عصر چهارم خردادماه در نشست رونمایی و معرفی کتاب «بر لبه تنهایی» که در شهر کتاب مرکزی برگزار شد، علیاکبر صالحی، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس بنیاد ایرانشناسی و علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، به نقد و بررسی این کتاب پرداختند.
به گزارش خبرنگار جماران، علیاکبر صالحی در ابتدای این نشست ضمن ارزشمند دانستن کار ولی نصر در تألیف کتاب بر لبه تنهایی، اظهار کرد: برای تألیف کتابی در مورد کلانراهبرد امنیت ملی ایران که حقایق علیالارض را در بر گیرد، کسی شایستهتر از دکتر ولی نصر نیست، زیرا ایشان اشراف کامل نسبت به ایران و اسلام دارد و در خانوادهای ریشهدار نیز بزرگ شده است. ایشان در کتاب بر لبه تنهایی، به زیبایی این کار را انجام داده است.
وی با تأکید بر اینکه تفاوتهای زیادی بین «ایدئولوژی» و «مذهب» وجود دارد، بیان کرد: شاید گاهی با تسامح این دو را معادل بکدیگر بدانیم، اما مذهب علاوه بر صحبت در مورد زندگی اجتماعی، بعد اخلاقی و قدسی نیز دارد. لذا در مذهب، انعطاف وجود دارد، اما ایدئولوژی کاملا سخت و صلب محسوب میشود که به دنبال جهتدهی به اعمال اجتماعی و ساختارمندسازی فکر سیاسی و اجتماعی است؛ مانند ایدئولوژیهای فاشیست، کمونیست و... که چارچوبهای سختی را ارائه میدهند. دینباوری به معنای التزام به یک امر قدسی است که البته هنگامی که دین وارد عرصه قدرت شود و زمینه مبارزه سیاسی را فراهم کند، میتواند تنزل کند و به یک ایدئولوژی تقلیل یابد.

وزیر اسبق امور خارجه با بیان اینکه تا ماهیت جمهوری اسلامی را درک نکنیم، نمیتوانیم به تحلیل آن را بپردازیم، گفت: بسیاری خصوصا در غرب، انقلاب اسلامی را یک ایدئولوژی میدانند، زیرا ماهیت این انقلاب را درک نکردهاند. وقتی چنین نگاهی به انقلاب اسلامی داشته باشیم، رفتار جمهوری اسلامی را یک سری رفتارهای صلب و لجوجانه میدانیم. اگرچه برخی عملکردهای ما در امتداد این تصویر انجام شده، اما ماهیت انقلاب اسلامی این نیست.
صالحی ادامه داد: در کتاب بر لبه تنهایی، توجیه برخی از نکات مهم پس از انقلاب مغفول مانده است. به عنوان مثال، در این کتاب آمده که مهندس سنجابی در پاییز ۵۷، به امام گفتند که بهتر است انقلاب اسلامی بر دو پایه دموکراسی و اسلام بنا شود. امام فرمودند استقلال نیز باید به عنوان پایه سوم قرار گیرد. به نظرم در توضیح این ماجرا در کتاب، یک غفلتی صورت گرفته است، زیرا اساسا استقلال، زیرمجموعه اسلام است. همچنین طرح این موضوع که اسلام و دموکراسی به عنوان دو پایه انقلاب اسلامی قرار گیرد، این طور به ذهن متبادر میکند که دموکراسی، جزوی از اسلام نیست. در حالیکه این یک فهم اشتباه است. امام نیز به خاطر تأکید بیشتر بر استقلال، این مفهموم را به دو رکن مد نظر مهندسی سنجابی اضافه کردند و حتی آن را مقدم بر اسلام میدانستند.
وی با بیان اینکه من از دکتر نصر انتظار داشتم بیشتر از عنصر امنیت و ژئوپولیتیک، بر نقش جهانبینی اسلام تأکید کند، افزود: ایران از زمان هخامنشیان، مبتنی بر حکمت سیاسی و تعالیم اهورامزدا بوده و در دوره ساسانیان نیز به دو عنصر دین و سیاست توجه میشده؛ دین در دست موبدان بود و سیاست در اختیار پادشاه و دین در عین مجزا بودن از سیاست، در خدمت آن قرار داشته است. در دوران صفویه نیز همین رویه ادامه داشت. در انقلاب اسلامی اما دین و سیاست در یکدیگر ممزوج شدند؛ یعنی صاحبان دین، همان حاکمان اند. در جمهوری اسلامی، نظام دینی و حکومتی از یک جنس هستند و هر دو در بستر اسلام اند و با اصل ولایت فقیه، در هم ممزوج شدهاند که امری بیسابقه در تاریخ ۲۵۰۰ ساله کشور است. لذا هم بقای حکومت مهم است هم حفظ هویتی فرهنگی و اعتقادی.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با بیان اینکه من معتقدم با وقوع انقلاب اسلامی، ما دیگر در تنهایی استراتژیک نیستیم، اضافه کرد: بلکه در یک بلوکبندی متشکل از لبنان، یمن و... حضور داریم. در زمان پهلوی نیز شاه به خاطر حفظ امنیت ایران، به دنبال نفوذ در لبنان بود. اما جمهوری اسلامی به خاطر ترس و افزایش امنیت ژئوپلیتیکی خودش به لبنان نرفت، بلکه برای کمک به شیعیان این کشور و تقویت مقاومت لبنان بر اساس آرمانهای اسلامی، چنین کرد.
صالحی با بیان اینکه پس از تحولات اخیر، ایران دیگر یک کشور منزوی نیست، بلکه حتی در نگاه منتقدان خارجی نیز به یک بازیگر اثرگذار منطقی تبدیل شده و لنگرگاه ثبات خاورمیانه محسوب میشود، خاطرنشان کرد: پس از جنگ اخیر نیز نقشآفرینی ایران در جهان بیشتر خواهد شد. یعنی علیرغم اینکه ما یک قدرت اقتصادی و نظامی بینالمللی نیستیم، اما مانند یک قدرت، توان خودنمایی داریم.
وی با بیان اینکه ایران تنها با ترس از تهدید خارجی حرکت نمیکند، بلکه نوعی خودآگاهی تاریخی و تمدنی نیز در رفتار آن ظهور دارد و نمود این موضوع را ما در رفتار مردممان در جنگ اخیر دیدیم، گفت: جمهوری اسلامی میل به درونگرایی و دوری از تکثرگرایی در داخل دارد که من امیدوارم با توجه به حوادث اخیر، این تمایل اصلاح شود. همچنین باید به سمت ترمیم روابط بینالملل و رهایی از انزوا حرکت کنیم.
وزیر اسبق امور خارجه در بخش دیگری از انتقادات خود به کتاب بر لبه تنهایی، بیان کرد: در این کتاب، انقلاب اسلامی طوری نشان داده شده است که گویی این انقلاب یک برنامه از قبل تدوینشده داشته و حال باید آن برنامهها یا شیوه اجرای آنها، مورد نقد قرار گیرد. در حالیکه انقلاب چنین برنامهای را نداشت و صرفا با فراست امام توانست جامعه ایرانی را به حرکت وادارد.

صالحی با بیان اینکه انقلاب اسلامی و مفاهیمی مانند صدور انقلاب، یک مجهول برای غربیها بود، عنوان کرد: ما اگرچه از آرمانهایی از جمله صدور انقلاب حرف زدیم، اما عمل به آنها حرف دیگری است. غرب بر اساس حرفهای ما، چالشهایی را در عرصه بینالملل برایمان ایجاد کرد. یعنی برعکس ما که حرفهای جدی غرب را هم شوخی میگیریم، آنها شوخی ما را هم جدی میگیرند. ما در روابط بینالملل، به جای حکمت، با عواطف عمل کردیم.
وی با تأکید بر اینکه آرمانهای ما درست بود، اما شیوهها را به درستی تبیین نکردیم افزود: زمانی که من رئیس دانشگاه شریف بودم، وزیر یکی از کشورهای آفریقایی آمد و به من گفت ما میخواهیم در کشور خودمان انقلاب فرهنگی کنیم. من به او گفتم چنین کاری نکنید؛ زیرا ما این حرکت را انجام دادیم و تمام آموزش خود را بر هم زدیم و حال متوجه شدهایم که باید همان را حفظ میکردیم. من به آن وزیر پیشنهاد کردم بهجای انقلاب فرهنگی، به سمت اصلاح حرکت کنند.
رئیس بنیاد ایرانشناسی با بیان اینکه نقد دیگری که به کتاب بر لبه تنهایی میتوان وارد کرد، این است که عمده بار درگیری بین ایران و آمریکا را بر دوش ما قرار داده است، اضافه کرد: در حالیکه واقعیت این گونه نیست. همچنین در این کتاب آمده که اوباما، جوری رفتار کرده که رهبری را راضی به مذاکره با دولت خود کند، در حالیکه اصلا چنین چیزی نبوده است. در بحث هستهای نیز من انتقادات بیشتری به کتاب دارم. در این بخش، آمده که ایران در برجام موافقت کرده رآکتور پلوتونیوم تأسیسات اراک را کنار بگذارد. هیچ کدام اینها حقیقت ندارد و برگرفته از مطالبی است که خود آمریکاییها مطرح میکنند. این بخشها باید اصلاح شود.
اگر خود را با نظم جهانی انطباق دهیم، میتوانیم هم ثبات و امنیت خود را حفظ کنیم و هم به توسعه برسیم

همچنین علی ربیعی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه فهم غلط جهان غرب از ایران، مشکلات زیادی را برای ما ایجاد کرده است، گفت: در حالیکه نهادی مانند صداوسیما، برای تشریح وضعیت امروز، یک سری مبانی را مطرح میکند که بسیار با گفتار جمعی و هویتخواهی ایرانی متفاوت است، تألیف کتابی مانند بر لبه تنهایی که به حفظ تمامیت ذهنی ایرانیان کمک میکند، بسیار قابل تقدیر است.
وی با بیان اینکه ایران همواره ناخواسته به تنشها کشیده شده است، عنوان کرد: اما برخی سعی دارند ایران را مانند یک موجود خودآزار نشان دهند که خودش در حال تضعیف و عقبانداختن خودش است و در این بین، هیچ نقشی برای مداخلات خارجی در نظر نمیگیرند. در حالیکه تاریخ نشان داده که جهان همواره با نگاه سهمخواهی به ایران نگاه کرده و ما باید تاریخ را در ذهن مردم احیاء کنیم. در سال ۸۷، من و مهندس میرحسین موسوی که اکنون بسیار دلم برایش تنگ میشود، موسسهای به نام «فرهنگ و تمدن ایرانزمین» را تأسیس کردیم و مهندس بسیار تأکید داشت که ما باید حسرت سرزمینهای ازدسترفته خود در حکومتهای پیشین را در دل مردم زنده نگه داریم. یکی از نکات مثبت کتاب بر لبه تنهایی، تلاش برای زنده نگهداشتن تاریخ است.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور بیان کرد: شاید رایجترین نقد به کتاب بر لبه تنهایی، این باشد که آیا میتوان تمام سیاست خارجی و امنیت ملی ایران را با تکیه بر مفاهیم «تنهایی» و «استقلال» توضیح داد؟ این دو مفهوم، در هر دورهای، معنایی متفاوت گرفتهاند. تنهایی یک انتخاب است. اگرچه ژئوپلیتیک، تنهایی را به ما تحمیل کرده، اما بازی در چنین ژئوپلیتیکی، یک انتخاب بوده است. من مخالف نظر کسانی هستم که میگویند رابطه ما با غرب، باید یا از نوع تخاصم باشد یا از نوع نوکری.

ربیعی با بیان اینکه تنهایی میتواند محصول خودشناسی و مفروضات غلط از جهان و انتخابهای نادرست باشد، گفت: اساسا تنهابودن یا نبودن، یک انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه است، کما اینکه امروز تنهایی آمریکا، حاصل انتخابهای غلط ترامپ است. امروز ما باید استقلالطلبی را مورد واکاوی قرار دهیم. یک مرز باریک بین استقلال و انزوا قرار دارد. استقلال یک فرآیند است که در هر دورهای میتواند متفاوت باشد. آیا ایستادن در نقطهای به غیر از تخاصم با آمریکا، استقلال ما را از بین میبرد؟ قطعا خیر. بنابراین، ما اکنون باید مفهوم استقلال را بازتعریف کنیم.
وی با بیان اینکه در سال ۵۷، یک خودشناسی در ایران رخ داد و انقلاب اسلامی، یک محتوای سیاسی و مذهبی را وارد روح ایرانی کرد، افزود: جنگهای اخیر نیز باعث تکامل ما شد. اگر ما توان انطباق با تغییرات محیطی را داشته باشیم، میتوانیم هم ثبات و امنیت خود را حفظ کنیم و هم به توسعه برسیم. نظامهایی که توان انطباق نداشته باشند، دچار خودکاهندگی میشوند. ما باید در دو زمینه خود را انطباق دهیم؛ نخست انطباق با تغییرات بیرونی و نظام جهانی است که ابدا به معنای نوکری نظام جهانی نیست. زمینه دوم، انطباق با تحولات اجتماعی و تغییرات ارزشی داخلی است.

این جامعهشناس سیاسی همچنین با بیان اینکه مفهوم امنیت ملی، بسیار گسترده و بینالذهنی است، اظهار کرد: در این کتاب، امنیت ملی، معادل امنیت خارجی در نظر گرفته میشود، در حالیکه امنیت داخلی نیز بخشی از امنیت ملی است. ما به جای امنیتسازی، همه عرصهها را امنیتی کردهایم.
ربیعی با اشاره به اینکه فلسفه وجودی انقلاب، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود، بیان کرد: ما در استقلال بسیار درخشان عمل کردیم، اما باید مراقب آن دو عنصر دیگر نیز باشیم. از همان ابتدای انقلاب، چگونگی مواجهه با غرب، محل منازعه بود. ظلمستیزی، در ذات انقلاب قرار داشت. از طرف دیگر، آمریکا نیز خود را مسئول مقابله با انقلاب کرد. طبق آنچه در خاطرات علم و اسناد ساواک آمده، حتی اگر پهلوی هم قوی میشد، اسرائیل به آن حمله میکرد.

وی با اشاره به اینکه کتاب بر لبه تنهایی معتقد است جنگ با عراق باعث دولت-ملتسازی در ایران شد، افزود: اگر ما به چنین دیدگاهی معتقد باشیم یک سال و نیم نخست انقلاب را نادیده گرفتهایم. من انتخاباتهای سالهای نخست انقلاب را ریشه دولت-ملتسازی میدانم و حتی معتقدم مشروعیتی که انقلاب اسلامی به دولت داد، باعث شد ما بتوانیم ۸ سال مقاومت کنیم.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور همچنین با بیان اینکه من از مردمی که در این ۸۶ روز به خیابان نیامدهاند، تقدیر میکنم، گفت: به نظر من علاوه بر سپاسگزاری از مردم حاضر در خیابان، باید از مردمی که به فراخوانهای خارجنشینان برای حضور در خیابان پاسخ ندادند، نیز تشکر کنیم.