فارنپالیسی در گزارشی نوشت دو شوک بزرگ انرژی در سالهای اخیر، از جنگ اوکراین تا بحران تنگه هرمز، معماری سنتی تجارت جهانی نفت و گاز را دگرگون کرده است. به نوشته این گزارش، جهان دیگر انرژی را صرفاً بر اساس منطق اقتصادی و ارزانترین مسیر تأمین نمیسنجد؛ بلکه «اعتماد»، امنیت مسیرها و ریسک ژئوپلیتیک به عوامل تعیینکننده در تصمیم دولتها و شرکتها تبدیل شدهاند؛ تغییری که میتواند سیستم انرژی جهانی را امنتر، اما پرهزینهتر کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، فارنپالیسی نوشت: تغییرات لرزهای در چشمانداز انرژی جهانی در حال وقوع است. پس از ماهها تلاطم در بازار نفت و گاز، توافق اخیر میان ایالات متحده و ایران با هدف بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد پایهای برای صلحی پایدار صورت گرفت. نشانههایی از افزایش قابل توجه صادرات نفت و گاز از طریق این تنگه در هفتههای پس از توافق دیده شده که موجب تسکینی بسیار مورد نیاز برای بازارهای تحت فشار شده است.
این تحولات، خوشایند و دلگرمکننده هستند، اگرچه تبادل آتش مجدد در هفته جاری، سطح بالای عدم قطعیت درباره آنچه در هفتهها و ماههای آینده رخ خواهد داد و همچنین خطرات موجود برای منابع انرژی جهانی را برجسته میکند. فارغ از اینکه درگیری دوباره تشدید شود یا به پایان دائمی برسد، این امر مانع از تغییرات بزرگتری که هماکنون در دنیای انرژی و در پی دو شوک بزرگ عرضه بینالمللی در فاصله پنج سال رخ داده است، نخواهد شد.
در آغاز این دهه، دو شریان اصلی برای تجارت بینالمللی نفت و گاز وجود داشت. اولی بر پایه تطابق میان منابع روسیه در سیبری غربی و بازار بزرگ و وابسته به واردات اروپا استوار بود. دیگری، مکمل بودن ذخایر عظیم انرژی در خاورمیانه با نیازهای رو به رشد وارداتی اقتصادهای بزرگ و در حال توسعه آسیا بود. هر دوی این روابط تجاری کلان، دوران تنشهای ژئوپلیتیکی را پشت سر گذاشته بودند. تصور میشد که آنها باثبات هستند، زیرا مبانی اقتصادی زیربنایی آنها بسیار قدرتمند بود. به نظر نمیرسید هیچیک از طرفین درگیر، منفعتی در ایجاد اختلال داشته باشند. نزدیک به پنج سال بعد، هر دو رابطه تجاری - که به نظر میرسید بر منطق اقتصادی تزلزلناپذیری بنا شدهاند - اکنون عمیقاً تغییر کردهاند. تهاجم روسیه به اوکراین و سوءاستفاده از جایگاه خود به عنوان تأمینکننده اصلی گاز طبیعی اروپا، اتحادیه اروپا را بر آن داشت تا متعهد شود که واردات گاز روسیه را تا پیش از پایان این دهه به طور کامل حذف کند.
در همین حال، جنگ علیه ایران، تنگه هرمز را از یک آبراه پرتردد که یکپنجم منابع نفت و گاز جهان آزادانه از آن عبور میکرد، به گذرگاهی خطرناک تبدیل کرد که بسیاری از کشتیها پس از آغاز جنگ، جرأت عبور از آن را نداشتند.
در گفت و گوهای فارنپالیسی با رهبران دولتها و رؤسای شرکتها، دیدگاه غالب این است که بازگشت به شرایط پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ممکن نیست. فارغ از اینکه درگیری و مذاکرات صلح به کجا بیانجامد، جهان اکنون دیده است که این تنگه میتواند از یک روز به روز دیگر بسته شود. اعتماد به این آبراه به عنوان یک مسیر تجاری بیدردسر از بین رفته است.
این دو شوک بزرگ سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶، پیشفرض اساسی وابستگی متقابلی را که معماری انرژی بینالمللی بر آن بنا شده بود، به چالش میکشد. بسیاری از کارشناسان به این نتیجه رسیده بودند که تجارت انرژی عمدتاً توسط ضرورتهای اقتصادی هدایت میشود. اما در دنیای امروز، تجارت انرژی و سایر کالاها در حال تبدیل شدن به اهرمهای ژئوپلیتیکی هستند؛ یک مزیت استراتژیک بالقوه برای برخی و یک ضعف استراتژیک بالقوه برای برخی دیگر. این تغییری عمیق با پیامدهایی در سراسر سیستم انرژی و فراتر از آن است. ژئوپلیتیک همواره با توجه به نقش بنیادین انرژی در اقتصادهای مدرن، کموبیش با بخش انرژی در هم تنیده بوده است. اما در دهههای اخیر، روند جهانیشدن و بازارهای بازتر باعث شده بود که تجارت و اقتصاد به نیروهای محرکه این صنعت تبدیل شوند. ظهور چشمگیر صنعت شیل ایالات متحده در ۲۰ سال گذشته، نمونهای روشن از چگونگی تحول بازار جهانی توسط نوآوری و رقابت اقتصادی است.
ایالات متحده از جایگاه بزرگترین واردکننده نفت جهان در سال ۲۰۱۳، ظرف یک دهه به یک صادرکننده عمده تبدیل شد. به موازات آن، کاهش سریع هزینههای پنلهای خورشیدی، باتریها و خودروهای برقی، انرژی پاک را به طور فزایندهای رقابتی کرد و سرعت استقرار آنها را با پیامدهای گسترده برای سیستمهای انرژی در سراسر جهان افزایش داد. اما اکنون شاهد آن هستیم که سیستم انرژی جهانی بیش از آنکه تحت تأثیر ملاحظات تجاری و اقتصادی باشد، توسط نیروهای ژئوپلیتیک شکل میگیرد.
این روند تنها به نفت و گاز محدود نمیشود. چین سال گذشته پتانسیل خود را برای استفاده از موقعیت قدرتمندش در عرضه عناصر کمیاب خاکی، که برای فناوریهای کلیدی انرژی و سایر صنایع استراتژیک اهمیت دارند، به عنوان اهرم فشار علیه برخی اقتصادها نشان داد. پیامدهای این تغییر ماندگار خواهد بود. بخش انرژی سرمایهبر است، بنابراین تصمیمات مربوط به سرمایهگذاریها و مشارکتها باید با نگاهی بلندمدت اتخاذ شوند.
اختلالات امروز، بسیاری از کشورها را بر آن داشته است تا استراتژیهای انرژی و برنامههای سرمایهگذاری خود را بازنگری کنند. با انجام این کار، جهان ممکن است شاهد تقویت برخی روندهایی باشد که پیش از این در پی بحران جهانی انرژی در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ قابل مشاهده بود. از سال ۲۰۲۱، تغییر عمدهای در هزینههای سرمایهای کشورهای واردکننده انرژی به نفع منابع انرژی داخلی که نیاز به واردات سوخت را کاهش میدهند، رخ داده است. این به معنای تقاضای بیشتر برای انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای، خودروهای برقی و باتریها، و در برخی موارد زغالسنگ است. هنگامی که کشورها به بازارهای بینالمللی نگاه میکنند و در مورد اینکه کدام سوختها و فناوریها را وارد کنند، در کجا سرمایهگذاری کنند، یا به کدام مسیرهای تجاری و تأمینکنندگان تکیه کنند تصمیم میگیرند، یکی از مهمترین عوامل «اعتماد» خواهد بود. شرکتها و کشورها به جای انتخاب ارزانترین گزینه، حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک جدیدی را برای تأمینکنندگانی که از مسیرهایی میآیند که زمانی امن به نظر میرسیدند، در نظر خواهند گرفت. قیمت در برابر قابلیت پیشبینی سنجیده خواهد شد. همچنین فشار عمدهای برای تنوعبخشی به روشهای مختلف وجود خواهد داشت.
برای تولیدکنندگان در خاورمیانه، جستجو برای مسیرهای جایگزین اضافی به بازار - برای انرژی و سایر کالاها - که از تنگه هرمز عبور نکنند، آغاز شده است. برای مثال، امارات متحده عربی در حال تسریع ساخت خط دوم انتقال نفت به بندر فجیره در سمت جنوبی تنگه است. تولیدکنندگان نفت خلیج فارس همچنین به دنبال راهحلهای دیگری برای کاهش وابستگی به تنگه هستند، مانند ایجاد ذخایر نفتی مستقیماً در کشورهای واردکننده.
در خارج از خاورمیانه، تولیدکنندگان نیز به دنبال گسترش دسترسی خود به بازارهای دیگر هستند. برای نمونه، تلاشهای تازه برای توسعه زیرساختهای نفت و گاز طبیعی مایع در کانادا جهت انتقال منابع به آسیا و اروپا را در نظر بگیرید. از دیدگاه مصرفکننده، اولویت این خواهد بود که سیستم تحویل کلی انعطافپذیرتر شود؛ یعنی گذار از رویکرد «درست به موقع» به رویکرد «احتیاطی». اما همه اینها با هزینههای اضافی و بدهبستانهای احتمالی با مقرونبهصرفه بودن منابع انرژی همراه است.
ایجاد مسیرهای جایگزین به بازار، تقویت زنجیرههای تأمین، فراهم کردن امکان افزونگی بیشتر و نرخ بهرهبرداری پایینتر برای زیرساختهای پشتیبان، و سرمایهگذاری در موجودیها و سایر ضربهگیرها، همگی سیستم انرژی را امنتر، اما در عین حال پرهزینهتر میکنند.
نقشه انرژی جهانی در زمان واقعی در حال ترسیم مجدد است. پرسش این است که چه کسی به چه کسی اعتماد دارد و این موضوع خطوطی را که پدیدار میشوند، شکل خواهد داد. با این حال، واضح است که همه ما در حال پرداخت بهای زندگی در جهانی با اعتماد پایین هستیم.