دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی برای جماران نوشت: فرجام و یا آغاز بسیاری از روندهای جدید به نحوه پایان این جنگ بستگی دارد؛ این که جنگ در چندمین روز خود به پایان برسد، نباید پرسش امروز ما باشد چراکه پیروز جنگ تنها طرفی است که با گذشت زمان بتواند پایداری بیشتری از خود نشان دهد. راهبرد مقاومت در زمان، از طریق حفظ پایداری و همبستگی در داخل و تداوم خط آتش در میدان، رمز اصلی پیروزی در این جنگ نابرابر است.
جنگ رمضان اگر چه به پایان هفته چهارم خود نزدیک میشود، اما سؤالات پیرامون زمان و نحوه پایان آن همچنان به عنوان معمایی مبهم و تا حدودی به نظر غیر قابل حل در مجامع خبری و تحلیلی جهان باقی مانده است.
آنچه موجب بروز چنین وضعیتی شده، عمدتاً ناشی از گذار جنگ از مرحله نبرد متقارن و متعارف - با تأکید بر اهداف نظامی - به جنگ با اهداف امنیتی - با اولویت شکستن مقاومت اجتماعی از درون - است. چنانچه نیروهای متجاوز علیرغم اجرای عملیاتهای آفندی گسترده علیه کلیه اهداف اعلامی نظامی همچون تأسیسات صنایع موشکی، لانچرهای موشکهای دوربرد و نیز تاسیسات و پایگاههای نیروی دریایی، در عمل، به به هیچ یک از اهداف اعلام شده نائل نشده و همچنان و علیرغم گذشت قریب به چهار هفته، شاهد هستیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از تمام ظرفیتهای مصادیق یاد شده برای تنبیه دشمن متجاوز در حال بهرهبرداری مستمر هستند.
از سوی دیگر، جنگ در بعد امنیتی نیز از دو جنبه با شکست مواجه شده است؛ از یک سو، انسجام اجتماعی در شرایط بحرانی به شکلی کمسابقه تحکیم و تعمیق یافته و مانع از تحقق ایده فروپاشی اجتماعی و یا شکلگیری آشوبهای گسترده شده و از سوی دیگر، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و یا زیرساختهای انرژی با هدف ایجاد زمینههای اعتراض در جامعه نیز با پسرانهای جدیای روبروست چنانچه پاسخ قاطع و مناسب نیروهای مسلح به نخستین تهدید عملیاتیشده دشمن متجاوز نسبت به برخی تأسیسات پارس جنوبی، موجب عقبنشینی سریع آنها از تکرار دیگر بخشهای این مرحله امنیتیشده از جنگ تا به این لحظه شده است.
یک بعد بسیار مهم در جنگ، نوع رفتار بازار سرمایه و بورسهای قدرتمند جهانی و یا برخی شاخصهای عمده در اقتصاد آمریکا همچون شاخص اس اند پی ۵۰۰ است که نسبت به مولفه ناپایداری در زنجیره تأمین انرژی جهانی بسیار آسیبپذیر است و از این رو، با توجه به تسلط ایران بر تنگه هرمز و توقف جریان صادرات نفت از این تنگه راهبردی و پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی، بسیار دور از انتظار است رفتار بازار را برای همیشه بتوان با توئیت و اقدامات لحظهای به کنترل درآورد و واقعیتهای بازار در ادامه این روند مبهم، به سرعت خود را نشان خواهد داد که با توجه به در پیش بودن انتخابات کنگره و سنا در تابستان پیشرو، میتواند به مثابه اهرم فشار قابلتوجهی بر دولت ترامپ عمل نماید.
همچنین، مدیریت هوشمندانه جنگ از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران موجب شده تا کلیه مراکز پشتیبانی و نیز فرماندهی و کنترل عملیات ایالات متحده آمریکا در منطقه به شکل قابلتوجهی آسیب دیده و یا از بعد عملیاتی، صورتی غیرفعال پیدا کرده باشد، که این وضعیت موجب شده تا طراحی و اجرای هرگونه عملیات عمده برای تغییر در معادلات جنگ از نیروهای متجاوز با چالشهای پر شماری مواجه باشد؛ لذا طرح موضوعاتی چون هدف قرار دادن زیرساخت نیروگاهی، یا اشغال نظامی جزیره خارک با هدف بازگشایی تنگه هرمز و یا تایوانیزهسازی جزیره کیش برای طولانی مدت، عملاً از منظر نظامی با محدودیتهای بسیار جدی مواجه بوده و تنها انتفاع آن برای دشمن متجاوز، بهرهمندی از تأثیرات لحظهای و کوتاهمدت آن بر افکار عمومی و نیز بازار سرمایه خواهد بود.
در مقابل نیز، جمهوری اسلامی ایران در عمل اثبات کرده که به هیچ وجه به دنبال کوتاه آمدن از موضع اصولی و احقاق حقوق قانونی خویش نیست و خود را برای یک جنگ فرسایشی طولانی مدت با دشمن متجاوز آمده کرده و تمهیدات لازم را برای این منظور را از پیش اندیشیده است؛ چنانچه نه در میدان جنگ و نیز در عرصه مدیریت داخلی، تاکنون با چالشی مواجه نبوده است.
همچنین شاهد آن هستیم که نیروهای مسلح ایرانی، همواره شگفتانههایی در قبال تحولات جنگ از خود بروز دادهاند که محاسبات پیشین از قدرت آنها را به صورتی جدی به چالش فرا میخواند. رهگیری، هدف قراردادن و شلیک به مدرنترین جنگافزارهای هوایی نیروهای متجاوز همچون جنگندههای نسل پنجمی پنهان کار F-35، F-15 و F-16 و یا پهپادهای اف کیو ۹، هرون و هرمس و یا هدف قرار دادن سامانههای مدرن پدافندی و یا غیرعملیاتیشدن ناوهای هواپیمابر دشمن آمریکایی، از جمله مهمترین شگفتانههای ایران در عرصه جنگ رمضان است.
مهمترین نکته در طرف ایرانی، وجود قابلیت و نیز اراده قاطع برای اجرای کلیه تهدیداتی است که نسبت به دشمن متجاوز اعلام میشود؛ امری تا پیش از این در رفتار نیروهای مسلح چندان بروز و ظهور نداشت. این موضوع موجب شده که ایران به بازیگری نفوذناپذیر و قاطع در عرصه مدیریت میدانی جنگ تبدیل شود.
جمعبندی
اکنون آمریکا و رژیم صهیونی از هیچ ابزار مؤثری برای خروج از باتلاق جنگ با ایران برخوردار نیستند و هر اقدام از سوی آنان برای شکستن سد مستحکم اتحاد مقدس ایرانیان و نیز مشت محکم و اراده پولادین نیروهای مسلح آن تاکنون ناموفق بوده است. با این حال با توجه به خروج مدیریت جنگ از محور آمریکایی و قدرت قابلتوجه کنشگری رژیم صهیونی در تداومبخشیدن جنگ و نیز نگاه داشتن آمریکا در میدان منازعه، از یک سو و تفوق دیدگاههای جنگطلبانه تلمودی آخرالزمانی در میان جنگسالاران صهیونیست از سوی دیگر، گزینهای جز تمرکز و توجه هر چه بیشتر به عرصه مواجهه نظامی و تحولات میدان باقی نمیماند.
لذا به نظر میرسد رژیم صهیونی یا امید به کاهش تابآوری اجتماعی در ایران داشته و یا در برآوردهای خود به نابودی توان موشکی و پهپادی ایران در روزهای پیش رو امید دارد و یا در اندیشه اجرای یک طرح شرارتانگیز مبتنی بر غافلگیری و یا یک اقدام نظامی سریع با دستاوردهای قابل توجه باشد.
از آنچه اشاره شد با توجه به روندهای فعلی همچون تداوم کنترل موثر بر تنگه هرمز، انسجام و وحدت ملی فزاینده و نیز تداوم قدرت آفندی ایران، از یک سو و نیز تداوم وضعیت فعال جنگی از سوی نیروهای متجاوز، از سوی دیگر، میتوان چنین نتیجه گرفت که پایان جنگ را تنها پایداری در میدان و تابآوری اجتماعی در داخل تا زمان نیل به وضعیت بازدارندگی کامل در شرایط میدانی رقم خواهد زد و تا آن موعد، طرح راهکارهای خروج دیپلماتیک از بحران، تنها یک الگوی فریب خواهد بود.
بر این اساس، پیشنهاد میشود نیروهای مسلح اجازه درافتادن و کشیدنشدن میدان جنگ به نوعی مواجهه فرسایشی مبتنی بر پاسخهای متناسب با رفتارهای تجاوزکارانه دشمن خارج شده، و مانع از خروج ابتکار عمل از دستان خود شود. اجرای بیوقفه حملات هدفمند به زیرساختهای نظامی و نیز کلیه زیرساختهای مرتبط با قدرت نظامی دشمن باید به طور مستمر در دستور کار قرار گرفته تا هرگونه فرصت برای طراحی و اجرای اقدامات شرارتگونه از دشمن متجاوز سلب شود.
در بعد اجتماعی نیز حفظ حضور مردم در میادین و سطح شهرها باید همچنان پرشور تداوم یابد و ضرورت سخن گفتن با مردم و اقناعسازی برای حضور هر چه بیشتر تا پایان جنگ اهمیتی صد چندان دارد.
بر اساس آنچه اشاره شد، به عنوان یک اولویت با درجه اهمیت بسیار بالا، میبایست خط رسانهای دشمن با طرح ایده شرورانه «انتظار برای پایان جنگ» و یا طرح این سؤال که ایران جنگ را تا چه زمانی ادامه خواهد داد؟! (بدون آن که اشارهای به این که نیروی متجاوز کیست داشته باشند) را تا پیش از نیل به دستاوردهای مورد انتظار خنثی کرد که بیشک امروز مهمترین سلاح دشمن، سلاح رسانه است؛ سلاحی نرم، نفوذپذیر، با جامعه هدف گسترده و برخوردار از پیچیدهترین روشهای شناختی و ابزارهای اقناعی.
در پایان لازم است همه آنان که در دل گرو وطن دارند، تنها بر خدا تکیه دارند که «لا مؤثر فی الوجود الا الله» و عقد ایمان بر فراز فراز باورهای خود خوانند و دائم زیر لب آنها را تکرار کنند تا ذکر از لسان به قلبشان جاری شود که:
«وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»
«وَ مَا النَّصْرُ إلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»
«وَ مَا رَمَیْتَ إذْ رَمَیْتَ وَ لَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»
و حقیقتی جز این نیست که:
«إنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»