یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

عبور از مرز بازدارندگی

از مجموع اظهار نظرها و قرائن و شواهد موجود، به نظر می رسد جمهوری اسلامی از مرز بازدارندگی نظامی عبور کرده و دشمنان انقلاب اسلامی باید زندگی با قدرت جدید در خاورمیانه را بپذیرند.

امروز موضوع «بازدارندگی»، کلیدی ترین واژه ای است که پنهان و آشکار در محافل نظامی و سیاسی جهان در ارتباط با درگیری های نظامی در خاورمیانه و خصوصاً ایران مطرح می شود.

 شرایط خاص ژئوپلتیک و قدرتهای اقتصادی و بی ریشه برخی شیخ نشین های عربی و وجود اسرائیل به عنوان پایتخت واقعی آمریکا در جغرافیایی بسیار محدود در این منطقه، معادلات مرسوم در دکترین ها و پیاده سازی بازدارندگی را با چالش مواجه کرده است و گره عدم حل منازعات در همین نکته نهفته است.

برخی معتقدند مشکل اصلی در بسیاری از دکترین های دفاعی منطقه این است که بیش از حد قابل فهم و قابل پیش بینی هستند. یعنی طرف مقابل می تواند رفتار و واکنش رقیب را پیش بینی کند و این یعنی شکست این دکترین قبل از عملیاتی شدن آن.

اما بازدارندگی هوشمند خلاف این الگو را ثابت می کند. به این معنی که دشمن نتواند با اطمینان دست ما را بخواند و علیه دکترین ما برنامه ریزی کند و وارد عمل شود. این مدل معتقد است حتی اگر قدرت شما کمتر هم باشد باید بتوانید طرف مقابل را در وضعیت تردید نگه دارید.

تردید از ترس هم خطرناکتر است. چون ترس ممکن است مدیریت شود، اما تردید، تصمیم گیری را فلج می کند. بر اساس این الگو آمریکا و اسرائیل سالهاست روی تحلیل رفتار ایران سرمایه‌گذاری کرده اند. اگر الگوی رفتاری ما ثابت باشد عملا در زمین آنها بازی می کنیم و هر بار که واکنش ما تکراری باشد مدل های پیش بینی آنها دقیق تر می شود و در نتیجه حملات بعدی آنها دقیق تر، هدفمندتر و کم هزینه تر خواهد بود.

راهکار خروج از این ورطه این است که باید غیرقابل پیش‌بینی باشیم.

بازدارندگی هوشمند، یک سیستم است، نه یک واکنش.

این سیستم باید چند ویژگی کلیدی داشته باشد:

۱- تنوع در ابزار؛ یعنی پاسخ، ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات سایبری، اقدامات اطلاعاتی و اقدام نظامی محدود باشد. این تنوع باعث می شود دشمن نتواند یک سناریوی مشخص برای واکنش تعریف کند.

۲- دومین ویژگی، زمانبندی غیر خطی است. یعنی پاسخ را نباید بلافاصله و در همان بازه زمانی ارائه دهیم که دشمن انتظار دارد. این کار اگر چه ممکن است در افکار عمومی، قاطع به نظر برسد اما از نظر راهبردی کاملاً قابل پیش بینی است. در حالی که اگر پاسخ با تاخیر، در زمان متفاوت و در شرایطی غیر مرتبط انجام شود اثرش چند برابر می شود.

۳- سومین ویژگی، سطح بندی پاسخ است. یعنی همه واکنش ها در یک سطح اتفاق نیفتد. گاهی پاسخ باید محدود، گاهی گسترده و گاهی غیرمستقیم باشد. این تغییر سطح، باعث می شود دشمن نتواند الگوی ثابتی از دکترین ما استخراج کند.

در دو جنگ اخیر بین آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از چیزهایی که به وضوح دیده می شد تلاش دشمن برای کشاندن ایران به یک الگوی مشخص بود. الگویی که در آن هر حمله با یک پاسخ مستقیم و قابل اندازه‌گیری انجام می شد. این دقیقا همان چیزی است که بازدارندگی را تضعیف می کند. چون وقتی پاسخ قابل اندازه‌گیری باشد، قابل مدیریت هم هست. اما اگر پاسخ چند لایه و غیر قابل پیش بینی باشد معادله عوض می شود.

صرف نظر از این مباحث، رفتار قدرتهای بزرگ اینگونه نبوده است که ابزار های بازدارندگی خود یا کاملا پنهان کنند یا تماماً علنی و افشا کنند. بلکه بنا بر مقتضیات زمان و رفتار طرف مقابل، بعضاً برخی از ابزارهای دفاعی یا هجومی خود را به رخ می کشند. اینگونه رفتار باعث به هم ریختگی افکار و برنامه ریزی های طرف مقابل می شود و تا بخواهد برای شرایط جدید خود را وفق دهد و توانمندی‌های خود را افزایش دهد زمان زیادی به طرف مقابل می دهد و این پروسه می تواند بصورت متناوب ادامه یابد.

شاهد این مدعا رفتار متقابل اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در هفتاد سال اخیر بود و حتی نشانه های آن را در جنگ اخیر روسیه و اوکراین می توان مشاهده کرد. در جریان پیش روی های روسیه در اوکراین ، ناتو تصمیم گرفت برای حمایت از اوکراین و ممانعت از ادامه پیشروی ارتش روسیه، نیروی نظامی وارد معرکه کند که با تهدید و حتی اقدامات نمایشی مقابله هسته‌ای در مقابل ورود نیروهای ناتو، کشورهای اروپایی از تصمیم خود صرف نظر کردند.

آمریکایی ها در دهه های اخیر سابقه نداشته در درگیری‌های نظامی ضربه ای بخورند و پاسخی کشنده به طرف مقابل ندهند. نمونه آن بمباران اتمی دو شهر ژاپن توسط ارتش آمریکا بود.اما در جریان دو جنگ اخیر، خصوصاً جنگ چهل و یک روزه رمضان، چنان ضربات نظامی، حیثیتی و خورد کننده‌ای دریافت کردند که به اعتراف کارشناسان نظامی و اطلاعاتی دنیا، پس از جنگ جهانی دوم بی سابقه بوده است، اما آمریکا نه تنها عکس العمل جدی نشان نداد بلکه در نهایت پنهان کاری، مانع از رسانه ای شدن خسارات خود شد.

ناو هواپیمابر آبراهام لینکن به عنوان بزرگترین ناو هواپیمابر اتمی جهان طی دو تا سه مرحله حملات موشکی ایران از صحنه جنگ عقب نشینی کرد  که گفته می شود مرحله دوم حمله به این ناو با موشک الکترومغناطیسی انجام شد. این موشک پس از شلیک و خروج از جوّ، به محض رسیدن به هدف به سمت آن سرازیر شده و در فاصله 200 تا 300 متری قبل از اصابت منفجر می‌شود و تا شعاع یک کیلومتری، همه قطعات و بردهای الکترونیکی محیط را از کار می اندازد. و با توجه به اینکه ناوهواپیمابر آبراهام لینکن اتمی بوده و قطعات الکترونیکی آن آسیب دیده بود، به ناچار برای جلوگیری از انفجار هسته ای، موتورخانه ناو را خاموش کرده و آن را با دو یدک کش ‌بزرگ به محل امنی منتقل کردند. و بنابر اظهارات کارشناسان نظامی، بازسازی آن حداقل به پنج سال زمان نیاز دارد. پس از مدتی دومین ناوهواپیمابر آمریکایی نیز در اثر ضربات موشکی ایران از صحنه خارج شد و این ناو نیز تا پنج سال غیر عملیاتی شد.

علاوه بر اینها بیش از ده پایگاه نظامی و سفارتخانه آمریکا در جنگ رمضان، توسط جبهه مقاومت مورد حمله و آسیب جدی قرار گرفت و تنگه هرمز بدون اعلام رسمی جمهوری اسلامی ایران مسدود و تحت کنترل نیروهای مسلح ایران در آمد.

جمهوری اسلامی ایران با کسب تجربه از جنگ هشت ساله ایران و عراق و نیز دشمنی و برنامه ریزی آشکار و پنهان آمریکا و اسرائیل علیه هویت اعتقادی و سرزمینی ایران، دکترین دفاعی خود را در سی سال گذشته، حول محور برتری قدرت دفاعی ایران در برابر اسرائیل متمرکز کرده است.

به رغم نظر صریح و فتوای رهبر انقلاب در دو دهه گذشته مبنی بر عدم داشتن سلاح کشتار جمعی در دکترین دفاعی ایران که تا آخرین لحظه عمر مبارکشان بر این فتوا تاکید داشتند، و نیز طرح موضوع آتش به اختیاری نیروهای انقلابی برای حفظ دستاوردها و کیان جمهوری اسلامی ایران، و در مقابل، رفتار محتاطانه دشمنان انقلاب اسلامی در برخوردهای نظامی اخیر، احساس می شود در موضوع قدرت بازدارندگی ایران اتفاقاتی بیش از قدرت موشکی ایران رخ داده است که آمریکا و اسرائیل با وجود وارد شدن ضربات و خسارات سنگین نظامی، امنیتی، اقتصادی و حیثیتی به آنها، از سلاح اتمی علیه ایران استفاده نکرده اند. در حالی که در جریان جنگ جهانی دوم علیه ژاپن بکار برد.

پیش بینی صاحب نظران تا قبل از جنگ رمضان این بود که در صورت ورود ناوهواپیمابر آبراهام لینکن به عنوان پیشانی قدرت نظامی آمریکا به صحنه جنگ با ایران، در صورت مورد اصابت قرار دادن آن توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، و نیز در اختیار گرفتن مدیریت تردد در تنگه هرمز، آمریکایی ها در مقابل آن از سلاح اتمی علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده خواهند کرد. اما به رغم مورد اصابت قرار دادن این ناو و چندین ناو و ناوچه دیگر و دهها هواگرد استراتژیک ارتش آمریکا و انهدام پایگاه های نظامی آن در منطقه، چنین اتفاقی رخ نداده است.

پس از ترور شهید فخری زاده، کلیپی از ایشان در فضای مجازی پخش شد که ایشان در سخنرانی خود به تلاش ایران برای دستیابی به سلاح های راهبردی دفاعی، جهت مقابله با هرگونه تهدید و تهاجم ارتش اسرائیل اعم از هسته‌ای و غیر هسته‌ای تاکید داشت.

شهید دریابان علی شمخانی؛ پس از ترور ناموفق وی در جنگ دوازده روزه، طی مصاحبه‌ای، در پاسخ به سوال حساب شده خبرنگار صدا و سیما از ایشان، مبنی بر اینکه چرا شما را ترور کردند گفت « من بلایی سر اسرائیل آورده ام که بعداً معلوم می شود و اینها از این بابت عصبانی هستند و این ترور به همین دلیل انجام شده است».

پس از شهادت این شهید عزیز، توئیتی از ایشان منتشر شد که نشان‌دهنده نوشتن متن آن قبل از شهادت بود. در آن توئیت گفته بود «شمخانی زنده است» و این اشاره به اقدامی است که در آن مصاحبه به آن اشاره کرده بود. به عبارتی اسرائیل نتیجه اقدام مرا بعداً خواهد دید.

در خلال جنگ رمضان، برخی اظهار نظرهای رسانه ای مدعی بودند که ممکن است در مقابل ضربات سهمگین ایران به اسرائیل و آمریکا، بکارگیری سلاح اتمی علیه ایران عملیاتی شود.

در همین شرایط یکی از ژنرالهای بازنشسته ارتش آمریکا طی مصاحبه‌ای گفته بود بر فرض که اسرائیل با چند کلاهک اتمی به ایران حمله کند، اولا سرزمین ایران آنقدر پهناور است که نمی تواند منجر به تغییر موازنه قوا یا براندازی حاکمیت ایران شود، اما اسرائیل باید این موضوع را در نظر بگیرد که اسرائیل با یک کلاهک اتمی ایران کاملا نابود خواهد شد. یکی از کارشناسان در سیمای ج.ا.ا، اظهار داشت ترتیبات امنیتی و آرایش دفاعی در تنگه هرمز و سواحل نزدیک و دور خلیج فارس، از جمله دستاوردهای شهید والامقام شمخانی بوده است.

وی بیان کرد: منطقه باید زندگی/ رویارویی با مولفه‌های جدید در مناسبات قدرت در خاورمیانه را بپذیرند.

یا در کلیپی که به تازگی از سخنرانی شهید حسن طهرانی مقدم منتشر شده است وی با بیان اینکه ایران در حوزه موشکی به برد شش هزار کیلومتر دست یافته است و دیگر موضوع محدودیت برد موشکی در ایران برای همیشه حل شده است. کارشناس امنیتی و نظامی اخیرا اظهار داشته اند وقتی جمهوری اسلامی ایران می تواند ماهواره های خود را با پرتابگرهای بومی به فضا بفرستد، این به معنای آن است که این پرتابگرها هر نوع کلاهکی را در اقصی نقاط جهان می توانند حمل کنند.

مسأله بسیار حیاتی و راهبردی مابین ایران و اسرائیل، شرایط جغرافیایی بسیار محدود و شکننده این رژیم در منطقه است. و همانطور که قبلاً اشاره شد رژیم صهیونسیتی به معنای واقعی کلمه، پایتخت اصلی آمریکا محسوب می شود و هر گونه ضربه و خسارت و نابودی آن، با انهدام نیویورک یا واشنگتن برابری می کند.

لذا دشمنان انقلاب اسلامی در یک پارادوکس شکننده و خرد کننده ای قرار گرفته اند. و مطمئن هستند هر گونه اقدام نظامی اتمی علیه ایران، بدون پاسخ نمی ماند و نه تنها رژیم اسرائیل ، بلکه همه سرمایه‌گذاری پنجاه ساله خود در خاورمیانه را از دست می دهند.

از مجموع اظهار نظرها و قرائن و شواهد موجود، به نظر می رسد جمهوری اسلامی از مرز بازدارندگی نظامی عبور کرده و  دشمنان انقلاب اسلامی باید زندگی با قدرت جدید در خاورمیانه را بپذیرند.

 

نتیجه گیری:

با احتمال وجود عناصری معقول و فهمیده نسبت به شرایط شکننده اقتصادی، نظامی و سیاسی فعلی در حاکمیت آمریکا، پیشنهاد می شود مجموعه حاکمیتی این رژیم، به گونه ای برای بقای حیات باقی مانده ابرقدرتی آن کشور، ضمن محدود کردن دخالت ها و حضور گسترده در اقصی نقاط جهان، از هزینه‌های نظامی هنگفت خود بکاهند و برای رژیم اشغال‌گر قدس بخشی از سرزمین خود را به آنها اختصاص دهند و صهیونیست ها و یهودیان داوطلب مهاجرت را در آن سرزمین اسکان دهند و با زیر پا گذاشتن غرور کاذب خود، هر چه بیشتر و زودتر از مهلکه خاورمیانه خارج شوند.

این پیشنهاد به مثابه باز کردن گره با دست است و در غیر اینصورت هرگونه تلاش نامعقولانه و انتحاری، مانند لشکرکشی و انجام عملیات زمینی یا محاصره بنادر ایران و تنگه هرمز، جز کورتر کردن گره و شکست و هزیمت و نابودی برای خود و رژیم صهیونسیتی نخواهد داشت.


*محقق و پژوهشگر دفاع مقدس

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی محسن رخصت طلب
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.