پس از سه سال درگیری خون‌بار، جنگ داخلی سودان نه‌تنها فروکش نکرده، بلکه با تشدید مداخلات بازیگران عربی و رقابت‌های منطقه‌ای وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شده است؛ وضعیتی که کشور را به سمت فروپاشی سوق داده و چشم‌انداز صلح را بیش از هر زمان دیگری دور و مبهم کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: این ماه مصادف با سومین سالگرد جنگ در سودان است. تخمین‌ها از آمار کشته‌شدگان بین ۱۵۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ نفر یا بیشتر متغیر است؛ طبق برآوردهای داخلی سازمان ملل متحد، سال ۲۰۲۵ سالی به‌ویژه مرگبار برای غیرنظامیان بود.

پیامدهای بشردوستانه حتی گسترده‌تر است: دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد محاسبه می‌کند که تا آوریل ۲۰۲۶، نزدیک به دو سوم از جمعیت ۴۶.۸ میلیون نفری سودان به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند. پزشکان بدون مرز در پیام اخیر خود اعلام کردند که این جنگ «خدمات ضروری را که مردم به آن‌ها متکی هستند - از جمله مراقبت‌های بهداشتی، حفاظت، امنیت غذایی و ایمنی اولیه - از بین برده است.»

کنفرانس وزرا در ۱۵ آوریل در برلین تلاش‌های تازه‌ای را برای توقف جنگ به همراه داشت. این رویداد جرقه‌هایی از امید را در میان برخی از غیرنظامیان برجسته سودانی برانگیخت - اما جناح‌های کلیدی این ابتکار را رد کردند که نشان‌دهنده فاصله زیاد تا دستیابی به یک صلح واقعی است.

این جنگ را می‌توان از دو منظر اصلی درک کرد. برای اکثر تحلیلگران و روزنامه‌نگاران بین‌المللی، این یک «جنگ داخلی» یا درگیری بین «ژنرال‌های در حال جنگ» است. این چارچوب بر دو جناح مسلح اصلی تمرکز دارد: نیروهای مسلح سودان (SAF) به رهبری ژنرال عبدالفتاح البرهان، و نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری محمد حمدان «حمیدتی» دقلو.

در سال ۲۰۲۳، نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع بر سر پیشنهاد نیروهای مسلح سودان مبنی بر ادغام نیروهای پشتیبانی سریع در ارتش با یکدیگر درگیر شدند؛ آنچه در خطر بود قدرت سیاسی و اقتصادی بود، به‌ویژه با توجه به منافع تجاری گسترده‌ای که نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع در بخش‌هایی از طلا گرفته تا امنیت خصوصی و مخابرات دارند.

با این حال، برای بسیاری از فعالان سودانی، این درگیری یک «جنگ ضدانقلابی» است. نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع - حتی در حالی که با یکدیگر می‌جنگند - هر دو آرمان‌های انقلابی و دموکراتیک بسیاری از مردم سودان را زیر پا گذاشته‌اند. از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۹، سودان تحت حکومت ژنرال عمر البشیر بود که بر نیروهای مسلح سودان نظارت داشت اما نیروهای پشتیبانی سریع را نیز به عنوان وزنه‌ای تعادل‌بخش و نوعی «محافظت در برابر کودتا» برای رژیم خود ایجاد کرد.

هنگامی که اعتراضات مردمی در سال‌های ۲۰۱۸-۲۰۱۹ ادامه حکومت البشیر را غیرممکن کرد، معاونان ارشد او، از جمله رهبری نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع، او را سرنگون کردند. تظاهرکنندگان همچنان خواستار تغییرات ساختاری بودند، اما با سرکوب شدیدی مواجه شدند، از جمله قتل‌عام غیرنظامیان در یک تحصن اعتراضی در ژوئن ۲۰۱۹ که توسط نیروهای پشتیبانی سریع رهبری و توسط نیروهای مسلح سودان حمایت شد.

سپس نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع قدرت را به شکلی ناپایدار با یکدیگر و با غیرنظامیان تقسیم کردند؛ نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع در سال ۲۰۲۱ علیه نخست‌وزیر غیرنظامی انتقالی کشور کودتا کردند و تا اوایل سال ۲۰۲۲، مشارکت معنادار غیرنظامیان در دولت عمدتاً پایان یافت. در بحبوحه جنگ، هر دو گروه نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع خشونت‌های قابل توجهی را علیه غیرنظامیان اعمال کرده‌اند - نیروهای پشتیبانی سریع به میزان قابل توجهی بیشتر.

آن خشونت‌ها فعالیت‌های غیرنظامی را حتی دشوارتر و گاهی مرگبار کرده است. در همین حال، خودِ جنگ باعث تفرقه در میان بسیاری از رهبران احتمالی غیرنظامی شده است که خود را در حال اتخاذ تصمیمات دشواری می‌بینند که گاهی به قیمت از دست دادن اعتبار آن‌ها نزد موکلانشان تمام می‌شود.

دوازده ماه گذشته جنگ با سه تحول گسترده و به هم پیوسته مشخص شده است: نخست، نیروهای مسلح سودان (SAF) پس از دو سال نبرد در آنجا، تا حد زیادی کنترل خود را بر خارطوم، پایتخت، تثبیت کرده‌اند. دوم، نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به طور فزاینده‌ای بر منطقه غربی دارفور تسلط یافته‌اند، همانطور که با فتح خونین شهر کلیدی الفاشر در ماه اکتبر نشان داده شد - تصرفی که قتل‌عام‌ها و سایر جنایات آن هنوز در حال بررسی است و اتهامات معتبری مبنی بر اینکه RSF در حال ارتکاب نسل‌کشی علیه گروه‌های غیرعرب منطقه است، مطرح شده است.

سوم، جنگ همچنان جبهه‌های مختلفی را در بر می‌گیرد: در مناطق کردفان و کوه‌های نوبا، در میان مناطق دیگر، و از هوا، زیرا هر دو گروه SAF و RSF استفاده گسترده‌ای از پهپادها می‌کنند.

کشورهای عربی همچنان در این بحران مداخله می‌کنند که در رأس آن‌ها امارات متحده عربی قرار دارد که به طور گسترده به حمایت از RSF و در نتیجه طولانی کردن و تشدید درگیری متهم است. بسیاری از تحلیلگران ارزیابی می‌کنند که حمایت ادعایی اماراتی‌ها بازتاب‌دهنده مخالفت امارات با پیوندهای SAF با اسلام‌گرایان، منافع اقتصادی امارات در سودان و شبکه گسترده‌تر روابط ادعایی امارات با مردان قدرتمند و گروه‌های جدایی‌طلب مختلف در سراسر شمال شرق آفریقا و یمن است.

 

بس از ۳ سال جنگ، جنگ داخلی سودان تنها بدتر می‌شود

 

در میان تداوم حمایت‌های ادعایی امارات، گزارش‌ها حاکی از تغییر خطوط تدارکاتی است. چاد که بنا بر گزارش‌ها مجرای اصلی ارسال سلاح به RSF بوده، شروع به فاصله گرفتن از این گروه کرده است. در همین حال، روابط امارات و سومالی حتی سردتر شده است، زیرا اتیوپی و سایر مراکز به عنوان کریدورهای تدارکاتی جایگزین ادعایی ظاهر شده‌اند.

عنصر دیگر تغییر، رابطه بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی است. در حالی که محمد بن زاید (MBZ)، رئیس امارات، در ابتدا مربی کلیدی محمد بن سلمان (MBS)، ولیعهد عربستان سعودی، در طول صعود سیاسی سریع او که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، بود، روابط امارات و عربستان در اواخر سال ۲۰۲۵ تیره شد. فتوحات سرزمینی در یمن توسط شورای انتقالی جنوب (STC)، یک گروه جدایی‌طلب که هدفش احیای یمن جنوبی (که تا زمان اتحاد یمن در سال ۱۹۹۰ یک کشور مستقل بود) است، ریاض را نگران کرد و تلاش‌های عربستان برای محدود کردن قدرت STC را برانگیخت.

شورای انتقالی جنوب (STC) یکی از گروه‌های مختلفی است که ادعا می‌شود تحت حمایت امارات است و اقدامات عربستان برای مقابله با قدرت امارات اکنون در حال ایجاد تعادلی دوباره در مناطق متعددی از جمله سودان است، به گونه‌ای که هنوز به طور کامل آشکار نشده است - اما به نظر می‌رسد که به حمایت قوی‌تر عربستان و مصر از SAF کمک می‌کند.

برای پیچیده‌تر کردن مسائل، عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی و ایالات متحده، «گروه چهارجانبه» (Quartet) را تشکیل می‌دهند، یک ساختار دیپلماتیک که هدف آن دستیابی به آتش‌بس و حل و فصل سیاسی در سودان. در سال ۲۰۲۵، در حالی که رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به دنبال قراردادهای صلح در کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو بود، انرژی قابل توجه اما در نهایت زودگذری نیز صرف توافقی با میانجیگری آمریکا برای سودان شد.

در بحبوحه جنگ ایران، سودان از فهرست اولویت‌های دولت ترامپ خارج شده است. در همین حال، عوامل مختلفی توانایی گروه چهارجانبه برای برقراری صلح را محدود کرده است: تضاد منافع میان اعضای چهارجانبه، عدم اعتماد بین جناح‌های سودانی و همچنین بین هر جناح و میانجی‌های مختلف (از جمله مسعد بولس، مشاور ارشد ترامپ، که SAF او را به جانبداری از امارات متهم کرده است)، و خواسته‌ها و نگرش‌های حاصل‌جمع‌صفر SAF و RSF.

از نظر تئوری، ایالات متحده ظرفیت ایفای نقشی دیپلماتیک و سازنده در سودان را دارد. در واقع، تاریخچه‌ای طولانی از تلاش‌های آمریکا برای هدایت و شکل دادن به سودان وجود دارد، تاریخی با شکست‌های بسیار و موفقیت‌های اندک و نامشخص. نه کناره‌گیری، نه دیپلماسی معاملاتی و نه توافق‌های سطح بالا، هیچ‌کدام کارساز نبوده‌اند. تعامل سازنده مستلزم سطحی از صبر، تعهد و ظرافت است که اخیراً مشهود نبوده است؛ تعامل سازنده همچنین مستلزم تمایل به مقابله صریح‌تر با نقش بازیگران خارجی در جنگ سودان است، تمایلی که نه در دولت ترامپ و نه در دولت پرزیدنت جو بایدن دیده نشده است.

برای اینکه واشینگتن به برقراری صلح در سودان کمک کند، باید دیدگاه جدیدی اتخاذ کند — دیدگاهی که کمتر به ماجراجویی‌های خارجی و بیشتر به کار سختِ ساختن جهانی بهتر علاقه‌مند باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.