آن دولتی که اشتغال مولد را سرلوحه سیاستهای خود قرار میداد، سال ۱۳۶۵ مصوب کرد که کارخانهها حق اخراج نیروی کار خود را ندارند، اما این به معنای آن نبود که نیروی کار در محیط کار غیرفعال باشد. همان مقطع، بهزاد نبوی حدود یک و نیم میلیارد دلار قرارداد با وزارت دفاع و وزارت سپاه منعقد کرد تا کل ظرفیتهای تولیدی کشور به سمت تولید قطعات و تجهیزات نظامی مورد نیاز هدایت شود. نتیجه این رویکرد، آزادسازی ظرفیتها و خلق دانش ضمنی بود که ثمره آن در توان موشکی امروز کشور و بسیاری از دستاوردهای دیگر قابل مشاهده است که امروز به آن افتخار میکنیم.
دکتر فرشاد مومنی در مراسم چهارمین سالگرد درگذشت علی رضاقلی، با هشدار نسبت به تکرار خطاهای سیاستگذاری اقتصادی، تاکید کرد که در شرایطی که اقتصاد ایران با بحران حاد تقاضای موثر، تورمهای بیسابقه و موج گسترده اشتغالزدایی مواجه است، تنها راه نجات، بازگشت به خردورزی، اتکا به ظرفیتهای مولد داخلی و بهکارگیری تجربههای تاریخی در تصمیمگیریهاست؛ مسیری که بدون به حساب آوردن مردم و دانایان، دستیافتنی نخواهد بود.
بیش از هر زمان به جنبشی برای خردورزی نیاز داریم
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مراسمی که به مناسبت چهارمین سالگرد درگذشت استاد «علی رضاقلی» و رونمایی از کتاب «توسعه و تله تاریخ» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، ضمن تاکید بر اینکه «غایت همه این تلاشها نجات و اعتلای ایران است»، اظهار کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری، به یک جنبش فراگیر خردورزی نیاز داریم تا مسیر مدیریتهای خوب برای پیشبرد امور فراهم شود. به یاد میآورم که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، کل ساختار قدرت بر ضرورت قدرشناسی از مردم تاکید میکردند، اما در یک دوره زمانی کوتاه، بیسابقهترین تورمها و بیسابقهترین اشتغالزداییها رخ داد و نگرانیهای گستردهای به جامعه تحمیل شد.
حیاتیترین مسئله، فراهم کردن نرمافزارهای اداره خردورزانه اقتصاد و جامعه است
وی ادامه داد: در چنین زمانهای، بزرگداشت نام و یاد استاد فقید زندهیاد علی رضاقلی به این معناست که با همان غیرت و همتی که در آن بزرگمرد میدیدیم، همگی باید برای کمک به ایران و مردمان گرامیاش بسیج شویم. برای تحقق این هدف، حیاتیترین مسئله، فراهم کردن نرمافزارهای اداره خردورزانه اقتصاد و جامعه است. اهمیت دادن به روششناسی و تاریخ از جمله امتیازهای بزرگ اندیشه رضاقلی بود. او به ما نشان داد ادبیات ایران نیز یک ذخیره دانایی بیهمتاست و با همت علیرضاقلی، این چراغ پرفروغتر از گذشته روشن شد. این ظرفیتها همه میتواند به مدد ما بیاید و لازم است همگی در این زمینه برای خود مسئولیت تعریف کنیم.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه با بیان خاطرهای برای تبیین اهمیت کتاب «توسعه و تله تاریخ» گفت: همه کسانی که با تاریخ اقتصادی دوره پس از انقلاب آشنایی دارند میدانند که سال ۱۳۶۵ یکی از وحشتناکترین ضربهها را از طریق سقوط قیمت نفت تجربه کردیم؛ اولین شوک معکوس قیمت نفت در آن سال و در میانه جنگ رخ داد. در آن زمان، دولت مهندس موسوی به وزارتخانههای تولیدی دستور داد حداقل نیاز ارزی خود را برای تداوم فعالیت اعلام کنند. بهزاد نبوی که در آن زمان وزیر صنایع سنگین بود، حداقل نیاز ارزی وزارتخانه خود را سه میلیارد دلار اعلام کرد، اما ارزی که در عمل به آن دستگاه تخصیص یافت، تنها ۱۵۰ میلیون دلار بود. این نسبتها بهخوبی عمق بحران را نشان میدهد. در آن شرایط، با محوریت زندهیاد آقای عالینسب، شبانهروز در نخستوزیری جلسات فشردهای برگزار میکردیم تا راهکار مناسب پیدا شود. آنچه بهعنوان یک هدیه از آن تجربه به حکومتگران و ملت ایران تقدیم میکنم این است که پشت کردن به مردم و بیاعتنایی به خواستهها و حداقل رفاه آنها، از پیشاتاریخ تاکنون، همواره موجب سرافکندگی و سقوط حکومتها بوده است.
در بحران ارزی ۱۳۶۵، به مدد ذخیره دانایی عالینسب، اخراجهای وسیع کارخانهها اتفاق نیفتاد
حتی با کاهش ارز به یکبیستم، حفظ کارگران از اخراج سودمندتر است
وی تصریح کرد: در آن مقطع، ابتداییترین گزینهای که بسیاری آن را اجتنابناپذیر میدانستند، اخراجهای وسیع در کارخانهها بود، اما به مدد ذخیره دانایی بینظیر مرحوم عالینسب، رویکرد متفاوتی اتخاذ شد. ایشان با یک محاسبه جامعالاطراف، نه صرفا اقتصادی، نشان دادند که حتی در شرایطی که منابع ارزی یک وزارتخانه به یکبیستم حداقل نیازش کاهش یافته، اگر به جای اخراج نیروی کار، حفظ آنها بهعنوان راهبرد انتخاب شود، مجموع هزینههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیت ملی کاهش یافته و منافع افزایش مییابد.
سیاستهای تورمزا، بیسابقهترین فشارها را بر معیشت مردم وارد کرده است
مومنی با اشاره به وضعیت پس از جنگ ۱۲ روزه در سال ۱۴۰۴ گفت: متأسفانه در فاصلهای کمتر از شش ماه، شاهد وحشتناکترین اخراجها بودیم، آن هم در شرایطی که سیاستهای مشکوک تورمزا، بیسابقهترین فشارها را بر معیشت مردم، بهویژه از نظر قیمت مواد غذایی، وارد کرده است. حداقل یک دهه است که صاحبنظران اقتصاد ایران هشدار میدهند که اقتصاد کشور با بحران حاد تقاضای موثر مواجه است. این بحران به این معناست که کالاهایی مانند مواد غذایی، پوشاک و سایر مایحتاج در دسترس وجود دارد، اما نزدیک به ۷۰ درصد جمعیت توان تأمین آنها را ندارند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، پسافتادگی ذهنی حتی اگر با حسن نیت همراه باشد، میتواند پیامدهای مخربی داشته باشد. بهعنوان مثال، وقتی یک سیاستگذار برای ایجاد آرامش در جامعه اعلام میکند که مواد غذایی به اندازه کافی وارد شده، بدون توجه به قدرت خرید مردم، در واقع شکاف میان دارندگان و ناداران را برجستهتر میکند. چنین رویکردی، هرچند ممکن است مبتنی بر نیت خیر باشد، اما مانند پاشیدن نمک بر زخم عمل میکند؛ زیرا به اقشار محروم یادآوری میکند که کالا وجود دارد، اما آنها توان خرید آن را ندارند. پیامدها و دلالتهای این وضعیت نیز بسیار گسترده است که نیازمند تامل جدی است.
دولت سال ۱۳۶۵ اخراج نیرو را ممنوع کرد
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، در ادامه سخنان خود ضمن تاکید بر اهمیت اشتغال مولد در سیاستگذاری اقتصادی اظهار داشت: آن دولتی که اشتغال مولد را سرلوحه سیاستهای خود قرار میداد، سال ۱۳۶۵ مصوب کرد که کارخانهها حق اخراج نیروی کار خود را ندارند، اما این به معنای آن نبود که نیروی کار در محیط کار غیرفعال باشد. همان مقطع، بهزاد نبوی حدود یک و نیم میلیارد دلار قرارداد با وزارت دفاع و وزارت سپاه منعقد کرد تا کل ظرفیتهای تولیدی کشور به سمت تولید قطعات و تجهیزات نظامی مورد نیاز هدایت شود. نتیجه این رویکرد، آزادسازی ظرفیتها و خلق دانش ضمنی بود که ثمره آن در توان موشکی امروز کشور و بسیاری از دستاوردهای دیگر قابل مشاهده است که امروز به آن افتخار میکنیم.
به جای سوق دادن خانوارها به صدقهگیری، زمینه مشارکت عزتمندانه آنها فراهم شود
اقتصاد ملی را نمیتوان بر پایه واردات اداره کرد
مومنی ادامه داد: این موضوع را از این جهت برجسته میکنم که فارغ از همه خطاها و ندانمکاریهایی که تا امروز در عرصه مدیریت اقتصادی رخ داده، ضربهای که در روزهای پایانی جنگ اخیر از سوی آمریکا و اسرائیل با حمله به فولادسازها و پتروشیمیها وارد شد، در پاییندست خود پیامدهای سنگین اشتغالزدایی به همراه خواهد داشت. امروز بیش از هر زمان دیگری به آن ظرفیتها و غیرتهایی که امثال آقای عالینسب، مهندس موسوی و دیگران از خود نشان دادند نیاز داریم. باید توجه داشت که اقتصاد ملی را نمیتوان بر پایه واردات اداره کرد، بهویژه در یک اقتصاد خامفروش؛ بلکه اتکای اصلی باید به مردم و ظرفیتهای مولد آنها باشد. در چنین شرایطی، به جای آنکه خانوارها به سمت وابستگی و صدقهگیری سوق داده شوند، باید زمینهای فراهم شود که با عزت نفس در مسیر استقلال، بقا و اعتلای جامعه خود مشارکت کنند. این مسائل ابعاد گستردهای دارد که در فرصتهای دیگر با جزئیات بیشتری به آنها پرداخته خواهد شد.
بالاترین سطح هوشمندی، تصمیمگیری متناسب با اقتضائات زمانه است
این اقتصاددان ضمن اشاره به اهمیت تصمیمگیری متناسب با شرایط زمانه تاکید کرد: یافتن راهحلهای متناسب با اقتضائات زمانی، بالاترین سطح هوشمندی است که نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور باید از خود نشان دهد. لازمه این امر به حساب آوردن مردم و دانایان است. در چنین شرایطی، اگر کسی با مردم و اهل دانایی با زبان تهدید و فشار برخورد کند، حتی اگر حسن نیت داشته باشد، صلاحیت اداره جامعه را نخواهد داشت. امید آن است که با اتکا به دانایان، مسیر نجات از مجرای درست خود دنبال شود.
وی در ادامه با ذکر خاطرهای از زندهیاد حسین عظیمی گفت: ایشان با روحیه طنز خاص خود گلایه میکرد که چرا برخی توصیههای کارشناسی که سالها به نظام تصمیمگیری ارائه میشود مورد توجه قرار نمیگیرد، اما همان مطالب وقتی در قالب مقالهای در یک نشریه خارجی منتشر میشود، حتی بسیار ناقص، مورد استناد قرار میگیرد. عظیمی با طنز میگفت برای حل این مشکل یا باید از این پس به جای فارسی به انگلیسی بنویسیم، یا اینکه برای کاستن از ابهت نامهای خارجی، حتی نام آنها را هم ترجمه کنیم تا حساسیتها تعدیل شود. این بیان، نقدی به کمتوجهی به ظرفیتهای اندیشهای داخلی است.
شاهبیت آثار رضاقلی «توسعه و تله تاریخ» است
مومنی ضمن تاکید بر اهمیت آثار زندهیاد علی رضاقلی تصریح کرد: شاهبیت آثار ایشان، بهویژه در کتاب «توسعه و تله تاریخ»، همان مقاله توسعه و تله تاریخ است که هرچه بیشتر مورد توجه و گرامیداشت قرار گیرد، میتواند منشا خردورزیهای سطح بالا و متناسب با نیازهای زمانی ما باشد. آنچه رضاقلی در این اثر مطرح میکند، از نظر عملیاتی در کتاب «چین چگونه از شوکدرمانی گریخت» اثر ایزابلا وبر نیز تشریح شده است. در این کتاب توضیح داده میشود که چینیها در مواجهه با انتخاب میان شوکدرمانی و ارتقای تولید، با دعوت از متفکران برجسته با دیدگاههای متعارض، در نهایت به این جمعبندی رسیدند که اتکا به ذخیره دانایی تاریخی خود، مسیر نجات آنهاست. کار رضاقلی در آثارش، بهویژه در این کتاب، این است که نشان میدهد ما در ادبیات، تاریخ و نظام باورهای خود گنجینههای بزرگی داریم و اگر قدر آنها را بدانیم، میتوانیم جامعه را با عزت و افتخار اداره کنیم. این مباحث ذیل مفاهیمی مانند قفلشدگی تاریخی یا وابستگی به مسیر طیشده در آثار ایشان توضیح داده شده است.
این اقتصاددان با ابراز ارادت به خانواده و بستگان زندهیاد رضاقلی گفت: این کشور متعلق به همه ماست و نه در تملک فرد یا گروه خاصی. این موضوع صرفا به معنای مطالبهگری نیست، بلکه مستلزم پذیرش مسئولیت در شرایط کنونی است. همه ما در این وضعیت مسئول هستیم و باید از خداوند توفیق انجام وظیفه تاریخی خود را طلب کنیم.
به گزارش جماران، در این مراسم که با حضور جمعی از پژوهشگران و اندیشمندان و اعضای خانواده و دوستداران رضاقلی برگزار شد، حاضران از کتاب «توسعه و تله تاریخ» رونمایی کردند.
