسانات معمول بازار تفاوت دارد و آنچه امروز بر معاملات حاکم شده، بیش از آنکه یک اصلاح طبیعی باشد، بازتاب نااطمینانی ناشی از تحولات سیاسی و نظامی است.
در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا در شرایطی که بازار سرمایه از روندهای معمول اقتصادی فاصله گرفته و تحت تاثیر ریسکهای غیراقتصادی قرار دارد، اولویت سازمان بورس باید حفظ نقدشوندگی باشد یا صیانت از سرمایه سهامداران؟ پاسخی که به این سوال داده میشود، میتواند مسیر سیاستگذاری بازار سرمایه در روزهای پرریسک پیشرو را مشخص کند.
استدلال حفظ نقدشوندگی از این جهت محل سوال است که بخش عمده بازار در اختیار حقوقیهاست. حقوقیها به دلیل دسترسی به منابع مالی و ابزارهای متنوع مدیریت دارایی، وضعیت متفاوتی با سهامداران حقیقی دارند، در حالی که سهامداران خرد معمولا بیشترین زیان را از افتهای هیجانی بازار متحمل میشوند.