والاستریت ژورنال در گزارشی روایت میکند که مقامهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا پیش از حمله به ایران درباره خطر بستهشدن تنگه هرمز، جهش قیمت انرژی، فرسایش ذخایر تسلیحاتی و گرفتارشدن واشنگتن در جنگی طولانی هشدار داده بودند؛ هشدارهایی که نادیده گرفته شد و اکنون، شش ماه پس از آغاز جنگ، دولت ترامپ همچنان بدون چشماندازی روشن برای پایان درگیری به فشار نظامی و اقتصادی متوسل است.
اما گبرد ارزیابی متفاوت نهادهای اطلاعاتی آمریکا را با ترامپ در میان گذاشت: کشتهشدن(شهادت) رهبر جمهوری اسلامی احتمالاً به روی کار آمدن حکومتی تندروتر منجر میشود که آمادگی بیشتری برای دستیابی به سلاح هستهای دارد؛ تهران برای بستن تنگه هرمز اقدام خواهد کرد و بازار جهانی انرژی را به آشوب خواهد کشید؛ همچنین نیروها و شرکای آمریکا در خاورمیانه را هدف قرار خواهد داد و درباره اراده و قابلیت اتکای واشنگتن در میان متحدان تردید ایجاد خواهد شد.
فرماندهان ارشد نظامی نیز هشدارهای مشابهی مطرح کردند. آنان گفتند جنگ تلفات انسانی به همراه خواهد داشت، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را کاهش خواهد داد و برای نیروهایی که از قبل زیر فشار مأموریتهای متعدد قرار دارند، مشکلات آمادگی ایجاد خواهد کرد.
با وجود این هشدارها، ترامپ دستور حملهای را صادر کرد که در ۲۸ فوریه آغاز شد و از ایرانیان خواست حکومت خود را سرنگون کنند. او وعده داده بود جنگ ظرف شش هفته پایان مییابد؛ اما نزدیک به شش ماه بعد، درگیری بدون چشماندازی روشن برای پایان ادامه دارد.
به گفته این روزنامه سپاه پاسداران اکنون بر ساختار قدرت ایران مسلط است و به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز حمله میکند. حکومت تحت رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای، که پس از کشتهشدن(شهادت) پدرش به رهبری رسید، نشانهای از تسلیم نشان نمیدهد. این بنبست سبب شده ترامپ به این فکر کند که در صورت بازگشایی تنگه هرمز—حتی بدون توافق هستهای—اعلام پیروزی کند.
ترامپ اکنون به تحریمها و محاصره دریایی نامحدودی متکی شده که خود نیروهای آمریکایی را نیز فرسوده میکند. راهبرد او این است که با انتظار و فشار مستمر، اقتصاد ایران را درهم بشکند و حکومت را برای پذیرش شرایط آمریکا به پای میز مذاکره بکشاند.
تا این مرحله، حدود سه هزار ایرانی و ۱۸ نظامی آمریکایی در ارتباط با عملیات جنگی کشته شدهاند و پنتاگون میگوید ۷۵۶ نظامی دیگر آمریکا زخمی شدهاند. جنگ به پایگاههای آمریکا آسیب زده، ذخایر اضطراری نفت و انبارهای مهمات را کاهش داده و در آستانه انتخابات میاندورهای به موقعیت جمهوریخواهان لطمه زده است. میزان محبوبیت ترامپ نیز به پایینترین سطح دوره ریاستجمهوری او رسیده است.
اریک بروئر، از مقامهای پیشین دولتهای جمهوریخواه و دموکرات و از مدیران ابتکار تهدید هستهای، میگوید: «همه اینها قابل پیشبینی بود و پیشبینی هم شده بود.» به گفته او، میان آغاز جنگ بدون یک هدف سیاسی روشن و مدیریت ناموفق دیپلماسی برای پایان آن، رابطهای مستقیم وجود دارد.
کاخ سفید این ارزیابی را رد میکند. اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، میگوید ترامپ تأسیسات نظامی و هستهای ایران را بهشدت تضعیف کرده و اکنون با محاصره دریایی و تحریمها برای درهمشکستن اقتصاد این کشور آماده میشود. به گفته او، ترامپ هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد و تهران باید توافق را بپذیرد؛ در غیر این صورت میداند چه پیامدهایی در انتظارش خواهد بود.
استدلال موافقان جنگ
در آغاز سال، ترامپ پس از حمله ژوئن ۲۰۲۵ به سه مرکز هستهای ایران و عملیات ژانویه برای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، بهدنبال فرصت دیگری برای نمایش قدرت آمریکا بود. نتانیاهو پیشنهاد کرد ایران میدان بعدی این نمایش قدرت باشد.
همه اعضای دولت با جنگ موافق نبودند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، از رویکرد محتاطانهتری حمایت میکرد. او به ترامپ گفت ممکن است ایران در جریان مذاکرات با برچیدن برنامه هستهای خود موافقت کند. از نظر ونس، تلاش برای رسیدن به توافق خطر داشت، اما هزینه آن از جنگی با پیامدهای مهارنشدنی کمتر بود. افزون بر این، اقتصاد ایران از قبل زیر فشار سنگین تحریمهای آمریکا قرار داشت.
ونس استدلال میکرد اگر دیپلماسی شکست بخورد، ترامپ مشروعیت بیشتری برای آغاز عملیاتی سریع و قاطع خواهد داشت. ترامپ این نظر را شنید، اما در نهایت تحت تأثیر طرحهای «قاطع» پنتاگون قرار گرفت.
پیت هگست، وزیر جنگ، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک، و دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، چندین بار طرحهای حمله را به ترامپ ارائه کردند. اهداف شامل پرتابگرهای موشکی، سامانههای راداری، کارخانههای تولید تسلیحات، انبارهای مین و ناوهای ایرانی بود. قرار بود آمریکا توان نظامی جمهوری اسلامی را فلج کند و اسرائیل همزمان رهبران ارشد آن را از میان بردارد.
ترامپ نگرانیهای مقامهای امنیتی را کنار گذاشت و گفت ارتش میتواند با مشکلات احتمالی در زمان وقوع آنها مقابله کند. هگست و کین نیز بارها به او اطمینان دادند که هرگونه پیچیدگی را مدیریت خواهند کرد.
تشویق اولیه و آغاز تردیدها
پس از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، و استیو ویتکاف، از فرستادگان اصلی ترامپ در پرونده ایران، وارد مراسمی برای جمعآوری کمک مالی در مارالاگو شدند تا خبر ترور آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر ایران به دست اسرائیل را به ترامپ بدهند.
ترامپ چنان از شنیدن این خبر خوشحال شد که از آنان خواست آن را برای حاضران اعلام کنند. جمعیت به تشویق پرداخت. به روایت افراد آگاه از این مراسم، ترامپ در حالی که از تحسین مهمانان و مشاورانش لذت میبرد، دستهایش را روی سینه گذاشت و سینهاش را جلو داد.
اما این خوشحالی دوام چندانی نداشت. تلفات میدان جنگ و آسیبدیدن تجهیزات و پایگاههای آمریکا این پرسش را مطرح کرد که واشنگتن در برابر هزینههای فزاینده جنگ چه دستاوردی کسب کرده است.
فشار نظامی با بحران انرژی همراه شد. بستهشدن تنگه هرمز از سوی ایران، عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز را متوقف کرد و قیمت سوخت بهشدت افزایش یافت. رهبران چند کشور خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و قطر، با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار پایان درگیری و یافتن راهحلی دیپلماتیک شدند که آبروی همه طرفها را حفظ کند.
جمهوریخواهان نیز به ترامپ هشدار دادند که جنگ به موقعیت حزب در انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب میزند. ترامپ در محافل خصوصی از این واکنشها خشمگین بود و از مشاورانش میپرسید چرا ایران با وجود بمباران بیوقفه عقبنشینی نمیکند.
تلاشهای دیپلماتیک ابتدا بهکندی پیش رفت، اما سرانجام به آتشبس انجامید. مقامهای دفاعی آمریکا مشاهده کردند که ایران از توقف جنگ برای کارگذاری دهها مین در تنگه هرمز استفاده کرد؛ هرچند این مینها در محدوده نسبتاً کوچکی از آبراه قرار داشتند.
در اواسط آوریل، ترامپ هنوز میان پایاندادن به جنگ و تشدید آن مردد بود. یکی از دوستانش که به دیدار او رفته بود، توصیه کرد جنگ را تمام کند. ترامپ از او پرسید آیا باید ایران را بهشدت بمباران کند. دوستش پاسخ منفی داد و هشدار داد که چنین اقدامی فقط آمریکا را بیشتر در جنگی رو به گسترش در خاورمیانه فرو خواهد برد.
در ۱۷ ژوئن، توافقی موقت برای بازگشایی تنگه هرمز حاصل شد که قرار بود راه را برای ۶۰ روز مذاکرات هستهای باز کند. هنگامی که نزدیکان ترامپ از او پرسیدند چرا توافقی موقت را پذیرفته است، به نظرسنجی داخلی جدید کاخ سفید اشاره کرد: نزدیک به ۸۰ درصد آمریکاییها خواهان توافقی برای پایان جنگ بودند، صرفنظر از محتوای آن.
اما تهران خیلی زود حمله به کشتیها در تنگه هرمز را از سر گرفت و ترامپ این اقدام را خیانت تلقی کرد. پس از آن، چرخهای فرسایشی تکرار شد: ترامپ از توافق خبر میداد، توافق فرو میپاشید و سپس برای وادارکردن ایران به تسلیم تهدیدهای تازهای مطرح میکرد. او گاهی تهدیدهای خود را اجرا میکرد و گاهی با اشاره به پیشرفت دوباره در مذاکرات بر سر برچیدن برنامه هستهای ایران، عقبنشینی میکرد.
در اواخر ژوئیه، ترامپ دستور حملهای گسترده را صادر کرد که ادعا میکرد از هر عملیات دیگری پس از جنگ جهانی دوم بزرگتر خواهد بود. اما پس از آنکه رهبران منطقه از او خواستند از خشونت بیشتر جلوگیری کند، حمله را لغو کرد.
مهلت ۶۰روزه مذاکرات هستهای در ۱۷ اوت بدون توافق به پایان رسید. سه روز بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، اعلام کرد ترامپ به کارزار فشار اقتصادی برای «فروپاشاندن حکومت» روی آورده است؛ برنامهای که «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفت.
به این ترتیب، شش ماه پس از آغاز جنگ، هدف تغییر حکومت دوباره به ادبیات دولت ترامپ بازگشته است.