از همان ابتدای دوره اول ریاستجمهوری دونالد ترامپ برخی ناظران اهمیت توجه به رفتارهای نامتعارف او را گوشزد کردند. بیاعتنایی مفرط به قوانین و معاهدات بینالمللی، تمایل شدید به استفاده از ابزار قدرت و نیز بیاحترامی زننده حتی به متحدان و همراهانش، بهخوبی نشان میداد که فردی با روحیات «خاص» سکان اجرایی بزرگترین اقتصاد جهان را در دست گرفتهاست. اما اهمیت این امر در دور دوم ریاستجمهوری وی بیشتر از پیش مکشوف شد، و متحدان و حامیان او روزبهروز به نامتعارف بودن رفتارش پیبرده، و با صراحت در مورد وضعیت صلاحیت اخلاقی و رفتار او سخن میگویند.
ناصر ذاکری، کارشناس اقتصادی، و پژوهشگر توسعه، در یادداشتی، با عنوان«ترامپ به روایت اسپیلبرگ»، ضمن اشاره به فیلم «دوئل» اسپیلبرگ و تشبیه دونالد ترامپ به راننده یک تانکر غول پیکرِ فاقد سلامت روان، هشدار داد که سیاستهای نسنجیده رئیسجمهور آمریکا در نهایت به سقوط اقتصاد این کشور در «دره» خواهد انجامید.
به گزارش جماران، متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
استیون اسپیلبرگ در اولین فیلم بلندش با نام دوئل که 55 سال پیش ساختهاست، داستانی ساده اما بسیار پرمعنی را روایت میکند. راننده یک خودرو سواری در جاده پشت سر یک تانکر غولپیکر گیر میکند. راننده تانکر راه را بند آورده، و اجازه سبقت گرفتن نمیدهد. راننده سواری بعد از دقایقی تحمل رفتار طرف مقابل، عاقبت با دردسر از او سبقت میگیرد.
اما این تازه آغاز ماجرا است. راننده تانکر که یک بیمار روانی است، پایش را روی پدال گاز گذاشته و با تعقیب مرگبار بارها زندگی راننده سواری را با خطر روبهرو میکند، اما بازهم دستبردار نیست. عاقبت راننده سواری از لاک دفاعی بیرون آمده و در نزدیکی یک پرتگاه با صحنهسازی کاری میکند که راننده تانکر سرمست از پیروزی، متوجه خطر نشده و به ته دره سقوط کند.
نکتهای قابلتأمل که فیلم مطرح میکند، این است که موتور تانکر 300 اسب بخار و موتور سواری 115 اسب بخار قدرت دارد. راننده تانکر فقط به این دلیل که اسب بخار بالاتری در اختیار دارد، به خود اجازه میدهد که دیگران را تحقیر کرده، و حتی زندگی آنان را به خطر بیندازد.
درواقع باید تناسبی بین میزان سلامت روان فرد و قدرت موتور خودروی که در اختیارش قرار میگیرد، یا قدرت سازمانی که مسؤولیتش به او سپردهمیشود، وجود داشتهباشد. فردی که سلامت روان ندارد، اگر پشت فرمان یک تانکر قدرتمند قرار بگیرد، تبدیل به یک فرد مهاجم و خطرآفرین هم برای خود و هم برای دیگران خواهدشد. هرچند او میتواند حتی با یک دوچرخه هم برای شهروندان دردسر بیافریند، اما طبعاً قدرت دردسرآفرینی یک دوچرخه بسیار کمتر از تانکر غولپیکر است.
اگر سلامت روان برای یک راننده تانکر ضروری است، لابد برای قدرتمندان جامعه که اختیار خودروهایی با قدرت به مراتب بیشتر از تانکر را در کف خواهندداشت، ضروریتر است. در ادبیات غنی سرزمینمان این معنی با عبارت "تیغ تیز در کف زنگی مست" بیان شدهاست.
از همان ابتدای دوره اول ریاستجمهوری دونالد ترامپ برخی ناظران اهمیت توجه به رفتارهای نامتعارف او را گوشزد کردند. بیاعتنایی مفرط به قوانین و معاهدات بینالمللی، تمایل شدید به استفاده از ابزار قدرت و نیز بیاحترامی زننده حتی به متحدان و همراهانش، بهخوبی نشان میداد که فردی با روحیات «خاص» سکان اجرایی بزرگترین اقتصاد جهان را در دست گرفتهاست. اما اهمیت این امر در دور دوم ریاستجمهوری وی بیشتر از پیش مکشوف شد، و متحدان و حامیان او روزبهروز به نامتعارف بودن رفتارش پیبرده، و با صراحت در مورد وضعیت صلاحیت اخلاقی و رفتار او سخن میگویند.
این رفتار نامتعارف و اغتشاش ذهنی بهویژه در کمتر از دوماه اخیر و با شروع جنگی ناعادلانه علیه کشورمان به روشنترین شکل در معرض دید جهانیان قرار گرفت. سخنان متناقض، خودشیفتگی بسیار شدید، تصمیمات عجولانه و بدون توجه به تبعات آن، تمایل به ارتکاب اقداماتی که بدون تردید ذیل سرفصل جنایات جنگی طبقهبندی میشوند، بیان جملات شنیع و تهدیدآمیز که نشان از زوال سلامت فکری گوینده است، همه و همه نشان میدهد که مطابق همان روایت اسپیلبرگ فردی پشت فرمان تانکر غولپیکر نشسته و اختیار موتور قدرتمند آن را در دست گرفته که هرگز صلاحیت چنین سمتی را ندارد، و هم برای خود و هم برای سایر افراد جامعه جهانی خطرآفرینی میکند.
مروری بر نوشتهها و گفتههای وی در همین مدت کوتاه بهترین شاهد این مدعا است. او درباره اقدام بسیار نامتعارف شلیک بدون اخطار قبلی به ناوچه دنا، با کمال خونسردی به لذتِ کشتن اشاره میکند! بیمهابا عبارت شنیع «از بین بردن تمدن» را به کار میبرد؛ و هرگز از بابت اینکه تناقض در گفتههایش موردتوجه منتقدان قرار بگیرد، نگرانی به دل راه نمیدهد؛ و در شرایطی که حضورش در میدان سیاست را با شعار پرطمطراق «امریکا اول» آغاز کرده، اصلاً اعتنایی به این واقعیت تلخ و تکاندهنده نمیکند که معاون اولش در گیرودار حساسترین و پرتنشترین مذاکره چند دهه اخیر جهان، ناگزیر است هرشب سر ساعت معین به رئیس رژیم صهیونیستی گزارش بدهد و رضایت او را جلب کند. اینها همه به معنی این است که او حاضر به قبول مسؤولیت اعمال و اقوالش نیست.
بهراستی وقتی فردی با این ویژگیهای شخصیتی پشت فرمان بزرگترین تانکر جهان قرار بگیرد، چه اتفاقاتی امکان وقوع و بروز دارند؟
درواقع قدرت صاحبش را وسوسه میکند، و او تشویق میشود پایش را روی پدال گاز فشار بدهد. رؤسای جمهور امریکا در دورههای گذشته همه به نوعی با وسوسه استفاده از قدرت بزرگترین ماشین نظامی جهان روبهرو بودهاند. در دهه 60 میلادی هم جانسون رئیسجمهوری وقت بهیکباره تصمیم گرفت با افزایش حضور نظامی در ویتنام جنوبی کار را یکسره کند، و با این تصمیم عجولانه سنگی را درون چاه انداخت که دولتهای بعدی برای بیرون آوردنش تلاش بسیاری کردند.
اما اقدام ترامپ بسیار نسنجیدهتر و بسیار مخربتر است. او تصویری قابلتأمل از کشور خود در ذهن سایر بازیگران میدان سیاست و اقتصاد ایجاد کرد: کشوری که برای حفظ جایگاه خود در حوزه اقتصاد و تجارت به هر عملی دست میزند، و به هیچ اصل اخلاقی و هیچ توافق بینالمللی پایبند نیست. استفاده افراطی از قدرت نظامی، تهدید کشورهای مستقل، خط و نشان کشیدن برای همسایگان و امتیاز خواستن از آنان، تلاش برای تثبیت موقعیت دلار در شرایطی که اقتصاد جهانی در مسیر دیگری به پیش میرود، کشورهای بزرگ و کوچک جهان را متوجه این واقعیت کرده که باید خود را برای برخورد با شرایط جدید آماده کنند. این امر در بلندمدت مقدمات تضعیف اقتصاد امریکا را فراهم خواهدآورد: رقبا ناگزیر خواهندشد در مقابل این زیادهطلبی مقاومت کنند. آنها برای ایجاد مسیرهای جایگزین مالی و تجاری تلاش خواهندکرد، و این امر برتری مسلم اقتصاد امریکا را نه در بلندمدت بلکه در میانمدت درهم خواهدشکست.
به بیان دقیقتر ترامپ با ویژگیهای شخصیتی خاص خود تانکر غولپیکر اقتصاد امریکا را در مسیری پیش میتازاند که عاقبت در دره سقوط کند و جایگاه برتر خود را بسیار سریعتر از آنچه که انتظار میرفت، از دست بدهد.