فرشاد مومنی به انحای مختلف به حکومتگران هشدار داد که بحث های اعتلابخش را شروع کنند و در مسیر درست توسعه قدم بردارند. او به اقدام شهرداری در تخلیه خانه اندیشمندان علوم انسانی انتقاد کرد و نیز لایحه برنامه هفتم توسعه را به نقد و آمارهای دولت در زمینه رشد اقتصادی را به چالش کشید و تاکید کرد همه مشکلات اقتصادی ایران به نوعی بازتابی از پشت کردن به توسعه است.

فرشاد مومنی در همایش « قائم مقام فراهانی پیشگام اندیشه توسعه در ایران » گفت: برگزاری این همایش در واقع یک پیام کلیدی دارد که به نظر من بیش از هر چیزی به درد حکومتگران فعلی می خورد و آن پیام این است که وقتی حکومتی به توسعه پشت می کند و اراده ای برای حرکت به سمت توسعه از خود نشان نمی دهد، جایگزینش بی ثباتی و ناامنی نظام وار و نابرابری ناموجه کشنده و وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج و فقر و فلاکت فراگیر و عمومی است!

 

فقر اندیشه، عاقبت ایران را بدبخت می کند!

او با اشاره به دوران قائم مقام فراهانی افزود: وقتی ظرفیت های اندیشه ای آن دوره را نگاه می کنید می بینید اندیشه های آن دوره به طرز فاجعه آمیزی در درک بنیان های اصلی توسعه ناتوان بودند؛ شاید درخشان ترین و برجسته ترین تحقیق در این زمینه کار زنده یاد مرحوم عبدالهادی حائری است که با عنوان « نخستین رویارویی های ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب » به نگارش در آمده است.

نگاهی به آن زمان نشان می دهد که توهمات و نادانی ها و جهل ها و تعصبب های کور و احمقانه که تا حدود زیادی در میان نخبگان چه دینی و چه روشنفکری فراگیر بود تا این که در حول و حوش مشروطه است که استثناها پرشمار می شوند . بنابراین خلاصه این است که اگر ما دچار فقر اندیشه ای  درباره توسعه باشیم و مطالبه توسعه خواهانه در حاشیه باشد و اهتمام و مسئولیت شناسی حکومت در این زمینه نباشد، ایران دچار آن بدبختی ها خواهد شد.

 

مشکلات قائم مقام امروز هم هست

او با بیان این که « اگر مجال بود و در زمان خودش می توانم مفصل نشان دهم که آن جهل و نادانی حتی امروز هم مصادیقی دارد » در ادامه گفت: از وقتی ما از طریق برنامه تعدیل ساختاری به توسعه پشت کردیم و روزمرگی و گوته نگری و شوک درمانی وجهه همت حکومت گرها شد، افلاس و فلاکت در میان مردم افزایش یافت و حکومت به دست خود، از خود مشروعیت سوزی کرد و راه را برای ظلم ها و زورگویی ها و خیانت های خارجی ها  به ایران هم باز شد.

 

دیدید که روسیه تا پول دید، چطور تعهداتش را ندید؟

مومنی درباره اقدام اخیر دولت روسیه در همنوایی با امارات علیه تمامیت ارضی کشورمان گفت: در همین روزهای اخیر دیدید که کسانی که از سر نادانی دلخوش کرده بودند به مثلا پشتیبانی پوچ، توخالی، فریبکارانه، ظالمانه و استثماری چین و روسیه در ایران؛ دیدند که هر کدام از این کشور ها که بوی پول بیشتر از جای دیگری به مشامشان رسید، تمام آن ماجراها و تعهدات قبلی با شما را زیر پا گذاشتند. در همین جلسه شنیدید و برای شما توضیح داده شد که روس ها در  قرارداد ترکمنچای با همه جنایت ها و زورگویی ها و استثمار قول داده بودند پشتیبان بقای قاجار باشند، با این حال هر بار که تحت این عنوان می شد آشوب جدیدی در ایران راه انداخت و به روی مردم اسلحه کشید، آنها این را بهانه کرده و به شهرهای ما حمله می کردند. اما هر بار که قرار بود وفای به عهد باشد و پردداخت هزینه و نشان دادن شرافت؛ از آنها خبری نبود. نه از روس ها و نه انگلیسی ها.

 

رابطه هویت و عزت ایران با توسعه از دیدگاه داوری

او ادامه داد: چقدر دردناک و تلخ و غم انگیز است که خیلی ها امروز هم، یا این عبرت ها را نمی فهمند یا خود را به نفهمی می زنند. اما کلید بحث این است که اگر بخواهیم از این مناسبات نجات یابیم باید آرمان های سطح توسعه، جایگزین پول و زور و سرکوب و فریب شود. و این راه نجات است و دلیل این که این روز یعنی سالگرد کشته شدن قائم مقام فراهانی را برجسته می کنیم این است که همه دلسوزان ایران را به بازخوانی جدی تاریخ 150 سال گذشته ایران دعوت کنیم. برای این که هم عبرت ها و درس های خیلی بزرگی در آن وجود دارد که حکومت را از این سرگشتگی و تحیر و سردرگمی و ندانم کاری نجات می دهد و هم امکان بسیج همه ظرفیت های مادی و انسانی کشور به سمت وضعیت بهتر را فراهم می کند.

 

غیر از توسعه، راه دیگری هست؟!

این استاد دانشگاه با بیان این که « خوشبختانه در میراث اندیشه ای ایران معاصر در این زمینه گام های ارجمندی را می بینیم که برداشته شده است » خاطرنشان کرد: در آثار استاد ارجمند دکتر رضا داوری که یکی از متفکران ممتاز و فیلسوفان برجسته ایران معاصر هستند می بینید که ایشان از موضع فلسفه توسعه، دائما مظلومانه و غریبانه فریاد می زند که هویت و عزت ایران در پرتو اندیشه توسعه امکان پذیر است و اگر این طور نشود به جای بقای رو به بالندگی، روند رو به اضمحلال و پس افتادگی را تجربه خواهیم کرد.

 

سه تنگنای مهم در شناخت توسعه از دیدگاه شهید مطهری

او افزود: حتی اساتید بزرگی همچون شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر و بقیه پیشگامان اندیشه ای نیم قرن اخیر هم دائما از این زاویه هشدار می دادند در آثار اغلب اینها که می بینید بحث از مفهوم صریح توسعه مطرح نیست بلکه آنها درباره ضرورت ریشه یابی دلایل انحطاط جامعه مسلمین سخن می گویند ولی در دل بحث هایشان می بینید که بدون استثنا بحث های سطح توسعه مطرح است. من حدود دو دهه پیش با مراجعه به آثار شهید مطهری مقاله ای نوشتم تحت عنوان سه تنگنای شناختی برای توسعه از دیدگاه شهید مطهری . ایشان می گوید اساس ماجرای توسعه، سطوحی از بلوغ اندیشه ای است که در آن سه عنصر حیاتی وجود دارد؛ تا زمانی که ایرانی ها تکلیفشان را با آن روشن نکنند، محال است بتوانند به توسعه برسند.

 

عمیق ترین و کوبنده ترین انتقادهای مطهری، اول به آموزش حوزه بود!

این سه عنصر عبارتند از: « ایران در زمینه اندیشه عدالت بلاتکلیف است» و شاید برایتان جالب است که عمیق ترین و کوبنده ترین انتقادهای مطهری به آموزش حوزه و نظام آموزش حوزوی ایران معطوف است و می گوید در حوزه های دینی ما علی رغم مصرحات قرآن و بزرگان دین در کوشش های فقهی، کوشش برای عمق بخشی به فهم ما از عدالت به کلی در حاشیه است!

شما باید مطهری را بشناسید و آن دلبستگی های شدیدش به بزرگان روحانیت را بدانید تا منزلت چنین نقد کوبنده ای که ایشان به فقهای بزرگ تاریخ اسلام وارد می کند، را بتوانید درک کنید.

مومنی ادامه داد: دومین مساله ای که ایشان برجسته می کند مساله فناوری است. بسیار جای دریغ و تاسف است که تا همین امروز هم جزء استثناهایی از پژوهشگرهای توسعه و فناوری، بحث از فناوری در مباحث توسعه کلا در حاشیه است و آنها هم که مطرح می کنند، یک درک بسیار سطحی و نازل و وابستگی آور از فناوری را مبنای بحث های خود قرار می دهند. از این دریچه شما ببینید چقدر این مرد در کتاب مبانی اجمالی اقتصاد اسلامی که جزء اولین کتاب هایی بود که در جمهوری اسلامی به مقام رفیع خمیر شدن نائل شد! چقدر از زمانه خود مطهری در این زمینه جلوتر است.

 

بزرگترین نقد مطهری به فقها؛ رویکرد انفعالی و سطحی نگر به مساله سرمایه داری بود

او افزود: سومین عنصر اندیشه ای که مطهری مطرح می کند مساله سرمایه داری است. در آنجا به سهم خود توضیح می دهد که درک فقیهان ما از مساله فناوری و سرمایه داری اگر منحط تر از درکشان از عدالت نباشد بهتر از آن هم نیست. من می خواهم بگویم آن نقدهایی که شهید مطهری از این زاویه به علمای دین مطرح می کند، به جامعه دانشگاهی ما هم تا حدود زیادی وارد است. شهید مطهری می گوید بزرگترین نقدی که به  فقیهان ما می شود وارد کرد، این است که به جای پذیرفتن سرمایه داری به مثابه یک نظام حیات جمعی و یک مساله مستحدثه و مطالعه سیستمی روی آن، رویکردشان انفعالی و جزئی نگر و سطحی نگر است. و بعد در این زمینه می گوید با این درک نمی توانید فهم متناسب با اقتضائات زمانه از دین خدا پیدا کنید.

 

به جای اهتمام در بنیان های فکری و فلسفی انقلاب صنعتی غرب؛ مسحور فرآورده ها شدند

مومنی در ادامه با اشاره به آثار مرحوم رضاقلی در این زمینه، گفت: «آنها که فریادهای تحجر آلود و سرشار از جمود و واپسماندگی به نام دین خدا می زنند ، حداقلش این است که اقتضائات زمانه را نمی فهمند.» آنچه رضاقلی را نسبت به سایر متفکران توسعه در ایران متمایز می کند این است که چون او بر تاریخ تسلط داشت، به صورت تطبیقی نشان داده در آن زمان که اروپا سرشار از پرسش های بنیادی فلسفی و علمی و فنی بود، ببینید دل مشغولی نخبگان ایران چقدر سطح پایین بوده است. در آثار مرحوم  رضاقلی به خصوص در کتاب "سراب گرایی صنعتی" نمونه های بی نظیری مطرح کرده و بعد مرحوم عبداالهادی حائری در کتاب " نخستین رویارویی های ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" این مصداق ها را مطرح کرده است. به شیوه دیگری هم زنده یاد داریوش شایگان در کتاب بسیار ارجمند "آسیا در برابر غرب" این پس افتادگی اندیشه ای ما را خیلی خوب به تصویر کشیده است. شایگان بسیار هوشمندانه و عمیق می گوید متفکران و سیاستمداران و نخبگان ما به جای این به فهم بنیان های فکری و فلسفی انقلاب صنعتی و آن عظمتی که برای اروپا، آمریکا و شرق آسیا ایجاد کرد، اهتمام بورزند. آنها مسحور فرآورده ها و میوه های آن شده اند و کار داریوش شایگان در این زمینه واقعا شاهکار است. متاسفانه فضای ذهنی او و وضعیت جسمی اش در پایان عمر این مجال را فراهم نکرد که امکان گفتگوهای جدی تری با او در ادامه این راه برقرار شود.

 

ژاپنی ها کجای ماجرا را گرفتند که موفق شدند؟!

او گفت: مرحوم شایگان هم مثل خیلی از روشنفکران و متفکران بزرگ معاصر از کارنامه جمهوری اسلامی در این زمینه دچار نوعی یاس فلسفی و سرخوردگی اندیشه ای شده و حتی نسبت به میراث های ارجمند اندیشه ای خودشان هم مردد شدند. در حالی که اگر مجال بود تا گفتگوهای سازنده اعتلا بخش در این زمینه در گیرد، شما می دیدید که "آسیا در برابر غرب" شایگان، برای امروز ایران هم درس های اندیشه ای خیلی بزرگ دارد. او هوشمندانه در آن کتاب توضیح داده که اگر می بیینید ژاپنی ها و شرق آسیا موفق شدند چون در بنیان های فکری و فلسفی شکل گیری انقلاب فناورانه در غرب، متمرکز شدند و ما هم جزء این راهی نداریم و به همین خاطر من هم چنان عمیقا خود را وامدار کتاب او می دانم و آن را از نظر اصول و مبانی قابل دفاع می دانم؛ گرچه که قابل نقد و تکمیل هم هست.

 

هرکس از حق و عدل بگوید را لجن مال می کنند

او در ادامه گفت: فضایی که فاسدها، لاشخورها، زورگوها و وابستگان به قدرت های بزرگ در ایران ایجاد کردند چنان است که اگر الان هم کسی بحث از حق و عدل و آزادی کند، عده ای با زدن برچسب؛ او را لجن مال می کنند. اگر بخواهید بگویید کشوری که تکلیف خود را با عدالت روشن نکند محال است روی خوش ببیند می گویند این تمایلات کمونیستی دارد! در حالی که هر کسی که با خرد و اندیشه، وقتی با میراث اندیشه ای مارکس برخورد می کند، متوجه می شود که در اندیشه مارکس بی شمار مطالب عمیق تحلیلی اعتلابخش برای بشر وجود دارد. البته نقدهایی هم وجود دارد، کسی نمی گوید مارکس خداست؛ خودش هم چنین ادعایی نکرد.  اما به هر حال خدماتش به اندیشه بشر و اعتلای سطح فهم انسان ها کم نظیر است.

 

نظر جالب شهید بهشتی درباره لیبرالیسم

رییس موسسه دین و اقتصاد با بیان این که «اصولا هر کسی که سرش به تنش می ارزد با تمام این اندیشه ها برخورد اعتلابخش می کند » افزود: به یاد دارم تحقیقی را به مناسبتی روی طرز نگاه شهید بهشتی به مساله لیبرالیسم کردم، رویکرد او با لیبرالیسم بسیار آموزنده بود. چون در مملکت ما همان قدر که مارکسیسم و سوسیالیسم فحش و برچسب خور است، لیبرالیسم هم همین طور است. و این یک بدبختی بزرگ در جامعه اندیشه ماست و کاش رسانه های ما مساله را روی ریل خود بیاندازند. شهید بهشتی در مواجهه با لیبرالیسم بحث های خارق العاده ای داشتند؛ به ویژه آنجا که می گوید لیبرالیسم روی پنج ستون قرار دارد و ما از موضع اسلامی با سه ستون آن همدلی کامل داریم، این نگاه شهید بهشتی به لیبرالیسم است.

 

علیه آزادی خواهان دروغ می گویند تا باب بحث اعتلابخشی بسته شود!

او با تاکید بر این نکته که «آنها که به دنبال برچسب زنی و سفید و سیاه کردن اندیشه ها هستند، مشکوک هستند! » ادامه داد: اینها برای منافعی پنهان این بساط را راه می اندازند و می خواهند ما با خرد و عقل سلیم و خرد جمعی اندیشه های خود را اعتلا ندهیم. از این نظر وقتی دقت کنید می بینید بنیادگرایی مذهبی و مارکسیستی و بازارگرا عین هم هستند و باهم فرقی ندارند. در حالی که هر متفکری می داند آثار هر اندیشمندی، بخشی از میراث اندیشه ای بشریت است. بر همین اساس وقتی به آثار داگلاس نورس مراجعه کنید می بینید او هم از دستاوردهای مثبت آموزه بازارگرایی تمجید می کند اما در عین حال معتقد است  بازارگرایی هیچ صلاحیتی برای فهم عالمانه توسعه دربر ندارد.

می خواهم بگویم آنها که تا می گویی بدون آزادی، ایران نجات نمی یابد. می گویند هر کسی که آزادی می خواهد انحراف جنسیتی دارد و دچار تمایلات غیراخلاقی است، مشکوک هستند! کدام آزادی خواه واقعی بی بند و باری جنسیتی را ترویج کرده است؟! این دروغ ها را می گویند تا باب بحث اعتلا بخش بسته شود.

 

تسخیر خانه اندیشمندان علوم انسانی، فقط ضد قانون و آزادی نبود!

استاد دانشگاه علامه طباطبایی با انتقاد از «تلاش شهرداری برای تخلیه خانه اندیشمندان»  گفت: تعرضی که به خانه اندیشمندان علوم انسانی هم شد از این دریچه قابل بحث است. من بحث مستقلی در آینده خواهم کرد تحت عنوان یادگیری از «تجربه اشغال چند روزه خانه اندیشمندان علوم انسانی».  آنجا با تفصیل و مستند توضیح می دهم که این شیوه برخورد، به همان اندازه که ضدآزادی و ضدقانون و عدالت است، ضد اسلام هم است. مگر یکی از مصرحات قرآن نیست که می فرماید: «بشارت باد به آنها که قول های مختلف را می شنوند و بعد بهترینش را تبعیت می کنند. » اگر این طور باشد جامعه اسلامی به یقین و ضرورتا باید یک جامعه چند صدایی باشد؛ اگر صداها خفه شود، آنها چطور "یستمعون القول" را عملیاتی کنند؟! (اشاره به آیات 17 و 18 سوره زمر قرآن کریم)

 

چرا ادعای شهرداری تهران علیه خانه اندیشمندان درست نیست؟

کل ادعایی که شهرداری برای تخلیه خانه اندیشمندان مطرح کرده و انعکاس رسانه ای یافته این است که می گویند که از گروهی افراد، در خانه اندیشمندان دعوت نشده است! این نشان می دهد که آنها نمی دانند خانه اندیشمندان در ابتدا از کسی دعوت نمی کند؛ بلکه آنها که حرفی برای گفتن دارند، متقاضی عضویت می شوند. اگر شما در این زمینه صادق هستید، تریبون برای آنهایی که شما می گویید آنجا نیستند بیش از هزار برابر اعضای خانه اندیشمندان است. این چقدر ناروایی و ظلم و خلاف گویی و بهانه جویی است؟! برای این که اگر دو نفر و نصفی متفکر با انگیزه مانده اند را با این کارها بتارانیم و بفرستیم بیرون؟

مومنی به تلاش برای بستن خانه اندیشمندان اشاره کرد و گفت: این حادثه تلخی بود و تلخ تر از آن، حرف های برخی مسئولان شهری است که با قلدری می گویند ما این مشی را ادامه می دهیم. من خاضعانه از مقامات سطح بالای کشور خواهش می کنم مداخله کنند و این بساط برخوردهای حذفی و ضدتوسعه ای را جمع کنند.

 

به جای خودزنی پرچم توسعه را بلند کنید

این استاد دانشگاه از «جوک هایی علیه فرهنگ ایران» انتقاد کرد و گفت: یکی دیگر از مسائلی که ما را خیلی گرفتار کرده و در غربت اندیشه توسعه  پیش آمده؛ این است که برخی افراد از سر دلسوزی، سرخوردگی و یاس به خودزنی رو آورده اند و جوک های غیرعادی درباره فرهنگ ایرانی ها راه می اندازند. تا حرفی می زنیم به تخطئه و طعنه، اهانتی به فرهنگ ایرانیان ها می کنند. شما ادبیات عمیق و فاخر زمینه توسعه را ببینید، اگر حکومت ما سطح بلوغ اندیشه اش بالاتر رود و از کوته نگری رانت محورِ فاجعه ساز، دست بردارد و رو به توسعه کند؛ به آن افرادی که خودزنی می کنند می گویم به جای خودزنی پرچم توسعه را بلند کنید و اگر این پرچم بلند شود ما از این توهم ها نجات پیدا می کنیم و به جای خودزنی، همکاری و اعتلابخشی و تکامل را در دستور کار قرار می دهیم.

 مستنداتی وجود دارد که نشان می دهد تا قبل از درونی کردن دستاوردهای انقلاب صنعتی، گزارش هایی که جهانگردان راجع به انحطاط فرهنگ در ژاپن و آلمان و جاهای دیگرِ توسعه یافته مطرح می کردند، ده ها برابر بیشتر از آن چه در ایران می بینیم، است.

 

موعظه لازم نیست؛ معیشت درست کنید، مردم خودشان بچه دار می شوند

مومنی با انتقاد از «تبلیغات فرزندآوری و ازدواج» در جامعه؛ اظهار کرد: این را تصادفی نبینید که هی موعظه می کنند که بروید ازدواج کنید و بعد تا می توانید اولاددار شوید. کار با موعظه نیست، شما امنیت اقتصادی را با سیاست های نابخردانه به هم ریخته اید! گزارش های رسمی می گویند در دو دهک پایین درآمدی، امید به خانه دار شدن متناسب با جایگاه شان بیش از 200 سال زمان می برد. برای متوسط ها 50 سال. شما معیشت را اصلاح کنید مردم خودشان حافظ دین شان می شوند.

با استثمار وحشتناک و با ندانم کاری و نابخردی ها در کاهش دستمزد حقیقی ،  نیروی کار را با وحشتناک ترین عسرت ها، رها کرده اند و بعد می گویند که مژدگانی بدهید که وام ازدواج را بالا برده ایم! وام برای کسی که حداقل دستمزد را دریافت می کند، دستمزدی که یک سوم خط فقری است که خودتان اعلام کرده اید؟

او در ادامه گفت: همه اینها بازتاب غفلت از توسعه است. ما که از قائم مقام فراهانی به عنوان پیشگام توسعه خواهی یاد می کنیم به این دلیل است که تمام گرفتاری هایش در آن زمان با شکل و شمایل امروزی اش الان هم هست. یعنی در یک دور باطل بازتولید توسعه نیافتگی گرفتار شده ایم!

 

تمام کارهای ضدتوسعه را در برنامه هفتم توسعه به عنوان پیشران قالب کرده اند!

رییس موسسه دین و اقتصاد به لایحه سند هفتم توسعه اشاره کرد و یادآور شد: از دریچه دانش توسعه، یک حرکت نزدیک به صفر بلکه معکوس و قهقرایی را در سند لایحه برنامه هفتم می توانید با مصداق های پرشمار ببینید! یعنی تمام کارهای ضدتوسعه را به عنوان پیشران قالب کرده اند! متفکران بزرگ توسعه می گویند مطالعه لازم برای شناخت عمیق دورهای باطل اصلی بازدارنده توسعه را باید بشناسیم. اما راه میانبر برای این شناخت این است که  بدانیم فصل مشترک همه دورهای باطل و بازتولیدکننده توسعه نیافتگی اعم از سیاسی، اجتماعی فرهنگی و اقتصادی و بین المللی، در دو زمینه تبلور دارد؛ یکی ضعف بنیه تولیدی و دومی بهره وری اندک.

در این سند کلا مساله بنیه تولید فناورانه را حذف کرده اند کما این که محیط زیست را هم حذف کرده اند. این خیلی اسف ناک است و شدت فقر از نظر اندیشه توسعه در این سند بیداد می کند در هیچ یک از اسناد تاریخ برنامه ریزی توسعه تا این اندازه فقر و انحطاط در اندیشه توسعه را نمی توانیم مشاهده کنیم.

 

جدی ترین ناراضی ها، شریف ترین گروه های جامعه هستند

این استاد دانشگاه ادامه داد: فکر می کنند ابزار "بسترسازی برای بروز و ظهور جلوه های متعالی اخلاقی" موعظه است؛ در حالی که تمامی متفکران توسعه، با مبانی استدلالی محکم و شواهد غیرقابل انکار می گویند برای این کار، باید برای مردم امنیت اقتصادی ایجاد کنید. یعنی با شغل شرافتمندانه بتوان زندگی را شرافتمندانه اداره کرد. در آن صورت می بینید که جلوه های متعالی اخلاقی چقدر رشد می کنند. اگر در دوره جنگ؛ توانستیم شرافتمندانه و افتخارآمیز جنگ را اداره کنیم، یکی از دلایل مهمش این بود که دولت مهندس موسوی با راهنمایی چهره هایی چون مرحوم عالی نسب، این مهم را در اولویت گذاشته بودند و این طور بود که مردم با حکومت همدلی می کرد. اما امروز ببینید جدی ترین ناراضی ها، شریف ترین گروه های اجتماعی هستند. بارها می شنوید که معلم ها، بازنشستگان و کارگران اعتراض کرده اند. معلوم می شود که با این دستمزد و حقوق که در چارچوب مناسبات رانتی تدارک کرده دیده شده، این اقشار از عهده اداره شرافتمندانه یک زندگی بر نمی آیند. این طوری می شود که مرکز آمار گزارش می دهد و می گوید  89 درصد فقرای ایران را شاغلان سابق و لاحق تشکیل می دهند!

 

نتیجه پشت کردن حکومت به تولیدکنندگان؟

او در ادامه سخنانش با بیان این هشدار که «این طور نمی شود کشور را اداره کرد» گفت: دکتر جمشید بهنام در کتاب ارزشمند «ایرانیان و اندیشه تجدد» سی سال پیش، مساله پس افتادگی تاریخی ایران را زیر ذره بین گذاشته است و می گوید وقتی این دوره پساانقلاب صنعتی را از ربع پایانی قرن هجدهم تا پایان دوره قاجار زیر ذره بین می گذاریم، یکی از ریشه های تزلزل و بی ثباتی این است که در کل این دوره؛ تولیدکنندگان در این سرزمین هرگز جزء نیروهای سیاسی تاثیرگذار نبودند! یعنی حکومت پشت به تولید کرده بود و فکر می کرد با امتیاز فروشی و خام فروشی و دلالی و وارداتچی گری، می شود کشور را اداره کرد.

 

پشت پرده رشد 13درصدی سال 95 و 2.8 درصدی سال 1400؟!

فرشاد مومنی در ببین واقعیت و کیفیت آمارهای رشد اقتصادی تبلیغ شده در این دولت و دولت قبل تاکید کرد: با نگاهی به تبلیغات دولت فعلی، آدم احساس می کند گویی اینها به ظاهرسازی بیش از واقعیت علاقه نشان می دهند. بساطی راه انداخته اند با ادبیاتی که "از نقطه عطف 1400 ما دیگر در دوره خروج از بحران رفته ایم و رشد مثبت تجربه می کنیم."  این دولت یادش  رفته که در دوره ریاست جمهوری روحانی و در سال 1395 از نظر اندازه رشد اقتصادی، ایران رتبه یک جهان را یافت و همین اعضای دولت فعلی، حسن روحانی را از نقدهای روا و ناروا بیچاره کردند و کارشناسان دائما به دولتی که می خواست این آمار را به عنوان یک ابزار تبلیغات مورد بهره برداری قرار دهد، خاضعانه گوشزد می کردند که رشد با کیفیت مهم است. رشد بی کیفیت حتی اگر 30درصد باشد مملکت را به فلاکت می اندازد. حالا آن رشد نزدیک به 13 درصد فراموش شده و الان می گویند ما 2.8 درصد رشد مثبت در سال 1400 داشته ایم!  آن رشد  13 درصدی در دولت قبل بیشترش به خاطر گشایش های محدود در فروش نفت خام بود نه سیاست های درست.

 

چرا رشد 2 درصدی خوشحالی ندارد؟

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره علت رشد اقتصادی مطرح شده در این دولت، ادامه داد: رشد اقتصادی این دولت هم به فروکش کردن کرونا مربوط می شود که تقریبا تمام داروهایش را با وجود کارشکنی های بعضی رؤسای فعلی، در دوره روحانی تمهید شده بودند. بخش دیگر هم به رشد بخش خدمات ارتباط دارد نه رشد جی دی پی و تولید ملی. این به معنای آن است که بخش های مولد همچنان منفی هستند!

حداقلش این است که این دولت وقتی خودش در سال 1400 برنامه ششم را تمدید کرد، حفظ ظاهر کند و بر اساس آن الزام قانونی باید رشد 8 درصدی می داشتید آن هم با کیفیت. پس با رشد دو درصدی خوشحالی نکند!

 

تمام مشکلات اقتصادی ایران بازتابی از پشت کردن به توسعه است

این استاد دانشگاه افزود: ما اصلا ناراحت نمی شویم که عده ای خوشحال باشند که از رشد منفی به رشد مثبت رسیدیم اما این نباید به سمت خود فریبی و نادیده گرفتن این مساله بینجامد که جی دی پی سرانه ایران حتی به 1390 هم نرسیده است. در بخش های اصلی صنعتی کشور، ما رشد های منفی خیلی بالا داریم؛ در حوزه فلزات پایه رشد منفی 5.15 است؛ در شیمیایی به جزء دارو منفی 4.9 درصد است و من تمام این مشکلات را بازتابی از پشت کردن به توسعه می دانم.

 

عاقبت همه کاره شدن نظامی ها در اقتصاد و سیاست چه می شود؟!

رییس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد به کتاب «چرا ملت ها شکست می خورند» اشاره کرد و گفت: نویسندگان این کتاب می گویند تا زمانی که بنیه تولید فناورانه، ارتقا نیابد جامعه از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در آشوبناکی و بی ثباتی و نوسان و تزلزل به سر خواهد برد. داگلاس نورث هم در کتاب تغییرات نهادی خود از این هم فراتر می رود و می گوید اگر به تولید فناورانه پشت کنیم نظامی ها همه کاره اقتصاد و سیاست می شوند! بنابراین همزمان انحطاط سیاسی و اقتصادی را باهم تجربه خواهیم کرد و همچنین این که اگر در نظام سیاسی، قدرتی از مناسبات رانتی سود ببرد و آن را ترویج کند؛ جهل و جمود و تعصب های کور کورانه جای گفتگوهای  اعتلابخش در ساحت نظام باورها را بگیرد در میان مردم ، رویه های سفله پرورانه و تحقیرآمیز برای مردم شیوه مسلط می شود.

 

تا پرچم توسعه خواهی بلند نشود روی آرامش نمی بینیم

 فرشاد مومنی خطاب به مردم و مسئولان تاکید کرد: اگر متفکران و حکومتگران ایران، پرچم توسعه خواهی را بلند نکنند ، کشور روی آرامش و ثبات و اعتلا را نخواهد دید. همه آن بسترسازی هایی که مصلحان بزرگی مثل قائم مقام در دستور کار داشتند، این بود که در قلب تمهیدات نهادی برای ارتقای بنیه تولید فناورانه بسترسازی شود. شرم باد به آنها که نمی بینند آن فرد در چه شرایطی و با چه مقدوراتی، چه کارهای اصلاحی تاریخ سازی انجام داد.

 

بدبختی ما این است رانت و ربا و دلالی همچنان موتور خلق ارزش در کشور است!

این استاد دانشگاه در پایان گفت: ما امروز هیچ توجیهی نداریم؛ شرایط ما با آن زمان اصلا قابل مقایسه نیست، ولی بدبختی ما این است که همچنان رانت و ربا و دلالی، موتور خلق ارزش در کشور است و متاسفانه حتی تولیدکنندگان هم اگر بخواهند بقای سوری داشته باشند، باید از این کارها بکنند. بر همین اساس معتقدم باید به سمت بازآرایی سیستمی در ساختار نهادی به نفع تولید فناورانه حرکت کنیم تا نجات پیدا کنیم. 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.

  • روح الله

    در ژاپن نخبه ها حاکم هستند ...

    پاسخ
  • فرشید

    استاد عزیز جناب مومنی شما دلسوزانه حرف میزنید فایده ای ندارد حرص نخورید دست اندرکاران برنامه ریز سرنا را از سر گشادش میزنند لطفا خودتان را به بی تفاوتی بزنید نرود میخ آهنی در سنگ

    پاسخ