گسترش و تعمیق خامفروشی یعنی تن در دادن به الگوی سنتی-استعماری تقسیم کار بینالمللی؛ الگویی که از قرن ۱۷ و ۱۸ تا امروز برای کشورهای در حال توسعه تدارک دیده شده است. این حرفها در شرایطی زده میشود که شقاوت و زورگویی و وقاحت قدرتهای بزرگ را هم دارند به چشم میبینند؛ وقتی علنا رئیسجمهور آمریکا میگوید به این سرزمین و آن سرزمین در اروپا، در اسکاندیناوی و در آمریکای شمالی چشم دارد و مسئلهاش دستیابی به مواد خام است، حالا شما وقتی میخواهید طراحی برای اداره کشور بکنید، ایران را در همان وادی بیندازید که هر لحظه از اینکه به خاطر خامفروش بودن، طمعورزی ظالمانه و زورگویانه خارجی را برمیانگیزد، بلرزد. یاد تعبیری از «آمارتیا سن» در کتاب «هویت و خشونت» میافتم که از «دیالکتیک ذهن مستعمره» سخن میگوید؛ یعنی ذهنیت مستعمرگی باعث میشود وقتی حتی به یک زورگو هم میخواهی پیشنهاد همکاری بدهی، پیشنهاد خامفروشانه بدهی، در حالی که حداقل ۲۰۰ سال ادبیات در این زمینه وجود دارد که توضیح میدهد خامفروشی چگونه پیوندهای اعتلابخش در درون اقتصاد و محیط ملی را به حداقل میرساند و به جای آن پیوندهای ذلتآفرین را جایگزین میکند. ۲۰۰ سال تجربه عملی در این کشور وجود داشته، این همه ادبیات به زبان فارسی در این زمینه وجود دارد و ما هنوز در سطوح بالای تصمیمگیری قادر به یادگیری از این همه شواهد و تجربهها نیستیم؛ و این واقعا مایه تاسف و نگرانی جدی است.
گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی، ضمن ابراز نگرانی نسبت به مسیر کنونی سیاستگذاری اقتصادی کشور، وضعیت تولید صنعتی و نقش شرکتهای کوچک و متوسط را مورد نقد قرار داد و با اشاره به «شکنندگی شدید» بخش تولید فناورانه و ضعف در بازآرایی نهادی، گفت: سیاستهای جاری، به جای تقویت توان داخلی و حمایت از تولیدکنندگان، موجب تشدید وابستگی به واردات، عمقبخشی به خامفروشی و گسترش فساد و رانتهای غیرمولد شده است.
وی با بیان اینکه گرایش تصمیمسازان به تمرکز بر شاخصهای ظاهری مانند ارزآوری بدون توجه به تولید واقعی و اشتغال مولد، نهتنها مشکلات اقتصادی را حل نمیکند، بلکه زمینهساز بحرانهای اجتماعی و فقر مضاعف میشود و سرنوشت اقتصادی کشور را در معرض آسیب جدی قرار میدهد، نادرستی برخی سیاستهای شوکدرمانی، بازتولید ظرفیتهای بلااستفاده و اولویتدهی به صنایع رانتی را نقد کرد و بر ضرورت بازآرایی سیستمی و تمرکز بر حمایت از تولیدکنندگان با شرافت و توسعه محور تاکید کرد.
سیاستهای داخلی خطا و فساد، طمع خارجیها را افزایش میدهد
نابسامانیها را نباید پشت تحریمها پنهان کرد
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامهطباطبایی در نشست «روند افول شرکتهای کوچک و متوسط و تبعات اجتماعی حاصل از آن، با نگاهی به لایحه بودجه ۱۴۰۵» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، با بیان اینکه ما در شرایط بسیار پیچیده و غیرمتعارفی قرار داریم، گفت: هر کس که دل در گرو این سرزمین و مردمش دارد و از اندک دانش یا تجربهای هم برخوردار است، تمام هم و غم خود را به اینکه چگونه میتوانیم از این گرفتاریها خارج شویم، معطوف کرده. با کمال تاسف، آنچه که در نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور مشاهده میشود این است که میخواهند کل ماجرای این نابسامانیها را در چارچوب مثلا عدم اطمینانهای مربوط به سیاست خارجی و مسئله تحریمها پنهان کنند، درحالی که اگر بینشی اصولی وجود داشته باشد، در جای خود میتوان نشان داد، و ما بارها این کار را هم کردهایم، که طمع خارجیها برای افزایش فشارها زمانی افزایش پیدا میکند که اینها در ارتباط با سیاستهای داخلی از خودشان نابخردیها و خطاها و فسادهایی نشان میدهند.
فشارها بر تولیدکنندگان افزایش یافته و منابع به غیرمولدها میرسد
وی ادامه داد: تجربه عملی نشان میدهد که در شرایط کنونی ـ که روندهای بسیار مشکوکی در اداره اقتصاد کشور مشاهده میشود و وجه مشکوک بودن آن نیز این است که به جای مأیوس کردن خارجیها، عملا به آنها پاس گل میدهد و ترغیبشان میکند فشارهای خود را افزایش دهند تا امتیازهای جدیتری بگیرند ـ طبیعی است که وضعیت نگرانکنندهتر شود. در چنین فضایی که صدای قدرتمندتر در کانونهای تصمیمگیری و تخصیص منابع نه متعلق به محرومان و مستضعفان و بخشهای مولد جامعه، بلکه در اختیار طیف غیرمولدهاست، و چه در فرآیند تصمیمگیری و چه در تخصیص منابع این اولویتگذاری خطا و فاجعهساز بهطور مستمر بازتولید میشود، نتیجه آن است که امتیازهای غیرمتعارف و مشکوک پیدرپی به غیرمولدها داده میشود.در مقابل، به جای آنکه کوچکترین تسهیلی برای تولیدکنندگان کشور فراهم شود، به اشکال مختلف فشارها بر آنان افزایش مییابد و این روند به صورت مستمر تکرار میشود.
مسئولان باید به وظایف قانونی و حمایت از تولید فناورانه تمرکز کنند
این اقتصاددان با بیان اینکه کاش دولتمردان ما به حرفهای نسنجیده و بیضابطه، روی وظایف قانونی خودشان تمرکز بیشتری میکردند و شرافتمندانهتر به تعهداتی که در قبال مردم و تولیدکنندگان دادهاند بیشتر میپرداختند، گفت: تمام متفکرهای بزرگ توسعه، چه وقتی که راجع به ماهیت دولت صحبت میکنند و چه زمانی که درباره شاقولهایی برای سنجش توسعهگرا بودن دولت مطرح میکنند، میگویند شاقول این است که به بنیه تولید فناورانه چگونه نگریسته شده، چگونه موانع بر سر راه آنها برداشته شده و چگونه مشوقهایی برای ارتقا و اعتلا برای آنها در نظر گرفته شده است. نمیشود در سیاست همه چیز را به عنصر خارجی نسبت میدهید، بعد در اقتصاد که میآیید ضربههای مهلک به تولید میزنید. چطور میشود یک حکومتگری در آستانه ورود به ربع دوم قرن بیستویکم هنوز نداند که بیاعتنایی به سرنوشت تولید در کشور یعنی اراده آگاه یا ناخودآگاه برای عمقبخشی به وابستگیهای ذلتآور به دنیای خارج و تشدید آسیبپذیریها از فشارهای زورگویانه آنها.
ملاک قراردادن «ارزآوری» برای حمایت از صنعت، به پاداشدهی دوباره به صنایع رانتی با خالص ارزآوری منفی منجر میشود
بیتوجهی به «خالص ارزآوری» باعث میشود منابع حمایتی دوباره به صنایع منفیارزآور برسد
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: یک ژستی گرفته شده که مثلا ما در سال ۱۴۰۵ میخواهیم ۷۰۰ هزار میلیارد تومان به تولید صنعتی کمک بکنیم. آمدند در ضابطهگذاری برای اینکه این پشتیبانی مالی به چه گروه از فعالیتهای صنعتی تعلق بگیرد، ملاک را ارزآوری گذاشتند. این ملاک در ظاهر خیلی پرطمطراق و ظاهرالصلاح به نظر میآید، اما اگر کسی الفبای اقتصاد و اقتصاد سیاسی ایران را بداند میفهمد که آن چیزی که شاقول اصلی است نه ارزآوری، که خالص ارزآوری است؛ یعنی اگر کسی به فکر توسعه و استقلال و افزایش پیوندها در درون نظام ملی باشد، حتی اگر به هر دلیل جمعبندیاش این شده که مثلا اولویت خلق فرصتهای شغلی مولد، خلق ارزش افزوده بیشتر و باکیفیتتر و پرداخت مالیات بیشتر به دولت نیست، و بپذیریم که واقعا مسئله ارز الان برای ما خیلی کلیدی است، آن کسی که الفبا را بفهمد میداند که بخش اعظم آن رشته فعالیتهایی که به نام صنعت جزو صنایع ارزآور تلقی میشوند، اینها عموما صنایع رانتی معدنی هستند که بدون استثنا خالص ارزآوریشان منفی است. شما خودتان میگویید چون اینها ارزی را که به دست میآورند برنمیگردانند به کشور، به ۹۰ میلیون نفر ده گونه ظلم و فشار و تحمیل میکنم، بعد وقتی پاداشدهی میشود دوباره میآیید سراغ اینها و میگویید پاداش به آنها تعلق میگیرد.
معیار حمایت از صنعت باید «ارتقای ساخت داخل» باشد، نه ژستهای ظاهری
با اینکه توسعه بر محور تولید صنعتی شکل میگیرد، اما سیاستها در ایران در جهت عکس حرکت میکنند
مومنی تاکید کرد: اگر شما الفبای توسعه را میدانید و میفهمید که کل توسعه بر محور تولید صنعتی است، چون تولید صنعتی بیشترین قابلیت را برای خلق گونههای متنوع و پرشمار پیوندها ـ پیوندهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ـ با درون نظام ملی دارد، چرا شاقول را میزان احتمال ارتقای میزان ساخت داخل قطعات و تجهیزات بنگاههای تولیدی نمیگذارید؟ یعنی ژست ظاهری این است که ببین ما به فکر صنعت هم بودیم، اما وقتی که درونش میروید و نگاه میکنید میبینید که قاعدهگذاریها به گونهای انجام میشود که در روی همین پاشنهای بچرخد که این بحرانها را برای کشور ایجاد و این آسیبپذیریهای غیرمتعارف را برای ما پدیدار کرده است.
برخی مقامات با ارسال سیگنال به آمریکا، تداوم خامفروشی را پیشنهاد میکنند
بینش توسعهگرا کنار گذاشته شده
به باور این اقتصاددان؛ حلقه تکمیلی و به غایت مشکوک این روند این است که درست در همین شرایط میبینید بعضی از مقامات کلیدی کشور که به نظر خودشان میخواهند علائم مثلا مثبت به سمت آمریکاییها بفرستند؛ آنها را ترغیب میکنند به اینکه بیایند با ما همچنان بر محور تداوم خامفروشی ایران همکاری بکنند. یعنی یک بینش معطوف به توسعه دورنگرانه و تولیدمحور کاملا جای خودش را به این داده که حتی وقتی پیشنهاد همکاری هم به آمریکاییها میدهند، میگویند بیا روی وجوه خامفروشانه ما تمرکز کن!
صنایع پتروشیمی و معدنی با وجود مصرف ارز بالا، خالص ارزآوری منفی دارند
۷۰ درصد تجهیزات پتروشیمی وارداتی است و ارزآوری متانول از فروش مستقیم گاز کمتر است
وی با استناد به گزارشهای رسمی گفت: وزارت صمت در گزارشی میگوید حدود ۷۰ درصد از تجهیزات مورد استفاده در صنعت پتروشیمی از خارج تامین میشود. این در حالی است که به کل رانتیهای معدنی قابل تعمیم است و من اینها را به عنوان مثال عرض میکنم. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی میگوید در این همه واحد تولید متانول که ایجاد کردهایم، که ارزآورهای ما اینها هستند دیگر، محاسبه کردهاند و دیدهاند اگر آن گازی که به قیمت رانتی به آنها داده میشود، داده نمیشد و خود آن گاز مستقیماً فروخته میشد، ارزآوری این کار از کل ارزآوری واحدهای تولید متانول ما بیشتر است. یعنی ببینید چه کمدی ـ تراژدیای وجود دارد. اگر تمام مطالعههایی که تا الان در ایران درباره رانتیهای معدنی، بهخصوص پتروشیمیها و فولادیها، وجود دارد را نگاه کنید، اینها خالص ارزآوریشان منفی است؛ یعنی مجموعه ارزی که برای تولید محصول مصرف میکنند از کل ارزی که به دست میآورند بیشتر است، صرفنظر از اینکه آن را که به دست آوردهاند با آن چه کار میکنند. این تصمیمگیریها به نظر میرسد بیشتر نوعی پاس گل دادن به خارجیهاست و اینکه ما آن اراده و اهتمام بایسته را برای اینکه مشکلات خودمان را برطرف کنیم و قدرت چانهزنیمان را با طرف خارجی افزایش بدهیم در آن مشاهده نمیکنیم و این خیلی غمانگیز است.
پیشنهاد سپردن بودجه به چند اقتصاددان، با منطق حکمرانی سازگار نیست
مومنی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از اظهارات رئیسجمهور گفت: آقای رئیسجمهور و اطرافیان ایشان هم با همدیگر در حرفهای شگفتانگیز زدن مسابقه گذاشتهاند. مثلا یکی از حرفهای شگفتانگیز آقای رئیسجمهور این است که گفتند ما به اقتصاددانها گفتیم بیایید برای ما بودجه بنویسید، اینها رفتند دیگر پیدایشان نشد. این خیلی نشانه بدی است و نشان میدهد که شما با الفبای نظام بودجهریزی آشنایی ندارید. بودجه کل کشور را نوشتن نمیتواند محصول کار یک یا دو تا اقتصاددان باشد. حرفی که ایشان میزند اشارهای است به جلسهای که با من و سه نفر از دوستان عزیزم داشتند. ایشان در آن جلسه، بودجه و برنامه را هر دو پیشنهاد دادند، همانجا به ایشان گفتم، خیلی این حرف سست و بیپایهای است.
دعوت از دیگران برای حل مشکلات، مسئولیتگریزی در قبال اختیارات قانونی است
این استاد دانشگاه با انتقاد از سخنان رئیسجمهور مبنی بر اینکه هر کسی برای مشکلات کشور راهحل دارد بیاید، من به او اختیارات میدهم برود انجام بدهد، گفت: یکی نیست بپرسد شما اول یک گزارشی درباره اختیاراتی که خودتان دارید و میتوانید از آن استفاده کنید بدهید. این حرف معنایش این است که گویی من میپذیرم کسانی را که به مسئولیت گماردهام برای حل این مشکلات صلاحیت و کفایت ندارند، اما علیرغم بیصلاحیتی و بیکفایتی باید سر جایشان باشند و تکان هم نخورند و بعد یک کسی از بیرون بیاید جور اینها را بکشد.
به جای واردات پنل خورشیدی، باید کارخانه تولید داخلی ایجاد میشد
دولت با ادعای کمبود ارز، واردات را ترجیح داد و تولید فناورانه را نادیده گرفت
در نگاه مسئولین، تولید فناورانه هیچ اولویتی ندارد
وی به نقد سخنان دیگری از رئیس جمهور درباره افتخارکردن به تخصیص ارز برای واردات پنلهای خورشیدی پرداخت و ادامه داد: همینها در توجیه تشدید فقر و فشار علیه اکثریت جمعیت میگفتند ما ارز نداشتیم. شما که متوجه میشدید با محدودیت منابع ارزی روبهرو هستید، نمیتوانستید به جای اینکه پنلهای ساختهشده خارجی را وارد کنید، یک کارخانه تولید پنلهای خورشیدی در کشور راه بیندازید؟ واقعا در این حد هم ما با گرفتاری روبهرو هستیم؟ طول و عرض تمام این گرفتاریهای کوچک و بزرگی که مشاهده میکنید، یک سرش برمیگردد به اینکه تولید فناورانه در اولویت این عزیزان نیست. از آن تلختر و غمانگیزتر این است که صدای تولیدکنندگان در تراز صدای رباخوارها و دلالها و وارداتچیها در فرآیندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع شنیده نمیشود. با اینکه بارها و بارها با نهایت خضوع این مسئله بسیار شگفتانگیز و خطرناک و مشکوک تذکر داده شده، باز هم حرفهایی زده میشود که همچنان نشاندهنده این است که گویی اراده و تعهدی وجود دارد به اینکه ما فشارهای بیشتری به تولیدکنندگانمان وارد کنیم و بعد از این طریق راه باز کنیم برای سلطه بیشتر خارجیها بر اقتصاد ملی و تکیه بیشتر نظام ملی به واردات.
وقتی برای واردات جز مواد خام چیزی نداریم، سیاستگذاری به سود تقسیم کار استعماری رقم میخورد
گسترش خامفروشی، ایران را در معرض طمعورزی قدرتهای جهانی قرار میدهد
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان این پرسش که شما که میخواهید واردات انجام بدهید؛ جز مواد خام چه چیزی برای عرضه کردن دارید؟ اینگونه دامن زدن به تب واردات و تشویق واردات، معنایش این است که ارادهای وجود دارد برای گسترش و تعمیق خامفروشی در ایران، عنوان کرد: گسترش و تعمیق خامفروشی یعنی تن در دادن به الگوی سنتی-استعماری تقسیم کار بینالمللی؛ الگویی که از قرن ۱۷ و ۱۸ تا امروز برای کشورهای در حال توسعه تدارک دیده شده است. این حرفها در شرایطی زده میشود که شقاوت و زورگویی و وقاحت قدرتهای بزرگ را هم دارند به چشم میبینند؛ وقتی علنا رئیسجمهور آمریکا میگوید به این سرزمین و آن سرزمین در اروپا، در اسکاندیناوی و در آمریکای شمالی چشم دارد و مسئلهاش دستیابی به مواد خام است، حالا شما وقتی میخواهید طراحی برای اداره کشور بکنید، ایران را در همان وادی بیندازید که هر لحظه از اینکه به خاطر خامفروش بودن، طمعورزی ظالمانه و زورگویانه خارجی را برمیانگیزد، بلرزد.
با درهمتنیدگی بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حل جزیرهای مسائل ناممکن است
جایگزینی منافع مافیاها بهجای منافع ملی، سرمایه انسانی و مادی را از ۱۳۸۴ تاکنون فرسوده کرده است
مومنی یادآورشد: زمانی ما با نهایت خضوع به اینها گفتیم تجربه دوره از احمدینژاد تا امروز نشان میدهد که در شرایطی که اقتصاد با تعداد پرشماری از بحرانهای کوچک و بزرگ روبهروست، که البته این بحرانها منحصر به حیطه اقتصادی هم نیست و اگر درست بررسی شود ملاحظه خواهید کرد که بحرانهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ما کمتر از بحرانهای اقتصادیمان نیست، اگر نگوییم بیشتر هم هست. شما این همه بحرانهای چندلایه و چندبعدی دارید که الان با یکدیگر پیوند و درهمتنیدگی پیدا کردهاند. بنابراین اگر تصور کنید که به صورت جزیرهای و جدا از هم و موردی میشود یک مشکل واحد را حلوفصل کرد، این محال است. از سال ۱۳۸۴ که احمدینژاد سر کار آمد تا امروز، سر تکمسئلههایی که در راستای منافع مافیاها عمده شده و جای منافع ملی و سطح توسعه نشسته است، این همه منابع انسانی و مادی و زمان کشور نابود شده.
در حالی که فسادهای بزرگ ارزی پنهان میماند، تلاش برای حذف ارز کالاهای اساسی به مسئله اصلی تبدیل میشود
با وجود ۲۰۰ سال تجربه و ادبیات ضدخامفروشی، تصمیمگیریها همچنان در مدار ذهنیت مستعمرگی میچرخد
این اقتصاددان با اشاره به گزارشهای رسمی منتشرشده درباره فساد ارزی توضیح داد: دهها گزارش درباره انبوه فسادها و ناکارآمدیها و ناشایستگیها در تخصیص منابع ارزی منتشر شده، اما به جای اینکه آن به عنوان مسئله اصلی ملی مطرح شود، یکباره در این شرایط میگویند ارزی که برای نیازهای اساسی مردم و بخشی از تولیدکنندگان تخصیص پیدا میکند مسئله اصلی است؛ یعنی دقیقا همان ارزی که در درستترین جا تخصیص پیدا میشد، میشود مسئله اصلی و تمام آن فسادها و بیبندوباریها و ناکارآمدیها پنهان میماند. یاد تعبیری از «آمارتیا سن» در کتاب «هویت و خشونت» میافتم که از «دیالکتیک ذهن مستعمره» سخن میگوید؛ یعنی ذهنیت مستعمرگی باعث میشود وقتی حتی به یک زورگو هم میخواهی پیشنهاد همکاری بدهی، پیشنهاد خامفروشانه بدهی، در حالی که حداقل ۲۰۰ سال ادبیات در این زمینه وجود دارد که توضیح میدهد خامفروشی چگونه پیوندهای اعتلابخش در درون اقتصاد و محیط ملی را به حداقل میرساند و به جای آن پیوندهای ذلتآفرین را جایگزین میکند. ۲۰۰ سال تجربه عملی در این کشور وجود داشته، این همه ادبیات به زبان فارسی در این زمینه وجود دارد و ما هنوز در سطوح بالای تصمیمگیری قادر به یادگیری از این همه شواهد و تجربهها نیستیم؛ و این واقعا مایه تاسف و نگرانی جدی است.
دولت به وعده خود عمل نکرد و شوکدرمانی را در بودجه ۱۴۰۵ ادامه داد
مومنی با بیان اینکه رئیس جمهور قول داد اگر انتخاب شود، سراغ شوکدرمانی نمیرود اما هنوز دو سال نشده، غیر از شوکدرمانی چه کار کردهاند و دوباره به صورت چندلایه این شوکدرمانی را پیشبینی کردهاند که در بودجه ۱۴۰۵ ادامه دهند، اضافه کرد: از کدام شوکدرمانی خیری برای این کشور پدیدار شد؟ کدامیک از وعدههای مورد نظرتان در اثر این شوکدرمانیها محقق شد؟ شما نمیبینید چه بر سر مشروعیت خودتان آمد؟ نمیشود بگویید من شب خوابم نمیبرد از این بحران مشروعیتی که گرفتارش شدهایم، بعد دوباره همان کاری را که این بلا را سرت آورده با اصرار ادامه دهید. این چیست جز یک ذهنیت آشوبزده، فاقد برنامه، غیرمنسجم و فاقد اهلیت تخصصی که اغواگریهای گروههای رانتجو برایش خیلی جذاب جلوه میکند، ولی تذکرات مشفقانه کارشناسان دلسوز و عدالتخواه و توسعهگرای کشور به نظرش بد جلوه میدهد؟ اگر این بیماری را به رسمیت میشناسید، فکری برای چاره آن بیندیشید، نه اینکه دائما در این شرایط بسیار شکننده، اینقدر زمان و منابعمان را از دست بدهیم.
از فردای آتشبس، سیاستها بیشترین فشار معیشتی و بیکاری را ایجاد کرد
تولیدکنندگان و گروههای ضعیف بیشترین قربانیان سیاستهای اقتصادی پس از آتشبس هستند
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان این اعتقاد که وحشتناکترین اشتغالزداییها و وحشتناکترین تورمزاییها از فردای آتشبس در جنگ ۱۲ روزه کلید خورده است، گفت: ماجرا این است که بیشترین فشارهای معیشتی را به گروههای درآمدی متوسط و ضعیف آوردند و بیشترین فشارها را هم به تولیدکنندگان وارد کردند؛ آن هم در دورهای که پس از آتشبس، از بالا تا پایین حکومت اظهار شرمساری کردند از عظمت وجودی این ملت و بلوغ اندیشهای که از خود نشان داد و با وجود دهها بهانه و بستر برای افتادن در دام توطئههای خارجی، با عزت فشارها را تحمل کرد و در آن بازی مشارکت نکرد. آیا نباید به این شیوه قاعدهگذاری اقتصادی مشکوک شد که گزارش ششماههاش میگوید در همان حینی که بیشترین فشارهای معیشتی از طریق سیاستهای تورمزا به عامه مردم وارد شد، نانآورهای آنها هم بیکار شدند؟ این بسیار تکاندهنده است.
تخصیص ارز به واردات طلا و مونتاژکاری، اولویتهای کشور را منحرف کرده
شعار حذف رانت با تورمزایی، توهین به دانش اقتصادی است
این اقتصاددان با استناد به مبانی نظری علم اقتصاد، با بیان اینکه از درون سیاست تورمزا، مناسبات رانتی پدیدار میشود و تورم، رانتهای غیرمتعارف برای اقلیتی محدود و خسارتها و هزینههای وحشتناک برای اکثریت جامعه ایجاد میکند، اظهار داشت: چطور میشود بر زبان یک مسئول کلیدی جاری شود که بگوید من سیاست تورمزا و شوک نرخ ارز ایجاد کردم تا رانت را از بین ببرم؟ این توهین به ذخیره دانایی بشر است. کل آن ارز ترجیحی که برای اقلام ضروری خانوارها تخصیص میدهید، چند درصد فساد چای دبش است؟ این تناقضهاست که جامعه را دچار نگرانی عمیق میکند. گزارش گمرکات را نگاه کنید، فقط برای تعمیق مونتاژکاری پوچ و وابستگی ذلتآور در صنعت خودروسازی، در همین مدتی که میگفتند ارز برای نیازهای حیاتی مردم نداریم، چقدر ارز تخصیص دادهاند. برای واردات طلا چقدر ارز تخصیص دادهاند؟ آیا طلا وقتی در این کشور میآید جز برای مطامع سوداگرانه و مصرفهای لوکس و تجملی کارکرد دیگری هم دارد؟ این اولویتها از کجا در میآید و چند بار دیگر باید ضربه بخوریم تا بفهمیم این شیوه قاعدهگذاری و این شیوه تخصیص منابع اشکال دارد؟
صنایع رانتی معدنی با آلودگی و مصرف آب بالا، فرصتهای اشتغال مولد را از بین میبرند
مومنی با اشاره به پژوهشهای انجامشده در اتاق ایران افزود: اشتغال مولد حلقه وصل استقلال، عدالت اجتماعی و آزادی است. اشتغال مولد بزرگترین حامی استقلال ملی، افزایش پیوندهای فراگیر در سطح مردم و بین مردم و حکومت، و عادلانهترین شیوه توزیع امکانات کشور است و امکان میدهد با مشارکت فعال مردم، سرنوشت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رقم بخورد. چطور میشود رانتیهای معدنی که مهمترین مشخصههایشان آلودگیزایی شدید، اشتغالزایی بسیار پایین و مصرف بالای آب است، در کمآبترین، آلودهترین و نیازمندترین مناطق کشور به اشتغال مولد مستقر شوند و این مسئله به این راحتی نادیده گرفته شود؟ این صنایع رانتی معدنی که اکنون کانون مهمی از توزیع رانت در کشور هستند، دقیقا در مناطقی مستقر شدهاند که بیشترین نیاز را به اشتغال مولد دارند.
نظام مالیاتی، تولیدکنندگان شرافتمند را تنبیه و خدمات رانتی را تشویق میکند
صنایع کشور با ۳۰ درصد سهم از تولید ناخالص، ۶۰ درصد مالیات را میپردازند و این نابرابری آشکار است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه آقای مهندس بحرینیان سندی از اسناد پشتیبان لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، جلد دوم سازمان برنامه و بودجه ۱۴۰۴ تحت عنوان «ساماندهی معافیتهای مالیاتی» فرستادهاند که در صفحات ۷۴ و ۷۵ آن آمده است کل گروه صنایع کشور ۳۰ درصد سهم از تولید ناخالص داخلی دارند اما ۶۰ درصد مالیات کشور را پرداخت میکنند، ادامه داد: در حالی که خدمات، بهویژه خدمات مالی و خدمات پشتیبانی واردات و دیگر خدمات، با سهم ۵۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی، فقط ۲۰ درصد مالیات میپردازند. یک واژگونگی سیستمی در نظام مالیاتستانی مشاهده میکنید که آنهایی را که با شرافت و غیرت بیشتری میخواهند در خدمت کشور باشند تنبیه میکند و دیگران را تشویق میکند.
کدام تمهید را برای ایفای نقش اقتصاددانان فراهم کردید و آنها نه گفتند؟
کدام گزارش را فرستادید که ما اعتبارسنجی نکردیم؟
مومنی عنوان کرد: فهم و اصلاح این مسائل اصلا به توطئههای استکبار جهانی ربطی ندارد. با وجود همه ظلمها و زورگوییهای خارجی، این مواردی که فهمش آسان است را لااقل بیاییم تمرین کنیم و با هم بفهمیم. شما هنوز بعد از دو سال میگویید چند اقتصاددان آمدند گفتند برای ما بودجه بنویسند و رفتند و غیبشان زد. بگویید کدام تمهید را برای آنها فراهم کردید و آنها نه گفتند؟ انصاف هم چیز خوبی است. شخصا از طرف شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم اعلام کردم ما بیمزد و منت و مجانی آمادگی داریم اعتبارسنجی کیفی مصوبات اقتصادی دولت را انجام دهیم؛ کدام گزارش را فرستادید که ما اعتبارسنجی نکردیم؟ آیا خوب است که من در هر جلسه و هر تریبونی بگویم رئیسجمهوری داریم که قاطعانه گفت من صددرصد موافق این کار هستم و به یقین انجامش میدهم، اما تاکنون حتی یک بار هم انجام نداده است؟
اقتصاد ایران نیازمند بازآرایی نهادی برای پایان دادن به تبعیض علیه تولید است
سهم صنعت از تسهیلات بانکی در کمتر از ۲۰ سال نصف شده است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر لزوم بازآرایی نهادی در کشور گفت: تبعیض منفی علیه فعالیتهای مولد یک یا دو یا ده مورد نیست؛ به همین دلیل است که میگویم اگر ایران بخواهد نجات پیدا کند به یک بازآرایی سیستمی در ساختار نهادی نیاز داریم. گزارشهای مستند به دادههای بانک مرکزی نشان میدهد از کل خدماتی که سیستم بانکی در اختیار فعالان اقتصادی میگذارد، بیش از ۵۰ درصد مانده تسهیلات به بخش خدمات تعلق میگیرد و کمتر از ۲۰ درصد به ساخت صنعتی و معدن. از نقطه عطف سال ۱۳۸۵ که تحریمهای آمریکا وارد مدار شدیدتری شد، در کمتر از ۲۰ سال سهم صنعت کارخانه و کشاورزی از مانده تسهیلات به حدود ۵۰ درصد نسبت به سال قبل از تحریمها کاهش یافته است. نزدیک پنج سال است که درباره این غفلت دائما تذکر میدهیم و هیچ اراده و اهتمامی برای حلوفصل آنها مشاهده نمیشود؛ و این برای آینده اقتصاد ملی بسیار نگرانکننده است.
پشت کردن به تولید و محرومان رشد اقتصادی کشور را منفی میکند
در ادامه مومنی با بیان اینکه نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور و بهویژه هیئت وزیران بهشدت نیازمند آموزشهای جدی درباره منزلت تولید فناورانه و منزلت اشتغال مولد هستند، اظهار داشت: آقای رئیس جمهور گفت من هیچ برنامهای ارائه نمیدهم، برنامه من همان برنامه هفتم کشور است. بعد گفتند تقریبا هیچکدام از محورهای کلیدی برنامه هفتم را نمیتوان اجرا کرد؛ ببینید چقدر تلخ است. بعد مجلس گفت بسیار خب، حالا اینکه میگویی رشد هشت درصد را نمیتوانی محقق کنی، چه میتوانی محقق کنی؟ پاسخ این بود که میتوانم رشد دو درصدی را محقق کنم. گفتند باشد، برو روی همان کار کن. الان مرکز پژوهشهای مجلس گزارش کرده یکی از خوشبینانهترین برآوردها این است که رشد اقتصادی کشور نزدیک منفی یک درصد باشد. با این رویکرد یعنی بر محور پشت کردن به تولید، پشت کردن به محرومان و مستضعفان و امتیازهای غیرعادی دادن به غیرمولدها، نتیجه همین میشود.
اگر ده برابر آن منابع ارزی و ریالی هم در اختیار دولت قرار بگیرد، در حالی که بستر نهادی کژکارکرد باشد، فقط به فساد و نابرابری و فقر و وابستگی ذلتآور به دنیای خارج منجر میشود
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به اظهارات مکرر مسئولان درخصوص ضرورت تامین ارز و ریال برای پیشبرد اهداف توسعهای در کشور، به تشریح تئوریهای بیماری هلندی و نفرین منابع پرداخت و گفت: اگر ده برابر آن منابع ارزی و ریالی هم در اختیار دولت قرار بگیرد، در حالی که بستر نهادی کژکارکرد باشد، فقط به فساد و نابرابری و فقر و وابستگی ذلتآور به دنیای خارج منجر میشود. اگر اراده و اهتمامی باشد که رو به محرومان و مستضعفان کنند، رو به ملت و تولیدکنندگان کنند و مدتی هم سختگیریها را متوجه رباخواران، دلالها، سوداگران و وارداتچیها کنند، آن وقت میشود در چارچوب همین مناسبات نهادی کژکارکرد هم اصلاحاتی انجام داد. اما اکنون شرایطی از نظر شکنندگی و آسیبپذیری برای ایران ایجاد شده که غیرقابل تصور است. در همه دنیا میگویند تولید صنعتی بزرگترین ضربهگیر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی است و به خاطر توان خلق ارزش، بارهایی بزرگتر از اندازه خودش را به دوش میکشد.
خوشبینانهترین حالت رشد تولید ناخالص داخلی منفی نهدهم درصد است و رشد بخش صنعت منفی ۴.۷ درصد خواهد بود
تولید فناورانه پنج برابر اقتصاد کل شکننده شده است
مومنی افزود: در همان گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که درباره سال ۱۴۰۴ میگوید خوشبینانهترین حالت رشد تولید ناخالص داخلی منفی نهدهم درصد است، آمده که رشد بخش صنعت منفی ۴.۷ درصد خواهد بود؛ یعنی شکنندگی بخش تولید فناورانه در این کشور پنج برابر شکنندگی کل اقتصاد است. آن بخشی که باید ضربهگیر اصلی باشد و بار بقیه را هم به دوش بکشد، اینقدر شکننده شده است. ما دهها بار مستنداتش را ارائه کردهایم که این شکنندگی از دل همین بستر نهادی کژکارکرد بیرون میآید که تولید فناورانه را به محملی برای مطامع رانتی تبدیل کرده است.
تمرکز روی صنایع رانتی به جای حمایت از تولید ملی، آینده اشتغال و صنعت کشور را به خطر انداخته است
ارادهای میبینم که همین تتمه باقیمانده از خودروسازهای باپتانسیل ارتقا، نیز از میان برود
با اینکه به نام مونتاژکاری خودرو بیشترین مقدار ارز تخصیص یافته، همزمان بیشترین میزان اشتغال نابودشده هم مربوط به همان بخش است
وی خاطرنشان کرد: برای آنچه به اصطلاح صنایع معدنی نامیده میشود و در واقع شکل بزکشده خامفروشی است، رانت میدهند، اما صنایع اصیل اشتغالزا و ارزآور کشور مثل صنعت نساجی را تا آستانه نابودی پیش میبرند و همه تشویقها را معطوف به همان بخشهای رانتی میکنند. یکی دیگر از کارهای عجیب که در دادههای امسال گمرک هم دیده میشود و ابعاد اشتغالزدایی در آن بیداد میکند، این است که در دوره پس از آتشبس، با اینکه به نام مونتاژکاری خودرو بیشترین مقدار ارز تخصیص یافته، همزمان بیشترین میزان اشتغال نابودشده هم مربوط به همان بخش است. وقتی مونتاژکاری را به محملی برای کسب ارز، پشت کردن به بنیه تولید ملی و چاق کردن کشورهای صنعتی پیشرفته تبدیل میکنید، نتیجهاش همین میشود که صنعت خودرو در این کشور تهی میشود. من ارادهای میبینم که همین تتمه باقیمانده از خودروسازهایی که پتانسیل ارتقا و اعتلا داشتند نیز از میان برود، و این برای آینده تولید ملی بسیار نگرانکننده است.
بازارگرایی مبتذل، تولید صنعتی را با صدور مجوزهای بیضابطه نابود میکند
ایجاد واحدهای تولیدی جدید بدون اصلاح ساختار، منابع کشور را هدر میدهد
در ادامه مومنی به تشریح آنچه ضلع سوم نابود کردن تولید صنعتی به اسم «بازارگرایی مبتذل» میداند پرداخت و گفت: اینها در حالی که بنگاههای تولیدی جاافتاده با ۴۰ درصد ظرفیت یا کمتر کار میکنند، مجوزهای احداث واحدهای تولیدی جدید جنونآمیز، بیضابطه و بدون برنامه صادر میکنند. وقتی مجوز صادر میشود، دهانهای باز میشود برای گرفتن ارز و ریال به نام تولید، و این خود یک خلق تقاضای غیرضروری و از نظر من مشکوک برای ارز ایجاد میکند. بنگاههای تولیدی موجود نزدیک یک سوم ظرفیتشان فعال است و دو سوم ظرفیت بلااستفاده مانده، بعد دوباره ظرفیت تولیدی جدید ایجاد میشود بدون اینکه عوامل نهادی که تولیدکنندگان را در آستانه ورشکستگی قرار دادهاند، اصلاح شده باشد. حتی اگر رانتهایی هم که به این مجوزدارها تعلق میگیرد به فعل تولید نزدیک شود، در فاصله کوتاهی سرنوشت آنها مشابه میشود. این یک اتلاف منابع غیرقابل توجیه است و تجربه تمام کشورهای موفق نشان داده که اینگونه کارکردن به ظاهر ایجاد رقابت و «بنگاههای ذرهای» است، اما در عمل مانع بهرهمندی اقتصاد از صرفه مقیاس میشود.
غیاب صرفه مقیاس مانع خلق ارزش و رفع فقر میشود
وی افزود: از دریچه اندیشه توسعه، غیاب صرفه مقیاس باعث میشود تولید صنعتی عقیم بماند، همواره وابسته باقی بماند و از ماموریت کلیدی خودش یعنی توانمندی خلق ارزش و رفع فقر عاجز بماند. مثلا برای مقامات کلیدی، اغلب فاقد اهلیت حرفهای ولی با حسن نیت، پیشبینی افتتاح کارخانه برای سفرهای استانی میشود، ولی وقتی میروی میبینی کارخانه جدیدی افتتاح شده که بنگاههای موجود تقریباً یک سوم ظرفیتشان فعال است. واقعا اضافه ظرفیت تولیدی ایجاد میکنید بدون اینکه برنامه توجیهی داشته باشید و بدون اینکه توجه کنید تولید بدون حداقل مقیاس سودآور نخواهد بود.
کسی که به تولید اهمیت میدهد، دیگر نباید به شوک درمانی روی بیاورد
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه ادامه داد: تمام ذخیره دانایی بشر میگوید شکلگیری و بقای تولید فناورانه منوط به یک سلسله شرایط حیاتی است. کسی که به تولید اهمیت میدهد، دیگر نباید به شوک درمانی روی بیاورد، زیرا شوک درمانی یعنی آشوبناک کردن اقتصاد کلان، و این فقط چاقوی رانتخوارها و رباخوارها را تیز میکند و به تولید لطمه میزند. برای اینکه تولید ریشهدار شود، هزینه فرصت مفتخواری باید به حداقل برسد، تا افراد نتوانند از کانالهای کمزحمت و بدون ریسک سودهای بزرگ کسب کنند.
نجات کشور به اتکا به مردم و تولیدکنندگان شرافتمند است
ریل فعلی، برای کشور انحطاط، برای مردم فقر و فلاکت و برای تولیدکنندگان ورشکستگی و وابستگی به همراه آورده است
او ضمن هشدار نسبت به پیامدهای اساسی ریل فعلی اقتصاد ایران، یادآورشد: ریل فعلی، ریلی است که برای کشور انحطاط، برای مردم فقر و فلاکت و برای تولیدکنندگان ورشکستگی و وابستگی به همراه آورده است. آدم اسمیت در ۱۷۷۶ هم گفته است: اگر سوداگرها را چاق کنی، آنها علایق ملی ندارند و با کوچکترین تلنگری داراییها و خودشان را به خارج پرتاب میکنند. اما آنهایی که در کشور میمانند، عامه مردم و تولیدکنندگان با شرافتی هستند که اهتمام به عمقبخشی به ساخت داخل دارند و راه نجات ما متکی بودن بر این گروههاست. سیاستها، تشویقها و حمایتها باید معطوف به اینها باشد.
اقتصاد ملی به واحدهای بزرگ بیشتر نیاز دارد
مومنی گفت: بعد از اینکه این حمایتها انجام شد، میتوانیم بررسی کنیم که چگونه در این سرزمین، میتوان گفت کوچک زیباست، ولی با هزار و یک دلیل میتوان گفت که واحدهای بزرگ برای شرایط کنونی ایران بسیار حیاتیتر و زیباتر هستند. مسئله اصلی اقتصاد ملی در آن شرایط، انتخاب بین کوچک و بزرگ نیست، بلکه انتخاب ترکیب خردمندانه اینهاست که میتواند موجب اعتلای کشور شود. اقتصاد ملی ما به واحدهای مقیاس بزرگ بسیار بیشتر نیاز دارد، اما برای پا گرفتن این واحدها شروطی وجود دارد که بستر نهادی ما به صورت سیستمی در جهت مخالف حرکت میکند. آثار و پیامدهای این خطای راهبردی تنها محدود به اقتصاد نیست؛ فساد، سرقت، جنایت و انواع تبهکاریها نیز از دل چنین مناسباتی بیرون میآید، و اینها هرگز شایسته جامعه ما نیست.