الجزیره در گزارشی نوشت هرچند آمریکا از توان نظامی لازم برای تصرف برخی جزایر جنوبی ایران برخوردار است، اما حفظ این مناطق می‌تواند واشنگتن را وارد جنگی فرسایشی، پرهزینه و نامحدود کند؛ سناریویی که نه‌تنها امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تضمین نخواهد کرد، بلکه ممکن است درگیری دریایی را به یک جنگ زمینی گسترده در جنوب ایران تبدیل کند.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، شبکه «الجزیره» در گزارشی به بررسی احتمال تصرف جزایر جنوبی ایران از سوی آمریکا، توان نظامی واشنگتن برای اجرای چنین عملیاتی و پیامدهای احتمالی آن برای گسترش جنگ پرداخت و نوشت: حملات اخیر آمریکا به جزایر قشم، کیش و ابوموسی، همراه با بمباران شهرهای بندری جنوب ایران از جمله بندرعباس، بار دیگر احتمال تصرف بخشی از خاک ایران را مطرح کرده است.

این گمانه‌زنی نخستین‌بار زمانی جدی شد که دو مقام آمریکایی از آمادگی وزارت دفاع این کشور برای انجام عملیات احتمالی علیه جزیره خارک سخن گفتند؛ جزیره‌ای که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از آن عبور می‌کند.

امضای تفاهم‌نامه ۱۷ ژوئن، به‌طور موقت این بحث را فرو نشاند؛ اما خودداری دونالد ترامپ از رد صریح چنین عملیاتی، بار دیگر آن را به دستور کار بازگردانده است.

آمریکا از نظر نظامی قادر است جزیره‌ای کوچک را با اتکا به برتری هوایی، دریایی و نیروهای آبی‌خاکی تصرف کند. حضور حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه نیز امکان پشتیبانی اولیه از چنین عملیاتی را فراهم می‌کند.

با این حال، میان تصرف یک جزیره و نگهداری آن تفاوتی اساسی وجود دارد. جزیره قشم به‌دلیل وسعت زیاد و مجاورت مستقیم با سرزمین اصلی ایران، هدفی بسیار دشوار محسوب می‌شود و حتی جزایر کوچک‌تر نیز در برد توپخانه، موشک‌ها، پهپادها و قایق‌های تندرو ایران باقی خواهند ماند.

 

دامِ اشغال

یک عملیات محدود برای تصرف یک جزیره احتمالاً به پنج تا ۱۰ هزار نیروی نظامی نیاز خواهد داشت؛ رقمی که با اضافه شدن نیروها و تجهیزات پدافند هوایی، مهندسی، لجستیک، خدمات پزشکی و فرماندهی، به‌سرعت افزایش می‌یابد.

این نیروها زیر آتش مستقیم ایران فعالیت خواهند کرد و خطوط تدارکاتی آن‌ها، از کشتی‌های پشتیبانی گرفته تا بالگردها و شناورهای پیاده‌کننده نیرو، در معرض موشک، پهپاد، مین و آتش توپخانه قرار خواهد گرفت.

تهران برای شکست چنین عملیاتی، لزوماً نیازی به بازپس‌گیری فوری جزایر ندارد. کافی است مواضع آمریکایی را به پایگاه‌هایی پرهزینه، فرسایشی و از نظر سیاسی تحقیرآمیز تبدیل کند.

حفظ این مواضع به حفاظت دائمی دریایی، برتری مستمر هوایی و سرکوب همیشگی سامانه‌های آتش ایران نیاز خواهد داشت. در چنین شرایطی، مأموریتی که با ادعای حفاظت از کشتیرانی آغاز شده است، می‌تواند به تعهدی سرزمینی، طولانی‌مدت و نامحدود تبدیل شود.

هزینه تلفات انسانی و واکنش‌های داخلی در آمریکا، به‌ویژه در میان پایگاه سیاسی «ماگا»، نیز بسیار سنگین خواهد بود و ناگزیر مقایسه‌هایی با جنگ عراق را دوباره زنده خواهد کرد.

 

راهِ جنگ زمینی

تصرف جزایر به‌خودی‌خود توان ایران برای مختل کردن تردد در تنگه هرمز را از بین نخواهد برد.

بخش مهمی از رادارها، باتری‌های موشکی ساحلی، پایگاه‌های پهپادی و مراکز فرماندهی سپاه پاسداران، متحرک، پنهان یا در عمق سرزمین اصلی ایران مستقر هستند.

نیروی هوایی آمریکا شاید بتواند برای اجرای یک عملیات فرود، این تهدیدها را به‌طور موقت مهار کند؛ اما نابودی پایدار آن‌ها به یک کارزار نظامی پیوسته و گسترده نیاز خواهد داشت.

ایران حتی بدون کنترل جزایر نیز می‌تواند از سرزمین اصلی خود به کشتی‌های عبوری حمله کند.

خاموش کردن واقعی این توانایی، مستلزم حمله و احتمالاً اشغال بخش گسترده‌ای از سواحل جنوبی ایران خواهد بود؛ نقطه‌ای که دیگر با یک عملیات محدود جزیره‌ای روبه‌رو نیستیم، بلکه عملاً یک جنگ زمینی بزرگ‌تر آغاز شده است.

تهران نیز چنین اقدامی را یک تشدید بنیادین در جنگ تلقی خواهد کرد و احتمالاً مین‌گذاری در مسیرهای دریایی، حمله به کشتی‌ها، پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را افزایش خواهد داد.

نتیجه چنین روندی می‌تواند جهش هزینه‌های بیمه، فرار کشتی‌ها از تنگه هرمز و تیره‌تر شدن روابط واشنگتن با دولت‌های عربی منطقه باشد.

تصرف جزایر شاید تصویری نمایشی از قدرت نظامی آمریکا ایجاد کند، اما در عمل جنگ بر سر کشتیرانی را به یک جنگ سرزمینی تبدیل خواهد کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.