دکتر یوسف مجیدزاده هم در غربت رخت از جهان بر بست. همه بهاندازه کافی از بزرگی منش و اخلاق و جایگاه فرهنگی و علمی ایشان داد سخن دادند، اما نگفتند که سالها از آموزش دانشجویان باستانشناسی در دانشگاه تهران واماند و پیش از انقلابفرهنگی، تعدادی از دانشجویان آن روزگار مانع از ورود او به کلاس درس شدند
کم نبودند بزرگانی که بهناحق کنار گذاشته شدند و دستشان از کاری که بلد بودند، کوتاه شد؛ مانند شادروانان فیروز باقرزاده و یوسف مجیدزاده که بعدها، بدون پاککردن تصمیم غیرعادلانه گذشته، برایشان بزرگداشت هم گرفتیم.
دکتر یوسف مجیدزاده هم در غربت رخت از جهان بر بست. همه بهاندازه کافی از بزرگی منش و اخلاق و جایگاه فرهنگی و علمی ایشان داد سخن دادند، اما نگفتند که سالها از آموزش دانشجویان باستانشناسی در دانشگاه تهران واماند و پیش از انقلابفرهنگی، تعدادی از دانشجویان آن روزگار مانع از ورود او به کلاس درس شدند. نگفتند که کسانی بدون هیچ پشتوانه علمی توانستهاند با انواع تدابیر عجیب و فنون غریب، جایگاه او را غصب کنند و او را خانهنشین کنند.
پس از آن، او همچنان دین خود را به باستانشناسی با نوشتن مطالب علمی ادا کرد و در نهایت، مهندس بهشتی از او دعوت کرد تا پروژه کاوشهای بزرگ باستانشناسی را در تپه ازبکی البرز و تپه کنار صندل جیرفت کرمان آغاز کند؛ یکی از محوطههای مهم اما فراموششده کشور در جیرفت که غبار روی آن را دزدان آثار فرهنگی میربودند.
دریغ که باز هم ریشه دشمنی با او باعث شد تا نامش را که به یاد زحماتش بر میدانی کوچک گذاشته بودند، بردارند. او مانند همکارش، دکتر باقرزاده، در فرنگ از دنیا رفت و کیست که نداند آنها چقدر دلبسته این خاک بودند».
یوسف مجیدزاده، باستانشناسِ پیشکسوت، ناجی جیرفت و چهره برجسته میراثفرهنگی، دوشنبه (۲۷ مهر) پس از یک دوره بیماری، دور از وطن و در سن ۹۰ سالگی در فرانسه درگذشت.
او بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به شناخت جوامع باستانی جنوب شرق ایران، بررسی چگونگی شکلگیری شهرنشینی اولیه و تحلیل روابط فرهنگی و تجاری ایران با مناطق همسایه اختصاص داده بود. بااینحال، اهمیت کارنامه او تنها به سرپرستی کاوشهای جیرفت محدود نمیشد؛ مجیدزاده در دانشگاه تهران تدریس کرد، در دورهای دشوار مسئولیت مدیریت گروه باستانشناسی را بر عهده گرفت، در حفظ و تداوم این رشته پس از انقلابفرهنگی نقشی کلیدی داشت، در چند محوطه مهم ایران به پژوهش میدانی پرداخت و آثاری ماندگار درباره تاریخ، هنر و تمدنهای باستانی منتشر کرد.
نقطه عطف کارنامه او، کاوشهای جیرفت بود؛ منطقهای که مجیدزاده آن را «حلقهای گمشده» در شناخت تاریختمدن بشری میدانست. او با این کاوشها توجه محافل علمی جهان را به تمدنی جلب کرد که توانست روایتهای رایج از تاریختمدن در غرب آسیا را به چالش بکشد. او همچنین در بازگشت اشیای غارتشده جیرفت به ایران نقشآفرین بود.