ماجرای حاشیهنشینی در شهرهای مختلف ایران روایت مشابهی است، جایی که مشکلات مختلف، محلات را به جزایر دورافتادهای تبدیل کرده که مستعد انواع آسیبهای اجتماعی هستند.
سید حسن موسوی چلک با اشاره به اینکه دستگاههای مختلفی عضو ستاد شدند، گفت: نیازهای مردم در سکونتگاهها و حاشیهنشینی غیررسمی نیازمند مشارکت سازمانهای غیردولتی است که در این سند جدید نیز به آن ذکرشده بهطوریکه تا سال ۱۴۰۴ این مناطق باید حد متوسط خدمات را داشته باشند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران تأکید کرد: بر اساس این مصوبه در ۹۱ شهر کشور که این مناطق شناسایی شد ۹۷۴ محله با ویژگیهای محلات ناکارآمد شهری شناسایی شد که به ۴ طبقه بافتهای تاریخی، فرسوده، روستاهای حاشیهنشین و سکونتگاههای غیررسمی تقسیم شد که به آنها مناطق ناکارآمد عنوان میشود.
وی با اشاره به اینکه بر اساس مطالعات انجامشده حدود ۱۸ میلیون نفر ساکن این مناطق هستند گفت: در سکونتگاههای غیررسمی نیز برآورد شده ۱۰ تا ۱۱ میلیون نفر زندگی میکنند که باید برای رفع مشکلات و نیازهای این افراد فکر اساسی شود، بهطوریکه دیگر نباید نسبت به آنها بیتفاوت بود و بهعنوان یک منطقه غیررسمی آنها را شناخت و همین موضوع باعث شود خدماتی به آنها ارائه نشود.
وی گفت: در حال حاضر نیز در دنیا نگاه به یکسان و یکپارچهسازی مناطق انجام میشود و دیگر تقسیمبندی جغرافیایی بهعنوان حاشیه شهر و ... وجود ندارد و بر این اساس باید در ایران نیز اینگونه رفتار کنیم.
حاشیهنشینها شهروند درجه ۲ نیستند
چلک اظهار داشت: مناطق حاشیهای در حال حاضر بخشی از شهرها هستند که حداقلهای خدمات عمومی را ندارند و نگاهی که به این بخش میشود باید تقویت شود و این افراد شهروندان درجهدو نیستند.
رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: پروژههایی برای رفع مشکل حاشیهنشینی انجامشده بهطوریکه سبزوار اولین شهر اجتماعی است که محلات آن مورد تأکید قرارگرفتهاند و هدف این است که متوسط داشتههای اجتماعی را در این مناطق به کار ببندیم.
به گفته وی، در حال حاضر تاکنون تعاریفی بهناحق از شهروندان حاشیهنشین ارائهشده است که باعث شده آنها تهدید محسوب شوند و همین موضوع میزان آسیبپذیری این مناطق را بیشتر کرده است. به همین دلیل باید هر چه سریعتر با کمک دستگاههای مختلف اقدامات اساسی و لازم برای رفع مشکلات حاشیهنشینی انجام شود.
چلک گفت: در فرآیند کوتاهمدت باید دستگاههای مرتبط به ظرفیتسازی و شناسایی نیازها در این مناطق اقدام کند و انتظار این است که تمامی دستگاهها به کمک راه و شهرسازی بیایند و اجرای این سند را مبنای مدیریت هوشمند در محلات ناکارآمد شهری قرار دهیم و درنتیجه امنیت این مناطق نیز بیشتر میشود.
وی گفت: دستگاههایی مانند بهزیستی، شهرداری، استانداری، میراث فرهنگی و ... عضو این ستاد هستند که تعداد اعضا به ۲۴ عضو میرسد بهطوریکه امسال نیز چندین پروژه در مناطق مختلف ایران شروعشده تشکلهای غیردولتی نیز در این رابطه کمک خواهند کرد.
وی در مورد تخصیص اعتبار از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی برای رفع مشکلات حاشیهنشینی گفت: با توجه به اینکه رفع آسیبهای اجتماعی و مشکلات حاشیهنشینی و محلات ناکارآمد اولویت کشور است در توزیع منابع نیز به دستگاهها اعتباری اختصاص دادهشده که البته نسبت به قبل بیشتر شده است.
حاشیهنشینان قربانی توسعه نامتوازن مرتضی طلایی نایبرئیس شورای شهر تهران هم در مورد حاشیهنشینی سخنان قابلتأملی دارد، وی در تعریف حاشیهنشینی میگوید: به بیان عامیانه، حاشیهنشینان همان کسانی هستند که در شهر زندگی میکنند ولی نتوانستند از خدمات دیگر شهروندان استفاده کنند. مسائل دیگری نیز قبل از حاشیهنشینی و بعد آن وجود دارد که باید موردبررسی قرار گیرد چراکه حاشیهنشینی از یکسو معلول بوده و از یکسو علت است. وی با یادآوری اینکه باید یک نگاه دوسویه به بحث حاشیهنشینی و پیامدهای آن شود بیان داشت: حاشیهنشینان قربانی ناکارآمدی توسعه و بیتدبیری دولتها هستند. محصول پنج برنامه توسعه وضع امروز است، آیا برنامه ششم هم بر همین مبنا تدوین خواهد شد، آیا همان کسانی که نویسنده برنامههای قبلی بودند میخواهند برنامه ششم را بنویسند؟ طلایی با طرح این سؤال که چرا برنامههای توسعه اینگونه پیش رفته که شاهد وضع امروز هستیم، افزود: وقتی در تدوین برنامههای توسعه نگاه تکبعدی یا گاهی دوبعدی باشد پیامدهای آن وضع موجود خواهد بود. درواقع حاشیهنشینان قربانیان توسعه اقتصادی نامتوازن هستند. وی معتقد است که رفع معضل حاشیهنشینی نیازمند پایکار آمدن همه دستگاهها است، عنوان کرد: بر این باور هستم که آنچه امروز به نام حاشیهنشینی یاد میکنیم و همه زیرمجموعههای آن اعم از فقر، بزهکاری، انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی که حاشیهنشینی بستر آن است ناشی از توسعه نامتوازن و نابرابر مدل پیشرفت کشور بعد از دوران دفاع مقدس بود. لزوم توجه به حاشیهنشینی در برنامه ششم توسعه جمیع اظهارات مسئولان و صاحبنظران نشان میدهد در رفع معضل حاشیهنشینی بهرغم وجود قوانین متعدد و تأکید و توجه در برنامههای مختلف توسعه همچنان قدمهای جدی برداشته نشده است؛ آمار رو به رشد حاشیهنشینی خود مؤید این مطلب است. در برنامه پنجم توسعه دولت مکلف شده بود زیرساختهای عبور از حاشیهنشینی را فراهم کند که ارزیابی فعالیتهای صورت گرفته نشان میدهد توفیق جدی حاصل نشده است. برخی کارشناسان معتقدند که حاشیهنشینی در ایران از دهه ۴۰ به بعد شکلگرفته و در این مدت در همه برنامههای توسعه به این پدیده توجه نشد و تنها برنامه چهارم و پنجم توسعه به این موضوع پرداخته شد و قبل از آنهمه دیدگاهها در مورد این مناطق تخریبی و نه توانمندسازی بود. بااینحال با توجه به قرارگیری در آستانه تدوین برنامه ششم توسعه به نظر میرسد باید حساسیتها در زمینهٔ برنامهریزی بهمنظور رفع و یا دستکم کاهش این پدیده و معضلات آن انجام شود. هماکنون ستادهای توانمندسازی در استانها و شهرهای مختلف کشور شکلگرفته است که وزارت راه و شهرسازی متولی فعال کردن و پیگیری وظایف این ستادهاست. از سوی دیگر شهرداریها و دستگاههای فرهنگی نیز ضمن عضویت در این ستاد وظایف متعدد تعریفشدهای برای رفع معضل حاشیهنشینی دارند که باید هماهنگی بین بخشی بیشتر و جدیتری میان آنها شکل گیرد. در این میان شاید بتوان انگشت تقصیر در زمینهٔ عدم توفیق برنامهها را به سمت مسائلی چون ناکارآمدی مدیریتی و نبود مدیریت یکپارچه در کلانشهرها نشانه گرفت؛ موضوعی که باید برای آن چارهاندیشی جدی شود. بههر روی بهرغم ادعاهای مسئولان در زمینهٔ فعالیتهای صورت گرفته در زمینهٔ حاشیهنشینی، پاسخ مردم مناطق حاشیهنشین در مورد خدمات ارائهشده به آنها یک «نه» بزرگ است، پاسخ منفی که اگر برای مثبت شدن آن تلاشی همهجانبه با همکاری همه دستگاههای مرتبط صورت نگیرد باید منتظر سقوط مناطق حاشیهنشین از لبه پرتگاه بود، سقوطی که فقط موجب آسیب به حاشیهنشینها نمیشود، بلکه شهر را درگیر خود خواهد کرد. منبع: مهر