گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران:

دکتر فخری دانش‌پور پرور: به مجیدزاده بی‌مهری شد و کارش در جیرفت ناتمام ماند/ مجیدزاده تمدن جیرفت را با شور و تعصب معرفی کرد

درگذشت یوسف مجیدزاده، باستان‌شناس برجسته‌ای که نامش با کاوش‌های تمدن جیرفت گره‌خورده است، فرصتی برای مرور کارنامه علمی و سال‌های فعالیت دانشگاهی او فراهم کرده؛ اما در کنار دستاوردهای علمی، پرسش از سرنوشت مفاخر ایرانی در خارج از کشور و چرایی بی‌توجهی به بازگشت آنها نیز مطرح است. این پیش‌کسوت باستان‌شناسی دوشنبه ۲۷ مهرماه در ۹۰ سالگی در فرانسه درگذشت. دکتر فخری دانش‌پور پرور، چهره ماندگار میراث‌فرهنگی و از پیش‌کسوتان باستان‌شناسی ایران، در گفت‌وگو با جماران از سال‌های همکاری خود با مجیدزاده، ویژگی‌های علمی و آموزشی او، کاوش‌های جیرفت و اختلاف‌نظرهای مطرح‌شده درباره برخی فعالیت‌هایش می‌گوید. او در کنار ارزیابی دستاوردهای این باستان‌شناس، به رفتارهای قابل‌نقد او نیز اشاره می‌کند و در بخش پایانی گفت‌وگو، بر ضرورت توجه جدی‌تر نهادهای رسمی به بازگشت و بهره‌گیری از دانش مفاخر علمی و فرهنگی ایران تأکید دارد.

پایگاه خبری جماران، مطهره کشاورز محمدیان: دانش‌پور پرور (ملقب به مادر باستان شناسی ایران ) متولد ۱۳۱۵ در تهران و نخستین زنان باستان‌شناس ایران است که در زمانی که مجوزی برای دانشجویان دختر نبود به حفاری و کاوش رفت، او فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۳۷ با استخدام در وزارت فرهنگ آغاز کرد و سال ۱۳۴۵ برای تحصیل در رشته باستان‌شناسی به دانشگاه تهران وارد شد و اردیبهشت ۱۳۵۰ هم دوره کارشناسی‌ارشد را با رتبه نخست در همین دانشگاه به پایان رساند و به دریافت چند مدال علمی مفتخر گردید. او سپس با استفاده از بورسیه دانشگاهی کشور چین، تحصیلات خود را در رشته تاریخ هنر چین در تایوان ادامه داد و در سال ۱۳۵۶ از پایان‌نامه‌اش با عنوان تأثیر متقابل هنر ایران و چین دفاع کرد. دانش‌پور پرور پس از اقامتی شش‌ساله در چین و بازگشت به ایران، تدریس دروس تاریخ هنر هند، چین و ژاپن را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آغاز کرد. ۵ سال مدیرگروه باستان‌شناسی دانشگاه تهران بود و سپس از سال ۱۳۷۶، مسئولیت مدیریت گروه زبان و ادبیات چینی دانشگاه شهید بهشتی را پذیرفت و ۱۱ سال، ضمن ریاست این گروه، به تدریس زبان چینی مقدماتی و مبانی فرهنگی این زبان پرداخت. این پیش‌کسوت خستگی‌ناپذیر در حرکتی تحسین‌برانگیز در سن ۷۲ سالگی برای ادامه تحصیل و تدریس راهی هند شد. او به دلیل علاقه وافر به فرهنگ شرق، در سال ۲۰۱۶ و در سن ۷۸ سالگی موفق به دریافت مدرک دکترا در رشته باستان‌شناسی و تاریخ و فرهنگ هند شد. از مهم‌ترین سوابق میدانی دکتر دانش‌پور پرور می‌توان به کاوش‌های باستان‌شناسی و بررسی در جزایر هرمز و کیش، محوطه‌های سگزآباد و تپه نرگه قزوین و همچنین هفت‌تپه شوش اشاره کرد. او به‌عنوان نخستین بانوی ایرانی که به‌عنوان اولین دختری مجوز شرکت در کاوش دریافت کرده، افتخار داشت در چهارفصل کاوش در خدمت دکتر عزت‌الله نگهبان باشد. خدمات ارزنده این استاد برجسته سبب شد تا در سال ۱۳۹۸، ششمین نشان «دکتر عزت‌الله نگهبان» را از مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران دریافت کند و در سومین آیین نکوداشت چهره‌های میراث‌فرهنگی نیز به‌عنوان «چهره ماندگار» تجلیل شود. دکتر فخری دانش پورپرور، چهره ماندگار میراث فرهنگی و از پیشکسوتان باستان‌شناسی ایران در گفت‌وگو با جماران از سال‌های همکاری خود با دکتر مجیدزاده در دانشگاه تهران، ویژگی‌های علمی و آموزشی ایشان سخن گفت. مشروح گفت و گو ایشان با خبرنگار جماران را در ادامه می خوانید

 

 

 آشنایی و همکاری شما با دکتر یوسف مجیدزاده به چه دوره‌ای برمی‌گردد؟ در سال‌های همکاری، چه ویژگی‌هایی از شخصیت علمی و شیوه تدریس ایشان برای شما برجسته بود؟

 پس از بازگشت از چین و انتقال از آموزش‌وپرورش ( در اوایل سال ۱۳۵۸ ) به دانشگاه تهران (گروه باستان شناسی) با دکتر مجیدزاده و چند نفر دیگر از اساتید همکار شدم. در آن زمان، زنده‌یاد خانم دکتر سیمین دانشور مدیریت گروه را بر عهده داشتند و درس پیش از تاریخ بین‌النهرین را شادروان دکتر مجیدزاده تدریس می‌کردند،

 در چند سال همکاری با دکتر مجیدزاده دریافتم، ایشان از نظر تربیت دانشجو، تدریس و دانش علمی، استادی توانمند و پرتلاش بودند و بسیار علاقه داشتند هر آنچه را از نظر علمی لازم است، به دانشجو منتقل نمایند.

البته دکتر مجیدزاده ویژگی‌های خاص خودشان را هم داشتند. اگر دانشجو با درس‌ها و راهنمایی‌های علمی استاد همراهی می‌کرد، با او صریح و روراست بودند؛ اما چندان پذیرای سؤالات بی‌مورد نبودند و در کل کوشش بسیار در آموزش دانشجویان داشتند. پس از بازنشستگی زنده‌یاد سیمین دانشور، دکتر مجیدزاده مدیرگروه شدند و تدریس را نیز ادامه دادند. 

جایگاه علمی دکتر مجیدزاده در باستان‌شناسی و تأثیری که در این حوزه گذاشتند، چه بود؟

دکتر مجیدزاده کاوش‌های متعددی انجام دادند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به کاوش در تپه ازبکی و جیرفت اشاره کرد. ایشان با اشتیاق فراوان، یافته‌های باستان‌شناسی جیرفت را به بازدیدکنندگان و دانشجویان معرفی می‌کردند و نکات علمی و آموزشی ارزشمندی را درباره این آثار توضیح می‌دادند. همچنین، با تألیف و تدوین کتاب‌هایی درباره این محوطه، در معرفی یافته‌ها و انتقال دانش حاصل از کاوش‌ها نقش مؤثری داشتند. ایشان از دانشجویان موفق دکتر نگهبان بودند و به راهنمایی ایشان برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتند.

به نظر شما، مهم‌ترین و اثرگذارترین کاوش ایشان کدام بود؟

بی‌تردید  نقطه عطف کاوش‌های باستان‌شناسی دکتر مجیدزاده جیرفت است؛  به‌ویژه با کشف لوح‌ها و نشانه‌های نوشتاری هندسی که از اهمیت علمی بسیاری برخوردارند.

به همت و کوشش دکتر آژیده مقدم، استاد گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران، مشخص شد که نشانه‌های روی لوح‌های به‌دست‌آمده از جیرفت، خط هندسی هستند. ایشان دو کتاب ارزشمند و مفصل  هم درباره این خطوط تألیف کردند.

مدتی پس از این اتفاق، فرانسوا دوسه، پژوهشگر فرانسوی، نیز مدعی تشخیص خط لوح‌های جیرفت شد؛ بااین‌حال، نباید نقش و توانایی علمی دکتر آژیده مقدم را نادیده گرفت. ایشان نخستین فردی در جهان بودند که این نشانه‌ها را به‌عنوان خط هندسی تشخیص دادند.

روح دکتر مجیدزاده شاد. ایشان همچنین فرضیه آرتا یا آرته را مطرح کردند و آن را به‌عنوان کهن‌ترین تمدن جهان می‌دانستند. یکی دیگر از توانایی‌های کم‌نظیر ایشان، قدرت اندازه‌گیری چشمی بود؛ به‌گونه‌ای که بدون استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری، طول، عرض و قطر بناها و اشیا را با اختلافی اندک، در حدود یکی دو میلی‌متر، تشخیص می‌دادند.

حیف که با وجود دانش، توانایی‌های علمی و پشتکار فراوان دکتر مجیدزاده، بی‌مهری‌های بسیاری در حق ایشان شد و فرصت نیافتند کار خود را در جیرفت به پایان برسانند. احساس من این است که ایشان یکی از باسوادترین استادان این گروه بودند.

باتوجه‌به اهمیت کاوش‌های جیرفت، کدام بخش از پژوهش‌های دکتر مجیدزاده ناتمام مانده و نیازمند ادامه کار است؟

اصولاً کاوش در محوطه‌های باستانی به این معنا نیست که کار در یک دوره کوتاه تمام می‌شود. فصل‌های حفاری پیوسته نیستند و ممکن است یک، دو یا سه ماه طول بکشند و پس از آن، کار برای مدتی متوقف شود؛ بنابراین، محوطه‌ها همچنان ظرفیت ادامه کاوش دارند.

جیرفت، تپه ازبکی و تپه قبرستان در دشت قزوین از جمله محوطه‌هایی هستند که به ادامه پژوهش نیاز دارند. به‌طورکلی، نمی‌توان گفت کاوش در بسیاری از محوطه‌های باستانی به طور کامل پایان‌یافته است. در این مکان‌ها همچنان امکان کشف آثار و دستیابی به اطلاعات تازه وجود دارد.

درباره کاوش های  دکتر مجیدزاده گاهی نقدهای غیرمستندی مطرح می‌شود،‌ اینکه چرا نتایج کاوش‌ها هنوز به طور کامل منتشر نشده‌اند. آیا دکتر مجیدزاده نتایج پژوهش‌هایشان را منتشر می‌کردند؟

برداشت من از تعهد ایشان به باستان‌شناسی این بود که تأکید داشتند نتایج کارهایشان حتماً منتشر شود. درباره جیرفت نیز نتایج کاوش‌های خود را منتشر کردند. ایشان همچنین کتاب‌های متعددی نوشتند و ترجمه کردند و در حوزه‌های تخصصی باستان‌شناسی، از جمله ایلام و بین‌النهرین، آثار ارزشمندی از خود به جا گذاشتند. افزون بر این، مقالات متعددی نیز از ایشان منتشر شده است.

 من دکتر مجیدزاده را فردی متعهد به کار باستان‌شناسی می‌شناسم. ایشان نسبت به باستان‌شناسی و تمدن ایران تعصب و علاقه داشتند و برای این حوزه تلاش می‌کردند و این‌طور نبود که علمشان را از آنهایی که تشنه آموختن و دانستن بودند دریغ کنند.

از همکاران و استادان آن دوره چه کسانی را به یاد دارید؟

استادان و همکارانی که در آن دوره داشتم، بسیاری‌شان از دنیا رفته‌اند. از جمله دکتر محمد یوسف کیانی، دکتر صادق ملک‌شهرزادی، دکتر غلامعلی همایون، دکتر غلامعلی شاملو، دکتر مسعود گلزاری، دکتر پرویز ورجاوند و دکتر منوچهر ستوده روح همه آنها شاد باشد.

باید از آقای اردشیر فرزانگان هم یاد کنم که تدریس نمی‌کردند، اما مورداعتماد دکتر نگهبان بودند و امور گروه و کارهای باستان‌شناسی را پیگیری می‌کردند. این افراد در تاریخ آموزش و پژوهش باستان‌شناسی و هنر ایران نقش داشتند و نباید فراموش شوند.

در شیوه آموزش دکتر مجیدزاده چه ویژگی دیگری برجسته بود؟

دکتر مجیدزاده در یاددادن امساک نداشتند؛ مثل بعضی از استادان نبودند که آنچه را می‌دانند، به دانشجو منتقل نکنند. ایشان آنچه را می‌دانستند، تمام‌وکمال به شاگردانش یاد می‌داد. ایشان در حفاری هم استاد زبردستی بودند، از دکتر نگهبان بسیار آموخته بودند و همان مهارت‌ها را نیز به دانشجویان منتقل می‌کردند.

باتوجه‌به درگذشت بسیاری از چهره‌های علمی ایران در خارج از کشور، به نظر شما چرا بازگشت این سرمایه‌های علمی به ایران اهمیت دارد و چه شرایطی باید فراهم شود تا آنها بتوانند دانش و تجربه خود را در اختیار نسل‌های بعدی قرار دهند؟

من همیشه از این موضوع متأسفم که مفاخر علمی ما مانند دکتر غلامعلی همایون و دکتر مجیدزاده، خارج از ایران از دنیا می‌روند. با خودم فکر می‌کنم ما چند نفر از این مفاخر داشته‌ایم و هنوز هم داریم؛ افرادی که خارج از کشور زندگی می‌کنند و هیچ‌وقت آن‌طور که باید در داخل کشور موردتوجه قرار نمی‌گیرند.

به نظر من، بازگشت این افراد هیچ‌گاه به‌اندازه کافی دغدغه مسئولان میراث‌فرهنگی یا به‌طورکلی دولت‌ها نبوده است. گاهی برای بازگرداندن افرادی اقدام می‌شود که ضرورت چندانی برای این کار وجود ندارد و با تشریفات فراوان آنها را به ایران برمی‌گردانند؛ اما درباره بازگشت مفاخر علمی و فرهنگی، آن‌طور که باید، تلاش نمی‌شود.

البته بازگشت این افراد فقط به تصمیم دولت وابسته نیست. جامعه و حکومت نیز باید پذیرای آنها باشند، ضرورت دارد که نخبگان در ایران حضور داشته باشند. ما به دانش و تجربه آنها نیاز داریم و باید برای حفظ ارتباط با این مفاخر و فراهم‌کردن زمینه بازگشتشان تلاش کنیم.

ما به مفاخر خود نیاز داریم و باید برای بازگشت آنها تلاش کنیم. به نظر من، وزارت میراث‌فرهنگی نیز  این موضوع را در شمار دغدغه‌هایش قرار دهد.

 

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

کلمات کلیدی باستان شناس

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.