نکته اساسی و بسیار مهم در دوران خدمت قضایی آن مرحوم، دوری کردن از مقام و تلاش نکردن برای حفظ موقعیت دنیایی است. پس از ادغام دادستانی انقلاب در دادستانی کشور و حذف این پست حکومتی، بلافاصله به حوزه علمیه قم بازگشت و به درس و بحث طلبگی پرداخت. با آنکه عالیترین مناصب قضایی را داشت و برحسب قاعده باید دشمنان شخصی و عقیدتی زیادی پیدا کرده باشد، سالهای طولانی بدون هیچگونه محافظ و امکانات حفاظتی در میان مردم رفت و آمد و زندگی کرد و از تواضع و فروتنی بسیاری برخوردار بود.
آیتالله حاج سیدحسین موسوی تبریزی پس از عمری مجاهدت و خدمت خالصانه و صادقانه به اسلام و انقلاب به دیار باقی شتافت. وی از یاران صدیق حضرت امام و تربیت یافتگان مکتب آن پیر فرزانه بود که از عنفوان جوانی سر در گرو مبارزه با طاغوت نهاد و تا آخرین روزهای حیات بر سر این پیمان با خدای خویش باقی ماند. علیرغم آنکه با بیمهریها و ناملایمات بسیاری در مسیر خدمت به اسلام و انقلاب مواجه گردید، هرگز از مسیر پیموده شده پشیمان نشده و پیمان نشکست.
وی با توجه به سابقه خانوادگی و جایگاه شایسته دینی و مبارزاتی پدرش در بازار تبریز، ارتباط نزدیکی با مرحوم آیتالله حاج سید محمدعلی قاضی طباطبایی اولین شهید محراب داشت که توسط گروهک منحرف فرقان ترور شد. ظاهرا همین رابطه و عنایت پدرش به افکار و اخلاق امام خمینی(ره) منجر به آشنایی نزدیک با حضرت امام و قرار گرفتن در مسیر مبارزه شد.
مرحوم آیتالله موسوی تبریزی در کنار در جدیت در امر تحصیل طلبگی، نقش اساسی در تکثیر و انتشار بیانیهها و اعلامیههای روحانیون و طلاب در حمایت از مبارزه با طاغوت و جمعآوری امضا از مدرسین و فضلای حوزه در دوران تبعید حضرت امام داشت. سخنران طلاب تظاهرات کننده در محکومیت اهانت به حضرت امام در روزنامه اطلاعات در روز نوزدهم دیماه 56 هم بود که منجر به جرقه انقلاب و آغازی بر قیام های منجر به پیروزی انقلاب گردید. همچنین به اتفاق برادرش آیتالله حاج سید محسن موسوی، نقشی اساسی در قیام 29 بهمن تبریز 56 داشتند که شروعی بر چلههای شهدای انقلاب و گسترش قیام در سراسر کشور شد.
آن مرحوم پس از پیروزی انقلاب به دستور حضرت امام، دفتر تبلیغات اسلامی قم را به کمک چند تن از دوستانش راهاندازی کرد و با توجه به صلاحیت علمی و مدیریتی بالای خود با آنکه کمتر از سی سال داشت به عنوان حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی در استانهای مختلف و مسألهدار، مشغول خدمت شد. مسئولیت قضاوت دو پرونده مهم و اساسی آتشسوزی سینما رکس آبادان و جاسوسی محمد ضا سعادتی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق را که مدتها کشور را درگیر خود کرده بود و کسی زیر بار برگزاری دادگاه آنها نمیرفت بر عهده گرفت و با برگزاری دادگاه علنی در هیاهوی خبرنگاران روزنامهها و جوّسازیهای منتقدین، با احکامی محکم و عادلانه، این دو پرونده را مختومه کرد.
وی در پاییز 58 زمان شعلهور شدن غائله حزب خلق مسلمان تبریز که میرفت کشور را با بحران تجزیه مواجه کند با حکم حضرت امام، حاکم شرع آذربایجان شد. ضمن رعایت حرمت علما و مراجع، با درایت و مدیریت مثال زدنی اقدامات و آشوبهای حجم عظیم طرفداران این حزب در آن منطقه را کنترل کرد و ریشه بحران در کشور را که میرفت فراگیر شده و در سایر منطق کشور نیز گسترش یابد، خشکانید. این اقدام باعث گردید شهید مظلوم آیتالله دکتر بهشتی، آن مرحوم را همواره «حاکم شرع» خطاب کند.
عملکرد صحیح و درست آن مرحوم در جمع کردن این غائله و برخورد قاطع با عوامل ناامنی در منطقه و همراهی مسالمتآمیز با قشر عظیم طرفداران این حزب در تبریز باعث شد در میان مردم تبریز محبوبیت زیادی پیدا کند. شاهد بر این مطلب رأیهای بالا به او توسط مردم تبریز است. وی در انتخابات دورههای اول، سوم و ششم مجلس شورای اسلامی و دوره اول مجلس خبرگان رهبری با اکثریت مطلق آراء به نمایندگی مردم انتخاب شد.
آیتالله سید حسین موسوی تبریزی در دوره اول مجلس شورای اسلامی با دستور حضرت امام و موافقت شورای نگهبان به صورت همزمان، مسئولیت حاکم شرع آذربایجان را نیز بر عهده داشت و با رایزنیها و پیگیریهای متعدد، درصدد اعاده حیثیت و بازگردندن اموال و داراییهای توقیف شده مرحوم آیتالله حاج سید کاظم شریعتمداری برآمد و دارالتبلیغ اسلامی را از نیروهای نظامی تخلیه کرده و آن را به نهادی که فعالیت فرهنگی تبلیغی انجام میدهد واگذار کرد تا در مسیر عمل به وقف و نیت واقفین خللی وارد نشود.
در تابستان سال 1360 هنگامی که به واسطه اعلام جنگ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق، فضای کشور به شدت ناامن شده بود و علاوه بر ترور هفتاد و دو تن از مقامات کشوری در حادثه هفتم تیر و شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر، هر روز تعداد وسیعی از مردم ترور شده و به شهادت میرسیدند، با حدود سی سال سن، مسئولیت دادستانی انقلاب کل کشور را پذیرفت. این مقطع اوج هنرنمایی و مدیریت او به حساب میآمد که توانست ظرف مدت کمتر از یک سال با همکاری و هماهنگی نیروهای امنیتی، فضای جامعه را امن کرده و پرونده ترور و تروریستها را جمع کند.
نکته اساسی و بسیار مهم در دوران خدمت قضایی آن مرحوم، دوری کردن از مقام و تلاش نکردن برای حفظ موقعیت دنیایی است. پس از ادغام دادستانی انقلاب در دادستانی کشور و حذف این پست حکومتی، بلافاصله به حوزه علمیه قم بازگشت و به درس و بحث طلبگی پرداخت. با آنکه عالیترین مناصب قضایی را داشت و برحسب قاعده باید دشمنان شخصی و عقیدتی زیادی پیدا کرده باشد، سالهای طولانی بدون هیچگونه محافظ و امکانات حفاظتی در میان مردم رفت و آمد و زندگی کرد و از تواضع و فروتنی بسیاری برخوردار بود.
وی از روحانیون و فقهای روشنفکر و مترقی بوده و دیدگاهی متفاوت با برخی روحانیون سنتی داشت و با گردآوری روحانیون و فضلای جوان و روشنفکر حوزه و پایهگذاری مجمع محققین و مدرسین حوه علمیه قم، نقش پر رنگی در گسترش اندیشههای امام راحل و تبیین زوایای اسلام ناب محمدی(ص) داشت. همچین مدت زمانی طولانی ریاست خانه احزاب را برعهده گرفت و برای پر رنگ شدن نقش احزاب سیاسی در اداره کشور و رفع نقایص آنها تلاش زیادی کرد.
سالهای پایانی زندگی آن مرحوم به واسطه درگیر شدن با بیماری سرطان، بسیار سخت گذشت ولی همواره شاکر درگاه الهی بود و حمد خدا را به جای میآورد.
خدایش رحمت کند و او را با اجداد طاهرینش و محبوب و مرادش حضرت امام خمینی(ره) محشور بگرداند.
این ضایعه اسفناک را به اخوان بزرگوارش و فرزندان و خانوادهاش بالأخص حضرت آیتالله حاج سید محسن موسوی تبریزی تسلیت میگویم.